نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


اگر می‌خواهید مسیر توسعه‌ی کسب‌وکار فریلنسری خود را با موفقیت طی کنید، باید مشکلات و موانع این راه را بشناسید و واکنش حساب‌شده‌ای دربرابر آن‌ها نشان دهید.

مشکلات شغلی مختص به هیچ صنعت و حرفه‌ای نیست. همه‌ی کارمندان در مسیر پیشرفت خود، زمانی با مشکلات ساده یا سخت رو‌به‌رو می‌شوند؛ اما ماهیت منحصربه‌فرد آزادکاری باعث می‌شود آزادکاران درمقابل برخی از مشکلات حساس‌تر شوند.

همان‌طورکه در قسمت‌های قبل گفتیم، در نگاه اول، رهایی از محیط کار شرکتی و قوانین اداری و نیز در دست‌ داشتن کنترل پیشرفت شخصی به‌عنوان آزادکار، فضایی رؤیایی به‌نظر می‌رسد. بااین‌حال، بیشتر افرادی که رؤیای این زندگی جدید را در سر می‌پرورانند، مشکلات خاص آزادکاری را نمی‌دانند یا لااقل آن را دستکم می‌گیرند. در طول زمان، مدیریت‌نکردن برخی از این مشکلات صدمات جبران‌ناپذیری در پی دارد.

معمولا مشکلات آزادکاری را به سه گروه تقسیم می‌کنند:

  • مشکلات شخصی: مشکلات شخصی را نمی‌توانیم به آزادکاران منحصر بدانیم. اتفاق‌های ناخوشایندی مانند بیماری یا درگیری‌های خانوادگی در زندگی همه‌ی ما وجود دارد. نکته اینجا است که شما در جایگاه آزادکار نمی‌توانید از مرخصی استعلاجی استفاده و حقوقش را نیز دریافت کنید.
  • مشکلات حرفه‌ای: این مشکلات عمدتا به نوع کارتان بستگی دارند. به‌عنوان‌ مثال، تغییر تکنولوژی یا تغییر نیچ‌ مارکت خاصی که در آن کار می‌کنید یا حتی ازدست‌دادن مشتری، مشکلات حرفه‌ای محسوب می‌شوند.
  • مشکلات اجتماعی‌اقتصادی: تغییر وضعیت بازار، تغییرات فرهنگی و تغییراتی که با روی‌کارآمدن دولت‌های جدید به‌وجود می‌آید، در دنیای آزادکاری بیشتر از سایر بخش‌ها تأثیرگذار است.

در این مطلب، سعی می‌کنیم فهرستی از مشکلات عمومی و رایج آزادکاران را بیان کنیم و راه‌حل‌هایی نیز برای کاهش اثرهای این مشکلات پیشنهاد دهیم.

freelancers challenges

مشکلات رایج آزادکاری

پیشرفت و ارتقا

بسیاری از آزادکاران به بازاریابی و ارتقای خدمات خود فکر نمی‌کنند. بدون بازاریابی هرگز در بازارهای امروزی رشد نمی‌کنید. بهترین راه برای آگاهی‌رسانی درباره‌ی خدماتتان تولید محتوا در قالب ویدئیا پادکست یا مقاله است. محتوا باعث می‌شود مردم برند شخصی شما را کشف کنند. همچنین، به شما کمک می‌کند مهارت‌ها و تخصص‌های خود را بهبود دهید. اگر پیش‌ازاین محتوای ارزنده‌ای آماده کرده‌اید، می‌توانید از راهنمایی کارشناسان محتوا کمک بگیرید که از آخرین روندهای این صنعت اطلاع دارند. به‌علاوه، توصیه می‌کنیم روی ساخت و توسعه‌ی روابط و چشم‌اندازی ویژه متمرکز شوید. در‌این‌صورت، روزنامه‌نگاران و کارشناسان محتوا به شما بیشتر توجه می‌کنند؛ خصوصا که در دنیای رسانه‌های اجتماعی، دیگر محتوای تکراری و بی‌کیفیت نظر کسی را جلب نمی‌کند.

مقاله‌های مرتبط:

زمان‌بندی

در جایگاه آزادکار نه‌تنها باید وظایف تخصصی خود را تکمیل کنید؛ بلکه باید مدیریت حساب‌ها، ارجاع مشتری، پشتیبانی خدمات و بسیاری از وظایف جدید را نیز به‌تنهایی انجام دهید. به‌همین‌دلیل، باید زمان خود را به‌خوبی مدیریت کنید. توصیه‌ی اول و نکته‌ی مهم این است که مسئله‌ی به‌تعویق‌انداختن کارها را برای همیشه کنار بگذارید. برنامه‌ی دقیق و مشروحی برای همه‌ی کارهایتان داشته باشید و به آن پایبند بمانید؛ یعنی مطمئن شوید هر وظیفه را در زمان محدود و معین به‌پایان می‌رسانید. توصیه‌ی دوم این است که از نرم‌افزارهای مدیریت زمان استفاده کنید. اگر به استفاده از آن‌ها عادت کنید، گام بزرگی روبه‌جلو برداشته‌اید. همچنین، راهکارهایی مانند تکنیک پومودورو کمک می‌کند بر حواس‌پرتی غلبه و تمرکز خود را حفظ کنید و کارها را در مهلت‌های مشخص انجام دهید. این تکنیک ترکیبی از کار شدید کوتاه‌مدت و استراحت کوتاه‌مدت به‌صورت متوالی است. شما باید فهرستی از وظایف خود را بنویسید، آن‌ها را اولویت‌بندی و زمان‌سنج را روی ۲۵ دقیقه تنظیم کنید و تا وقتی زمان‌سنج زنگ بزند، روی کار خود متمرکز بمانید. با صدای زنگ زمان‌سنج، روی فهرست خود تیک بزنید و مدت کوتاهی، مثلا ۵ دقیقه، استراحت کنید. این فرایند را چهار بار تکرار کنید و در آخرین دوره، استراحت طولانی‌تری، مثلا ۲۰ تا ۳۰ دقیقه داشته باشید.

freelance contract

دامنه‌ی افزوده‌ی پروژه

دامنه افزوده‌ی پروژه درواقع، درخواست‌های اضافی مشتریان پس از تحویل خدمات است. آزادکاران در بیشتر مواقع با چنین مشکلی مواجه می‌شوند. برای مثال، وقتی وب‌سایت را برای مشتری طراحی کردند، مشتری درخواست می‌کند که چند صفحه‌ی دیگر را به وب‌سایت اضافه کنند. شما به‌عنوان آزادکار نمی‌توانید از این مسئله به‌راحتی چشم‌پوشی کنید؛ زیرا اگر یک‌بار به دامنه‌ی افزوده‌ی پروژه تن دهید، دیگر نمی‌توانید این درخواست‌ها را متوقف کنید.  بهترین راهکار این است که در قرارداد مشتری ذکر کنید هر درخواست اضافه، چقدر هزینه دارد. پیشنهاد می‌کنیم موضوع تنظیم قرارداد را جدی بگیرید.

مقاله‌ی مرتبط:

پیگیری پرداخت مشتریان

«پرداخت‌ها» جدی‌ترین و ناراحت‌کننده‌ترین مشکل آزادکاران محسوب می‌شوند. تصور کنید ساعت‌ها برای پروژه‌ای وقت گذاشته‌اید و محصول یا خدمتی ارائه و سپس، فاکتور هزینه را برای مشتری ارسال کرده‌اید؛ اما هرچه می‌گذرد، از مشتری یا سفارش‌دهنده خبری نمی‌شود. به‌همین‌دلیل، تأکید می‌کنیم بدون تنظیم قرارداد، پروژه‌ی سنگینی را آغاز نکنید. در قراردادها تدابیری برای تأخیر در پرداخت لحاظ کنید. مهم‌تر از همه، تا وقتی حق‌الزحمه‌ی نهایی را دریافت نکرده‌اید، کل نتایج یا خروجی را به مشتری تحویل ندهید. با همه‌ی این تدابیر، بازهم در بسیاری از مواقع مجبور می‌شوید گوشی تلفن را بردارید و با سفارش‌دهنده تماس بگیرید. به‌یاد داشته باشید دریافت هزینه‌ی خدمات ساده‌ترین حق شما است.

متغیربودن حجم کاری

برای آزادکاران جریان همیشگی سفارش‌های کاری بیشتر به رؤیا شبیه است؛ مخصوصا در چند سال اولیه‌ی راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی. برای حل این مشکل می‌توانید علاوه‌بر اجرای پروژه‌های آزاد، با آژانس آزادکاری یا شرکت نیز قرارداد بلندمدت (مثلا یک‌ساله) ببندید و خدمات خود را با پیشنهادهای ویژه، به آن‌ها ارائه کنید. البته، نباید این استراتژی را دائمی بدانید. اغلب شرکت‌ها حقوق و دستمزد کمی برای آزادکاران در نظر می‌گیرند و قرار نیست برای همیشه به این وضعیت تن بدهید. این راهکار تا زمانی‌که تلاش‌های بازاریابی شما به سودآوری برسد، می‌تواند استرس شما را درزمینه‌ی متغیربودن حجم کاری کاهش دهد.

workload

ساعات طولانی کار

بسیاری از آزادکاران در مراحل اولیه فکر می‌کنند از ساعات کار اداری خلاص شده‌اند؛ اما پس از مدتی متوجه می‌شوند بیشتر از قبل کار می‌کنند و گاهی تا نیمه‌شب نیز مشغول تکمیل سفارش هستند. بدون برنامه‌ریزی شغل رؤیایی شما به جهنم شبانه‌روزی تبدیل می‌شود.

  • از نرم‌افزارها یا سرویس‌های مجازی مدیریت زمان و مدیریت پروژه استفاده کنید.
  • برخی از کارها را به سایر آزادکاران و ارائه‌دهندگان خدمات محلی برون‌سپاری کنید.
  • بیش از توان خود پروژه‌ای را نپذیرید.
  • انتظارات مشتری را از ابتدا مدیریت کنید.
  • برای خودتان استانداردهایی برای ساعات کاری وضع کنید.

مشکلات مربوط‌به شریک زندگی یا خانواده

اگر اعضای خانواده‌ی شما در مشاغل سازمانی‌شرکتی کار کنند و به سبک زندگی کارمندی عادت داشته باشند، به‌احتمال‌زیاد سبک زندگی آزادکاری شما را به‌درستی درک نمی‌کنند. گرچه این مسئله ساده به‌نظر می‌رسد، در طول زمان، استرس زیادی به شما تحمیل می‌کند. بسیاری از کارمندان سنّتی ساعات کاری انعطاف‌پذیر را به‌خوبی تعبیر نمی‌کنند؛ به‌همین‌دلیل زمینه برای انواع سوءتفاهم‌ها مهیا می‌شود.

freelance

مشکلات دریافت وام و حساب‌ جاری و سایر مزایا

نه‌تنها بانک‌ها، بلکه بسیاری از وام‌دهندگان نهادی و مؤسسه‌ای نیز هنوز شغلی را با عنوان آزادکاری یا فریلنسری یا خودفرما به‌رسمیت نمی‌شناسند. طبیعتا شما از برخی از تسهیلات مالی کارمندان هم‌رده‌ی خود محروم می‌شوید. البته، این موضوع در کشورها و سازمان‌های بانک‌داری مختلف با واکنش‌های یکسانی همراه نیست.

مقاله‌های مرتبط:

افزون‌براین، وقتی با کارفرمای ثابت کار نمی‌کنید، از پاداش‌های سازمانی و جشن‌ها و مراسم سالانه، بیمه‌ی سلامت و نظیر آن نیز بهره‌ای نمی‌برید. بیشتر آزادکاران دریافت‌نکردن مزایا را مشکل خاصی نمی‌دانند. درعوض، مزایای آزادکاری را به خودتان یادآوری کنید: شما رئیس خودتان هستید و انتخاب می‌کنید چه زمانی و با چه افرادی و روی چه پروژه‌هایی کار کنید.

حواس‌پرتی

ازآنجاکه آزادکاران به‌تنهایی کار می‌کنند، بیشتر از کارمندان سنّتی درمعرض انواع حواس‌پرتی‌های مختلف قرار دارند. این مشکل در محیط کار اشتراکی نیز از بین نمی‌رود و بی‌شک رسانه‌های اجتماعی را باید یکی از متهمان اصلی ماجرا قلمداد کنیم. در‌این‌باره نمی‌توانیم راه‌حل یکسانی برای همه‌ی آزادکاران پیشنهاد دهیم؛ زیرا هر فردی عادات خاص خودش را دارد. بااین‌حال توصیه می‌کنیم اعلان‌های گوشی خود را خاموش‌کنید. شرایطی را فراهم کنید که کودکان یا سایر اعضای خانواده به اتاق کار شما وارد نشوند. اگر این امکان وجود ندارد، بهتر است به اجاره‌کردن اتاق کار فکر کنید. در دفاتر کار اشتراکی، مرزها و حریم‌های خود را با دیگران مشخص کنید و اجازه ندهید سایر افراد از خطوط تعیین‌شده عبور کنند.

freelancers challenges

مشکل تنهایی

زمانی‌که کارکردن در محیط خانه را تجربه می‌کنید، متوجه می‌شوید تنهایی فراتر از هر مشکل دیگری است. شما از تعاملات سازنده و الهام‌بخش محروم هستید و در برخی مواقع، حس می‌کنید از دنیای کار حذف‌ شده‌اید؛ اما دوری کلارک، مشاور بازاریابی، به آزادکاران توصیه می‌کند با به‌کارگیری سه استراتژی، از دام انزوا رهایی یابند و بهره‌وری خود را افزایش دهند و با سایر همکاران ارتباط برقرار کنند:

۱. شما به‌طور فیزیکی با همکاران و آزادکاران دیگر معاشرت نمی‌کنید؛ اما می‌توانید به انجمن آنلاینی از متخصصان هم‌فکر خود ملحق شوید. در این گروه‌ها، فرصت پیدا می‌کنید درباره‌ی موفقیت‌ها و مسئله‌های فعلی خود صحبت کنید یا سؤالات مهمتان را با دیگران مطرح کنید. هرچه پراکندگی جغرافیایی اعضای گروه بیشتر باشد، آن‌ها بدون احساس رقابت و با صداقت بیشتری به شما کمک می‌کنند.

۲. از فناوری‌های ویدئویی استفاده کنید. ترجیحا به‌جای تماس تلفنی، از اسکایپ یا ابزارهای مشابه استفاده کنید تا مخاطب خود را ببینید. در‌این‌صورت، زبان بدن طرف مقابل را می‌بینید و او را بهتر درک می‌کنید و تعاملات شما رنگ عینی‌تری به‌خود می‌گیرد.

مقاله‌ی مرتبط:

۳. رابطه‌ی نزدیک‌تری با همکاران خود برقرار و سعی کنید زندگی شخصی آن‌ها را بهتر بشناسید. بسیاری از آزادکاران فکر می‌کنند معاشرت آن‌ها با همکاران باید صرفا به گفت‌وگوهای شغلی محدود شود؛ درحالی‌که این تصور اشتباه است. زمانی‌که شما با فرد یا افرادی ارتباط دارید، آن‌ها را متقاعدکننده‌تر می‌بینید. در دنیای آزادکاری، شناخت نزدیک همکاران این فرایند را تسریع می‌کند.

نکته: روی یکی از پلتفرم‌های اجتماعی، اتاق کنفرانس مجازی طراحی و جلسات هماهنگی و تعامل با مشتریان را در آن برگزار کنید. با آن‌ها تماس تصویری برقرار کنید و مراحل کار را به‌اشتراک بگذارید و بازخورد بگیرید. دراین‌صورت، طی روز احساس تنهایی کمتری خواهید کرد.
freelancers collaborations

رقابت شدید بین آزادکارانی که در یک حوزه کار می‌کنند

شما کسب‌وکار و وب‌سایت خود را راه‌اندازی کرده و با سازمان‌های محلی تماس گرفته‌اید تا خدماتتان را ارائه دهید. در این زمان، متوجه می‌شوید بازار هدف از آزادکاران زیادی اشباع‌ شده که دقیقا همان خدمات را عرضه می‌کنند. تلاش می‌کنید نفوذ خود را افزایش دهید؛ ولی هیچ‌کس پروژه‌ای به شما نمی‌سپارد؛ زیرا در‌حال‌حاضر، آن‌ها پشتیبانی موردنیاز خود را تأمین کرده‌اند. این جریان یکی از مشکلات رایج آزادکارانی است که به‌تازگی راه خود را انتخاب کرده‌اند.  

زمانی‌که بازار هدف شما از آزادکاران اشباع‌ شده، بهترین کار تجزیه‌وتحلیل رقابتی است. باید ببینید چه‌ کاری می‌توانید انجام بدهید که سایر رقبا هنوز پیشنهاد نداده‌اند. خدمات خاصی را بیابید و روی آن کار و به‌شدت برای کسب‌وکارتان تبلیغ کنید. درغیر این‌صورت، می‌توانید قیمت متفاوت و ارزان‌تری به مخاطبان بالقوه پیشنهاد کنید؛ به‌طوری‌که آن‌ها ترغیب شوند سرویس شما را امتحان کنند.

حتما در رویدادهای شبکه‌سازی محلی نیز شرکت کنید. با دیگران دوستانه و بدون انتظار معاشرت کنید و کارت کسب‌وکار خود را به آن‌ها بدهید. فقط به این دلیل که مردم «فعلا» با آزادکاران دیگری همکاری می‌کنند، به این معنی نیست که برای همیشه مشتری آن‌ها باقی می‌مانند.

اگر هیچ‌کدام از این ایده‌ها را مؤثر نیافتید، بهتر است موقعیت جغرافیایی خدمات خود را گسترش دهید؛ مثلا درباره‌ی بازار هدف شهرهای مجاور تحقیق کنید.

freelance

تمرین‌های ذهنی که خلاقیت آزادکاران را افزایش می‌دهد

حالا که با برخی از مشکلات رایج آزادکاری آشنا شدید، می‌دانید برای موفقیت به خلاقیت بیشتری نیاز دارید. به‌عنوان‌ مثال، محصول یا سرویس شما باید از ویژگی‌های انحصاری جدیدی برخوردار باشد. به‌علاوه، به استراتژی بازاریابی تأثیرگذاری نیاز دارید و باید بسیاری از مسائل دیگر را نیز حل کنید. افرادی در این رقابت برنده می‌شوند که خلاق‌تر هستند. بنابراین، هرگاه احساس بی‌انگیزگی و ایستایی کردید، تمرین‌های زیر را امتحان کنید:

روزمرگی‌هایتان را عوض کنید: عادات روزمره لزوما بد نیستند؛ مگر اینکه باعث شوند ذهنیت روشن خود را فراموش کنیم. با تغییر عادات روزمره، فعالیت‌های جدیدی آغاز می‌کنید و اطلاعات تازه‌ای به‌دست می‌آورید. هرچه‌بیشتر کارهای جدید را امتحان کنید، توانایی خلاقانه فکرکردن خود را افزایش می‌دهید؛ مثلا می‌توانید چند روز، برنامه‌ی بهره‌وری جدید آغاز کنید. اگر همیشه در اتاق خانه کار می‌کردید، حالا از خانه بیرون بروید و در فضای آزاد کار کنید یا مشکلات جدیدی را درزمینه‌ی کاری خود امتحان کنید.

مقاله‌ی مرتبط:

رؤیاپردازی: برخلاف تصور عامه‌ی مردم، رؤیاپردازی عادت مخربی نیست و شما را از واقعیت دور نمی‌کند. برعکس، ممکن است تاحدزیادی خلاقیت شما را هم افزایش دهد. مطالعات جدید نشان می‌دهند افرادی که در ذهنشان حواشی مسائل مختلف پرسه می‌زند، کارهای خلاقانه‌تری می‌توانند انجام بدهند. پس، ذهنتان را آزاد بگذارید و ایده‌آل‌های حرفه‌ای‌تان را تصور کنید.

بازی‌های ویدئویی: تحقیقات نشان می‌دهند گیمرها از توجه و دقت و ادراک بیشتری درمقایسه‌با دیگران برخوردار هستند؛ یعنی ویژگی‌هایی که سنگ بنای مهارت‌های تفکر خلاق به‌شمار می‌روند. البته، توجه به رویکردهای صحیح بازی‌کردن نکته‌ای مهم محسوب می‌شود. از این منظر، بازهای ویدئویی به‌معنای دستیابی به راه‌حل مشکلات و تعامل با افراد دیگر و حتی شاخ‌و‌برگ‌دادن به داستان‌های موجود هستند.

برای وظایف اصلی خود، محدودیت‌های خاصی قائل شوید: استفاده از تمامی منابع دردسترس مانع از بُروز خلاقیت می‌شود؛ زیرا همیشه به‌دنبال ساده‌ترین و آشناترین راه‌حل‌ها خواهید بود. درعوض عامدانه، خودتان را در موقعیت‌های خاص بیازمایید؛ مثلا عملیات محاسباتی را بدون ماشین‌حساب و برنامه‌ریزی‌ها را بدون اپلیکیشن انجام دهید.

طراحی: تحقیقات نشان می‌دهند نقاشی و طراحی تأثیر مستقیم و مثبتی بر خلاقیت و حافظه و ادراک انسان می‌گذارند. می‌توانید هرروز چند دقیقه از وقتتان را به طراحی اختصاص دهید و حتی ایده‌های جدیدی را تصویرسازی کنید که به ذهنتان می‌رسد. پس از مدتی، متوجه می‌شوید این کار به شما کمک می‌کند مشکلات و مسائل را از زوایای مختلف ببینید.

حرف آخر

امروزه، در‌حال‌ورود به مرحله‌ی جدیدی از آینده‌ی کاری هستیم. در این مرحله‌ی جدید، شرکت‌ها می‌توانند به‌جای استخدام کارمندان ثابت، از تخصص و مهارت افرادی بهره بگیرند که محل زندگی آن‌ها در فاصله‌ی زیادی از دفتر مرکزی شرکت واقع‌ شده است. علاوه‌براین، اکثر مردم هم ترجیح می‌دهند خودشان محل کارشان را تعیین کنند. شاید هنوز در کشور ما، کارفرمایان کارهای مهم شرکت را به‌دست کارمندان مهم و تمام‌وقت بسپارند؛ اما این روند در جهان تغییر کرده و انتظار می‌رود تحولات بازار کار جهانی خیلی زود فراگیر شود.  

 


شرکت انرجیکا دو نسخه‌ی خیابانی و اسپرت موتورسیکلت برقی Ego را رونمایی کرده که نسخه‌ی کورسای آن قرار است در مسابقات جهانی MotoE شرکت کند.

شرکت ایتالیایی انرجیکا (Energica) واقع در مودنا درزمینه‌ی تولید موتورسیکلت برقی فعالیت می‌کند که تبحر خاصی در تولید محصولات مسابقه‌ای نیز دارد. این شرکت محصولات برقی متنوعی تولید می‌کند؛ اما یکی از این مدل‌های جدید و جالب‌ انرجیکا ایگو کورسا (Energica Ego Corsa) است که قصد داریم آن را معرفی کنیم. 

Energica Ego Corsa / موتورسیکلت برقی انرجیکا

نسخه‌ی مسابقه‌ای سوپربایک الکتریکی این شرکت در مسابقات گرندپری جام جهانی MotoE با رقیبان مسابقه خواهد داد. در این مسابقات، ۱۸ موتورسوار از ۱۱ تیم در پیست‌های موتوجی‌پی (MotoGP) شرکت می‌کنند و مسابقات سرعت در ۵ مکان مختلف برگزار می‌شود. ازجمله موتورسواران بزرگی که با این موتورسیکلت برقی مسابقه می‌دهند، می‌توان به سته گیبرنو و رندی دپونیه و بردلی اسمیت اشاره کرد. استقبال سال‌های اخیر از مسابقات سری خودروهای برقی برخی از طرفداران مسابقات موتوراسپرت را به‌تعجب واداشته و باعث گرایش علاقه‌مندان خودروهای بنزینی به محصولات برقی شده است. 

Energica Ego Corsa / موتورسیکلت برقی انرجیکا

 قدرت این موتورسیکلت ۱۴۵ اسب‌بخار و گشتاور آن ۲۰۰ نیوتن‌متر است که از موتور الکتریکی PMAC به‌دست می‌آید. وزن انرجیکا Ego به ۲۶۳ کیلوگرم محدود می‌شود؛ درحالی‌که بسته‌ی باتری آن ظرفیت حدود ۱۱.۷ کیلووات‌ساعت دارد.

Energica Ego Corsa / موتورسیکلت برقی انرجیکا

بااین‌حال، نسخه‌ی کورسای این موتورسیکلت برقی گامی درجهت زیبایی‌شناسی و عملکرد فنی برداشته است. قدرت این مدل به بیش از ۱۶۰ اسب‌بخار افزایش یافته؛ درحالی‌که به‌لطف بسته‌ی باتری ۲۰ کیلووات‌ساعتی، وزن کلی موتورسیکلت به ۲۲۶ کیلوگرم محدود می‌شود. با حذف تمام لوازم ضروری برای نسخه‌ی قانونی خیابانی ازجمله شارژر برقی همراه ۳ کیلووات و پوشش باتری آلومینیومی، در این نسخه از قطعات فیبر کربن استفاده شده تا موتورسیکلت برقی به کمترین وزن ممکن برسد. حذف شارژر برقی همراه باعث می‌شود تا بتوان از دُم آیرودینامیکی جدیدی استفاده کرد که بسیار زیباتر از مدل خیابانی انرجیکا Ego به‌نظر می‌رسد. 

Energica Ego Corsa / موتورسیکلت برقی انرجیکا

با برداشتن پوشش باتری آلومینیومی، به‌منظور کاهش وزن از محفظه‌ی پلاستیکی سیاهی استفاده شده که حدود ۲۲ کیلوگرم از وزن کلی موتورسیکلت برقی می‌کاهد. دقت کنید هنوز موتور الکتریکی PMAC از محفظه‌ی آلومینیومی بهره می‌برد. به‌طور کلی، می‌توان انرجیکا Ego Corsa را بسیار سبک‌وزن و سریع دانست که از عناصر بصری موجود در مدل خیابانی بهره نمی‌برد؛ بااین‌حال، هنوزهم زیبایی خاص خود را دارد. 

Energica Ego Corsa / موتورسیکلت برقی انرجیکا

مقاله‌های مرتبط:

کمک‌فنر عقب قرارگرفته در سمت چپ هنوزهم جذابیت بصری درخورتوجهی دارد که شاید بخشی از آن به‌دلیل رنگ زرد متضاد آن باشد. این نوع کمک‌فنر تغییر درخورتوجهی درمقایسه‌با نمونه‌ی اولیه‌ی انرجیکا دارد که کمک‌فنر آن همراه‌با اتصالات همراه، در قسمت پایین و داخل دوشاخه مخفی می‌شود. باید ببینیم کِی این شیوه‌ی قرارگیری کمک‌فنر در نسخه‌ی تولیدی بهبود می‌یابد. البته قرارگیری کمک‌فنر در نسخه‌ی خیابانی انرجیکا Ego بیشتر به‌دلیل محدودیت‌های مکانی بوته است؛ اما در نسخه‌ی کورسا باتوجه‌به وجود فضای درخورملاحظه می‌توان آن را به‌شکل بهتری درآورد. 

Energica Ego Corsa / موتورسیکلت برقی انرجیکا

جام جهانی MotoE برای موتورسیکلت‌های برقی می‌تواند فرصتی مناسب برای نمایش توانایی‌های انرجیکا باشد. باید ببینیم محصولات برقی این شرکت چقدر می‌توانند در کسب جایگاه موفق باشند و توانایی‌های خود را به‌رخ رقیبان بکشند. 

 


GPipe یکی از کتابخانه‌های برتر آموزش شبکه‌ی عصبی گوگل است که به‌تازگی به‌صورت متن‌باز دراختیار توسعه‌دهندگان قرار گرفت.

فعالان حوزه‌ی هوش مصنوعی، خصوصا در ابعاد بزرگ، با خبر خوشحال‌کننده‌ی گوگل روبه‌رو شدند. زیرمجموعه‌ی تحقیقات هوش مصنوعی گوگل اعلام کرد کتابخانه‌ی کاربردی GPipe خود را به‌صورت متن‌باز دراختیار توسعه‌دهندگان قرار می‌دهد. این ابزار کتابخانه‌ای برای آموزش حرفه‌ای شبکه‌های عصبی عمیق است که با فریمورک Lingvo از TensorFlow کار می‌کند. فریمورک مذکور برای مدل‌سازی تناوبی در شبکه‌ی عصبی استفاده می‌شود. به‌بیان‌ِدیگر، می‌توان آن را روی هر شبکه‌ی متشکل از لایه‌های متوالی متعدد اجرا کرد. یانپینگ هوانگ، مهندس هوش مصنوعی گوگل، در وبلاگش خبر متن‌بازشدن کتابخانه‌ی مذکور را اعلام کرد. او می‌گوید:

شبکه‌های عصبی عمیق در بسیاری از وظایف مهم یادگیری ماشینی، همچون تشخیص گفتار و شناسایی بصری و پردازش زبان کاربردهای پیشرفته‌ای دارد. مدل‌های بزرگ‌تر و پیشرفته‌تر شبکه‌های عمیق عصبی بهره‌وری بیشتری در انجام وظایف دارند. به‌عنوان مثال، در مواردی همچون شناسایی بصری و رابطه‌ی مستقیمی بین ابعاد شبکه‌ی عصبی و دقت تشخیص‌های سیستم هوش مصنوعی وجود دارد. ما در GPipe، با ایجاد سیستم‌های موازی تلاش می‌کنیم تا مشکل مقیاس‌دهی به شبکه‌های عمیق عصبی را برطرف کنیم.

هوانگ و همکارانش مقاله‌ای برای توضیح بهتر نحوه‌ی کارکرد GPipe منتشر کرده‌اند. جزئیات آن مقاله می‌گوید کتابخانه‌ی گوگل دو روش آموزش هوش مصنوعی را به‌کار می‌گیرد. یکی از آن‌ها با نام Synchronous Stochastic Gradient Descent شناخته می‌شود که الگوریتمی برای بهینه‌سازی به‌روزرسانی پارامترهای هوش مصنوعی است. روش دیگر Pipeline Parallelism نام دارد که سیستم اجرا ایجاد و خروجی هر مرحله از آموزش را به‌عنوان ورودی به مرحله‌ی بعد وارد می‌کند.

AI

سهم عمده‌ی مزایای GPipe به‌‌دلیل اختصاص بهتر حافظه به مدل‌های هوش مصنوعی به‌دست می‌آید. در TPUهای نسل دوم گوگل (پردازنده‌های اختصاصی هوش مصنوعی گوگل در فضای ابری)، GPipe اشغال حافظه را از ۶.۲۶ گیگابایت به ۳.۴۶ گیگابایت کاهش داد. درنتیجه‌، ۳۱۸ میلیون پارامتر در یک هسته‌ی شتاب‌دهنده‌ی واحد اجرا شد. هوانگ می‌گوید بدون استفاده از GPipe، هر هسته می‌تواند تنها ۸۲ میلیون پارامتر مدل را آموزش دهد.

مقاله‌های مرتبط:

مزیت یادشده، تنها نقطه‌ی برتری GPipe نیست. آن کتابخانه مدل‌ها را در بین شتاب‌دهنده‌های جداگانه دسته‌بندی و به‌‌طور خودکار آن‌ها را تقسیم‌بندی می‌کند (ساختار Mini-Batches). سپس، این بخش‌های کوچک‌شده از نمونه‌های آموزشی به بخش‌های کوچک‌تر (Micro-Batches) تبدیل می‌شوند و درنهایت، فرایند اجرایی بین همان دسته‌های میکرو اجرا می‌شود. به‌بیان‌ ساده‌تر، قابلیت فراوان به هسته‌ها امکان می‌دهد به‌صورت موازی کار کنند که تأثیر منفی دسته‌بندی‌ها روی کیفیت مدل‌ها را کاهش می‌دهد.

گوگل در مثالی از کاربرد کتابخانه‌ی خود، الگوریتم یادگیری عمیق به‌نام AmoebaNet-B را آموزش داد. در آن فرایند، ۵۵۷ میلیون پارامتر مدل‌سازی و تصاویر نمونه روی TPUها اجرا شدند و درنهایت، روی هر هسته ۱.۸ میلیارد پارامتر ترکیب شد که ۲۵ برابر بیش از حالت‌های بدون استفاده از GPipe بود. هوانگ می‌گوید آن الگوریتم یادگیری روی دیتاسِت‌های مشهور عملکردی عالی داشت. طبق آمار او، دقت دیتاسِت ImageNet با استفاده از کتابخانه به ۸۳.۴ درصد، CIFAR-10 به ۹۹ درصد و CIFAR-100 به ۹۱.۳ درصد رسید.

شبکه‌های عصبی / Neural Networks

با استفاده از کتابخانه‌ی GPipe، سرعت آموزش نیز افزایش یافت. در آزمایشی دیگر روی الگوریتم AmoebaNet-D، توزیع مدل روی TPUهایی چهاربرابر بیشتر از مدل‌های پیشین، سرعت را ۳.۵ برابر افزایش داد. در مثالی دیگر، وقتی محققان گوگل مدل‌های مبتنی بر زبان Transformer را با ۸ میلیارد پارامتر روی TPUهای نسل سوم اجرا کردند، سرعت ۱۱ برابر افزایش پیدا کرد. آن پردازنده‌های اختصاصی به ۱۶ هسته و ۲۵۶ گیگابایت حافظه‌ی رم مجهز بودند.

هوانگ در پایان پست وبلاگی‌اش نوشت:

توسعه‌ی ادامه‌دار و موفقیت بسیاری از کاربردهای یادگیری ماشین، مانند خودروهای خودران و تصویربرداری‌های پزشکی، منوط به دستیابی به بیشترین دقت ممکن است. چنین دستاوردی اغلب نیازمند مدل‌های بزرگ‌تر و پیچیده‌تر خواهد بود. ما خوشحالیم GPipe را به جامعه‌ی بزرگ‌تر محققان عرضه می‌کنیم و امیدواریم محصول ما، زیرساختی کاربردی برای آموزش مفید شبکه‌های عصبی عمیق باشد.


شرکت استون مارتین جدیدترین محصولش با نام AMR RB 003 را به‌عنوان نسخه‌ای شهری از مدل مسابقه‌ای والکری معرفی کرده است.

در اوایل قرن بیستم، شرکت استون مارتین خود را به‌عنوان سازنده خودروهای اسپرت، سریع، راحت و بزرگ معرفی کرد. بااین‌حال در قرن بیست‌ویکم، استون مارتین ابرخودروهای موتور‌وسط را به سبد محصولات خود اضافه کرد. جدیدترین عضو این خانواده AM-RB 003 نام دارد که با خودروهایی همچون والکری و والکری AMR Pro مشابهت دارد.

اگر شما ظاهر والکری را دوست داشتید، پس احتمالا از AM-RB 003 هم راضی خواهید بود؛ زیرا شباهت زیادی باهم دارند. باوجوداین، چهره‌ی مدل جدید پخته‌تر و شهری‌تر است تا برای رانندگی روزانه مناسب باشد.

استون مارتین AMR RB 003

اسپلیتر جلو کمی بالاتر نصب شده و برجستگی کمتری دارد. قسمت پشتی خودرو هم ارتفاع کمی دارد و بال عقب را در خود مخفی کرده که به بزرگی نمونه‌ی نصب‌شده در والکری نیست. سیستم خروجی‌های اگزوز، شامل دو خروجی شبیه به لوله‌ی توپ‌های جنگی هستند. این سیستم درمقایسه‌با خروجی اگزوز والکری تغییراتی کرده است.

اکنون، می‌توان با بدنه‌ی محافظه‌کارانه‌ی این خودرو ارتباط بیشتری برقرار کرد. شرکت استون‌ مارتین هم اعتقاد دارد 003 درمقایسه‌با والکری، ساده‌تر و معمولی‌تر است. بااین‌حال، نباید این خودرو را به‌عنوان جانشین ونتیج بدانیم؛ زیرا به‌گفته استون مارتین، این خودرو در تعداد بسیار محدودی ساخته خواهد شد و ازنظر قدرت و تکنولوژی و قابلیت‌های مسابقه‌ای دستکمی از والکری ندارد. به‌جای استفاده از موتور ۱۲ سیلندر ۱,۱۶۰ اسب‌بخاری کازورس، 003 از موتور ۶ سیلندر‌ به‌علاوه توربوشارژر و سیستم هیبریدی کمکی بهره می‌برد. پیش‌تر، شایعاتی مبنی بر استفاده‌ی این سیستم در والکری هم شنیده بودیم.

شرکت استون مارتین به‌‌واضح اعلام نکرده که از خط‌تولید Milton Keynes تیم فرمول یک ردبول استفاده کرده است؛ اما در مصاحبه مطبوعاتی، اعلام شد این خودرو از برخی از تکنولوژی‌های فرمول یکی برخوردار است که در نمونه‌ی والکری هم استفاده شده بود. هنوز هیچ مشخصاتی از قدرت موتور دراختیار نیست؛ اما استون مارتین اعلام کرده این پیشرانه را مهندسان داخلی شرکت طراحی کرده‌اند.

استون مارتین AMR RB 003

علاوه‌بر سیستم کمکی هیبریدی، 003 از پیشرفته‌ترین عناصر آیرودینامیکی هم بهره ‌می‌برد. ویژگی‌های آیرودینامیکی این خودرو را آدرین نویی، سرمهندس تیم فرمول یک ردبول، طراحی کرده است. در قست عقبی، بال FlexFoil نصب شده که از تکنولوژی تأییدشده‌ی ناسا بهره می‌برد تا بدون تغییر زاویه‌ی بال، میزان نیروی عمود‌برسطح (Downforce) را تغییر دهد. این بال اصطکاک و اثر گردابی یا صدای بادی تولید نمی‌کند و از طراحی جذاب یکپارچه با بدنه بهره می‌برد.

استون مارتین AMR RB 003

مقاله‌های مرتبط:

به‌گفته‌ی استون مارتین، این فناوری در هنگام عرضه‌ی نهایی 003 به بازار بهتر هم خواهد شد و با افزایش ضریب نوسانی، حالت دینامیکی خودرو را تغییر خواهد داد. استون مارتین AM-RB 003 در دوران ناپختگی به‌سر نمی‌برد و البته، کاملا بالغ هم نیست. استون مارتین اطلاعات بیشتری درباره‌ی این خودرو منتشر نکرده؛ اما مشخص است نسخه‌ی تولیدی و نهایی این خودرو با نامی جدید تا سال ۲۰۲۱ عرضه خواهد شد. این خودرو اکنون در نمایشگاه ژنو به‌نمایش درآمده است.


برای مردم قبیله‌ی واپوگورو در تانزانیا سندرم سرجنباندن یکی از سرنوشت‌های شوم احتمالی است. این قبیله در ارتفاعات ماهنگ در قلب تانزانیا زندگی می‌کند: سرزمینی از کوهستان‌های تنومند، جنگل‌های پوشیده از مِه و گنج‌های کمیاب زیرزمینی از فسیل گرفته تا سنگ‌های قیمتی درخشان. در این منطقه، این مردم صدها سال در انزوا و دورازهیاهوی دنیای بیرون زندگی می‌کردند تا اینکه در سال ۱۹۵۹، سروکله‌ی پزشکی نروژی پیدا شد. لوئیس ژیلک-آل تقریبا ۲۸ سال داشت و تازه از مدرسه‌ی پزشکی فارغ‌التحصیل شده بود و قصد داشت مطبی در این ناحیه برپا کند. مدتی از شروع کارش نگذشته بود که متوجه چیز عجیبی شد. تقریبا هرروز، کودکانی حتی دوساله با سوختگی‌های شدیدی به مطب او آورده می‌شدند. در نمونه‌ای، دختر کوچکی دراثر شدت سوختگی کاملا تشخیص‌ناپذیر شده بود، بسیاری از کودکان دیگر هم دراثر شدت زخم‌هایشان از دنیا رفتند. سوختگی‌ها اغلب روی شبکه‌ای از زخم‌های صورتی رنگ‌پریده دیده می‌شدند که حاصل سوختگی‌های قدیمی بود.

درواقع، به‌نظر می‌رسید جوان‌ترین اعضای قبیله به‌طور مشکوکی دربرابر طیف وسیعی از حوادث حساس باشند. وقتی ژیلک-آل سعی کرد بفهمد چه اتفاقی در‌حال‌وقوع است، او با واکنش ترس و فرار ساکنان منطقه مواجه شد. حتی خویشاوندان کودکان مبتلا تمایلی به توضیح روند وضعیت کودکان خود نداشتند.

سرانجام ژیلک-آل متوجه شد بیمارانش دچار تشنج‌هایی بودند که محلی‌ها به آن کیفافا (به‌معنای مرگ کوچک) می‌گفتند. آن‌ها دراثر این تشنج‌ها گاهی در محل آتشی می‌افتادند که برای غذاپختن درست کرده بودند و گاهی نیز در رودخانه غرق می‌شدند؛ اما این موضوع به اینجا ختم نمی‌شد. همچنین، این کودکان دچار توقف در رشد و مشکلات ذهنی و رفتارهای خاصی نظیر راه‌رفتن غیرعادی و حالت چهره‌ی بی‌جان بودند. آن‌ها چندبار در روز دچار تکان‌خوردن سر می‌شدند و چشم‌های خود را می‌بستند و بارهاوبارها سرشان را به‌سمت سینه‌ی خود می‌انداختند. این بیماری معمولا چندسالی طول می‌کشید و درنهایت، با مرگ زودهنگام خاتمه می‌یافت.

اگرچه اعضای واپوگورو به‌ حد مرگ از کیفافا می‌ترسیدند، در سایر مناطق تانزانیا کسی درباره‌ی این بیماری مطلبی نشنیده بود و حتی قبایل همسایه نیز از آن بی‌خبر بودند. از آن زمان به‌بعد، سندرم سرجنباندن در سرتاسر شرق آفریقا از جنوب سودان گرفته تا شمال اوگاندا دیده شد و زندگی هزاران نفر را نابود کرد. در هر منطقه‌ی جدید، معلوم نمی‌شد بیماری ناگهان از کجا پیدا می‌شد؛ ولی پشت این طاعون مرگ‌بار چیست و چگونه می‌توانیم از آن جلوگیری کنیم؟

سندرم سرجنباندن

افراد دچار سندرم سرجنباندن اغلب دچار سوختگی یا دیگر جراحاتی می‌شوند که درنتیجه‌ی تشنج‌های آن‌ها اتفاق می‌افتد

تاکنون، کسی نمی‌داند علت این سندرم چیست. در گذشته، تصور می‌شد این بیماری شکل نادر و مرموزی از صرع باشد؛ اما آخرین پژوهش‌ها نشان می‌دهند این وضعیت ممکن است بیماری نورودژنراتیو باشد که به‌شکل ترکیبی از صرع و برخی از علائم پارکینسون و آلزایمر بُروز می‌کند. درپایان، عوارض مرتبط‌با تشنج نظیر آسیب مغزی و تصادف یا مشکل در وضعیت روانی قربانیان این بیماری را معمولا از پای در‌می‌آورند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۸ نشان می‌داد مغز نوجوانان مبتلا به این بیماری شباهت زیادی با مغز بیماران سال‌خورده‌ی مبتلا به دو بیماری پارکینسون و آلزایمر دارد. مایکل پولانن، متخصص آسیب‌شناسی دانشگاه تورنتو و مسئول این پژوهش می‌گوید:

این خط جدیدی از پژوهش است؛ زیرا اکنون می‌دانیم نوعی آسیب مغزی در این بیماران اتفاق می‌افتد. می‌توانید درباره‌ی این موضوع این‌گونه فکر کنید: اگر بتوانید کشف کنید کدام نوع آسیب مغزی وجود دارد، شاید بتوانید برای یافتن علت آن در جهت وارونه کار کنید.

مقاله‌های مرتبط:

هم‌پوشانی علائم این بیماری با دیگر بیماری‌ها اهمیت انجام پژوهش در‌این‌زمینه را بیشتر می‌کند. نه‌تنها سندرم سرجنباندن برخی از مردم آسیب‌پذیر زمین را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد؛ بلکه این بیماری ممکن است عامل درک اختلالاتی باشد که دانشمندان مدت‌ها است به‌دنبال علت آن‌ها می‌گردند. درحالی‌که یکی از بیماری‌‌ها، همچون آلزایمر، در میلیون‌ها نفر با سبک زندگی کاملا متفاوت و تقریبا در سرتاسر جهان دیده می‌شود، بیماری دیگر فقط در جمعیت‌های کوچک ایزوله‌شده دیده می‌شود. در چنین جوامعی، آسان‌تر است مشخص کنیم چرا فردی، مثلا کودکی با سندرم سرجنباندن، دچار این بیماری شده؛ درحالی‌که دیگران مبتلا نشده‌اند.

دراین‌باره چه اطلاعاتی داریم؟

درباره‌ی سندرم سرجنباندن، تئوری‌های تخیلی زیادی وجود دارد. در ماهنگ، محلی‌ها کیفافا را با خوابی شوم مرتبط می‌دانند؛ اما جدا از خرافات، آنچه مشخص است، این است بیماری مذکور به‌ارث نمی‌رسد. پیتر اسپنسر، دانشمند عصب‌شناس مؤسسه‌ی علوم بهداشت حرفه‌ای اورگون می‌گوید:

اگرچه این بیماری بیشتر در خانواده‌ها دیده می‌شود، نوعی بیماری است که می‌آید و می‌رود. این بیماری در سال ۱۹۹۷ در شمال اوگاندا دیده شد و در اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰، به‌اوج رسید و سپس، ناپدید شد. شما نمی‌توانید این بیماری را نوعی اختلال ژنتیکی توارثی در نظر بگیرید؛ زیرا با الگوی آن سازگار نیست.

پزشک

ژیلک-آل (سمت چپ) در سال ۲۰۰۹، او مطالعات زیادی روی سندرم سرجنباندن انجام داد

مشوّق مهم دیگر به‌منظور تلاش برای درک سندرم سرجنباندن، بیماری گیج‌کننده‌ی دیگری است که عمدتا در جزیره‌ی گوام (Guam) دیده شده است. این جزیره‌ی تنها در گوشه‌ی دورافتاده‌ای از اقیانوس آرام قرار گرفته و هزاران کیلومتر با نزدیکترین قاره فاصله دارد. اگرچه گوام جزو ایالات متحده‌ی آمریکا به‌شمار می‌رود، این منطقه منزلگاه مردم چامورو است که حداقل از سال ۱۹۰۴، با بیماری ناشناخته‌ای زندگی می‌کنند. دانشمندان این بیماری را کمپلکس ALS-پارکینسون-دمانس (ALS-PDC) غرب اقیانوس آرام می‌نامند و محلی‌ها به آن لاتیکو-بودیگ می‌گویند.

این بیماری پس از مشاهده‌ی گواهی‌های فوت متعددی کشف شد که نشان می‌داد بیماران دراثر تخریب عضلات از دنیا رفته‌اند. در دهه‌ی ۱۹۵۰، این بیماری به‌شدت شیوع یافت. در این زمان، این بیماری قاتل اصلی مردم این جزیره بود. این بیماری دو نوع است: ۱. لاتیکو که شبیه بیماری نورودژنراتیو ALS (بیماری نورون حرکتی) است؛ ۲. بودیگ که شبیه به سندرم سرجنباندن است. هر دو این بیماری‌ها مولفه‌های معمول پارکینسون و دمانس (زوال عقل) را دارند. اگر بخواهیم ازلحاظ فنی صحبت کنیم، لاتیکو و بودیگ دو بیماری مجزا هستند؛ اما به‌علت هم‌پوشانی محدوده‌های آن‌ها و این حقیقت که آن‌ها علت ناشناخته یکسانی دارند، باهم آمیخته می‌شوند. اسپنسر می‌گوید:

موضوع مهم آن است که این بیماری خانوادگی بود و در دهه‌ی ۱۹۵۰ فرض می‌شد که ژنتیکی باشد. تا دهه‌ی ۲۰۰۰، این بیماری ناپدید شد؛ اما دانشمندان ژنتیک‌ هنوز سعی می‌کردند برای این بیماری علت‌های ژنتیکی بیان کنند. امروزه، این بیماری از گوام ناپدید شده  و کاملا آشکار است که عامل این بیماری محیطی بوده است.

مدارک اشتباه

شاید تعجب کنید چرا جست‌وجو برای یافتن علت سندرم سرجنباندن پیشرفتی نکرده؛ اما دانشمندان سال‌ها به‌دنبال مدرکی اشتباه بودند. این مشکل با شیوع سندرم سرجنباندن در جنوب سودان در سال ۲۰۰۰ آغاز شد. پژوهشگران متوجه شدند این بیماران همچنین آلوده به دو نوع کرم انگلی مختلف هستند. یکی از این انگل‌ها انکوسرکا ولولوس (کرم کوری رودخانه) بود که دانشمندان برای تأیید ارتباط آن با سندرم سرجنباندن تلاش زیادی کردند. انکوسرکیازیس بیماری وحشتناکی است که لاروِ آن ازطریق مگس سیاه وارد پوست قربانی می‌شود. در چند ماه، این لاروها بالغ می‌شوند و خانه‌های خود را در توده‌های برآمده پوست می‌سازند. سپس، در آنجا جفت‌گیری و خانواده‌ی کرمی خود را آغاز می‌کنند. آن‌ها در هرروز حتی تا ۱,۵۰۰ لارو (میکروفیلاریا) تولید می‌کنند که در تمام بدن به حرکت درمی‌آیند و به هر بافت و اندام مجاوری حمله می‌کنند.

بیماری کوری رودخانه

زمانی تصور می‌شد سندرم سرجنباندن را کرم‌های انگلی مسبب بیماری کوری رودخانه ایجاد می‌کنند

نکته‌ی عجیب این است که خودِ کرم‌ها مشکل اصلی نیستند. وقتی آن‌ها می‌میرند، بدن دربرابر لاشه‌ی آن‌ها پاسخ ایمنی بسیار قوی و مخربی تدارک می‌بیند و همین واکنش به‌عنوان آغازگر سندرم سرجنباندن مطرح شده بود؛ گرچه این تئوری مشکلاتی داشت. این انگل‌ها در مناطقی از آمریکای مرکزی و جنوبی نیز شیوع می‌یابند و موجب آلوده‌شدن مردم می‌شوند؛ اما در این مناطق، اثری از سندرم سرجنباندن دیده نمی‌شود. باتوجه‌به این موضوع نمی‌توان دراین‌زمینه این انگل‌ها را مقصر دانست؛ اما مدارک گمراه‌کننده‌ی دیگری نیز وجود داشته است. اسپنسر می‌گوید:

سرجنباندن علامتی غیرمعمولی است. این حالت فقط در یک بیماری دیگر تشریح شده است؛ اختلالی پس از سرخک که در برخی از مناطق اروپا، مانند آلمان، دیده شده است.

این بیماری نادر که به‌نام SSPE شناخته می‌شود، درصورت ابتلا به سرخک در سنین بسیار پایین ممکن است توسعه پیدا کند. درست مانند سندرم سرجنباندن، علائم معمول شامل مشکلات ذهنی و افتادن سر است و درست مانند سندرم سرجنباندن این بیماری در دوران کودکی بُروز می‌کند. آیا سندرم سرجنباندن هم می‌تواند ربطی به سرخک داشته باشد؟

در شمال اوگاندا، این ایده به‌خوبی جور درمی‌آید. از اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۰۶، این منطقه مرکز جنگ داخلی سه جناحی بود که سعی می‌کردند کنترل منطقه را در دست بگیرند. بیش از یک میلیون نفر از خانه‌های خود فرار کردند و به اردوگاه‌های داخلی پناه بردند. این اردوگاه‌ها محل‌هایی بود که بیماری‌هایی نظیر وبا و سرخک و سرخچه در آن‌ها شیوع داشت.

واکسن سرخک

سرخک می‌تواند به بُروز سندرم SSPE منجر شود؛ سندرمی که شبیه سندرم سرجنباندن است

اکنون این جنگ به‌پایان رسیده است؛ ولی تبعات آن همچنان برای مردم وجود دارد. در اواسط دهه‌ی ۲۰۰۰، یعنی حدود پنج سال پس از خونین‌ترین مرحله‌ی جنگ و سرازیرشدن مردم به‌سوی اردوگاه‌های آلوده، سندرم سرجنباندن در شمال اوگاندا به‌اوج خود رسید. برای حمایت از این مدارک زمان‌بندی هم تنظیم شده بود. ویروس سرخک تأثیری شدیدی روی نوزادان و کودکان بسیار کم‌سن دارد و توسعه‌ی SSPE نیز چند سال طول می‌کشد. کودکان مبتلا در اوگاندا معمولا ۷ ساله بودند. اکنون فقط لازم است دانشمندان کشف کنند این ایده در تانزانیا و جنوب سودان نیز تأیید می‌شود یا نه. اسپنسر می‌گوید:

اگر می‌خواهیم علتی برای این بیماری‌ها پیدا کنیم، باید در هر سه منطقه‌ی جغرافیایی پذیرفتنی باشد و بتوانیم بگوییم ویژگی مشترکی از تمام سندرم‌های سرجنباندن در این سه منطقه‌ی جداگانه، شکست عملیات واکسیناسیون معمول بوده است.

اسپنسر ترجیح می‌دهد بگوید سرخک، تنها علت احتمالی نیست؛ بلکه سرخچه نیز ممکن است ایجاد وضعیتی مشابه با SSPE را باعث شود. البته ازآنجاکه هر دو ویروس موجب بُروز علائم مشابهی می‌شوند و برای پیشگیری از آن‌ها از یک واکسن استفاده می‌شود، نمی‌توان مشخص کرد کدام‌یک ممکن است علت همه‌گیری اوگاندا باشد. حتی ممکن است علت ویروس ناشناخته‌ای باشد.

بدون توجه به نوع ویروس، فرضیه‌ی ویروس با یافته‌های جدید نیز سازگار است. اکنون، دانشمندان شواهدی از نقش احتمالی عفونت‌ها در تعداد بسیاری از بیماری‌های نورودژنراتیو را پیدا کرده‌اند؛ از ویروس ساده‌ی تبخال که احتمال ابتلا به بیماری آلزایمر را همراه‌با چند عامل دیگر از جمله باکتری مسبب بیماری لثه به‌شدت افزایش می‌دهد تا ویروس اپشتین‌بار که در بسیاری از بیماران مبتلا به MS دیده می‌شود. همچنین، ویروس‌ها به واردشدن به مغز متهم شده‌اند؛ جایی‌که آن‌ها موجب آغاز التهاب عمومی و تولید پروتئین‌هایی می‌شوند که موجب ایجاد اختلال دائمی در عملکرد طبیعی مغز می‌شوند.

جنگ داخلی اوگاندا

جنگ داخلی در اوگاندا منجر به گسترش بیماری‌هایی مانند سرخک شد که شاید بتواند ظهور سندرم سرجنباندن را در مناطق آلوده توضیح دهد

یکی از این پروتئین‌ها بتاآمیلویید است. این پروتئین ویژگی‌های ضدمیکروبی دارد و ممکن است نقشی در مبارزه با عفونت ایفا کند؛ اما وقتی پولانن مغز آن دسته از کودکان اوگاندایی را بررسی کرد که دراثر سندرم سرجنباندن از دنیا رفته بودند، چنین چیزی مشاهده نکرد. درواقع، پژوهشگران شواهد فراوانی از وجود بیماری نورودژنراتیو، مانند وجود کلاف‌های بزرگی از پروتئین مهم دیگری به نام تائو در مغز پیدا کردند؛ ولی علامتی از عفونت وجود نداشت. پولانن می‌گوید:

ما التهابی نمی‌بینیم که به‌نظر برسد ناشی از ویروس باشد. ما انگل و هیچ نشانه‌ای از وجود عفونت باکتریایی و انواع آسیب‌های سلولی یا بافتی نمی‌بینیم که درصورت وجود عفونت دیده می‌شوند. آیا نبود این نشانگرها به‌کلی احتمال عامل ویروسی را کنار می‌گذارد؟ ما نمی‌دانیم.

اسپنسر هم به‌همان اندازه مردد است. او می‌گوید:

مایکل پولانن درست می‌گوید هیچ نشانه‌ای از آن نوع آسیب‌شناسی نمی‌بینید که در بیماری بعد از سرخک انتظار دارید. باوجوداین، فکر می‌کنم درباره‌ی آلزایمر هم می‌توانیم بگوییم هیچ علامتی از عفونت در مغز بیماران مبتلا به آلزایمر نمی‌بینیم. بنابراین، این بحث بسیار پیچیده است.

برگردیم به گوام. آخرین یافته‌ها درباره‌ی لاتیکو-بودیگ شاید بتواند عامل مؤثر را پیدا کند: «رژیم غذایی». مردم چامورو بذر درختان سیکاد را می‌خورند. این درختان از زمان سلطنت دایناسورها در آن منطقه وجود داشته‌اند. این بذرها از ترکیب شیمیایی بتا‌متیل ‌آمینو ‌ال‌آلانین (BMAA) غنی هستند. بتامتیل آمینو ال‌آلانین ماده‌ای است که موجب ایجاد آسیب‌های مغزی می‌شود. آیا سموم موجود در غذا نقشی در بُروز سندرم سرجنباندن دارند؟

این بیماری در برخی از جوامع فقیر آفریقایی دیده می‌شود که کودکان مبتلا رژیم غذایی فقیری دارند. در جریان جنگ داخلی اوگاندا، مردم ساکن در اردوگاه‌ها از شدت گرسنگی مجبور شدند غذاهای مشکوکی مانند ذرت کپک‌زده و بذرهای پوشانده‌شده با آفت‌کش‌ها را مصرف کنند. بنابراین، احتمال داشتن کودک مبتلا به سندرم سرجنباندن در خانواده‌هایی بیشتر بود که از این موادغذایی استفاده کرده بودند.

تانزانیا

ادامه‌ی کار لوئیس ژیلک-آل در ارتباط با بیماران دچار صرع در تانزانیا با حمایت بنیاد خیریه

در برخی مواقع، حتی مواد خامی نظیر کاساوا و سورگوم می‌توانند کودکان را درمعرض خطر قرار دهند. این مواد حاوی مواد شیمیایی هستند که می‌توانند به سیانید تجزیه شوند که ماده‌ای کشنده است. آ‌ن‌ها تصور می‌کنند با استفاده از این مواد از گیاهانشان دربرابر حشرات محافظت می‌کنند و حاصل این کار آن‌ها بیماری نورودژنراتیو کونزو است که فقیرترین و گرسنه‌ترین قسمت‌های شرق و مرکز آفریقا را درگیر کرده است. این غذا برای کاهش سیانید باید خرد شود و چند روز در آب خیس بخورد. اگرچه ریشه‌ی کاساوا سرشار از کربوهیدرات و کلسیم و ویتامین C است، اگر این غذا به‌خوبی فراوری نشود، می‌تواند موجب مسمومیت افرادی شود که از آن تغذیه می‌کنند. این سمّ موجب تخریب نورون‌هایی می‌شود که سیگنال‌های مغز را به عضلات می‌برند و می‌تواند به بُروز فلج بازگشت‌ناپذیر منجر شود. گفتنی است بسیاری از قربانیان درنهایت، دچار فلج چهار اندام (تتراپلژی) می‌شوند.

درخت سیکاد

بذر درختان سیکاد غنی از ترکیب شیمیایی بتا‌متیل ‌آمینو ‌ال‌آلانین است؛ ماده‌ای که موجب ایجاد آسیب‌های مغزی می‌شود

اگر سندرم سرجنباندن علت غذایی داشته باشد، کشف آن می‌تواند تأثیر جهانی عظیمی بگذارد. از زمان کشف این موضوع که ترکیب BMAA می‌تواند موجب بُروز بیماری لاتیکو-بودیگ شود، دانشمندان درباره‌ی این موضوع مشغول مطالعه شدند که آیا همین علت ممکن است در توسعه‌ی دیگر بیماری‌های نورودژنراتیو نیز نقش ایفا کند. به‌نظر می‌رسد چنین احتمالی وجود دارد و ماده‌ای شیمیایی که گفته می‌شود دربرابر این آسیب‌ها محافظت می‌کند، درحال‌گذراندن مراحل آزمایش‌های بالینی است. ممکن است به‌زودی راه جدیدی برای درمان بیماران مبتلا به ALS و دمانس در مراحل اولیه پیدا شود. پولانن می‌گوید:

کاملا به ادامه‌دادن این پژوهش متعهدم و گروهی از پژوهشگران از رشته‌های مختلف را دورهم جمع خواهم کرد. این کار فقط در قالب یک تیم انجام‌شدنی است و هیچ متخصصی نیست که همه‌ی دانش لازم برای حل این مشکل را داشته باشد. این رویکردی است که می‌خواهیم آن را دنبال کنیم.

در‌حال‌حاضر، معمای سندرم سرجنباندن همچنان ادامه دارد. چه کسی می‌داند، شاید یک روز این بیماری مبهم در شرق آفریقا بتواند مدرکی حیاتی فراهم کند که به درمان بسیاری از بیماری‌های دیگر در سرتاسر جهان کمک کند.


روزالیند السی فرانکلین (Rosalind Elsie Franklin)، شیمی‌دان انگلیسی و متخصص تصویربرداری اشعه‌ی X، همکاری‌های بسیاری در تحقیقات و بررسی‌های مولکول‌های DNA و RNA داشت. او از دانش شیمی خود در تحقیقات گسترده‌ی زیست‌شناسی و صنعتی هم استفاده کرد و مواردی همچون ویروس‌ها و زغال و گرافیت هم با مشارکت او بهتر شناخته شدند.

فعالیت فرانکلین در کالج سلطنتی لندن زمینه‌ای شد تا وی به تحقیقات در حوزه‌ی مولکو DNA نزدیک شود. همکاری‌های او و تصویربرداری مشهورش از مولکول DNA که با نام تصویر ۵۱ شناخته می‌شود، باعث شد دو دانشمند دیگر، یعنی جیمز واتسون و فرانسیس کریک، ساختار این مولکول حیاتی را شرح دهند و بعدها، جایزه‌ی نوبل را دریافت کنند. پس از تحقیقات درباره‌ی مولکول حیاتی نیز فعالیت‌های فرانکلین روی ساختار ویروس‌ها معطوف شد که بعدها، همکارش، آرون کلوگ، با ادامه‌دادن تحقیقات، جایزه‌ی نوبل شیمی را دریافت کرد.

تولد و تحصیل

روزالیند فرانکلین در ۲۵ژوئیه‌ی۱۹۲۰ در لندن به‌دنیا آمد. او فرزند دوم از خانواده‌ای ۷ نفری بود و پدرش الیس در بانک Keyser فعالیت می‌کرد. مادر او ماریل نام داشت و به‌همراه الیس،‌ درکنار کسب‌وکارهای پرسود خانوادگی، فعالیت‌های خیریه نیز انجام می‌داد. روزالیند تحصیلاتش را در مدرسه‌ی دخترانه‌ی سنت‌پائول شروع کرد. آن مدرسه یکی از مراکز تحصیلی مدرن‌ ازنظر روش آموزش در آن سال‌ها بود که دختران را برای شروع جدی فعالیت‌های کاری تربیت می‌کرد. در آن سال‌ها هنوز زنان نقش‌های پررنگی در جوامع غربی ایفا نمی‌کردند و چنین مدارسی به‌نوعی ساختارشکن هم محسوب می‌شدند.

روزالیند فرانکلین / Rosalind Franklin

فرانکلین در کودکی

روزالیند از همان سال‌های ابتدایی تحصیل، علاقه‌ی خود را به ریاضیات و علوم تجربی و یادگیری زبان‌های دیگر علاقه‌مند بود. علاقه‌ی وی به یادگیری زبان منجر شد وی زبان‌های فرانسوی و ایتالیایی و آلمانی را در سال‌های جوانی بیاموزد. تفریحات خانوادگی فرانکلین‌ها اکثرا پیاد‌ه‌روی و گردش بود که در شکل‌دادن به شخصیت روزالیند هم تأثیر بسزایی داشت. او در سال‌های جوانی هم به این نوع تفریح‌ها علاقه زیادی نشان می‌داد.

مادر روزالیند درباره‌ی او می‌گوید:

او در تمام عمرش می‌دانست به کدام سمت باید حرکت کند. روزالیند با همین روحیه، در ۱۶ سالگی علوم پایه را به‌عنوان هدف خود انتخاب کرد.

با اوج‌گرفتن جنگ جهانی دوم، تحقیقات شیمی‌فیزیک در انگلیس با مشکل مواجه شد

روزالیند در سال ۱۹۳۸، وارد کالج Newnham، یکی از دو دانشکده‌ی دخترانه‌ی دانشگاه کمبریج در آن سال‌ها شد. پدر او برخلاف بسیاری از مردان آن زمان، مخالفتی با ادامه‌ی تحصیلش به آن سبک نشان نمی‌داد و فقط ترجیح می‌داد دخترش رشته‌ی عمومی‌تری برای تحصیل انتخاب کند. به‌هرحال، فرانکلین وارد کالج شد و شیمی‌فیزیک مسیر توسعه‌ی مهارت‌هایش را مشخص کرد.

سال‌های ابتدایی تحصیلات دانشگاهی فرانکلین، بسیار تحت‌تأثیر جنگ جهانی دوم قرار گرفت. تعدادی از استادان برای خدمت به جنگ فراخوانده و تعدادی دیگر نیز به‌دلیل درگیری‌های ملیتی اخراج شدند. فرانکلین درباره‌ی آن سال‌ها گفته بود تقریبا تمامی افراد فعال در آزمایشگاه Cavendish کالج رفته بودند. به‌علاوه، به‌دلیل آنکه اکثر تحقیقات شیمی‌فیزیک را آلمانی‌ها انجام می‌دادند، فرانکلین امیدی به آینده‌ی آن نداشت. تنها نکته‌ی مثبت آن جنگ برای روزالین، جذب استادی مهاجر به‌نام آدرین ویل از فرانسه بود که بعدها، به استاد راهنما و مربی فرانکلین بدل شد.

روزالیند فرانکلین / Rosalind Franklin

درک ساختارهای کربنی

فرانکلین در سال ۱۹۴۱، مدرک کارشناسی خود را دریافت کرد و همچنین، بورس تحقیقاتی دانشگاهی و بورس تحقیقاتی «دپارتمان تحقیقات صنعتی و علمی» انگلستان نیز به او اهدا شد. اولین فعالیت‌های تحقیقاتی او در آزمایشکاه آر. جی. دابلیو نوریش انجام شد که یکی از پیش‌گامان فتوشیمی در جهان بود. در سال ۱۹۴۲، هنوز سایه‌ی جنگ بر انگلستان وجود داشت و روزالیند باید فعالیت‌هایی مرتبط با آن را انتخاب می‌کرد. او یا باید خدمات ساد‌‌ه‌ی جنگی یا تحقیقات علمی با هدف دستاوردهای جنگی را انتخاب می‌کرد.

در آن سال‌ها، عموم فعالیت‌های تحقیقاتی و آزمایشگاهی را مردان انجام می‌دادند و فرانکلین در جایگاه زن، بخت کمی برای پیداکردن فرصت کاری داشت. درواقع، بهترین موقعیت علمی زنان در آن سال‌ها، تدریس در دانشگاه بود.

دسته‌‌بندی کربن‌ها با بلورنگاری کمک شایانی به توسعه‌ی صنعت مرتبط کرد

فرانکلین به‌ناچار تحقیقات مرتبط‌با جنگ را با هدف اخذ مدرک دکتری انتخاب کرد. او در سال ۱۹۴۲، به مؤسسه‌ی BCURA رفت که در حوزه‌ی کاربردی‌سازی زغال‌سنگ و مواد مشابه برای اهداف مختلف فعالیت می‌کرد. دی. اچ. بانگام اولین مدیر مؤسسه بود و چندین فارغ‌التحصیل فیزیک و شیمی را برای بررسی و حل مسائل زغال‌سنگ و مواد مشابه، مانند زغال چوب، گردهم آورده بود. در آن زمان، زغال‌سنگ و موادمشابه دارایی‌های استراتژیکی در دوران جنگ محسوب می‌شدند. کاربرد آن‌ها نه‌تنها در بحث سوخت، بلکه برای کاربردهای دیگر همچون ساخت ماسک‌‌های گازی اهمیت داشت.

با وجود پیشرفت‌هایی که صنعت شیمی کربن در سال‌های ابتدایی قرن بیستم تجربه کرده بود، هنوز سؤال‌های زیادی درباره‌ی آن ماده‌ی مهم باقی مانده بود. به‌عنوان مثال، دانشمندان می‌دانستند روزنه‌های مهمی در انواع آن ماده وجود دارد؛ اما دلیل مقاومت بهتر برخی از انواع آن دربرابر نفوذ آب، حلّال‌ها، گاز و موارد مشابه را درک نمی‌کردند.

روزالیند فرانکلین / Rosalind Franklin

فرانکلین سال بعد، درباره‌ی انواع کربن و زغال‌سنگ تحقیق کرد. او می‌کوشید با مطالعه‌ی تفاوت ساختارهای انواع آن مواد، دلایل مختلف برای نفوذپذیری و خصوصیات دیگر را کشف کند. او ایده‌هایی هم درباره‌ی نقش گرمادهی و کربن‌دهی در بهبود نفوذپذیری کربن و زغال‌سنگ مطرح کرد. این شیمی‌دان انگلیسی برای تحقیقاتش زغال‌سنگ‌های متنوع را از جزایر بریتانیا جمع‌آوری می‌کرد و آن‌ها را برای ادامه‌ی آزمایش پودر و چگالی پودرها را با استفاده از آب، متانول، هگزان یا بنزن بررسی می‌کرد. 

مطالعات ساختاری فرانکلین درباره‌ی ساختار زغال‌سنگ نشان داد منافذ موجود در آن‌ها، در سطح مولکولی خصوصیات منحصربه‌فردی دارد و با گرمادهی و همچنین تغییر نسبت کربن تغییر می‌کند. فرانکلین اولین فردی بود که آن ساختارهای مولکولی را کشف کرد. یافته‌های او دسته‌بندی کیفی زغال‌سنگ را ممکن کرد و همچنین، پیش‌بینی بازدهی عملیاتی آن ماده نیز با استفاده از نتایج تحقیقات فرانکلین، آسان‌تر و دقیق‌تر شد. درنهایت، فعالیت‌های تحقیقاتی او در BCURA به تألیف تز دکتری منجر شد. فرانکلین در سال ۱۹۴۵، مدرک دکتری خود را با ۵ مقاله‌ی علمی از دانشگاه کمبریج دریافت کرد.

تحقیقات حرفه‌ای با پرتونگاری X

فرانکلین پس از جنگ جهانی دوم، به‌دنبال شغلی متفاوت درحوزه‌ی تخصصی‌اش بود. او با همکاری استادش، آدرین ویل، به پاریس رفت و در آزمایشگاهی در آن شهر مشغول به‌کار شد. فرانکلین در نامه به استادش برای پیداکردن شغل نوشته بود:

اگر فردی را پیدا کردید که به‌دنبال خدمات شیمی‌فیزیک‌دان با دانش کم درباره‌ی شیمی‌فیزیک و دانش درخورتوجه درباره‌ی منافذ زغال‌سنگ‌ها بود، به من اطلاع دهید.

داستان آشنایی فرانکلین با جامعه‌ی علمی فرانسه در کنفرانسی علمی درباره‌ی کربن در لندن شکل گرفت. در آن کنفرانس، ویل، فرانکلین را به مارسل متیو معرفی کرد که در آن زمان، مدیریت آژانس دولتی فرانسه با مأموریت‌های تحقیقاتی را برعهده داشت. متیو، فرانکلین را با جک مرینگ آشنا کرد و اولین آموزش‌های کریستالوگرافی با تمرکز روی موادی پیچیده‌تر از کریستال‌های معدنی و فلزی شروع شد.

روزالیند فرانکلین / Rosalind Franklin

فعالیت‌های تحقیقاتی در آزمایشگاه پاریس با استفاده از بلورنگاری X انجام می‌شد و روزالیند بسیار زود در آن به مهارت رسید. تحقیقات او با هدف درک ساختار کربن‌های گرافیتی و غیرگرافیتی در آن آزمایشگاه، پایه‌های ساخت فیبرکربن در سال‌های بعد را شکل داد که به ساخت مواد بسیار مقاوم دربرابر گرما نیز منجر شد. همین دستاوردها فرانکلین را به شهرتی جهانی در بین شیمی‌دانان حوزه‌ی کربن رساند.

تحقیقات فرانکلین پایه‌های طراحی و تولید فیبر کربن را بنا کرد

روزالیند با وجود مهارت بسیار در بلورنگاری X، همیشه خود را شیمی‌دان و نه بلورنگار معرفی می‌کرد. هرچند طبق ادعای کارشنا‌سان مختلف، او زیباترین تصاویر بلورنگاری تاریخ را ثبت کرده است. ادامه‌ی تحقیقات در آن حوزه، باعث شد فرانکلین زغال‌سنگ و برخی مواد ارگانیک دیگر مانند پلاستیک‌ها را در دو دسته‌ی اصلی تقسیم‌بندی کند. یکی از دسته‌ها موادی بودند که با گرمادهی وارد مرحله‌ی گرافیتی‌شدن نمی‌شدند و چگالی پایین و منافذ بزرگ و سختی بسیاری داشتند. دسته‌ی دیگر نیز آن‌هایی بودند که با گرمادهی به‌سرعت به گرافیت تبدیل می‌شدند.

فرانکلین پس از دسته‌بندی مواد کربنی، به این نتیجه رسید کربن‌های غیرگرافیتی از ساختار سیستمی از اتصالات بینابینی در کریستال‌های کربنی خود برخوردار هستند که از تغییر ساختار و شکل‌گیری گرافیت مانع می‌شود. آن نوع از کربن‌ها همان موادی بودند که کاربردهای صنعتی بسیاری پیدا کردند. ساخت بوته‌های آزمایشگاهی و لوله‌ها و قطعات دیگر با مقاومت زیاد دربرابر گرما، با استفاده از همین نوع مواد کربنی انجام گرفت.

در جریان تحقیقات درباره‌ی کربن‌های مقاوم دربرابر گرما،‌ فرانکلین پیشرفت‌های چشمگیری نیز در بخش بلورنگاری X رقم زد که به‌ویژه در تصویربرداری از مولکول‌های بزرگ و پیچیده کاربرد داشت. به‌علاوه، استفاده از روش‌های ریاضیاتی در تفسیر بلورنگاری‌ها هم نقش مهمی در تحقیقات فرانکلین ایفا کرد. همین دستاوردها بود که سال‌های بعد، مطالعه و تحقیقات بلورنگاری روی مولکول‌های زیستی را برای فرانکلین ممکن کرد.

روزالیند فرانکلین / Rosalind Franklin

دانشگاه روزالیند فرانکلین در ایلی‌نوی آمریکا

مطالعات فرانکلین با استفاده از دستگاه‌های اشعه‌ی X در فرانسه، مشکلات متعددی هم داشت. دستگاه‌های آن زمان به‌‌دلیل استفاده‌های طولانی‌مدت برای تحقیقات، عموما دچار گرمای بیش‌ازحد و ازکارافتادگی می‌شدند. به‌عنوان مثال، برخی آزمایش‌های فرانکلین تا ۱۰۰ ساعت مداوم به پرتونگاری نیاز داشت. به‌علاوه، خود محققان باید تجهیزات را طراحی و بهینه‌سازی و تعمیر می‌کردند.

فرانکلین از تحقیقات در مؤسسه‌ی فرانسوی لذت می‌برد. در آزمایشگاه او، روابط دوستانه‌ای بین محققان وجود داشت و آنان از فرصت‌های مختلف برای دوستی هرچه‌بیشتر و اشتراک‌گذاری نتایج تحقیقات خود استفاده می‌کردند. فرانکلین فرانسه را مانند خانه‌ی خود می‌دید و از آن لذت می‌برد. او ارتباط‌های پایداری با محققان آزمایشگاه ایجاد کرده بود و به محیطی عشق می‌ورزید که به فعالیت زنان در حوزه‌ی علوم اهمیت می‌داد.

شیمی‌دان بزرگ انگلیسی پس از چند سال فعالیت در فرانسه، با وجود علاقه‌ی زیاد به آزمایشگاه پاریس، به‌دنبال شغل در وطنش بود. در سال ۱۹۴۹، او جست‌وجو برای شغل جدید را در انگلستان شروع کرد. یکی از دوستانش، چارلز کالسون، شیمی‌دان تئوری بود که پیشنهاد بلورنگاری X را روی مولکول‌های زیستی به فرانکلین داد. در سال ۱۹۵۰، بورسیه‌ی تحقیقاتی در یکی از زیرمجموعه‌های کالج پادشاهی لندن به فرانکلین اهدا شد.

داستان دراماتیک DNA

واحد فیزیک زیستی کالج لندن با مدیریت جان. تی. رندال، محل فعالیت و تحقیقات فرانکلین در دهه‌ی ۱۹۵۰ بود. رندال زمینه‌های فعالیت را برای او آماده کرده بود تا واحدی اختصاصی برای تحقیقات اشعه‌ی X با هدف تجزیه‌وتحلیل پروتئین‌ها اداره کند. ماریس ویلکینز یکی از دستیاران ارشد آزمایشگاه بود که به رندال و فرانکلین پیشنهاد داد آزمایش‌ها درباره‌ی مولکول DNA انجام شود.

ویلکینز

ویلکینز

وفتی فرانکلین به کالج لندن بازگشت، فقط ۵ سال از شروع تحقیقات بیوفیزیکی رندال می‌گذشت. رندال که خود مخترع رادار بود، در آن زمان مانند بسیاری از محققان هم‌دوره‌ی خود، به استفاده از فیزیک برای درک ساختار مولکول‌های بزرگ و کارکرد آن‌ها در ارگانیزم‌های بزرگ‌تر علاقه‌مند بود. مولکول‌های درگیر در بحث وراثت، در آن زمان مدنظر بسیاری از دانشمندان بودند. اسوالد تی. اوری داشنمندی بود که DNA را ماده‌ی شیمیایی مهمی در وراثت معرفی کرده بود؛ اما بسیاری از دانشمندان پروتئین‌ها را عوامل تأثیرگذار می‌دانستند. درنهایت، برنامه‌ی رندال با این عبارت معرفی شد: «بررسی همه‌ی جنبه‌های عوامل فیزیکی تأثیرگذار بر مراحل میتوز و تقسیم سلول». جهت‌گیری تحقیقاتی فرانکلین در کالج لندن، به ناراحتی‌ ویلکینز هم منجر شد؛ چراکه رندال مسئولیت تحقیقات را برعهده‌ی فرانکین گذاشته بود.

مقاله‌ی مرتبط:

تحقیقات فرانکلین روی DNA با استفاده از نمونه‌ی تیموس انجام شد که رودوف سیگنر از برن آن را استخراج و برای آزمایش آماده کرده بود. سیگنر نمونه‌های خود را در کنفرانسی در سال ۱۹۵۰ دراختیار ویلکینز و دیگر دانشمندان گذاشته بود. ویلکینز مطالعات متعددی روی آن نمونه انجام داد و به قطعاتی بسیار ریز و باریک برای مطالعه‌ی دقیق‌تر هم رسیده بود. به‌هرحال،‌ مشکلات او با فرانکلین مانع می‌شد که این دو دانشمند در تحقیقات همکاری تنگاتنگی داشته باشند و روزالیند تلاش می‌کرد به‌تنهایی کارهای بلورنگاری را در آن بخش ادامه دهد.

هم‌زمان با تحقیقات ویلکینز، روزالیند هم تجهیزات جدید اشعه‌ی X خود را همراه‌با دوربین میکروسکوپی فیلیپس آماده‌ی تحقیقات کرد. او مسئله‌ی دانشمندان قبلی برای مطالعه‌ی مولکول DNA، یعنی نگه‌داشتن رطوبت در محیط دوربین را با راهکاری ویژه حل کرد. روزالیند هیدروژن را به استفاده از محلول‌های نمک به محیط آزمایش تزریق می‌کرد و رطوبت موردنیاز خود را به‌دست می‌آورد. 

به‌هرحال پس از گذشت ۶ ماه از تحقیقات، فرانکلین به دستاوردهای اولیه در تحقیقات DNA رسیده بود و با ثبت چند تصویر باکیفیت، تفاوت دو نوع مولکول آن را کشف کرد. مطالعات فرانکلین روی ۲ نوع مولکول DNA نشان داد یکی از آن‌ها اصطلاحا «خیس» و دیگری «خشک» است. او به‌سرعت به این نتیجه رسید نوع خیس ساختاری مارپیچی دارد. در آن نوع از مولکول DNA، فسفات سطح خارجی بدنه را می‌پوشاند و زنجیرها نیز از جنس ریبوز هستند. درباره‌ی مولکول خشک، بررسی‌های ریاضیاتی تصاویر ثبت‌شده ساختار مارپیچی را نشان نمی‌داد؛ اما با یک سال تحقیق بیشتر، ساختار مارپیچی آن نوع نیز اثبات شد.

کریک

فرانسیس کریک

ویلیکینز پس از اطلاع از دستاوردهای فرانکلین به او پیشنهاد داد با همکاری یکدیگر تحقیقات را ادامه دهند. فرانکلین این‌بار نیز درخواست او را با عصبانیت رد و اصرار کرد فرایندهای بلورنگاری آزمایشگاه، تنها با مدیریت او انجام شوند. به‌هرحال، رندال آن‌ها را مجبور به تفاهم کرد و درنهایت، ویلکینز روی نوع B یا خیس مولکول و فرانکلین روی نوع A یا خشک، تحقیقات خود را ادامه دادند.

نتایج تحقیقات فرانکلین بدون اطلاع او به پیشرفت واتسون و کریک کمک کرد

هم‌زمان با تحقیقات فرانکلین، دو دانشمند دیگر به نام‌های فرانسیس کریک و جیمز واتسون در آزمایشگاه کاوندیش کالج لندن مشغول تحقیق روی مدل تئوری DNA بودند. این دانشمندان ارتباط نزدیکی باهم نداشتند؛ اما در سال ۱۹۵۳، یکی از تصویرهای ثبت‌شده‌ی فرانکلین و خلاصه‌ای از تحقیقات منتشرنشده‌ی او را ویلکینز دراختیار آن دو نفر قرار داد.

درنهایت، واتسون و کریک بدون ارتباط با فرانکلین، مقاله‌ی تاریخی خود را درباره‌ی کشف ساختار DNA در مجله‌ی Nature چاپ کردند. آن‌ها به فرانکلین نگفتند از تصاویر ثبت‌‌شده‌ی او در تحقیقات استفاده کرده‌اند و اشاره‌ای نیز به نامش نکرده‌اند. کریک سال‌های بعد اعتراف کرد فرانکلین در درک ساختار صحیح DNA در سال ۱۹۵۳، چند قدم از آن‌ها جلوتر بود.

جیمز واتسون

جیمز واتسون

عکس شماره‌ی ۵۱

عکس شماره‌ی ۵۱ (Photo 51) نامی مستعار برای تصویر بلورنگاری پرتوی X است که ریموند گاسلینگ در سال ۱۹۵۲، آن را ثبت کرد. او دانشجوی روزالیند فرانکلین در مقطع دکتری بود. این تصویر همان اطلاعات حیاتی بود که به ادامه‌ی تحقیقات کریک و واتسون کمک کرد.

عکس شماره‌ی ۵۱ اطلاعات حیاتی و پایه‌ای برای مدل‌سازی مولکول DNA را فراهم کرد. باتوجه‌به آن عکس، ساختار مارپیچی دوگانه‌ی آن مولکول کشف شد. به‌هرحال، واتسون و کریک با استفاده از جزئیات همان بلورنگاری توانستند ابعاد و ساختار مارپیچ را بهتر درک کنند. درنهایت، آن عکس به منبع اطلاعاتی مهمی تبدیل شد که نظریه‌های پیشین درباره‌ی ساختار مارپیچی را تأیید می‌کرد. شایان ذکر است آن نظریه‌ها را نیز ابتدا گاسلینگ در مجله‌ی Nature مطرح کرد.

تاریخ‌نگاران پس از بررسی دقیق‌تر عکس شماره‌ی ۵۱، بحث و جدل‌های متعددی درباره‌ی آن و تأثیرش روی تحقیقات واتسون و کریک مطرح کردند. بحث اول، اثرگذاری تصویر مذکور در نتایج تحقیقات واتسون و کریک را مطرح کرده و دیگری، روش دستیابی محققان به‌ آن عکس را نقد می‌کند. به‌عنوان مثال، برخی می‌گویند حتی اگر تصویر بدون اطلاع فرانکلین به آن دو دانشمند نمی‌رسید، احتمال کشف نهایی ساختار به‌وسیله‌ی فرانکلین مشخص نبود.

عکس شماره ۵۱

عکس شماره‌ی ۵۱

تحقیقات درباره‌ی ویروس‌ها

در سال ۱۹۵۳، فرانکلین تصمیم گرفت مطالعات خود را در آزمایشگاه کریستالوگرافی بربک ادامه دهد. محل کار جدید حرفه‌ای‌تر و به‌روزتر از کالج پادشاهی بود و فرانکلین در آنجا احساس احترام می‌کرد. به‌علاوه، مدیر آزمایشگاه تحقیقات زیست‌مولکولی جان درموند برنال بود که روزالیند از سال‌ها قبل احترام ویژه‌ای برای او قائل بود. برنال یکی از پیش‌گامان بلورنگاری و کاربردش در مباحث زیستی بود. درواقع، او توسعه‌دهنده‌ی بسیاری از روش‌هایی بود که فرانکلین در فرانسه آموخت. 

ویروس موزائیکی تنباکو

تصویر میکروسکوپی ویروس موزاییکی تنباکو

او مطالعه روی ساختار ویروس‌های گیاهی را زمینه‌ی اصلی کاری‌‌اش انتخاب کرد. یکی از ویروس‌های اصلی مطالعه‌‌شده‌ی فرانکلین ویروس موزاییکی تنباکو (TMV) نام داشت. ویروس موزاییکی تنباکو باعث تغییر شکل و رنگ در برگ‌های تنباکو می‌شد و مطالعه روی آن به دهه‌ی ۱۸۸۰ بازمی‌گردد. آن ویروس ارگانیزمی ساده و پایدار و بسیار پیش‌رونده بود. درک ساختار ویروس‌ها برای درک چگونگی ایجاد بیماری به‌وسیله‌ی آن‌ها بسیار مهم بود. 

ویروس موزاییکی تنباکو زمینه‌ی اصلی تحقیقات بلورنگاری فرانکلین روی ویروس‌ها بود

گروه همکاران فرانکلین در آن زمان، عضوی به‌نام آرون کلاگ هم داشت که سال‌ها بعد، موفق شد جایزه‌ی نوبل شیمی را دریافت کند. مطالعات پرتونگاری متعددی در آن آزمایشگاه روی ویروس‌ها انجام می‌گرفت که برخی از آن‌ها پایه‌های یافته‌های علمی مهمی را شکل دادند.

یکی از یافته‌هاتی مهم فرانکلین درباره‌ی ویروس موزاییکی تنباکو یا TMV نشان داد ماده‌ی ژنتیکی آن ویروس یا همان RNA، در دیواره‌های داخلی پروتئین محافظ قرار دارد. البته، نتایج تحیقاتی روزالیند با همکاری تعدادی از دانشمندان مطرح ویروس‌شناسی به‌دست آمده بودند. همکاران آمریکایی نقش مهمی در یافته‌های علمی فرانکلین ایفا کردند. او در دو سفر در سال‌های ۱۹۵۴ و ۱۹۵۶ با آن دانشمندان آشنا شده بود و به‌نوعی شبکه‌ای از ارتباطات علمی در آنجا داشت. رابی ویلیامز و بری کامنر و واندل استنلی از دوستان و همکاران او در آمریکا بودند.

آرون کلاگ

داستان اولین سفر فرانکین به آمریکا، به کنفرانس گوردون در سال ۱۹۵۴ بازمی‌گردد. او برای ارائه‌ی مقاله‌ای درباره‌ی شیمی زغال‌سنگ به کنفرانس دعوت شده بود و درکنار آن، از آزمایشگاه زیست‌شناسی Marine در وودزهول، دانشگاه واشنگتن در سنت‌لوئیز، دانشگاه برکلی و مؤسسه‌ی تحقیقات فناوری پاسادنا در کالیفرنیا بازدید کرد.

تحقیقات فرانکلین روی ساختار مولکولی ویروس‌ها، با استقبال مؤسسه‌ی سلطنتی انگلستان مواجه شد. در سال ۱۹۵۶، مدیر آن مؤسسه از روزالیند درخواست کرد مدل‌هایی بزرگ از اشکال میله‌ای و کُروی ویروس‌ها بسازد. آن نمونه‌ها برای نمایش در نمایشگاه علوم سال ۱۹۵۸ بروکسل آماده شدند.

زندگی شخصی و سرطان و مرگ

همان‌طورکه در ابتدا گفته شد، فرانکلین عاشق سفر، به‌ویژه پیاده‌روی و ماجراجویی‌های پیاده بود. او پس از سفرهای متعدد خانوادگی در سال‌های نوجوانی به فرانسه، عاشق فرهنگ مردم آن شده بود. او فرانسوی‌ها را برتر از انگلیسی‌‌ها می‌دانست و بسیاری از اوقات، رفتارها و فرهنگ خودبرتربینی انگلیسی‌ها را نقد می‌کرد. در سال‌های زندگی و تحقیق در فرانسه، فرانکلین یک‌بار به رشته‌کوه‌های آلپ سفر کرد که حادثه‌ای در آن سفر، او را تا مرز مرگ پیش برد.

آزمایش‌های متعدد فرانکلین در پاریس و درمعرض اشعه‌ی X، مشکلاتی هم برایش به‌همراه داشت. کمی قبل، دانشمند بزرگ دیگر پرتونگاری، ماری کوری، به‌‌دلیل قرارگرفتن درمعرض پرتوها، جان خود را از دست داده بود و استانداردهای تحقیقاتی پرتویی در فرانسه، به‌‌دلیل همان رخداد درمعرض بازبینی و توسعه قرار گرفتند. همین استانداردهای امنیتی باعث شدند فرانکلین مدتی از ورود آزمایشگاه پاریس منع شود؛ چون نشان نظارت پرتونگاری او مقدار اشعه‌ی X واردشده به بدنش را زیاد ارزیابی می‌کرد. البته روزالیند در زمان تحقیقات در انگلستان، از نشان‌ها و تجهیزات مخصوص برای نظارت بر تأثیرات پرتوها استفاده نمی‌کرد و همکاران نیز شجاعت تذکردادن به او را نداشتند. 

دانشگاه بربک

نمایی از دانشگاه بربک

روایت‌هایی که از زندگی روزالیند فرانکلین نقل می‌شود، او را فردی تنها و بدون داشتن ارتباطات عمیق عاطفی معرفی می‌کند. در سال ۱۹۵۶، وی به بیماری سرطان تخم‌دان مبتلا شد. برخی کارشناسان عامل ژنتیکی مشترک در خاندان فرانکلین را دلیل بیماری‌های او نامیدند. روزالیند ۱۸ ماه زیر انواع درمان‌ها و جراحی‌ها قرار گرفت. در آن مدت،‌ برخی اوقات سلامت روزالیند رو‌به‌بهبودی بود و او از آن فرصت برای کمک به تیم تحقیقاتی‌اش و همچنین دریافت کمک‌هزینه برای آن‌ها، همه‌ی تلاشش را کرد. مبارزه‌ی او با سرطان به‌حدی سخت بود که برخی اوقات با وجود ناتوانی در راه‌رفتن، خود را به‌سختی از پله‌های آزمایشگاه بالا می‌کشید. درنهایت پس از ماه‌ها تحمل بیماری، این دانشمند بزرگ ۱۶آوریل۱۹۵۸ از دنیا رفت. جسد او در آرامگاه خانوادگی گورستان ویلسدن در منطقه‌ی برنت لندن به‌خاک سپرده شد.

افتخارات پس از مرگ

اکثر تاریخ‌نگاران و دانشمندان در این حقیقت اتفاق‌نظر دارند که مطالعات روزالیند فرانکلین در مسیر یافته‌های علمی مهم قرن بیستم، تأثیر زیادی گذاشته است. او خصوصا در مسیر کشف ساختار مولکول DNA محقق تأثیرگذاری بود؛ اما متأسفانه مرگ اجازه نداد نهایی‌شدن مسیر تحقیقاتش را ببیند. کریک و واتسون و ویلکینز در سال ۱۹۶۲، به‌‌طور مشترک جایزه‌ی موبای شیمی را به‌خاطر تحقیقات درباره‌ی ساختار DNA دریافت کردند. قوانین نوبل مانع از نامزدکردن و جایزه‌دادن به افراد فوت‌شده می‌شود؛ به‌همین‌دلیل، فرانکلین حتی پس از مرگش نیز جایزه‌ی فوق را دریافت نکرد. 

جایزه نوبل واتسون کریک ویلکینز

دریافت جایزه‌ی نوبل توسط واتسون و کریک و ویلکینز

به‌هرحال، مرگ زودرس مانع از قدردانی صحیح مجامع علمی از فرانکلین شد. چندین سال پس از درگذشت دانشمند بزرگ انگلیسی، مؤسسه‌های مختلف انواع افتخارات را به‌نام او ثبت مردند. از میان آن افتخارات می‌توان به نشان‌های شهری و تغییرنام سالن‌‌ها در کینگز کالج لندن و موارد مشابه اشاره کرد. به‌عنوان مثال، در سال ۱۹۹۷ دانشکده‌ی بلورنگاری دانشگاه بربک آزمایشگاهی به‌نام روزالیند فرانکلین تأسیس کرد.

در سال ۲۰۰۳، انجمن سلطنتی علوم انگلستان جایزه‌ای برای تحقیقات اثرگذار علمی با نام روزالیند فرانکلین در نظر گرفت که برای تحقیقات مهم در حوزه‌های علوم زیستی و مهندسی به دانشمندان اهدا می‌شود. انجمن سلطنتی شیمی در همان سال، کینگز کالج لندن را منطقه‌ی مهم تاریخی در علم شیمی نام‌گذاری کرد و در پلاکی روی دیوار ورودی، با اشاره به تحقیقات فراوان در مسیر کشف ساختار DNA، نام دانشمندان بزرگی همچون فرانکلین را ثبت کرد. در سال‌های بعد نیز، انواع افتخارها و نام‌گذاری‌ها با هدف قدردانی از فرانکلین به‌نام او ثبت شدند و از نمونه‌های جدید آن‌ها می‌توان به مریخ‌نورد جدید سازمان فضایی اروپا اشاره کرد که در سال ۲۰۱۹، به‌نام روزالیند فرانکلین ثبت شد.

روزالیند فرانکلین / Rosalind Franklin

نیکول کیدمن در نقش روزالیند فرانکلین

در سال ۱۹۸۷، فیلمی تلویزیونی به‌نام «داستان زندگی» (Life Story) ساخته شد که داستان تحقیقات دانشمندان روی ساختار DNA را نشان می‌داد. در آن فیلم، جولیت استیونسون نقش فرانکلین را بازی می‌کرد. در فیلم داستان زندگی، شخصیت فرانکلین عصبی و سخت‌‌گیر ترسیم شده و البته، ادعای استفاده‌ی واتسون و کریک از دستاوردهای او نیز نشان داده شد. در سال ۲۰۰۳، فیلمی دیگر و این‌بار مستندگونه درباره‌ی کشف ساختار DNA و تأثیرات فرانکلین روی آن‌ها ساخته شد. در آن فیلم با دانشمندان متعدد ازجمله ویلکینز و همچنین تعدادی از دوستان فرانکلین مصاحبه می‌شود. نمایشنامه‌ی مشهوری نیز در سال ۲۰۱۵ و به‌نامPhotograph 51 در لندن اجرا شد که نیکول کیدمن نقش فرانکلین را بازی کرد.


طبق تصمیم اخیر کمیته‌ی راهبری طرح رجیستری، سامانه‌ی همتا فعال‌سازی این گوشی‌ها را به صحت اطلاعات گذرنامه‌ی مسافران محدود کرده است.

مهدی محبی، رئیس اتحادیه‌ی دستگاه‌های مخابراتی، چند روز پیش اعلام کرده بود تا اطلاع بعدی برای ثبت گوشی‌های مسافری به تطبیق شماره‌ی گذرنامه نیازی نیست؛ اما این امکان هنوز به حالت قبلی بازنگشته است.  

با درخواست کمیته‌ی درخواست رجیستری و فعال‌سازی گوشی‌های مسافری که زیرنظر وزارت ارتباطات فعالیت می‌کند، ثبت گوشی‌های مسافرانی در سامانه‌ی همتا متوقف شده که اطلاعات آن‌ها با گذرنامه‌ی مسافر تطبیق ندارد. این درحالی است که گمرک ایران اعلام کرده سامانه‌ی گوشی‌های موبایل مسافری همچنان فعال است.

درحال‌حاضر، شخص متقاضی بعد از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی تلفن‌همراه، طبق قوانین و مقررات مرتبط، صحت اطلاعات ورودی و شرایط لازم برای ثبت دستگاه به‌صورت مسافری بررسی و درنهایت، گمرک در قالب یک فایل اطلاعات دستگاه‌های واجدشرایط ثبت مسافری را در فواصل زمانی مشخص (هر سه روز یک‌بار) برای سامانه‌ی همتا ارسال می‌کند.

مقاله‌ی مرتبط:

البته، این امکان وجود دارد بعد از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی، سامانه‌ی همتا دستگاه را فاقد شرایط ثبت مسافری تشخیص دهد و اطلاعات آن را تأیید نکند. بنابراین، پرداخت موفق در سامانه‌ی گمرک، همیشه موجب نمی‌شود گمرک اطلاعات را برای سامانه‌ی همتا ارسال کند و مبلغ پرداختی بازگردانده نخواهد شد.

ثبت گوشی مسافری

در سامانه‌ی اظهارنامه‌ی گمرکی (تلفن‌همراه) نوشته شده است:

متقاضی گرامی، صرفا مسافرانی که در فرجه‌ی ۳۰ روزه بعد از ورود به کشور اقدام به ورود اطلاعات صحیح گوشی تلفن‌همراه خود کرده‌اند، توسط وزارت صنعت و معدن و تجارت فعال خواهند شد و درصورت عدم‌رعایت بند فوق با وجود ورود اطلاعات و پرداخت عوارض گوشی تلفن‌همراه، علاوه‌بر آنکه مبلغ پرداختی مسترد نمی‌گردد، تجهیزات فعال‌سازی نخواهد شد. پس از پرداخت، حداکثر تا یک هفته اطلاعات به سامانه‌ی همتا ارسال خواهد شد.

سامانه‌ی همتا پس از دریافت فایل ارسالی گمرک، ابتدا صحت ظاهری و تکمیل اطلاعات دریافتی ازجمله صحیح‌بودن فرمت شناسه‌ی IMEI، موجودبودن هر دو شناسه‌ی گوشی‌های دوسیم‌کارته، موجودبودن شماره‌ی سیم‌کارت به‌منظور ارسال کد فعال‌سازی و… را بررسی و پس از اطمینان از صحت اطلاعات، دستگاه را رجیستر و کد فعال‌سازی را برای فرد متقاضی ارسال می‌کند.

گمرک درباره‌ی وضعیت نامشخص رجیستری گوشی‌های مسافری اعلام کرده موضوع چگونگی فعال‌سازی گوشی‌های مسافری به سیاست‌گذاری سایر نهادها مربوط‌ و گمرک در‌این‌باره صرفا سازمانی مجری است.

باتوجه‌به اینکه رئیس اتحادیه‌ی دستگاه‌های مخابراتی اعلام کرده بود قانون جدید ثبت گوشی‌های مسافری، یعنی تطابق شماره‌ی گذرنامه تا اطلاع ثانوی برداشته شده، باید دید در روزهای آینده چه اطلاعیه‌ای در‌این‌زمینه منتشر خواهد شد.


وای‌فای ۶ نسل بعدی اتصال محبوب بی‌سیم است که قطعا علاوه‌بر سرعت چشمگیر،‌ امکانات درخورتوجه دیگری نیز به‌همراه خواهد داشت.

وای‌فای در نسل بعدی‌اش سریع‌تر می‌شود. همین جمله‌ی کوتاه برای خوشحال‌کردن گروه عظیمی از کاربران امروز دنیای فناوری کافی است. هرچه بیشتر از اپلیکیشن‌های اشغال‌کننده‌ی پهنای باند استفاده می‌کنیم، نیازمان به اینترنت پرسرعت هم بیشتر می‌شود.

نسل بعدی وای‌فای که با نام WiFi 6 شناخته می‌شود، تنها پیشرفت در جهت افزایش سرعت نخواهد بود. درواقع، تأثیر آن بیشتر است و با گذشت زمان، جزئیات بیشتری برایمان آشکار می‌کند. درواقع، به‌روزرسانی پیش رو در اتصال وای‌فای فقط به افزایش سرعت محدود نمی‌شود و از آن مهم‌تر، قرار نیست کیفیت و سرعت به‌مرور کاهش پیدا کند. طبق اخبار منتشرشده، وای‌فای نسل ۶ در سال جاری میلادی ارائه خواهد شد و به‌احتمال زیاد، گوشی‌های هوشمند و لپ‌تاپ‌ها در آینده‌ی نزدیک به آن مجهز خواهند بود.

وای‌فای ۶ چیست؟

مقاله‌های مرتبط:

وای‌فای ۶ نسل بعدی اتصال وای‌فای است که هنوز همان وظایف پایه‌ای، یعنی متصل‌کردن شما به اینترنت را انجام می‌دهد. به‌علاوه، فناوری‌های دیگری نیز با آن ارائه می‌شود که بازدهی آن اتصال و سرعت را افزایش می‌دهد.

چقدر سریع‌تر است؟

پاسخ سریع و کوتاه به سؤال مذکور سرعت ۹.۶ گیگابیت‌برثانیه برای نسل بعدی اتصال وای‌فای است. سرعت نسل کنونی وای‌فای نیز حدود ۳.۵ گیگابیت‌برثانیه عنوان می‌شود. البته، هر دو سرعت گفته‌شده مقادیر حداکثری اسمی هستند که به‌احتمال زیاد در استفاده‌ی واقعی از وای‌فای به آن‌ها دست پیدا نخواهید کرد. به‌علاوه، حتی اگر قابلیت رسیدن به آن سرعت‌ها را داشته باشیم، بازهم کاربرد آن‌چنانی نخواهد داشت. به‌عنوان مثال، سرعت کاربردی اینترنت در آمریکا به‌‌طور میانگین ۷۲ مگابیت‌برثانیه یا کمتر از ۱ درصد سرعت حداکثر است.

Wifi Signal

بیشتربودن سرعت اسمی وای‌فای ۶ درمقایسه‌با نسل قبل، به‌هرحال نکته‌ی مهمی محسوب می‌شود. سرعت ۹.۷ گیگابیت‌برثانیه‌ای تنها به یک کامپیوتر وارد نمی‌شود. درواقع، می‌توان سرعت را بین دستگاها‌ی مختلف شبکه تقسیم کرد که به‌معنای سرعت بیشتر برای همه‌ی آن‌ها خواهد بود.

مسئله، تنها سرعت نیست

لزوما سرعت تک‌تک دستگاه‌های متصل به اینترنت افزایش نمی‌یابد

در بخش قبلی، متوجه شدیم نسل بعدی وای‌‌فای نه با هدف افزایش سرعت یک دستگاه، بلکه برای بهبود کارایی درکل شبکه توسعه می‌یابد. همین رویکرد هدف مهمی است و در زمان مناسبی نیز مطرح می‌شود. به‌عنوان مثال، زمانی‌که وای‌فای 5 عرضه شد، در هر خانه‌ی آمریکایی تقریبا ۵ دستگاه به اینترنت متصل بود. امروز، میانگین دستگاه‌ها به ۹ دستگاه می‌رسد و بسیاری از پیش‌بینی‌‌ها میانگین ۵۰ دستگاه را برای آینده‌ی نزدیک پیش‌بینی می‌کنند.

اضافه‌شدن دستگاه‌های جدید به‌معنای مصرف پهنای باند از شبکه‌ی شما خواهد بود. روتر نیز محدودیت‌هایی در اتصال به دستگاه‌های مختلف در شبکه دارد. درنتیجه، هرچه تعداد دستگاه‌های خواهان اتصال وای‌فای بیشتر شود، سرعت کلی شبکه نیز کاهش می‌یابد. وای‌فای ۶ راهکارهایی ارائه می‌کند که مشکلات اتصال چند دستگاه به یک شبکه‌ی وای‌فای را برطرف خواهند کرد. اتصال جدید به روترها امکان می‌دهد در یک زمان، به دستگاه‌های بیشتری متصل شوند و امکاناتی نیز در زمان‌بندی تأیید اتصال با دستگاه‌ها ارائه می‌دهد. همین موضوعات، قطعا به حفظ قدرت اتصالات حتی با وجود افزایش دستگاه‌های متصل به روتر کمک می‌کنند.

روتر

درنهایت، سرعت هر دستگاه چقدر خواهد بود؟

متأسفانه نمی‌توان پاسخ سریعی به این پرسش داد. اتصالات وای‌فای ۶ اساسا و الزاما سریع‌تر نخواهند بود. درواقع، لپ‌تاپ مجهز به وای‌فای ۶ و متصل به روتر وای‌فای ۶، تنها کمی سریع‌تر از همین اتصال با وای‌فای ۵ به اینترنت متصل می‌شود. مزیت‌ها زمانی خود را نشان می‌دهند که دستگاه‌های بیشتری به شبکه‌ی شما متصل شوند. در آن سناریو، روترهای کنونی با افزایش دستگاه‌های متصل به‌مرور مشکلاتی را نشان می‌دهند؛ اما نسل بعدی به‌خوبی سرعت و انتقال داده‌ی موردنیاز را به همه‌ی دستگاه‌ها می‌دهد.

باتوجه‌به توضیحات گفته‌شده، نتیجه می‌گیریم حداکثر سرعت دستگاه‌های هوشمند لزوما بیشتر نخواهد شد؛ اما با اجرای نسل جدید،‌ حفظ سرعت باکیفیت در شبکه‌هایی با دستگاه‌های زیاد آسان‌تر می‌شود. برای تصور این بهبود وضعیت، خانه‌ای را تصور کنید که یک نفر در سرویس استریم آنلاین فیلم می‌بیند، فردی دیگر تماس ویدئویی دارد، دیگر بازی آنلاین انجام می‌دهد و یک یا چند نفر هم با گجت‌های هوشمند به اینترنت متصل هستند. درکنار همه‌ی آن‌ها، دستگاه‌های هوشمند خانگی و انواع حسگرها را هم به آن شبکه‌ی خانگی اضافه کنید. سرعت دستگاه‌ها و حسگرهای گفته شده در اتصال به اینترنت لزوما بیشتر نمی‌شود، اما سرعت کاربری روزمره‌ی آن‌ها در شرایط متنوع، قطعا بهتر و پایدارتر خواهد بود.

درنهایت، باید توجه کنید سرعت به‌روزرسانی شبکه‌ی وای‌فای، بستگی به تعداد دستگاه‌هایی دارد که به آن متصل هستند. به‌علاوه، نیازهای آن دستگاه‌ها در استفاده از پهنای باند نیز در افزایش سرعت تأثیر دارد.

وای‌فای ۶ چگونه فعال می‌شود؟

قطعا برای اتصال به اینترنت ازطریق وای‌فای نسل ۶ به دستگاه‌های جدید نیاز داریم. به‌بیانِ‌دیگر، مهاجرت بین‌نسلی در حوزه‌ی اتصال وای‌فای به‌روزرسانی سخت‌افزاری و نه‌فقط نرم‌افزاری محسوب می‌شود. درنتیحه، باید لپ‌تاپ‌ها و موبایل‌ها و دستگاه‌های جدید تهیه کنیم تا اتصال ما به اینترنت ازطریق نسل جدید اتفاق بیفتد.

اینترنت

نسل جدید وای‌فای دستاورد آن‌چنان بزرگی در صنعت شبکه محسوب نمی‌شود که درنتیجه‌ی آن، افراد بخواهند سریعا به فروشگاه‌های تجهیزاتی مراجعه کنند و آن را بخرند. درواقع، دستگاه‌های جدید به‌مرور با قابلیت پشتیبانی از WiFi 6 عرضه می‌شوند و کاربران به انجام عملی خاص نیاز ندارند. درنهایت، وقتی تا ۵ سال آینده گوشی موبایل، لپ‌تاپ، کنسول بازی و تجهیزات مشابه خود را به‌روز کنید، قطعا برخی از آن‌ها با وای‌فای نسل ۶ همراه خواهند بود.

اولین اقدام تهیه‌ی روتری با قابلیت اتصال وای‌فای ۶ است

روتر ابزاری است که کاربران ابتدا باید آن را بخرند. درواقع، اگر روتر شما از وای‌فای جدید پشتیبانی نکند، خرید دستگاه‌های دیگر با آن قابلیت فایده‌ای نخواهد داشت. البته در حالت برعکس، یعنی روتر وای‌فای ۶ و دستگاه‌های وای‌فای ۵، مزیت‌هایی به شبکه‌ی خانگی یا اداری اضافه می‌‌شود که ازآن‌میان، می‌توان به قابلیت اتصال دستگاه‌های بیشتر به روتر اشاره کرد.

به‌هرحال، خرید روتر نسل جدید هم اقدامی الزامی و حیاتی محسوب نمی‌شود. تنها اگر شبکه‌ی شما تعداد زیادی تجهیزات با اتصال وای‌فای داشته باشد، خرید منطقی به‌نظر می‌رسد.

چرا وای‌فای ۶ سریع‌تر است؟

دو فناوری با نام‌های MU-MIMO و OFDMA موجب افزایش سرعت اتصالات WiFi 6 می‌شوند. فناوری MU-MIMO نام اختصاری عبارت Multi-User, Multi-Input, Multi-Input و به‌طور خلاصه به‌معنای اتصال چند دستگاه و کاربر و ورودی‌ها و خروجی‌های چندگانه است. امروزه، این فناوری در روترها استفاده می‌شود و نسل جدید آن را ارتقا خواهد داد.

فناوری MU-MIMO به روتر امکان می‌دهد هم‌زمان با ۴ دستگاه ارتباط برقرار کند. وای‌فای ۶، این تعداد را به ۸ دستگاه افزایش می‌دهد.

Wifi

کوین رابینسون، مدیر بازاریابی Wi-Fi Alliance درباره‌ی فناوری ورودی و خروجی هم‌زمان می‌گوید:

اضافه‌کردن اتصالات MU-MIMO مانند افزودن کامیون به ناوگان حمل‌ونقل است. هر کامیون را می‌توانید در مسیری مجزا به‌سمت مشتری مجزایی ارسال کنید. قبلا، ۴ دستگاه کامیون داشتید که پس از پرشدن به‌سمت ۴ مشتری می‌رفتند. با وای‌فای ۶ تعداد کامیون‌ها به ۸ دستگاه می‌رسد.

روتر مجهز به وای‌فای ۶ هم‌زمان با دستگاه‌های بیشتری ارتباط برقرار می‌کند

فناوری دیگری که موجب بهبود کیفیت نسل جدید وای‌فای می‌شود، OFDMA نام دارد. این کلمه مخفف عبارت Orthogonal Frequency Division Multiple Access است که امکان ارائه‌ی داده را با یک مخابره به چند دستگاه ممکن می‌کند.

رابینسون در توضیح فناوری OFDMA هم از استعاره‌ی کامیون استفاده می‌کند که به تحویل کالا به چند مشتری با یک کامیون شبیه است. طبق گفته‌ی او، با اجرای فناوری فوق، شبکه می‌تواند هر کامیون را بررسی کند و اگر اجناس موجود در آن، مثلا فقط ۷۵ درصد از فضا را اشغال کرده باشند، فضای باقی‌مانده را با کالاهای مشتری دیگر و هم‌مسیر کامیون پر کند. ازلحاظ عملی، فناوی OFDMA برای این منظور به‌کار می‌رود که خروجی هر سیگنال وای‌فای دریافتی از روتر را به‌حداکثر برسانیم.

بهبود مصرف باتری

فناوری جدید دیگر در وای‌فای ۶، امکان برنامه‌ریزی ارتباط با روتر ازطریق دستگاه‌ها است. برنامه‌ریزی زمان روشن‌بودن آنتن‌ها برای جابه‌جایی و جست‌وجوی سیگنال را کاهش می‌دهد. درنتیجه، مصرف شارژ باتری کاهش و عمر آن افزایش می‌یابد.

باتری

کاهش زمان انتظار برای سیگنال در وای‌فای ۶ به‌‌دلیل ویژگی خاصی با نام Target Wake Time ایجاد می‌شود. این قابلیت به روترها امکان می‌دهد زمان‌های بررسی‌کردن اتصال با دستگاه‌ها را زمان‌بندی کنند. البته، قابلیت مذکور کاربرد خاصی در استفاده‌های روزمره ندارد. به‌عنوان مثال، لپ‌تاپ شما به اتصال دائم به اینترنت نیاز دارد و احتمالا استفاد‌ه‌ی زیادی از آن قابلیت نمی‌کند.

این قابلیت به کاهش مصرف باتری منجر می‌شود و بیشتر در دستگاه‌های ضعیف‌تر و نیازمند به اتصال وای‌فای کاربرد دارد. حسگرهای خانه‌ی هوشمند و نیز دستگاه‌های متصل به اینترنت در آن، استفاده‌ی بیشتری از آن قابلیت خواهند کرد.

بهبود امنیت

سال گذشته‌ی میلادی، استاندارد وای‌فای بزرگ‌ترین به‌روزرسانی امنیتی خود را با پروتکل جدیدی به‌نام ‌WPA3 دریافت کرد.  پروتکل جدید کار هکرها را برای پیداکردن رمزعبور با استفاده از چندین‌بار حدس‌زدن دشوار می‌‌کند. به‌علاوه، حتی اگر مجرمان سایبری به داده‌ها دسترسی پیدا کنند، کاربرد آن‌ها آن‌چنان زیاد نخواهد بود.

دستگاه‌ها و روترهای کنونی قابلیت پشتیبانی از WPA3 را دارند؛ اما آن پروتکل به‌صورت قابلیتی انتخابی ارائه می‌شود. دستگاه‌های مجهز به وای‌فای ۶ که بخواهند مجوز اتصال را از Wi-Fi Alliance دریافت کنند، باید آن پروتکل را به‌‌طور پیش‌فرض داشته باشند. درنتیجه، اکثر دستگاه‌ها با قابلیت‌های امنیتی قوی‌تری عرضه خواهند شد.

امینت ارتباطات وای‌فای

هنوز در ابتدای مسیر هستیم

دستگاه‌هایی که از وای‌فای ۶ پشتیبانی می‌کنند، به‌آهستگی در‌حال‌ظهور هستند. درحال‌حاضر، امکان خرید روترهای وای‌فای ۶ فراهم است؛ اما آن‌ها در دسته‌ی دستگاه‌های گران‌قیمت حرفه‌ای قرار می‌گیرند. برخی لپ‌تاپ‌ها هم از آن نوع اتصال وای‌فای پشتیبانی می‌کنند؛ اما هنوز آن‌چنان در بازار گسترده نشده‌اند.

نسل ششم وای‌فای امسال برای گوشی‌های هوشمند پرچم‌دار نیز عرضه شد. جدیدترین پردازنده‌ی پرچم‌دار کوالکام، یعنی اسنپدراگون ۸۵۵، از نسل جدید وای‌فای پشتیبانی می‌کند و در پرچم‌دارانی همچون گلکسی اس 10 استفاده شده است. البته، استفاده از آن پردازنده به‌معنای پشتیبانی حتمی از وای‌فای ۶ نیست؛ اما می‌تواند زمینه‌ساز مناسبی برای آن باشد.

درنهایت در سال ۲۰۱۹، گسترش بیشتر وای‌فای ۶ را شاهد خواهیم بود؛ چون در پاییز آینده، Wi-Fi Alliance مجوزهای رسمی خود را عرضه می‌کند و دستگاه‌های مختلف برای کسب آن اقدام می‌کنند.  اگرچه دستگاه‌ها الزامی به گرفتن آن تأییدیه ندارند، عرضه‌ی آن به‌معنای آماده‌بودن صنعت برای نسل جدید خواهد بود.


فرایار راهکاران ابزاری هوشمند و به‌روز و چابک است که قابلیت سازگاری فراوانی با همه‌ی سیستم‌های نرم‌افزاری حاکم بر سازمان بزرگ را دارد.

سلب‌ مسئولیت: تحریریه‌ی زومیت در تهیه‌ این محتوای تبلیغاتی نقش نداشته و مسئولیتی در قبال صحت آن ندارد.

اکنون حدود دو سال است که محصول فرایار راهکاران همکاران سیستم در شرکت صباح به‌طور فعال و مستمر استفاده می‌‌شود. تغییرات کوچکی در گزارش‌ها و ابزارها و فرایندها اتفاق افتاده‌ است؛ اما چون فرایندمحوری به‌صورت کامل در دل راهکاران ایجاد شده، با وجود این تغییرات فعالیت اصلی پابرجاست. استفاده از ابزار وب‌سرویس با یکپارچه‌کردن کامل تمامی فرایندهای خریدوفروش شرکت صباح درمجموع، به تسهیل کار حسابداری و فروش کمک می‌کند و حجم کار این بخش را تا حدود زیادی کاهش می‌دهد.

مهندس سیدحسن حسینی، مدیر فناوری اطلاعات شرکت صباح، درباره‌ی نیازی که باعث شد این مجموعه به‌سراغ فرایار راهکاران همکاران سیستم برود، می‌گوید:

در شرکت‌های لبنیاتی به سیستمی یکپارچه نیاز داشتیم که با تعریف‌های متغیر این حوزه هم‌سو باشد. شیر برای شرکت‌های لبنیاتی حکم خون را در رگ موجودات زنده دارد. از یک سو، فرایندهای دریافت شیر در فصول مختلف سیستم متغیری برای قیمت‌گذاری دارد و از سوی دیگر، فرایندهای انبارداری، نگه‌داری، تحویل و تولید نیز در شرکت‌های لبنیاتی متغیرند و اقتضای زمانی در تصمیم‌گیری تأثیرگذار است. پس از نیازسنجی و بررسی همکاران سیستم از زیرساخت مجموعه‌ی ما، این شرکت ابزار فرایار را به ما پیشنهاد کرد.

این هلدینگ قبل از آن حدود پنج‌ ماه ابزاری را اجرا کرده ‌بود که موفق نبود و با تغییرات در روند کاری شرکت سازگاری نداشت؛ اما ابزار فرایار راهکاران همکاران سیستم به‌راحتی در شرکت اجرایی شد و به نیازهای مجموعه جواب داد. این مجموعه قبلا محصولات نرم‌افزاری زیادی داشت و با سابقه‌ی دو دهه فعالیت، تاکنون نرم‌افزارهای خُرد و کلان زیادی در مجموعه اجرا شد؛ اما در سال ۱۳۹۳، تصمیم گرفته‌ شد پس از اجرای موفق نرم‌افزار یکپارچه‌ی راهکاران، به‌دنبال ابزاری بروند که پشتوانه‌ی آن دانش نرم‌افزاری فراوان است و همچنین، پشتیبانی قدرتمندی ارائه می‌دهد و آن زمان پس از رایزنی‌ها و بررسی‌ها، با خِرَد جمعی مجموعه به ابزار فرایار همکاران سیستم رسیدند.

این ابزار دقت کار را بسیار افزایش داده و در بخش‌هایی مثل وب‌سرویس که پر از تکرار عملیات است و تکرار عملیات اشتباه، هزینه‌ی زیادی به‌بار می‌آورد، خطای انسانی را به‌‌طرز محسوسی کاهش داده‌ است. همچنین، فرایند حاکم بر آن باعث صرفه‌جویی در زمان و نیروی انسانی می‌شود. کاری که قبلا چند کاربر باید در شرکت‌های مختلف هلدینگ انجام می‌دادند، اکنون یک کاربر در زمان کمتری می‌تواند انجام دهد.

مهندس حسینی درباره‌ی تجربه‌ی استفاده از این محصول می‌گوید:

می‌توانم این ابزار را در سه کلمه خلاصه‌ کنم: ابزاری هوشمند و به‌‌روز و چابک. پیش از کار در شرکت صباح، درمقام کارشناس فناوری اطلاعات تجربه‌ی ۲۰ سال حضور در شرکت‌های مختلف و ۱۰ سال تجربه‌ی تولید نرم‌افزار را داشته‌ام و با تجربه‌ام درزمینه‌ی نوشتن نرم‌افزار در این سال‌ها می‌توانم بگویم هیچ نرم‌افزاری کاملا جواب‌گوی همه‌ی نیازهای سازمان بزرگ نیست و در حالت ایده‌آل، می‌تواند ۸۰ درصد هم‌پوشانی داشته‌باشد.

این ابزار چابک می‌تواند انطباق با روال سایر نرم‌‌افزارها را اجرایی کند. شکستن ساختارها در بخش تولید کار آسانی نیست و منطبق‌شدن نرم‌افزار با این ساختارهای خشک به‌سادگی ممکن نیست؛ اما فرایندمحوری این ابزار و امکان درست‌کردن نرم‌­افزار با فرایار می‌تواند حفره‌های بین ماژول‌ها را پر کند. فرایار به‌‌خصوص در سازمان‌های بزرگ و هلدینگ‌ها می‌تواند تا حد بسیاری به پرکردن حفره‌ها کمک کند.


ناسا در مأموریت آینده‌ی خود موسوم به دراگن‌فلای اقیانوس زیر سطح تایتان و شرایط حیات روی سطح این قمر را بررسی خواهد کرد.

آسمان نارنجی و تپه‌های یخی و ابرهای متان. این‌ها چشم‌اندازهای پساآخرالزمانی از زمین نیست؛ بلکه تصویری احتمالی از محیط قمر تایتان از دیدگاه کاوشگران است. با اینکه تایتان مانند بهشت به‌نظر نمی‌رسد، به‌اعتقاد دانشمندان دانشگاه کلورادو بولدر این قمر به‌دلیل برخورداری از اشتراک‌های زیاد با زمین، ارزش بررسی را دارد. بااین‌حال، آیا حیات روی تایتان در جریان است؟ در‌حال‌حاضر، نمی‌توان با اطمینان به این پرسش پاسخ داد.

کاوشگر کاسینی هویگنس اطلاعات زیادی درباره‌ی تایتان ارسال کرد و در سال ۲۰۱۷، مأموریتش به‌پایان رسید. براساس داده‌های کاسینی، مدارپیمای زحل و هویگنس کاوشگر کاسینی که روی سطح تایتان فرود آمد، روی سطح تایتان آب و منابع متعددی از موادشیمیایی کربنی وجود دارد. حیات روی زمین به موادشیمیایی پیچیده و کربنی مانند DNA وابسته است.

براساس تاریخچه‌ی گذشته‌ی زمین، با ترکیب آب و موادشیمیایی می‌توان به دستورالعمل حیات رسید. دراگن‌فلای، مأموریت پیشنهادی برای بررسی قمر تایتان، به واسطه‌های فرود هلیکوپتری مجهز است که برای بررسی سطح این قمر در نظر گرفته شده است. مأموریت دراگن‌فلای می‌تواند به درک تکامل و خاستگاه کهن حیات یا حتی کشف زندگی فرازمینی کمک کند.

دراگن فلای

تصور هنری از هلیکوپتر و سطح‌نشین برای بررسی تایتان

بسیاری از ویژگی‌های تایتان، زمین را به‌یاد می‌آورند. در تایتان، ابر و دریاچه و حتی جزرومد وجود دارد؛ اما طوفان‌های تایتان از متان تشکیل شده‌اند، نه بخار آب. گفتنی است دریاچه‌های تایتان به‌جای آب با موادشیمیایی روغنی پوشیده‌ شده‌اند. اگرچه دمای تایتان بالای صفر مطلق است، بازهم به‌قدری سرد است که میانگین دمای سطح آن به منفی ۱۴۳ درجه‌ی سانتی‌گراد می‌رسد. این قمر جوّ متراکمی دارد؛ بنابراین، برای قدم‌زدن روی سطح آن به فشار مناسبی نیاز دارید (اکسیژن و لایه‌های زیاد لباس گرم).

دانشمندان هنوز از وجود حیات روی سطح تایتان مطمئن نیستند؛ اما کشف اقیانوس آب‌نمک روی سطح تایتان به‌وسیله‌ی کاسینی هویگنس، از وجود ترکیب و دستورالعمل حیات خبر می‌دهد. هدف کاسینی هویگنس یافتن این اقیانوس بود. امواج الکترومغناطیسی، مانند امواج ضبط استریوِ خودرو، می‌توانند اطلاعات زیادی درباره‌ی مواد سر راه خود ارسال کنند.

مقاله‌های مرتبط:

براساس نوع دریافت امواج الکترومغناطیسی، می‌توان نتیجه گرفت این امواج با نوسان بین دو لایه‌ی رسانا، برای مثال بین محلول آب‌نمک دفن‌شده زیر سطح تایتان و جوّ بارداری آن شکل می‌گیرند. سیگنال تولید‌شده‌ی این امواج مشابه سیگنالی است که رعدوبرق روی زمین تولید می‌کند. با اینکه هیچ رعدوبرقی در سطح تایتان وجود ندارد، امواج مشابه رعدوبرق را می‌توان در حین چرخش تایتان به دور زحل با اعمال تغییر در میدان مغناطیسی آن تولید کرد. اقیانوس مایع تقریبا در عمق ۶۵ کیلومتری زیر سطح تایتان قرار دارد که از عمیق‌ترین نقطه‌ی زمین موسوم به چاه ماریانا شش‌برابر عمیق‌تر است.

آیا آب این اقیانوس که کاسینی هویگنس کشف کرده، می‌تواند به سطح تایتان برسد؟ براساس شواهد به‌دست‌آمده از این مأموریت، یخ‌فشان‌ها می‌توانند بین سطح این قمر و اقیانوس مدفون آن ارتباط برقرار کنند. آب این یخ‌فشان‌ها ممکن است با کربن موجود در سطح تایتان ترکیب شود.

به‌عقیده‌ی دانشمندان، واکنش‌های مشابه به تولید آمینواسید منجر می‌شوند که برای شکل‌گیری حیاتی ضروری است که امروزه می‌شناسیم؛ اما در ابتدا، باید وجود یخ‌فشان‌ها ثابت شود و سپس، دیگر مسیرهای احتمالی آب به سطح تایتان را بررسی کرد. کاسینی، تنها توانست تصاویری از یخ‌فشان‌های احتمالی را ثبت کند که هنوز تأیید نشده‌اند. افزون‌براین، در محل فرود هویگنس هم یخ‌فشانی وجود نداشت.

دراگن‌فلای بقایای یخ‌فشان‌ها روی سطح تایتان را جست‌وجو خواهد کرد. این بقایا می‌توانند با موادشیمیایی کربنی حاصل از جوّ کدر تایتان ترکیب شوند و ترکیبی زندگی‌بخش بسازند که برای شکل‌گیری حیات مناسب است.

جو تایتان

منابع کربنی متعددی روی سطح تایتان وجود دارد که یکی از آن‌ها متان است. بخش درخورتوجهی از جوّ تایتان از متان تشکیل شده است. طبق اکتشافات کاسینی هویگنس، دریاچه‌های روی سطح تایتان سرشار از متان هستند. تایتان از چرخه‌ی متانی مشابه چرخه‌ی آبی زمین برخوردار است. باران روغنی متان دریاچه‌های تایتان را پر می‌کند و تبخیر متان ابرهای متانی را به‌وجود می‌آورد. کاسینی تصاویری از کانال‌های رودخانه‌ای خشک‌شده ثبت کرد که زمانی مجرای عبور متان روی سطح این قمر بوده‌اند.

بااین‌حال، رازی درباره‌ی مِه متانی و کدر تایتان وجود دارد و چنین جوّی نباید وجود داشته باشد. تبخیر سطح متان برای ذخیره‌سازی متان موجود در جوّ آن کافی نیست؛ زیرا به‌صورت پیوسته دستخوش واکنش‌هایی برای تولید موادشیمیایی دیگر می‌شود. متان موجود در مِه تایتانی باید میلیون‌ها سال قبل ناپدید می‌شد.

دانشمندان به‌شیوه‌های مختلف مِه متانی را توصیف می‌کنند. براساس نظریه‌ای، جوّ تایتان به‌صورت دوره‌ای دچار فروپاشی می‌شود و هر ۱۰ میلیون سال یا بیشتر بازسازی می‌شود. کاسینی هویگنس شواهدی از دریاهای کربنی پیدا کرد که می‌توانند یکی از عوامل به‌وجودآمدن مِه متانی باشند؛ اما بازهم این مقدار برای ایجاد مِه متانی موجود کافی نیستند.

تایتان ازنظر ترکیب‌های شیمیایی، در میان اجرام منظومه‌ی شمسی بیشترین شباهت را به زمین دارد

یخ‌فشان‌ها یکی دیگر از منابع احتمالی متان گازی هستند. این یخ‌فشان‌ها می‌توانند پلی بین مخازن کربنی زیرزمینی و جوّ متانی باشند. متان در سطح وسیعی به‌وسیله‌ی باکتری‌های روی زمین به‌وجود می‌آید؛ به‌ویژه باد معده‌ی گاوها. بنابراین، براساس احتمالی دیگر که بعیدتر از دیگر احتمال‌ها است، متان موجود در تایتان را ممکن است موجودات زنده به‌وجود آورده باشند.

حرکت دراگن‌فلای روی سطح تایتان مزیت بزرگی دربرابر کاسینی هویگنس است. احتمال کشف یخ‌فشان‌های احتمالی به‌وسیله‌ی دراگن‌فلای وجود دارد. همچنین، این کاوشگر می‌تواند به‌دنبال منابع عمیق‌تر کربنی و علائم حیات تولید‌کننده‌ی متان برود. دانشمندان با بررسی ترکیب‌های هوایی و خاکی در مناطق مختلف تایتان می‌توانند ویژگی‌های زمین‌شناسی را شناسایی کنند که به حل معمای متانی این قمر کمک می‌کنند.

شرایط حیات روی تایتان با اقیانوس‌های مدفون و دمای منجمدکننده، مانند قدم‌زدن در پارک روی سطح زمین نخواهد بود؛ بلکه تایتان فقط از عناصر سازنده‌ی حیات، یعنی آب و کربن‌های پیچیده برخوردار است. با اینکه کاسینی هویگنس آغاز مأموریت تایتانی بود؛ اما هنوز رازهای زیادی درباره‌ی این قمر وجود دارد که می‌توان به مِه متانی یا وجود یخ‌فشان‌ها اشاره کرد. اگر ترکیب مناسب حیات روی سطح تایتان وجود داشته باشد، احتمال کشف آن به‌کمک دراگن‌فلای وجود خواهد داشت.

دوستان

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها