نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی

دانلود آهنگ محمد اصفهانی لاله عاشق

  • دسته‌بندی نشده
  • مارس 15, 2019
بدون دیدگاه

این مطلب از وب سایت دان موزیک • دانلود جدیدترین آهنگ ها. انتشار گردید.

دانلود آهنگ محمد اصفهانی لاله عاشق

در این پست برای شما کاربران عزیز سایت دان موزیک آهنگ محمد اصفهانی لاله عاشق را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ قرار داده ایم امیدواریم و از گوش دادن آن لذت ببرید

download song | Singer: Mohammad Esfahani | Song name: Laleye Aashegh

With Best Quality  | With the text song Share To Mohammad Esfahani-Laleye Aashegh With Best Quality on your social network

دانلود آهنگ محمد اصفهانی لاله عاشق

خواننده نام آهنگ ترانه سرا دسته بندی
محمد اصفهانی لاله عاشق ترانه عاشقانه

 

متن آهنگ محمد اصفهانی لاله عاشق

جماعت یه دنیا فرق بین دیدن و شنیدن…!!!♫♪♫♪

برید از اونا بپرسید که شنیده ها رو دیدن….!!!♫♪♫♪

راز سنگرای عشق اید از ستاره پرسید….!!!!♫♪♫♪

التهاب تشنه ها رو کی میدونه غیر خورشید…!!♫♪♫♪

پشته ها پر از شقایق کشته ها لاله عاشق….!!!♫♪♫♪

باغ گل زخم شکفته غنچه ها داغ نهفته…..!!!♫♪♫♪

صبح صحرا لاله گون بود شب دریا رنگ خون بود….!!!♫♪♫♪

میگن عاشقی محاله باشه ما محال دیدیم….!!!♫♪♫♪

خیلی ها میگن خیاله ولی ما خیال دیدیم….!!♫♪♫♪

توی عصر آتش و خون خیلی ها عشق چشیدن…..!!!!♫♪♫♪

بعضی هام زرد و فسرده موندن و حسرت کشیدن…!!♫♪♫♪

محمد اصفهانی لاله عاشق

دانلود آهنگ محمد اصفهانی لاله عاشق

دانلود آهنگ محمد اصفهانی به یادت ای چراغ روشن من

  • دسته‌بندی نشده
  • مارس 14, 2019
بدون دیدگاه

این مطلب از وب سایت دان موزیک • دانلود جدیدترین آهنگ ها. انتشار گردید.

دانلود آهنگ محمد اصفهانی به یادت ای چراغ روشن من

در این پست برای شما کاربران عزیز سایت دان موزیک آهنگ محمد اصفهانی به یادت ای چراغ روشن من را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ قرار داده ایم امیدواریم و از گوش دادن آن لذت ببرید

download song | Singer: Mohammad Esfahani | Song name: Be Yaadat

With Best Quality  | With the text song Share To Mohammad Esfahani-Be Yaadat With Best Quality on your social network

دانلود آهنگ محمد اصفهانی به یادت ای چراغ روشن من

خواننده نام آهنگ ترانه سرا دسته بندی
محمد اصفهانی چراغ روشن من ترانه عاشقانه

 

متن آهنگ محمد اصفهانی به یادت ای چراغ روشن من

دو دستم ساقه سبز دعایت…!!♫♪♫♪

گـل اشـکم نثـار خاک پایـت….!!♫♪♫♪

دلم در شاخه یاد تو پیچیـد..!!!♫♪♫♪

چو نیلوفر شکفتـم در هوایت…!!♫♪♫♪

به یادت داغ بـر دل مـی نشانـم…!!♫♪♫♪

زدیده خون به دامن می فشانم…!!!♫♪♫♪

چو نــی گر نالم از سوز جـدایـی..!!♫♪♫♪

نیستان را به آتش می کشانم…!!♫♪♫♪

به یادت ای چـراغ روشـن مـن….!!!♫♪♫♪

ز داغ دل بسوزد دامـن مـن….!!♫♪♫♪

ز بس در دل گل یادت شکوفاست….!!♫♪♫♪

گرفتـه بـوی گـل پیــراهن مـن…!!!♫♪♫♪

همه شب خواب بینم خواب دیدار….!!♫♪♫♪

دلـی دارم دلـی بـی تـاب دیدار…!!♫♪♫♪

و خورشیدی و من شبنم چه سازم…!!!♫♪♫♪

نه تـاب دوری و نه تاب دیــدار…!!۱♫♪♫♪

سـری داریـم و سـودای غـم تـو…!!!♫♪♫♪

پـری داریـم و پــروای غم تـو….!!!♫♪♫♪

غمت از هر چه شادی دلگشاتـر…!!!♫♪♫♪

دلـی داریـم و دریــای غم تـو….!!♫♪♫♪

محمد اصفهانی به یادت ای چراغ روشن من

دانلود آهنگ محمد اصفهانی به یادت ای چراغ روشن من


از دیدگاه بسیاری از کارشناسان، امروزه AMG فراتر از شرکت تیونینگ عمل می‌کند و البته، مستقل از مرسدس بنز به‌عنوان خودروساز اصلی نیست. حالا، محصولاتی مثل AMG GT و AMG GT4 در سبد مرسدس بنز وجود دارند که بدون آپشن‌های AMG تولید نمی‌شوند و انحصارا محصول اختصاصی AMG هستند. این موضوع تاحدودی برای دپارتمان M در گروه خودروسازی بی‌ام‌و هم صادق است؛ چراکه نسل جدید سری 8 صرفا با مدل‌های مثل M850 یا M840d عرضه می‌شود تا محصولی اختصاصی برای M باشد. در آغاز، شرکت‌های AMG و M خودروهای مرسدس بنز و بی‌ام‌و را با هدف رقابت در مسابقات سرعت، تقویت و بهینه‌سازی می‌کردند. به‌مرور و پس از تشخیص نیاز بازار، مدل‌های مجهز به آپشن‌های AMG و M وارد جاده‌های شهری شدند و حالا باتوجه‌به اینکه در مالکیت سازنده‌ی اصلی هستند، شرکت تیونینگ مستقل محسوب نمی‌شوند. علاوه‌براین‌ها، بسیاری از کارکنان AMG و مرسدس بنز یا M و بی‌ام‌و مشترک هستند تا فناوری و مهندسی موجود در محصولات هماهنگ شود. با این وضعیت، AMG و M شرکت‌های تیونینگ نیستند؛ بلکه فراتر از آن، خودروسازانی وابسته و زیرمجموعه‌ی سازنده‌ی اصلی به‌شمار می‌روند.

درحال‌حاضر، برابوس را می‌توان محبوب‌ترین شرکت تیونینگ محصولات مرسدس بنز، به‌ویژه نسخه‌های AMG دانست. البته، نام‌های کوچک‌وبزرگ بسیاری در دنیای افترمارکت و تقویت پیشرانه حضور دارند که مدل‌هایی قوی‌تر از محصولات برابوس نیز تولید کرده‌اند؛ اما باتوجه‌به تیراژ درخورتوجه همراه‌با شخصی‌سازی داخلی و بیرونی در خودروهای برابوس، می‌توان این شرکت را برترین برند تیونینگ‌ مرسدس بنز شناخت.

mercedes benz E class 1978مرسدس بنز کلاس E کد W123 که بین سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۶ تولید شد

اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ و زمانی‌که AMG محصولی برای عرضه به مردم عادی نداشت و صرفا در مسابقات سرعت فعالیت می‌کرد، خودروهای مرسدس بنز به‌عنوان مدل‌های اسپرت و سریع شناخته نمی‌شدند. در آن زمان، مرسدس بنز نماد خودروهای لوکس و نسبتا سنگین‌وزن آلمانی محسوب می‌شد که در‌مقایسه‌با مدل‌های گران‌قیمت انگلیسی و آمریکایی، کیفیت ساخت و مهندسی بهتری ارائه می‌کرد. این شرایط فرصتی مغتنم برای دیگر برندها، مثل پورشه و بی‌ام‌و بود که محصولات اسپرت و جوان‌پسند تولید کنند.

برابوس با نام کامل BRABUS GmbH در سال ۱۹۷۷ تأسیس شد. مقر اصلی شرکت در بوت‌تروپ آلمان شکل گرفت و از همان ابتدا، بهینه‌سازی فنی و ظاهری محصولات مرسدس بنز به‌عنوان هدف آن تعیین شد. ایده‌ی تأسیس برابوس و داستان تشکیل این شرکت یکی از داستان‌های جالب‌ در نوع خود است. بودو بوشمن، فرزند ثروتمند خانواده‌ای بود که از قدیم، در کار خریدوفروش خودروهای لوکس فعالیت داشتند. پدر او یکی از نمایندگان فعال مرسدس بنز محسوب می‌شد؛ اما بودو برخلاف پدر، به محصولات پورشه علاقه‌ داشت. گفته می‌شود بودو بوشمن جوان با پارک‌کردن پورشه‌ی خود درکنار مرسدس بنزهای نمایشگاه پدرش، او را عصبانی می‌کرد. این موضوع ایده‌ی ساخت مرسدس بنز با قدرت و سرعت نزدیک به محصولات پورشه را به ذهن بودو بوشمن رساند.

brabus history بودو بوشمن (سمت چپ تصویر) درکنار کلوس براکمن

پیش از تأسیس شرکت برابوس، بوشمن جوان مرسدس بنز کلاس S کد W116 را تقویت و بهینه‌سازی کرد. این خودروِ سیاه‌رنگ با ظاهری متفاوت از مدل‌های استاندارد، درکنار مرسدس بنزهای موجود در نمایشگاه پدر متمایز بود و با استقبال عموم مردم مواجه شد. بودو تصمیم گرفت شرکتی در سطح GmbH تأسیس کند که در سیستم اداری آلمان، به شرکت‌های با مسئولیت محدود (Gesellschaft mit beschränkter Haftung) اطلاق می‌شود. طبق قوانین آن زمان آلمان، ثبت شرکت به‌صورت انفرادی ممکن نبود و بودو بوشمن به شریک نیاز داشت. به‌همین‌دلیل، دوست دوران دانشگاه بوشمن، کلوس براکمن، هم‌بنیان‌گذار اولین شرکت تخصصی تیونینگ مرسدس بنز برای عرضه‌ی عمومی شد. شرکت نهایی با ترکیبی از نام‌های خانوادگی براکمن و بوشمن «برابوس» نام گرفت.

چندی بعد، براکمن از شراکت کناره گرفت و سهمش را به مبلغی معادل ۱۰۰ مارک (واحد پول آلمان پیش از پیوستن به یورو) واگذار کرد. او به کار وکالت ادامه داد و البته از ابتدا هم، علاقه‌ای به خودروهای اسپرت نداشت. در سمت دیگر ماجرا، بودو بوشمن شیفته‌ی مدل‌های تقویت شده بود و با کمک‌های مالی و فکری پدر برابوس را پیش برد. هنگام تأسیس شرکت، بودو بوشمن ۲۲ سال داشت و از دانشگاه حقوق و تجارت فارغ‌التحصیل شده بود.

یکی از تفاوت‌های مهم برابوس با AMG، امکان ساخت تک‌نمونه از خودروهای اختصاصی برای مشتریان ویژه است. امروزه، این تیونر مستقل با گستره‌ی متنوعی از امکانات رفاهی و تزیینی نیازهای خریداران متموّل را پاسخ می‌دهد. از رینگ‌های اختصاصی گرفته تا نوع صندلی و سیستم صوتی، می‌توانند به سلیقه‌ی مشتری تغییر کنند و حتی جزئی‌ترین لوازم طرح و رنگ سفارشی داشته باشند.

Brabus SL 2010 r132مرسدس بنز SL برابوس کد R132 مدل ۲۰۱۱ 

به‌عقیده‌ی کارشناسان و مجموعه‌داران، برابوس یکی از استودیوهای برتر طراحی و اجرای رنگ بدنه‌ی خودرو در جهان را دارد. این برند می‌تواند با دقتی باورنکردنی انواع رنگ‌های بسیار متنوع و مطابق با سلیقه‌ی مشتری را ارائه دهد. براساس داستانی واقعی، یکی از خریداران برابوس که مجموعه‌ای از انواع فراری دراختیار دارد، یک دستگاه مرسدس بنز سیاه‌رنگ برابوس سفارش می‌دهد؛ اما پس از تحویل خودرو، متوجه تضاد آزاردهنده‌ی این خودرو در‌مقایسه‌با بدنه‌ی قرمز رنگ فراری‌ها می‌شود. به‌سرعت عملیات تغییررنگ محصول برابوس از سیاه به قرمز نتیجه می‌دهد و در کمال تعجب، مرسدس بنز برابوس با رنگ بدنه‌ی مشهور فراری به مشتری بازگردانده می‌شود. به‌عقیده‌ی بعضی خریداران، جذابیت و زیبایی رنگ قرمز برابوس می‌تواند کاملا مشابه فراری باشد.

brabus CEOبودو بوشمن، بنیان‌گذار برابوس (سمت راست) و کنستانتین بوشمن مدیرعامل فعلی (سمت چپ)

در سال ۲۰۰۲، قرارداد همکاری فنی و تجاری بین برابوس و گروه خودروسازی دایلمر (مالک برندهای مرسدس بنز و اسمارت) امضا شد. اخبار رسمی درباره‌ی فروش بخشی از سهام برابوس به مرسدس بنز منتشر نشده است؛ اما براساس شواهد، برابوس همچنان مستقل از خودروساز اصلی فعالیت می‌کند و زیرمجموعه‌ی مرسدس بنز محسوب نمی‌شود. پس از مرگ بودو بوشمن در مارس۲۰۱۸ (برابر با فروردین‌۱۳۹۷)، کنستانتین، پسر او، مدیرعامل برابوس شد.

Brabus Factory

برابوس با داشتن چندین کارخانه‌ و خطِ‌تولید در آلمان، بزرگ‌ترین شرکت تیونینگ خودروِ جهان است. علاوه‌بر این، بیش از ۱۰۰ نمایندگی‌ مستقیم برابوس در سراسر دنیا فعالیت می‌کنند تا از این نظر هم، برتری محسوسی درمقایسه‌با رقبا داشته باشد. این شرکت اولین برند فرعی و افترمارکت در صنعت خودروسازی جهان محسوب می‌شود که در امارات متحده‌ی عربی، نمایندگی رسمی افتتاح کرد و بازار ثروتمندان خلیج‌فارس را هدف گرفت. برابوس از معدود شرکت‌های تیونینگ دنیا است که محصولات خود را با ضمانت‌نامه‌ی طولانی‌مدت می‌فروشد و با خدمات پس‌از‌فروش گسترده‌ی ۷ ساله حمایت می‌کند. 

مهندسی برابوس و تقویت فنی خودرو

brabus S class 1979

سال ۱۹۷۹، اولین محصول برابوس معرفی شد. این خودرو نسخه‌ای از مدل جدید مرسدس کلاس S با کد W126 بود که در آن زمان، تازه‌ترین و لوکس‌ترین محصول مرسدس بنز به‌حساب می‌آمد. اضافه‌کردن روحیه‌ی اسپرت به نماد خودروهای اشرافی آلمان با استقبال علاقه‌مندان مواجه شد و مشتریان پرشماری برای خرید اولین محصول برابوس ابراز تمایل کردند.

می‌توان ادعا کرد تا ۱۵ سال پس از تأسیس، محصولات برابوس ازنظر قدرت پیشرانه و عملکرد فنی، برتری چندانی درمقایسه‌با نمونه‌ی اصلی نداشتند. درمقابل، AMG از اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰، نمونه‌های تقویت‌شده‌ی مرسدس بنز را برای عموم عرضه کرد و بازار برابوس را تحت‌تأثیر قرار داد. مدل E190 AMG 3.2 به تعداد محدود ۲۰۰ دستگاه اولین محصول AMG بود و به‌دنبال آن تا سال ۱۹۹۵، تعداد ۷ محصول دیگر از کلاس C ،E ،S و SL به سبد AMG اضافه شدند. این وضعیت شرکت‌های تیونینگ برابوس را به حاشیه برد.

Brabus W210

از دیدگاه کارشناسان، کلاس E کد W210 اولین شاهکار مهندسی برابوس بود که محصولی بسیار پرقدرت‌تر از خودروهای مرسدس بنز و AMG به‌نظر می‌رسید. این خودرو سال ۱۹۹۶ عرضه شد و عنوان سریع‌ترین سدان جهان را ازآنِ خود کرد. مهندسان برابوس پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر ۷.۳ لیتری مرسدس بنز که روی S600 نصب شده بود، به مدل کوچک‌تر و سبک‌تر W210 با وزن خالص تقریبا ۱,۸۰۰ کیلوگرمی منتقل کردند. سپس، پیشرانه تقویت شد تا قدرتمندترین قوای محرک تاریخ در میان تمامی خودروهای جاده‌ای مرسدس بنز با قدرت ۵۸۲ اسب‌بخار و گشتاور باورنکردنی ۷۸۰ نیوتن‌متر متولد شود. محصول نهایی به‌صورت الکترونیکی به نهایت سرعت ۳۳۰ کیلومتر‌برساعت محدود بود؛ چراکه براساس ادعای برابوس، فناوری لاستیک‌ها در آن زمان تحمل سرعت‌های سریع‌تر را نداشت.

Brabus W211

نسل بعدی کلاس E کد W211 هم موردتوجه برابوس قرار گرفت. این محصول نیز زمان عرضه در سال ۲۰۰۵، لقب سریع‌ترین سدان جهان را با نهایت سرعت ۳۵۰ کیلومتربرساعت در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد. برابوس W۲۱۱ پیشرانه‌ی ۶.۳ لیتری تویین‌توربوشارژ ۱۲ سیلندر داشت که AMG عرضه می‌کرد؛ اما مهندسان برابوس آن را به قدرت ۷۳۰ اسب‌بخار و گشتاور ۱۳۲۰ نیو‌تن‌متر رساندند. این‌بار به‌دلیل محدودیت در فناوری ساخت جعبه‌دنده، نهایت گشتاور پیشرانه به ۱۱۰۰ نیوتن‌متر محدود شد.

نسخه‌های راکت

در دهه‌ی اخیر، محصولات برابوس با پیشرانه‌ی تقویت‌شده‌ی ۶.۳ لیتری AMG شناخته می‌شوند که اصطلاحا در قدرتمندترین نمونه، سری ۹۰۰ یا راکت (موشک) نام دارند. البته، دیگر پیشرانه‌های مرسدس بنز، ازجمله نسخه‌های ۴.۷ لیتری و ۵.۳ لیتری هم در سبد برابوس دیده می‌شوند؛ اما در حد‌واندازه‌ی مدل‌های راکت نیستند.

Brabus CLS

اولین خودروِ برابوس از سری راکت، سال ۲۰۰۶ معرفی شد و اتفاقا مدنظر پلیس آلمان قرار گرفت. این محصول با پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر ۶.۳ لیتری توربوشارژ AMG روی بدنه‌ی مرسدس بنز CLSکد W219 قدرت ۷۲۰ اسب‌بخار و گشتاور محدودشده به ۱۱۰۰ نیوتن‌متر داشت تا در زمان ۳.۲ ثانیه از صفر به ۱۰۰ کیلومتربرساعت برسد. برابوس راکت ۲۰۰۶ در ۱۰ ثانیه به سرعت ۲۰۰ کیلومتربرساعت و پس از ۲۹.۵ ثانیه به سرعت ۳۰۰ کیلومتربرساعت می‌رسید و می‌توانست نهایت سرعت ۳۵۰ کیلومتربرساعت داشته باشد. این نسخه از مرسدس بنز CLS در همان سال توانست به رکورد ۳۶۵.۷ کیلومتربرساعت برسد و رسما سریع‌ترین سدان جاده‌ای جهان باشد.

Brabus CLS 800

راکت 800 دومین محصول خبرساز برابوس بود. این‌بار پیشرانه‌ی ۶.۳ لیتری AMG به قدرت ۸۰۰ اسب‌بخار رسید و روی سدان مرسدس بنز CLS کد C218 مدل ۲۰۱۱ نصب شد. آمار و رکوردگیری‌های این خودرو تفاوت چندانی با CLS راکت قبلی نداشت؛ اما تفاوت‌های بیشتری درمقایسه‌با مدل استاندارد AMG داشت. به‌عنوان مثال، ترمزهای ۱۲ پیستون برای چرخ‌های جلو و ۶ پیستون برای عقب جایگزین ترمزهای اصلی شدند. رینگ‌های ۱۹ اینچ یکپارچه طرح F ساخت برابوس هم با لاستیک‌های یوکوهاما به پهنای ۲۵۵ میلی‌متر در جلو و ۲۸۵ میلی‌متر در عقب همراه شدند تا این نسخه از CLS ظاهری متناسب با شرایط فنی داشته باشد. مدل شوتینگ بریک از همین خودرو تا مدت‌ها پس از عرضه، سریع‌ترین محصول با بدنه‌ی استیشن واگن در جهان شناخته می‌شد.

Brabus 900

برابوس راکت 900 دیزرت گولد شاهکار دیگری از مهندسی تیونینگ بود که سال ۲۰۱۵ معرفی شد. این محصول صرفا با رنگ زرد صحرایی (Desert Gold) به‌شهرت نرسید؛ بلکه توانایی فنی نزدیک به اَبَرخودروها وجه تمایز آن با دیگر سدان‌های جهان بود. راکت 900 طلایی براساس مرسدس کلاس S سری AMG S65 تولید شد تا قدرت نزدیک به ۹۰۰ اسب‌بخار و گشتاور ۱,۵۰۰ نیوتن‌متر داشته باشد. هرچند نسخه‌ی نهایی به‌دلیل محدودیت‌های جعبه‌دنده‌ی ۸ سرعته‌ی AMG گشتاورش به ۱,۲۰۰ نیوتن‌متر محدود بود، در ۹ ثانیه، از حالت سکون به سرعت ۲۰۰ کیلومتربرساعت می‌رسید تا سریع‌ترین خودروِ لوکس و پهن‌پیکر دنیا باشد.

از دیگر رکوردهای جالب راکت 900، سرعت‌گیری صفر تا ۳۴۰ کیلومتربرساعت در مسافت ۳ کیلومتر بود که برای خودرویی تک‌دیفرانسیل و محورعقب با وزن خالص ۲,۳۰۰ کیلوگرم، جالب و به پورشه ۹۱۱ توربو با وزن ۱,۴۰۰ کیلوگرم نزدیک بود.

دپارتمان خودروهای کلاسیک برابوس

فراتر از تقویت و شخصی‌‌سازی مدل‌های مدرن، برابوس سابقه‌ای طولانی در بازسازی (Restoration) خودروهای کلاسیک مرسدس بنز دارد. درواقع، برابوس می‌تواند هرکدام از مدل‌های قدیمی برند اصلی را از نو بسازد و برای انجام این فرایند، صرفا به شاسی برای حفظ روح اصلی خودرو وابسته است.

Mercedes Benz classic  300 SL

تمامی قطعات فلزی و فنی پیشرانه، ادوات تزیینی داخل کابین، شامل پوشش پارچه‌ای صندلی، دکمه‌ها، تجهیزات الکترونیک قدیمی و بسیاری دیگر، می‌توانند با کمک متخصصان برابوس مشابه نمونه‌ی اصلی تولید و جایگزین قطعات قدیمی شوند. این سطح از بازسازی خودروِ کلاسیک را مدیران برابوس اصطلاحا ۶ ستاره می‌نامند تا نشانه‌ی تفاوت این مدل‌ها از نمونه‌های دست‌نخورده و قدیمی باشد. بسیاری از محصولات برابوس کلاسیک به‌صورت صفر کیلومتر تحویل مشتری می‌شوند و ضمانت‌نامه دارند و خریدار می‌توان از آن‌ها برای رانندگی روزانه استفاده کند.

بازسازی خودروهای کلاسیک به‌وسیله‌ی مهندسان برابوس ارزان نخواهد بود. به‌عنوان مثال، مرسدس بنز 300 SL گالوینگ مدل ۱۹۵۶ نسخه‌ی برابوس، بیش از ۲ میلیون دلار قیمت دارد. نمونه‌ی رودستر همین خودرو با استاندارد ۶ ستاره‌ی برابوس با قیمت ۲.۵ میلیون دلار فروخته می‌شود.

مشهورترین محصولات برابوس

در چهار دهه فعالیت برابوس، محصولاتی شاخص دیده می‌شوند که ازنظر فنی و ظاهری جذابیت دارند. درادامه‌، تعدادی از این مدل‌ها را به‌اختصار معرفی می‌کنیم.

برابوس کلاس E کد W124 مدل ۱۹۸۶

BRABUS 1986

این خودرو به‌دلایل مختلف مهم است. از یک سو، پیشرانه‌های متنوعی مثل نمونه‌ی ۶.۴ لیتری ۸ سیلندر با قدرت ۳۶۰ اسب‌بخار دارد که رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت در ۵ ثانیه را ممکن می‌کند و از سویی دیگر، برابوس با بهینه‌سازی بدنه‌ی کلاس E توانست آیرودینامیک‌ترین خودروِ سدان تاریخ تا آن زمان را معرفی کند و به کتاب رکوردهای گینس، وارد شود. ضریب دِرَگ این خودرو ۰.۲۶ بود.

برابوس کلاس S کد S600L مدل ۱۹۹۶

Brabus s600 1996

این محصول علاوه‌بر قدرت و سرعت بیشتر درمقایسه‌با نمونه‌ی اصلی، بدنه‌ی بزرگ‌تری دارد تا سرنشینان ردیف دوم، فضای بیشتری دراختیار داشته باشند. به‌لطف پیشرانه‌ی ۷.۳ لیتری با قدرت ۵۸۲ اسب‌بخار و گشتاور ۷۷۲ نیوتن‌متر، برابوس S600L تنها خودروِ لوکس دنیا در زمان خود بود که می‌توانست سرعت ۳۰۵ کیلومتربرساعت داشته باشد. امروزه، این محصول ارزش کلکسونی بسیاری دارد و بیش از ۴۰۰,۰۰۰ دلار قیمت‌گذاری شده است.

بوگاتی برابوس ۱۹۹۳

bugatti EB110 brabus

پیش از آنکه شرکت تیونینگ منصوری متولد شود و بوگاتی ویرون را بهینه‌سازی کند، برابوس وارد همکاری با اَبَرخودروساز فرانسوی شد و EB110 را ارتقا داد. بوگاتی فقط ۱۳۹ دستگاه EB110 ساخت که ۳۱ نمونه از آن‌ها نسخه‌ی سوپراسپرت (SS) بودند. مهندسان برابوس پیشرانه و فضای داخلی ۲ دستگاه EB110 سوپراسپرت را بهینه‌سازی کردند؛ اما عملیات آن‌ها به درخواست مجموعه‌داران کاملا محرمانه باقی ماند. تا سال ۲۰۱۳ و حراج یکی از این ۲ مدل به قیمت ۴۷۵,۰۰۰ دلار در انگلستان، کسی نمی‌دانست بوگاتی EB110 SS با تیونینگ برابوس وجود دارد.

برابوس اسمارت

Brabus smart

شاید خودروهای کوچک و کم‌مصرف اسمارت جذابیت چندانی برای مجموعه‌داران نداشته باشند؛ اما برابوس برای تقویت و تغییر چهره‌ی این مدل‌های شهری دپارتمان ویژه‌ای دارد. سال ۲۰۰۲ و ۴ سال پس از اینکه گروه دایملر (مالک مرسدس بنز) سهام خودروسازی اسمارت را بخرد، برابوس وارد عرصه‌ی تیونینگ محصولات اسمارت شد. امروزه، ارزان‌ترین مدل اسمارت با تجهیزات استاندارد کارخانه حدود ۱۳,۰۰۰ دلار قیمت دارد و در نسخه‌ی فورتو (ForTwo) آپشنال به قیمت ۲۵,۰۰۰ دلار فروخته می‌شود. این درحالی‌ است که اسمارت برابوس آلتیمیت شادو (Ultimate Shadow) به‌عنوان نمونه‌ای ویژه بیش از ۷۰,۰۰۰ دلار قیمت دارد.

 

فراری برابوس

ferrari brabus

تاکنون محصولات متنوعی از فراری، مثل مدل‌‌های FF و F12 برلینتا و ۶۱۲ اسکاگیلتی F1 ساخت ۲۰۰۴ را برابوس بهینه‌سازی کرده است. دراین‌میان، برابوس ۶۱۲ اسکاگیلتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چراکه از معدود نمونه‌های سفارشی فراری با ۴ صندلی همراه جعبه‌دنده و تجهیزات سری F1 محسوب می‌شود.

برابوس کلاس M مدل ۱۹۹۸

brabus ML 1996

تنها ۲ سال پس از ثبت رکورد برابوس E V12 به‌عنوان سریع‌ترین سدان جهان، کراس‌اور ML موردتوجه شرکت تیونینگ برابوس قرار گرفت. این محصول با پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر که قبلا روی E V12 رکوردزنی کرده و به سرعت ۳۳۰ کیلومتربرساعت رسیده بود، توانست M V12 را به نهایت سرعت ۲۶۱ کیلومتربرساعت برساند تا نام برابوس به‌عنوان سازنده‌ی سریع‌ترین شاسی‌بلند جهان وارد کتاب رکوردهای گینس شود. ۶ سال بعد، این رکورد را پورشه کاین شکست.

برابوس B63S-700 نسخه‌ی ۶ چرخ G63 AMG

Brabus Mercedes-Benz G 63 AMG 6×6

سال ۲۰۰۷، اَبَروانت ۶ چرخ مرسدس بنز به سفارش ارتش استرالیا ساخته شد و ۶ سال بعد، به‌عنوان محصولی از AMG به بازار جهانی رسید تا یکی از شاسی‌بلندهای آفرود  جذاب و گران دنیا باشد. در اولین سال عرضه‌ی این مدل، برابوس G63 AMG ۶X۶ را ارتقا داد تا قدرت پیشرانه‌ی آن را از ۵۳۶ به ۶۹۰ اسب‌بخار و گشتاور را از ۷۵۹ به ۹۶۰ نیوتن‌متر برساند. زمان سرعت‌گیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت محصول برابوس حدود ۳.۵ ثانیه کمتر از مدل استاندارد AMG بود و به زمان ۴.۴ ثانیه می‌رسید که برای شاسی‌بلندی سه‌دیفرانسیل با وزن ۳,۷۰۰ کیلوگرم برتری مهمی محسوب می‌شد.

میباخ SV12 مدل ۲۰۰۲

Brabus maybach

سال ۲۰۰۲، مدل‌های اختصاصی برند میباخ با کدهای ۵۷ و ۶۲ تولید شدند. برابوس SV12 محصولی براساس میباخ ۵۷ بود که از پیشرانه‌ی ۶.۳ لیتری تویین‌توربو و قدرت ۶۴۰ اسب‌بخار و گشتاور ۱۰۲۶ نیوتن‌متر می‌گرفت تا رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت در زمان ۴.۹ ثانیه ممکن شود. نهایت سرعت این خودروِ سوپرلوکس به ۳۱۵ کیلومتربرساعت می‌رسید؛ اما به‌دلیل سفارشی‌سازی هنرمندانه در فضای داخلی مشهور شد. برابوس میباخ با قیمت حدودی ۷۰۰,۰۰۰ دلار، علاوه‌بر استفاده‌ی زیاد از چرم طبیعی و چوب در کابین، به نمایشگرهای بزرگ LCD با کامپیوتر قدرتمند همراه موس و کیبورد اختصاصی مجهز بود.

مرسدس SLR مک‌لارن V10 نسخه‌ی طلای سفید

Brabus SLR

سوپراسپرت SLR مک‌لارن حتی در اولین نسخه‌ی ساخت کارخانه هم جذابیت بسیار زیادی داشت. این محصول سال ۲۰۰۳ معرفی شد و مرسدس بنز در مدل‌های متنوع با تیراژ ۲,۱۵۷ دستگاه بنز تولید کرد. برابوس هر ۲ بدنه‌ی کوپه با سقف فلزی و رودستر سقف پارچه‌ای را بهینه‌سازی کرد؛ اما در نسخه‌ای ویژه با پوشش بدنه‌ی براق و آینه‌ای موردتوجه رسانه‌ها قرار گرفت. هنوز مشخص نیست بدنه‌ی این خودروِ استثنایی با کروم پوشیده شده یا متناسب نام آن (White Gold) مزین به طلای سفید است. فقط یک نمونه از این SLR مک‌لارن برابوس در دنیا وجود دارد که به‌ندرت در خیابان‌های دبی و لندن دیده می‌شود. بنابر اخبار غیررسمی، نسخه‌ی طلای سفید به پیشرانه‌ای ۸.۴ لیتری با ۴توربوشارژر مجهز است که قدرت ۱,۶۰۰ اسب‌بخار تولید می‌کند و بیش از ۲ میلیون دلار هزینه‌ی ساختش است.

برابوس راکت 900 میباخ S650L

Brabus 900 S class

تاکنون، برابوس نسخه‌های مختلفی از مرسدس کلاس S میباخ بهینه‌سازی کرده است. جدیدترین مدل بیش از دوبرابر نمونه‌ی اصلی قیمت دارد و تقریبا تمامی فضای داخلی آن را برابوس تهیه می‌کند. این خودرو به قوی‌ترین پیشرانه‌ی تاریخ برابوس مجهز است تا قدرت ۸۸۷ اسب‌بخار و گشتاور ۱۵۰۰ نیوتن‌متر داشته باشد. نهایت سرعت برابوس 900 میباخ به ۳۵۰ کیلومتربرساعت محدود شده است و می‌تواند در زمان ۳.۷ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت برسد. در دنیای امروز، شاید این آمار چندان تعجب‌آور و فراتر از انتظار نباشد؛ اما هنوز هیچ خودروِ لوکس دیگری در کلاس مرسدس بنز S نمی‌تواند سریع‌تر از محصول برابوس به سرعت ۳۴۰ کیلومتربرساعت برسد. راکت 900 میباخ ۲۴ ثانیه پس از شروع حرکت به این سرعت می‌رسد و با طی‌کردن مسافت ۳ کیلومتر از نقطه‌ی شروع حرکت، رکورددار کوتاه‌ترین مسیر سرعت‌گیری صفر تا ۳۴۰ کیلومتربرساعت نیز محسوب می‌شود. نمونه‌های سفارشی این خوردرو بیش از ۵۰۰,۰۰۰ دلار قیمت دارند.

ون کلاس V بیزنس

Brabus Van

سری خودروهای موسوم به برابوس بیزنس براساس ون‌های مرسدس بنز‌ کلاس V عرضه می‌شوند. در‌مقایسه‌با مدل اصلی، محصولات برابوس بدنه‌ای کشیده‌تر و کابین راحت‌تر دارند که البته با صندلی‌های بسیار لوکس و تجهیزات سفارشی، شبیه به هتلی متحرک عمل می‌کنند. پیشرانه‌ی دیزلی 250d مرسدس بنز در ون برابوس، سرعت‌گیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت را در ۸.۸ ثانیه فراهم می‌کند که چندان متفاوت از خودروهای مشابه در این کلاس نیست؛ اما امکانات متنوع در فضای داخلی، مهم‌ترین برتری برابوس محسوب می‌شود.

نمایشگر ۴۰ اینچ، پلی‌استیشن ۴، سیستم صوتی قدرتمند ۱۲۰۰ وات، چند شارژر بی‌سیم، شیشه‌های مجهز به فناوری مجیک گلس (قابل تبدیل به حالت کدر یا شفاف)، صندلی‌های برقی با چرم طبیعی با دسترسی به یخچال، قهوه‌ساز و صندوق محافظت از اشیاء، مهم‌ترین امکانات این ون ۳۱۵,۰۰۰ دلاری هستند.

 قایق برابوس شادو 800 

قایق برابوس شادو 800، معرفی شد

 قایق لوکس و ۸۰۰ اسب بخاری برابوس پیشرانه‌ی یکسانی با مرسدس G کلاس مدل G850 دارد تا به حداکثر سرعت ۵۰ گره‌ی دریایی یا ۹۳ کیلومتربرساعت دست یابد. برابوس با همکاری شرکت کشتی‌سازی آکسوپار قصد دارد ۲۰ دستگاه از این قایق را با قیمت ۴۷۵,۰۰۰ دلار تولید کند. البته، این قیمت با انتخاب آپشن‌های بیشتر افزایش می‌یابد. ازجمله امکانات سفارشی قایق برابوس شادو 800 تلویزیون ۴۲ اینچی اپل TV و سیستم صوتی فراگیر است. 

 

 

 

 

 


با ترکیب هوش مصنوعی و داده‌های به‌دست‌آمده از ماهواره‌های مدارپیما، دانشمندان می‌توانند با دقت بیشتری فوران‌های آتشفشانی را رصد کنند.

با اینکه تقریبا ۸۰۰ میلیون نفر در فاصله‌ی ۱۰۰ کیلومتری آتشفشان‌های سراسر جهان زندگی می‌کنند، نظارت مستمر روی این بلایای طبیعی بسیار اندک است. با‌این‌حال، به‌گفته‌ی ژولیت بیگز، متخصص آتشفشان دانشگاه بریستول بریتانیا، پژوهشگران به‌لطف روش‌های نوظهور می‌توانند به‌‌طور مستمر روی این پدیده‌ها نظارت کنند.

تیم بیگز از یادگیری ماشین برای پی‌بردن به ناهنجاری‌های زمین در اطراف آتشفشان‌ها استفاده می‌کند. این تیم ۲۰‌مارس۲۰۱۸ در کنفرانس سانتا فی نیومکزیکو طرح پیشنهادی خود برای استفاده از هوش مصنوعی را ارائه داد.

بیگز و همکاران او از مشاهده‌های راداری دو ماهواره ازجمله ماهواره‌ی اروپایی سنتینل ۱ استفاده می‌کنند. اعضای تیم براساس موقعیت ماهواره‌ها در بازه‌های ۶ یا ۱۲ یا ۲۴ روزه به داده‌های مرتبط با آتشفشان‌های سراسر جهان را جمع‌آوری می‌کنند. ماهواره‌ها با عبور مجدد از یک نقطه، فاصله‌ی بین خود و زمین را اندازه‌گیری می‌کنند. با این کار، تغییرات فاصله در بازه‌ی زمانی آشکار می‌شود؛ مثلا نشست یا برآمدگی زمین براثر تغییرات ماگمای زیر آتشفشان.

باوجوداین، داده‌های مذکور نیز خالی از اشکال نیستند. بخارآب موجود در جوّ می‌تواند سیگنالی مشابه تغییرات زمین ارسال کند و پژوهشگران هنگام بررسی مشاهده‌های راداری باید این مسئله را هم در نظر بگیرند. انحراف‌های جوّی، به‌ویژه در بررسی بازه‌های زمانی نزدیک به زمان حال، مشکل‌ساز می‌شوند.

آتشفشان آگونگ

آتشفشان آگونگ در جزیره‌ی بالی، اندونزی، نوامبر۲۰۱۷

دید واضح‌تر

تیم بیگز در آغاز بررسی تصاویر دریافتی ماهواره‌ی سنتینل ۱ از آتشفشان آگونگ در بالی اندونزی که در نوامبر۲۰۱۷ دچار فوران شد، این مشکلات را در نظر گرفت. تقریبا دو ماه قبل از فوران این آتشفشان، صدها زلزله‌ی کوچک مناطق اطراف را لرزانده بود و تقریبا ۱۴۰,۰۰۰ نفر خانه‌های خود را ترک و به نقاط دیگر فرار کردند.

انحراف‌های جوّی در اطراف آگونگ تلاش‌های تیم برای بررسی ناهنجاری‌ زمین در اطراف آتشفشان را مختل کرده بود؛ اما بیگز و تیم او پس از تصحیح سیگنال‌های جوّی، متوجه شدند زمین در اطراف دامنه‌ی شمالی آگونگ به‌اندازه‌ی ۱۰ سانتی‌متر در جهت آتشفشان مجاور بالا آمده است.

مقاله‌های مرتبط:

براساس گزارش این تیم، حرکت زمین نشان‌دهنده‌ی فعالیت‌ ماگما در سیستم لوله‌کشی طبیعی بود که دو آتشفشان را به یکدیگر وصل می‌کرد. بیگز معتقد است هدف اصلی تیم او پیش‌بینی فوران آتشفشانی نبود؛ اما آن‌ها با مطالعه‌ی موردی آگونگ توانستند اطلاعات زیادی را درباره‌ی این روش و امکان‌پذیری آن به‌دست بیاورند.

فابین آلبینو، متخصص ژئوفیزیک دانشگاه بریستول و یکی از اعضای تیم بیگز، قصد دارد با مدل‌های آب‌وهوایی تقریبا نزدیک به زمان واقعی، راه‌‌حلی فوری برای تصحیح انحراف‌های جوّی پیدا کند.

درصورتی‌که این مدل برای پیش‌گویی اختلال‌های جوّی موفقیت‌آمیز باشد، آلبینو می‌تواند با شناسایی سیگنال‌های غیرمعمول در داده‌های رادار ماهواره‌ای، سیگنال‌های بخار آب‌وهوا را از سیگنال‌های آتشفشانی تفکیک کند. آلبینو می‌گوید این پروژه هنوز در مراحل اولیه است؛ اما درنهایت می‌تواند راهی برای ارزیابی سریع پدیده‌های اطراف آتشفشان‌هایی مثل آگونگ فراهم کند.

بیگز و همکارانش که مشغول بررسی آتشفشان‌های سراسر جهان هستند، شبکه‌ای عصبی ساختند که تقریبا ۳۰,۰۰۰ تصویر ماهواره‌ی سنتینل ۱ از ۹۰۰ آتشفشان را پردازش و ۱۰۰ تصویر را برای بررسی دقیق‌تر علامت‌گذاری کرده است. به گزارش این تیم، از میان این داده‌ها حداقل ۳۹ تصویر شکل دقیق ناهنجاری‌های زمین را نشان می‌دهند. پژوهشگران به کمک الگوریتمی داده‌ها را مرتب‌ کردند و در زمان صرفه‌جویی کردند. بدین‌ترتیب آن‌ها از زمان باقی‌مانده برای بررسی دقیق‌تر آتشفشان‌ها استفاده می‌کنند.

تیم پژوهشی در‌حال‌آموزش شبکه‌ی عصبی خود روی داده‌های ترکیبی است که از فوران‌های شبیه‌سازی‌شده به‌وجود آمده‌اند. به‌گفته‌ی پوی آنانتراسیریچایی، مهندس دانشگاه بریستول، با این کار دقت الگوریتم دوبرابر می‌شود.

روش‌های جایگزین

گروهی با سرپرستی آندرو هوپر در دانشگاه لیدز در‌حال‌توسعه‌ی روشی دیگر برای آشکارسازی خودکار علائم بالقوه‌ی آشفتگی‌های زمین هستند. هوپر و همکاران ‌به‌جای مرتب‌سازی تصاویر رادار ماهواره‌ی سنتینل ۱ (طبق روش بیگز)، از تکنیک جست‌وجوی تغییرات در داده‌های ماهواره‌ای استفاده می‌کنند.

درصورت تغییرشکل زمین، روش هوپر می‌تواند افزایش یا کاهش سرعت یا تغییرات را ثبت کند. بدین‌ترتیب پژوهشگران می‌توانند حتی کوچک‌ترین تغییرات زمین را در بازه‌ی زمانی طولانی‌تر بررسی کنند.

با داده‌های ماهواره‌ای می‌توان به ناهنجاری‌های زمین و فعالیت‌های آتشفشانی پی برد

این تحلیل با تحلیل گروه بیگز تفاوت دارد؛ اما هدف نهایی هر دو گروه پردازش داده‌های آتشفشانی است. بیگز و هوپر به‌دنبال آزمودن روش‌های خود روی پایگاه داده‌ی جهانی ناهنجاری‌های آتشفشانی هستند که میزبانی آن برعهده‌ی مرکز مشاهد‌ها و مدل‌سازی زلزله و آتشفشان و تکتونیک در بریتانیا است؛ ولی به‌دلیل مشکلات فنی این پایگاه‌ داده، پژوهشگران برای مقایسه‌ی جزءبه‌جزء روش‌های خود از آن استفاده نمی‌کنند.

دانشمندان دیگر مانند مت پریچارد، متخصص آتشفشان دانشگاه کورنل نیویورک، مشغول توسعه‌ی الگوریتم‌هایی هستند که برای تشخیص تغییرات آتشفشانی از دیگر انواع داده‌های ماهواره‌ای مانند دمای سطح یا نشر گاز و خاکستر استفاده می‌کنند.

پریچارد امیدوار است بتواند ازطریق همکاری با بیگز و دانشمندان دیگر، از روش‌های یادگیری ماشین برای طبقه‌بندی داده‌های ماهواره‌های ناسا و آکوا و ترا استفاده کند. این ماهواره‌ها در ۱۷ سال گرمای خروجی آتشفشان‌ها را اندازه‌گیری کرده‌اند؛ اما او و همکارانش هنوز در آغاز راه کار با الگوریتم‌ها هستند و مسیری طولانی در پیش دارند.


هاوارد شولتز (Howard Schultz) کارآفرینی آمریکایی است که بیش‌ از همه با دوره‌های فعالیتش در سِمَت‌های مدیریتی استارباکس شناخته می‌شود. او قبلا مالک سیاتل سوپرسونیکس (Seattle SuperSonics) بود و در هیئت‌مدیره‌ی اسکوئر (Square) نیز عضویت داشت. در سال ۱۹۹۸، هاوارد با همکاری دن لویتان شرکتی سرمایه‌گذاری به‌نام ماورن (Maveron) نیز تأسیس کرد. مجموعه‌ی فعالیت‌های این کارآفرین بزرگ او را در فهرست ثروتمند‌ترین شهروندان آمریکا نیز قرار داد که البته، با سرمایه‌ای نزدیک به ۳ میلیارد دلار فاصله‌ی زیادی با بزرگانی همچون جف بزوس دارد.

هاوارد شولتز در دو دوره در مقام رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل استارباکس فعالیت کرد: دوره‌ی اول از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۰۰ و دوره‌ی بعدی از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸. در ژوئن۲۰۱۸، شولتز درنهایت از سِمَت ریاست هیئت‌مدیره بازنشسته شد. او درکنار کارآفرینی و تجارت، فعالیت‌های سیاسی متعددی هم انجام داده و اخیرا نیز اعلام کرده برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۰ آمریکا نیز آماده خواهد شد.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

تولد و تحصیل

مقاله‌های مرتبط:

هاوارد شولتز در ۱۹ژوئیه‌ی۱۹۵۳ در بروکلین نیویورک به‌دنیا آمد. پدر او، فِرِد شولتز، سرباز بازنشسته‌ی ارتش بود که بعدها به رانندگی کامیون روی آورد. مادر هاوارد، الین نام داشت و با وجود اینکه پابه‌پای شوهرش کار می‌کرد، خانواده‌ای فقیر بودند. آن‌ها سه فرزند داشتند و همه‌ی تلاششان را می‌کردند تا آینده‌ای روشن برای آن‌ها رقم بزنند. شاید آن‌ها هیچ‌گاه تصور نمی‌کردند یکی از پسرانشان به کارآفرینی بزرگ در آمریکا تبدیل شود.

کودکی هاوارد در مناطق فقیرنشین نیویورک و محله‌هایی گذشت که امکانات خاصی به‌جز زمین‌های بازی بسکتبال وجود نداشت. خانواده‌های ساکن در آن مناطق عموما بسیار فقیر بودند و آینده‌ی روشنی برای کودکان آن‌ها تصور نمی‌شد. هاوارد همیشه می‌دانست شکستن تصور فقر و رسیدن به موفقیت، چه دشواری‌های خاصی برایش دارد. به‌هرحال، رؤیای ثروتمندشدن برای او قوی‌تر از هر مانعی بود.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

هاوارد شولتز در کودکی

هاوارد در کودکی پدرش را می‌دید که برای پیداکردن شغل دشواری‌های زیادی متحمل می‌شود. وقتی او ۷ ساله بود، پای پدرش در سانحه‌ی رانندگی شکست. او بیمه‌ی درمانی معتبری نداشت؛ به‌همین‌دلیل، مشکلات مالی خانواده‌ی شولتز سخت‌تر شد. آن روزها، دوران بسیار سختی برای هاوارد کوچک بود و تصویر ناخوشایندی را برای همیشه در ذهنش شکل داد. او درباره‌ی آن سال‌ها می‌گوید:

پدرم را می‌دیدم که اعتماد‌به‌نفس و کرامت انسانی خود را از دست می‌دهد. به‌احتمال زیاد دلیل اصلی آن، رفتارهای دیگران بود. آنان با پدرم مانند کارگری عادی رفتار می‌کردند.

هاوارد در ۱۲ سالگی، اولین شغل خود را پیدا کرد. او ابتدا روزنامه می‌فروخت و سپس، در کافه‌ای مشغول به‌کار شد. دوران کاری او با ورود به ۱۶ سالگی دشوارتر هم شد و کارگری در فروشگاه خز و چرم، مسئولیت‌های سخت کار با چرم را نیز بر دوشش گذاشت. همین شغل‌های سخت روح هاوارد را جلا دادند و او را برای آینده‌ی درخشانش آماده کردند.

فعالیت‌های سخت بدنی، هاوارد را ازلحاظ فیزیکی هم ورزیده کرد. او در ورزش بسیار بااستعداد بود و ازطریق ورزش توانست بورسیه‌ی تحصیلی دانشگاه میشیگان (Norther Michigan) را کسب کند. درنهایت در سال ۱۹۷۵، شولتز در مقطع کارشناسی رشته‌ی ارتباطات از آن دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

ستون مجله‌ی فورچن درباره‌ی موفقیت شولتز در سن کمتر از ۴۰ سال

ورود به دنیای تخصصی تجارت

مقاله‌های مرتبط:

هاوارد پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، به‌عنوان مدیرفروش در شرکت زیراکس استخدام شد. مقصد بعدی او شرکت سوئدی Hamamaplast بود که درزمینه‌ی فروش لوازم‌خانگی فعالیت می‌کرد. استارباکس یکی از مشتریان شرکت سوئدی بود که آسیاب‌های قهوه‌ی خود را از آن‌ها می‌خرید. هاوارد متوجه شد دستگاه‌های قهوه‌ی آن‌ها را بیش از همه شرکت کوچک استارباکس می‌خرد. او تصمیم گرفت با مدیران آن شرکت دیدار کند؛ به‌همین‌دلیل، به سیاتل سفر کرد.

هاوارد در اولین دیدارش با محصولات استارباکس، شیفته‌ی طعم عالی قهوه‌های آن فروشگاه شد. او اولین تجربه‌ی خود را عالی توصیف کرد که شبیه به هیچ‌یک از قهوه‌هایی نبود که قبلا نوشیده بود. بعدها، او درباره‌ی اولین دیدارش با استارباکس می‌گوید:

به‌محض اینکه از فروشگاه خارج شدم، با خودم زمزمه می‌کردم: عجب کسب‌وکار موفقی! عجب شهر فوق‌العاده‌ای! حتما باید بخشی از این تجارت باشم.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

در آن سال‌ها، شرکت استارباکس در سیاتل معتبر بود و مشتریان وفاداری از آن خرید می‌کردند. یکی از دلایل اعتبار آن‌ها، آموزش هنر تهیه‌کردن قهوه به مشتریان بود. همین رویکرد و روش کاری آن‌ها، شولتز ۲۹ ساله را عاشق استارباکس کرد. او شیفته‌ی شرکت شده بود و با تماس‌های پی‌در‌پی با مدیر آن زمان، یعنی جری بالدوین (Jerry Baldwin)، از او تقاضای شغل می‌کرد.

فروش آسیاب قهوه به استارباکس زمینه‌های آشنایی با آن‌ها را فراهم کرد

شولتز با تماس‌های خود به‌نوعی مزاحم جری بالدوین هم می‌شد. او سعی می‌کرد جری را متقاعد کند که با تأسیس فروشگاه‌های بیشتر، کسب‌وکارش را رونق دهد. البته، مدیر آن سال‌های استارباکس اعتقاد داشت شاید گسترش سریع کسب‌وکار روح شرکت را از بین ببرد. شولتز در یکی از مکالمه‌هایش، با صحبت‌های بالدوین تاحدودی قانع شد؛ اما درنهایت به او گفت:

مشکلی نیست، بیا این کار را به‌تدریج و با سرعت مدنظر تو انجام دهیم؛ اما به‌هرحال باید کاری خارق‌العاده و درخورتوجه بکنیم.

هاوارد یک روز پس از مکالمه‌ی معروفش با بالدوین، به کار در استارباکس دعوت شد. شغل پیشنهادی به او مدیر بازاریابی شرکت بود؛ اما حقوقی کمتر از نصف حقوق شرکت قبلی دریافت می‌کرد. او متوجه ظرفیت‌های فراوان آن شرکت شد و تصمیم گرفت زندگی‌اش را به‌نوعی به استارباکس گره بزند. درنهایت، او با تمام شرایط مشکل استارباکس موافقت کرد و در سال ۱۹۸۲ به سیاتل رفت.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

سفر به میلان در سال ۱۹۸۳، نقطه‌ی عطفی در تاریخ فعالیت هاوارد در استارباکس بود. او در بازگشت از سفر ایتالیا، دستورِساخت لاته و کاپوچینو را به شرکت آورد که درآمد آن‌ها را یک سال بعد، حدود سه‌برابر کرد. البته، بیش از دستورِساخت و طعم قهوه‌های ایتالیایی، فضای کافه‌های آن کشور بیش از همه هاوارد را مجذوب خود کرد. آن فروشگاه‌ها علاوه‌بر محلی برای خرید نوشیدنی، فضاهایی برای ملاقات‌های اجتماعی و استراحت نیز بودند. به‌بیانِ‌دیگر، روح اجتماعی کافی‌شاپ‌های ایتالیایی جرقه‌ی اصلی بود که در سال‌های بعد، انقلاب در استارباکس را به‌دنبال داشت.

در دهه‌های پایانی قرن بیستم، رستوران‌ها و فروشگاه‌های فست‌فود مسئولیت تأمین فضای گردهم‌آیی‌های اجتماعی را در آمریکا برعهده داشتند. شولتز زمان زیادی به تفکر و مطالعه درباره‌ی آن روح اجتماعی فروشگاه‌های قهوه اختصاص داد. در سال ۱۹۸۵، او به بالدوین پیشنهاد داد روی ساخت شبکه‌ای از فروشگاه‌های قهوه متمرکز شود. به‌هرحال، مدیرعامل استارباکس پاسخ ردّ خود را به‌‌طور قطعی به شولتز اعلام کرد. بنیان‌گذاران اعتقاد داشتند توسعه‌ی مدنظر شولتز هویت انحصاری آن‌ها را از بین می‌برد. به‌بیانِ‌دیگر، آن‌ها مدیرانی با دیدگاه‌های سنّتی بودند که حتی قهوه‌ی فروشگاهی را نیز کم‌کیفیت‌تر از نوع خانگی می‌دانستند.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

روح اجتماعی نوشیدن قهوه و فروشگاه‌های زنجیره‌ای شولتز را رها نمی‌کرد. درنهایت، او که نتوانست مدیران استارباکس را به تغییرات ساختاری راضی کند، از آن شرکت استعفا داد تا کسب‌وکار اختصاصی خود را شروع کند. هاوارد درباره‌ی تصمیمش در آن زمان می‌گوید:

تنها کسانی که به راه‌های ناشناخته می‌روند، صنایع جدید ایجاد و محصولات جدید عرضه می‌کنند. همچنین، می‌توانند شرکت‌هایی قوی و پایدار بسازند که برای رسیدن به نتایج عالی الهام‌دهنده‌ی دیگران باشد.

تولد استارباکس مدرن

شولتز ابتدا کافی‌شاپ اختصاصی خود را با الهام از نمونه‌های ایتالیایی راه‌اندازی کرد

هاوارد شولتز برای راه‌اندازی کسب‌وکار جدیدش به ۱.۷ میلیون دلار سرمایه نیاز داشت. او بخشی از پول موردنیاز را از بنیان‌گذاران استارباکس دریافت کرد و بخشی دیگر را از بانک وام گرفت. در آوریل۱۹۸۶، اولین کافی‌شاپ هاوارد در سیاتل تأسیس شد. او نام ایتالیایی Il Giornale (با تلفظ ایتالیایی ایل یورناله) را برای کافی‌شاپ برگزید. در روز اول فعالیت، این کافی‌شاپ میزبان ۳۰۰ نفر مشتری بود.

هاوارد یک سال پس از تأسیس شرکتش باخبر شد که بنیان‌گذاران استارباکس قصد دارند تمام کسب‌وکارشان، یعنی فروشگاه‌ها و کارخانه‌ی آماده‌سازی قهوه و برند را بفروشند. دلیل فروش نیز، ناتوانی در مدیریت شرکت عنوان شد که در آن زمان، به‌اندازه‌ی زیادی توسعه یافته بود. آن‌ها قیمت فروش استارباکس را ۴ میلیون دلار اعلام کردند.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

لوگوِ فروشگاه اختصاصی شولتز

مقاله‌های مرتبط:

مدیر افسانه‌ای استارباکس به‌محض باخبرشدن از تصمیم مدیران برای فروش شرکت، به‌سراغ طلب‌کاران خود رفت و وام جدیدی از آن‌ها درخواست کرد. یکی از افرادی که در آن زمان در خرید استارباکس به شولتز کمک کرد، بنیان‌گذار مایکروسافت، یعنی بیل گیتس بود. درنهایت، مالکان استارباکس نیز مانند برادران مک‌دونالد، شرکت خود را به قیمتی درخورتوجه فروختند و شولتز، تنها مالک و مدیر آن شرکت شد.

از اولین تغییرات فروشگاه‌های استارباکس پس از مدیرعاملی شولتز، محل‌هایی برای آماده‌سازی و دَم‌کردن قهوه‌ی تازه برای مشتریان بود که باریستا‌ها در آن، با دقت و کیفیت مثال‌زدنی نوشیدنی مدنظر را برای مشتریان آماده می‌کردند. باریستای هر فروشگاه باید مشتریان باسابقه‌ی خود را به‌دقت می‌شناخت و حتی کم‌کم سلیقه و روحیات آن‌ها را نیز درک می‌کرد.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

شولتز در سفر به ایتالیا شیفته‌ی کافی‌شاپ‌های محلی شده بود و عرضه‌ی نوشیدنی در آنجا را نوعی اجرای تئاتر می‌دانست. مهارت باریستا در آماده‌کردن نوشیدنی و کار با دو دست و صحبت‌های گرم با مشتری، برای شولتز بسیار جذاب بود و باعث شد همین روند در استارباکس هم اجرا شود.

هاوارد شولتز دو سال بعد بار دیگر به ایتالیا سفر کرد. او پس از سفر دوم، نه‌تنها تصاویری از منو و نوشیدنی‌های ایتالیایی، بلکه ویدئوهایی از رفتار و عملکرد باریستاها را هم به آمریکا آورد. همین ویدئو‌ها بعدها به محتوای آموزشی کارمندان استارباکس تبدیل شدند. همین رویکرد به‌ظاهر ساده، به‌نوعی یکی از عوامل مهم‌ موفقیت سال‌های آتی استارباکس محسوب می‌شود.

بیل گیتس یکی از اولین سرمایه‌گذاران استارباکس بود

قهوه برخلاف همبرگر، محصولی با فرهنگ و وقار خاص خود است. به‌همین‌دلیل، شولتز برای آنکه آمریکایی‌ها را با فرهنگ خاص خودشان به قهوه معتاد کنند، راه درازی در پیش داشت. درواقع،‌ جذب‌کردن آن‌ها به محلی خاص که فقط عطر قهوه‌ی تازه در آن می‌پیچد و فضایی منحصربه‌فرد دارد، درکنار ممنوع‌بودن کشیدن سیگار مشکلی طاقت‌فرسا بود. به‌‌دلیل همین‌ مشکلات، می‌توان شولتز را ماجراجویی نامید که در مسیر موفقیت از هیچ تلاشی خسته نشد.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

هاوارد شولتز به سرمایه‌گذاران قول داده بود پس از ۵ سال، ۱۲۵ فروشگاه جدید در سرتاسر ایالات متحده‌ی آمریکا تأسیس کند. تا سال ۱۹۹۲، هاوارد فروشگاه‌های بسیار بیشتری تأسیس کرده بود. او توسعه‌ی کارش را از نیوانگلند شروع کرد و بعدها، کالیفرنیا میزبان فروشگاه‌های جدید استارباکس شد. شاید بتوان گفت شولتز مدل توسعه‌ای مک‌دونالد را در نظر گرفت و آن را به‌نوعی برای سبک کاری خودش بهینه‌سازی کرد.

استراتژی هاوارد شولتز برای توسعه و استراتژی کسب‌وکار، پس از مطالعه و بررسی‌های دقیق به‌دست می‌آمد و حتی برخی اوقات، دیوانه‌وار بود. او برای جلب توجه آمریکایی‌ها، روی سه بخش متمرکز شد: کیفیت و کمّیّت و شهرت. به‌عنوان مثال، گروه بازاریابی استارباکس به مشتریان می‌گفتند نوشیدن بهترین قهوه‌ با کیفیت استارباکس و در فروشگاه‌های آن‌ها، رمانتیک و جذاب خواهد بود.

شعارهای تبلیغاتی و کمپین‌های بازارایابی استارباکس مدرن جذاب بودند. مشتریان به‌محض خواندن آن‌ها، با لبخند به‌راحتی شعار استارباکس را حفظ و در ذهنشان، قهوه‌ای خوش‌طعم و خوش‌عطر را تصور می‌کردند. مدیر ماجراجوی شرکت نیز همیشه مطمئن بود شعارها با واقعیت محصولات و خدمات استارباکس متفاوت نباشد.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

کافی‌شاپ‌هایی که هاوارد شولتز تأسیس می‌کرد، به‌نوعی تعریف دموکراتیک داشتند و با ارائه‌ی خدماتی همچون قهوه به‌صورت سلف‌سرویس، هرچه‌بیشتر در جذب مشتریان موفق می‌شدند. به‌تعریف ساده‌تر، در فروشگاه‌های استارباکس، نوع نوشیدنی (نه‌تنها قهوه، بلکه‌لاته، کاپوچینو، اسپرسو، موکا، ماکویتو و انواع دیگر)، اندازه‌ی لیوان یا فنجان و نوع شیر (معمولی یا کم‌چرب یا پرچرب) را مشتریان انتخاب می‌کردند. همین رویکردها باعث شده بود مشتریان حس کنند قهوه‌ای منحصربه‌فرد سفارش می‌دهند.

خدمات سلف‌سرویس موجب جذب مشتریان بیشتر شد

ماهیت سلف‌سرویس در فروشگاه‌های استارباکس موجب نگرانی یا ترس مشتریان نمی‌شد. آن‌ها می‌دانستند سفارش را یک نفر می‌گیرد و باریستایی حرفه‌ای نوشیدنی را آماده می‌کند. روندهای آماده‌سازی نیز به‌قدری سریع بود که حتی از برخی رستوران‌های فست‌فود نیز پیشی می‌گرفت. دلیل سرعت‌دادن به آماده‌شدن سفارش‌ها نیز آن بود که در آمریکا و برخی کشورهای دیگر، هنوز قهوه محصولی بیرون‌بر شناخته می‌شود و شاید تعداد زیادی از مشتریان فضاهای شلوغ کافه‌ها را نپسندند. به‌بیان‌ِدیگر، آن‌ها ترجیح‌ می‌دهند نوشیدنی سریع آماده شود تا در مسیر کار یا خانه آن را میل کنند؛ به‌همین دلیل، میانه‌ی خوبی با تأخیر ندارند.

در سال ۱۹۹۲،‌ هاوارد شولتز تصمیم گرفت امپراتوری خود را به شرکت سهامی‌ عام تبدیل کند. او سهام استارباکس را با قیمت ۱۴ دلار در بورس اوراق بهادار نیویورک عرضه کرد. در پایان روز اول عرضه، ارزش سهام استارباکس به ۳۳ دلار رسید.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

تمرکز بر آموزش حرفه‌ای کارمندان

هاوارد شولتز دو سال پیش از عرضه‌ی عمومی سهام شرکتش، قوانینی برای کار در آن تدوین کرد که به‌مرور، به زبان رسمی و کد استارباکس تبدیل شدند. در قانون‌ها و دستورالعمل‌های او، اشاره‌ی مستقیمی به ارزش کار تیمی و تعهد برای بهبود کیفیت محصول شده بود. بخش آخر متن معروف شولتز با این عبارت پایان می‌یافت:

به‌یاد داشته باشید امروز با کسب سود، پایه‌های رفاه و آسایش آینده‌ی خود را بنا می‌کنیم.

نکته‌ی مهمی که از داستان هاوارد شولتز و شرکتش برداشت می‌شود، تمرکز او بر نیروی انسانی علاوه‌بر تلاش برای توسعه‌ی شرکت است. او فرایند جذب و تربیت نیروی انسانی را مدلی هوشمندانه و آینده‌نگرانه از برنامه‌ریزی‌های مدیریتی می‌داند. شولتز در جایی می‌گوید فرایندهای استخدام و ارتباط با نیروی انسانی نوعی رابطه‌ی احساسی ایجاد می‌کنند. افراد فعال در آن حوزه‌ها هرروز با برنامه‌های خود رؤیا می‌بینند و به‌نوعی قلبشان با فرایندها درگیر می‌شود.

یکی از مسائل مدیریتی مهم‌ هاوارد شولتز در استارباکس، حفظ روحیه‌ی تیمی در شرکت بود. در مسیر همان دغدغه‌ها، کارمندان شرکت که حداقل هفته‌ای ۲۰ ساعت کار می‌کردند، بیمه‌ی درمانی داشتند. برنامه‌ی بعدی جایزه‌دادن و قدردانی‌کردن از کارمندان با اعطای سهام بود که به فرایندی معمول در استارباکس تبدیل شد. البته، شروع آن برنامه با مشکلاتی ازطرف سرمایه‌گذاران نیز همراه بود.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

یکی از رخدادهای مهم در تاریخ شرکت شولتز، در سال ۱۹۹۴ اتفاق افتاد. کارمندان استارباکس می‌گفتند به‌‌دلیل عرضه‌‌نشدن نوشیدنی خنک، تعداد مشتریان در تابستان کاهش می‌یابد. شولتز نمی‌خواست از فلسفه‌ی خود مبنی بر عرضه‌ی قهوه‌ی خالص در استارباکس عدول کند؛ اما تصمیم گرفت مسیرهای جدید را در ابعاد کوچک امتحان کند.

در آوریل۱۹۹۵، اولین‌بار در تمام ۵۵۰ فروشگاه استارباکس، نوشیدنی فراپاچینو عرضه شد. محصول جدید به‌سرعت با استقبال روبه‌رو شد و در پایان سال، ۱۰ درصد از فروش شرکت را ازآنِ خود کرد. در سال ۱۹۹۶، غول نوشیدنی‌های خنک، یعنی پپسی، در قراردادی بلندمدت به استارباکس پیشنهاد داد فراپاچینو را در بطری برای آن‌ها تولید کند.

روح واحد استارباکس

شولتز اصرار زیادی بر حفظ روح واحد در استارباکس داشت

شهرت روزافزون استارباکس نه‌تنها مشتریان، بلکه توجه شرکت‌های رقیب را نیز به‌خود جلب کرد. رقبا با محصولات مشابه و قیمت‌های ارزان‌تر قصد داشتند مشتریان استارباکس را به‌سمت خود جذب کنند. حتی فست‌فودها نیز اسپرسو را به‌ منوِ خود اضافه کردند. دراین‌میان، استارباکس اصول اولیه‌ی خود، یعنی وقار، فضای دلنشین، آرامش و راحتی را حفظ کرد؛ به‌همین‌دلیل، کمترین تأثیر را از تلاش رقبای جدیدش پذیرفت.

پس از مدتی شولتز و دیگر مدیران استارباکس به این نتیجه رسیدند که برای پیروی از اصول مهم خود، باید تغییراتی نیز در ایدئولوژی توسعه‌ی شبکه‌ی خود دهند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که کافی‌شاپ‌های ایتالیایی دیگر برای فرهنگ و سبک زندگی آن سال‌های آمریکایی‌ها مناسب نیستند. کافی‌شاپ‌های ایتالیایی در فضاهای دنج و کوچک تأسیس می‌شدند و میز و صندلی‌های محدودی داشتند. اکثر مشتریان آن‌ها ترجیح می‌دادند در پیش‌خوان کافی‌شاپ نوشیدنی میل کنند. در آمریکا، چنین رویکردی موفق نمی‌شد.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

استارباکس تصمیم گرفته بود به مکانی اجتماعی تبدیل شود. آن‌ها باید شکل کافی‌شاپ‌های خود را به‌گونه‌ای تغییر می‌دادند که به بهترین مکان برای شکل‌گیری مکالمه‌ی بین افراد تبدیل شوند. درنتیجه‌ی همین برنامه‌ریزی، شولتز و دیگر مدیران تصمیم گرفتند فضای فروشگاه‌ها را چندبرابر کنند و چیدمان میز و صندلی‌ها را نیز به‌گونه‌ای تغییر دهند که برای مکالمه و ملاقات‌های رسمی و غیررسمی مناسب شود. همین تصمیم کم‌کم‌ آمریکایی‌ها را برای جلسه‌های متعدد به‌سمت استارباکس کشاند.

توسعه‌ی کافی‌شاپ‌های استارباکس با افزایش محبوبیت آن‌ها همراه بود. این هدف نتایج نگران‌کننده‌ای نیز به‌همراه داشت. یکی از مشکلات حفظ کیفیت محصولات باتوجه‌به افزایش شدید تقاضا و فروش قهوه‌ها بود.

قهوه‌ی فروشگاه‌های استارباکس از دانه‌های بوداده و تازه‌ی قهوه درست می‌شد. دانه‌ها در بسته‌بندی‌های مخصوص دو کیلوگرمی به فروشگاه می‌آمدند و به شیری برای تخلیه‌ی دی‌اکسیدکربن بسته‌بندی مجهز بودند. این شیرها مانع از ورود رطوبت به اکسیژن به بسته‌بندی هم می‌شدند. پس از بسته‌بندی، قهوه‌های استارباکس قابلیت جابه‌جایی تا مقصدهای دورتر را پیدا می‌کردند.

تمرکز شولتز و مدیران استارباکس بر کیفیت قهوه به‌حدی بود که بسته‌های قهوه‌ی آن‌ها، فقط ۷ روز تاریخ انقضا داشتند. همین روند اسراف فراوان در مواداولیه را در پی داشت و باعث شد شولتز روند خود را تغییر دهد. قهوه‌ی سریع درنتیجه‌ی همان تغییر روند به مواداولیه‌ی استارباکس اضافه شد که کیفیتی تقریبا مشابه قهوه‌ی سنّتی داشت. درنهایت، محصول جدیدی با استفاده از همان نوع قهوه به منوِ استارباکس افزوده شد که بهبود فروش و افزایش سود را به‌همراه داشت.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

شولتز تمرکز بسیاری بر هویت‌بخشیدن به استارباکس داشت. در همین مسیر، او استانداردهایی برای شرکتش در نظر گرفت. درنتیجه‌ی آن استانداردها، نه‌تنها طراحی همه‌ی فروشگاه‌ها و کافی‌شاپ‌های استارباکس، بلکه طعم قهوه نیز در تمامی آن‌ها یکسان بود. شولتز تصمیم گرفت احساس درخانه‌بودن را حتی برای افرادی ایجاد کند که از شهری دیگر به استارباکس می‌آمدند. براساس تصمیم او، موسیقی همیشه در شعبه‌ها پخش می‌شد و حتی ترکیب آن نیز در همه‌ی کافی‌شاپ‌ها یکسان بود.

موسیقی کافی‌شاپ‌های استارباکس به‌قدری در جذب مشتریان موفق بود که آن‌ها حتی درخواست CD گلچین آن‌ها را نیز به فروشندگان می‌دادند. وقتی گزارش درخواست‌ها به مدیران رسید، آن‌ها قراردادی با Capital Records امضا و سی‌دی انحصاری جاز و بلوز خود را در سال ۱۹۹۵ عرضه کردند. در همان روز اول عرضه، ۷۵,۰۰۰ نسخه از آن سی‌دی فروخته شد. در سال‌های بعد، زیرمجموعه‌ی Hear Music به استارباکس اضافه شد که پخش گلچین‌های سالانه‌ی موسیقی را برعهده داشت.

پخش موسیقی واحد در تمام شعبه‌ها، تم استارباکس را نیز منحصربه‌فرد کرد

یکی از نکات جالب فرهنگ استارباکس، اجاره‌ی مکان‌ برای کافی‌شاپ‌ها و سیاست آن‌ها در همکاری است. آن‌ها به مالکان بسیاری از کافی‌شا‌پ‌ها فقط یک دلار در سال پرداخت می‌کنند. درواقع، همه می‌دانند نام استارباکس قطعا مشتری به‌همراه خواهد داشت؛ به‌همین‌دلیل، دربرابر پیشنهاد قیمت اجاره مقاومت نمی‌کنند. در بسیاری از مناطق دورافتاده‌ نیز شعبه‌های استارباکس در کافی‌شاپ‌های سنّتی تأسیس شدند که به رونق‌گرفتن آن مناطق هم منجر شد.

شولتز پس از اجرای استراتژی‌های متنوع و جذاب بازاریابی و موفقیت سریع در آمریکا، در سال ۱۹۹۶ تصمیم گرفت کسب‌وکار خود را وارد مرحله‌ی بین‌المللی کند. اولین فروشگاه او در ژاپن تأسیس شد و سنگاپور، کره‌جنوبی، تایوان، انگلستان، هلند و سوئد، مقاصد بعدی او بودند. تا سال ۲۰۰۰، تعداد فروشگاه‌های آمریکا به ۲,۴۰۰ و فروشگاه‌های خارجی در اروپا،‌ آسیا، کانادا و خاورمیانه به ۳۵۰ عدد رسید.

شولتز در ۴۶ سالگی تصمیم گرفت اورین سی. اسمیت را  مدیرعامل استارباکس کند و خودش فقط روی توسعه‌ی بین‌المللی شرکت متمرکز شود. او هدفی نیز برای خود تعیین کرد: تأسیس ۱,۲۰۰ فروشگاه جدید تا سال ۲۰۰۱. در آن سال‌ها، موقعیت استارباکس روبه‌رشد بود و سود و درآمد و اعتبار روزبه‌روز بیشتر می‌شد. شولتز درباره‌ی تصمیم خود در واگذاری پست مدیرعاملی گفت:

بسیاری از کارآفرینان اشتباه مشترکی مرتکب می‌شوند. آن‌ها وقتی از برون‌سپاری وظایف خسته می‌شوند، اطراف خود را با دستیاران وفادار پر می‌کنند. آن‌ها می‌ترسند که افراد باهوش و موفق دیگر را در پست‌های رهبری قرار دهند.

starbucks

مدیر اسطوره‌ای استارباکس در سال ۲۰۰۵ اعلام کرد قصد دارد تعداد کافی‌شاپ‌های خود را به ۱۰,۰۰۰ باب برساند. او اعتقاد داشت شرکت باید با سرعت زیادی رشد کند؛ وگرنه رقبا به‌سرعت آن‌ها را از بازار خارج می‌کنند. البته، دیدگاه او نشان‌دهنده‌ی بلندپروازی‌های جاه‌طلبانه‌اش بود؛ چراکه در آن زمان، رقبای استارباکس با فاصله‌ای زیاد پشت‌سر آن‌ها حرکت می‌کردند.

یکی از نکات جالب سال‌های ابتدایی قرن بیست‌ویکم در شرکت شولتز، انتخاب شاخصی اقتصادی ازطرف مجله‌ی اکونومیست با نام استارباکس بود. آن شاخص وضعیت اقتصادی کشور را باتوجه‌به قیمت یک فنجان قهوه‌ی استارباکس پیش‌بینی و تحلیل می‌کرد.

شولتز برای تمرکز بر توسعه‌ی بین‌المللی از مدیرعاملی کناره‌گیری کرد

با رشد اعتبار جهانی استارباکس،‌ مدیران آن ازجمله شولتز تصمیم گرفتند وارد فضای فست‌فود نیز شوند و غذا را نیز به منوِ خود اضافه کنند. چنین تصمیمی درنتیجه‌ی برنامه‌ی شولتز برای توسعه به بازارهای چین و تایوان ایجاد شد. در آن مناطق، مردم نوشیدنی‌های گرم را فقط به‌عنوان مکملی درکنار غذای خود می‌دیدند. به‌هرحال، تقریبا تمامی فروشگاه‌های بین‌المللی قهوه به‌تدریج غذاهای متنوع ازجمله انواع اسنک و ساندویچ و شیرینی را به منوِ خود اضافه کردند. درنهایت، استارباکس نیز مجبور شد با آن روند همراه شود و انواع غذا را در منوِ خود اضافه کند.

ورود به دنیای ورزش

پس از آنکه استارباکس به ثباتی کلی رسید، هاوارد شولتز تصمیم گرفت فعالیتش در سِمَت مدیرعاملی استارباکس را کاهش دهد و با خرید تیم بسکتبال مردان Seattle SuperSonics و زنان Seattle Storm وارد فضای ورزش شد. او در زمان مدیریت آن تیم‌ها، به اداره‌ی ضعیف و تلاش برای هدایت تیم‌ها شبیه به شرکت‌های تجاری محکوم می‌شد.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

در سال ۲۰۰۶، شولتز اعلام کرد تیمش به ورزشگاه جدید یا بازسازی استادیوم کنونی نیاز دارد. در همان سال و پس از آنکه درخواستش را مقام‌های دولتی واشنگتن رد کردند، تیمش را به قیمت ۳۵۰ میلیون دلار فروخت. مراحل فروش تیم و سال‌های پس از آن، با مشکلات اعتباری برای شولتز همراه بود که به‌هرحال، با نقل‌مکان تیم سیاتل سوپرسونیک به‌اتمام رسید. البته، سرنوشت آن تیم سیاتلی از اعتبار شولتز در آن شهر کاست.

سال‌های اخیر و خروج و از استارباکس

شولتز پس از مدتی به تیم مدیریت استارباکس بازگشت. دلایل اصلی بازگشت وی عبارت بودند از: کاهش کیفیت و خدشه‌دارشدن روح استارباکس. این درحالی بود که شولتز همواره مدیران را به مشاوره‌ی دقیق‌تر تشویق می‌کرد. درکنار آن، بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ پیش آمد که درنهایت، هاوارد را به بازگشت به تیم اجرایی اصلی وادار کرد.

بحران اقتصادی ۲۰۰۸ هاوارد شولتز را به مدیریت استارباکس بازگرداند

علاوه‌بر بحران اقتصادی، حضور رقبای جدید و تلاش بازیگران بزرگ نیز استارباکس را تهدید می‌کرد. غول‌هایی همچون مک‌دونالد و Dunkin’ Donuts برای ورود به بازار قهوه بسیار تلاش می‌کردند. افزون‌براین، کسب‌وکارهای محلی در شهرهای مختلف، مشتریان را به حمایت دعوت می‌کردند و استارباکس در میان این رقبای کوچک‌وبزرگ گرفتار شده بود. به‌هرحال، شولتز برای حفظ شرکتش مجبور شد ۶۰۰ فروشگاه را در سال ۲۰۰۸ و ۳۰۰ فروشگاه را در سال ۲۰۰۹ تعطیل کند.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

شولتز در حال آماده‌سازی کمپین‌های انتخاباتی

شولتز در جریان تغییرات مدیریتی بزرگ در سال ۲۰۰۸، بسیاری از مدیران ارشد استارباکس را اخراج کرد. او، اولین مدیر فنی شرکت را نیز در همان سال استخدام کرد که کارت جایزه‌ی استارباکس، اولین محصول مدیریتی‌اش بود. برای بهبود خدمات نیز، در یک مدت کوتاه همه‌ی فروشگاه‌های استارباکس در آمریکا تعطیل شدند تا باریستاها آموزش حرفه‌ای ساخت قهوه‌ی اسپرسو را فرا بگیرند.

هاوارد شولتز مدت کوتاهی را به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره در شرکت اسکوئر گذراند و در سال ۲۰۱۳ از آن خارج شد. در سال ۲۰۱۶ بار دیگر از سمت مدیریت عامل استعفا داد و کار خود را به‌عنوان رئیس هیئت مدیره پی گرفت. درنهایت، او در سال ۲۰۱۸ از همه‌ی سمت‌های خود در شرکت استعفا داد تا برای کمپین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، آماده شود.

 تجربه‌ی نویسندگی

هاوارد شولتز تجربیات خود از زندگی با فقر تا تبدیل شدن به یکی از ثروتمندترین کارآفرینان آمریکا را در چند کتاب به تصویر کشید. او در سال ۱۹۹۷ اولین کتاب خود را به همراهی دوری جونز یانگ به‌نام Pour Your Heart In It: How Starbuck Built a Company One Cup at a Time منتشر کرد. کتاب بعدی، با نام Onward: How Starbucks Fought for Its Life Without Losing Its Soul با همکاری جوان گوردون نوشته و در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. کتاب سوم، For Love of Country نام داشت که آن هم با همکاری یک نویسنده‌ی دیگر این‌بار به‌نام راجیو چاندراسکاران در سال ۲۰۱۴ عرضه شد.

هاوارد شولتز

جدیدترین کتاب هاوارد شولتز، با نام From the Ground Up نام دارد که در سال ۲۰۱۹ در کمپین‌های مختلف توسط او معرفی شد. شولتز در مراسمی در دانشگاه ایالتی آریزونا (از همکاران نزدیک استارباکس) درباره‌ی کتاب جدیدش گفت:

هرج‌ومرج، آسیب روحی و خشم و عصبانیت در زندگی من بود. من یک موهبت داشتم و آن موهبت، ارث مالی نبود. موهبت من، اعتقاد مادرم به این کشور بود و اگر او را نداشتم، نمی‌توانستم از آن‌چه در زندگی روزمره‌ام اتفاق افتاده بود، فرار کنم.

زندگی شخصی، جوایز و افتخارات

هاوارد شولتز فعالیت‌های خیرخواهانه‌ای نیز در سابقه‌ی کاری خود دارد که یکی از آن‌ها، منجر به دریافت جایزه‌ی رهبری بین‌المللی از بنیاد ایدز در سال ۱۹۹۹ شد. در رخدادی دیگر، در مجله‌ی فورچن در سال ۲۰۱۱ او را به‌عنوان تاجر سال انتخاب کرد. در سال ۲۰۱۷، دانشگاه ایالتی آریزونا به این مدیر افسانه‌ای مدرک دکترا اهدا کرد.

هاوارد شولتز / Howard Schultz

هاوارد شولتز در کناری همسرش شری کرچ

شولتز در سال ۱۹۸۲ با شری کرچ ازدواج کرد. آن‌ها ۲ فرزند دارند و در مدیسون پارک سیاتل زندگی می‌کنند. پسر آن‌ها، جوردن شولتز به‌عنوان نویسنده‌ی ورزشی در هافینگتون پست مشغول به کار است. دختر شولتز، ادیسون، در حرفه‌ی پزشکی و در برنامه‌های اجتماعی بنیاد خیریه‌ی نیویورک فعالیت می‌کند. هاوارد و همسرش در سال ۱۹۹۶ بنیاد خیریه‌ای به‌نام خانواده‌ی خود تأسیس کردند که اکنون از ۲ برنامه‌ی ملی خیریه حمایت می‌کند. یکی از آن‌ها با نام Onward Youth با هدف افزایش فرصت‌های شغلی برای افراد ۱۶ تا ۲۴ ساله فعالیت می‌کند و دیگری Onward Veterans نام دارد که بازنشسته‌های نظامی پس از ۱۱ سپتامبر با برای بازگشت به زندگی اجتماعی آماده می‌کند.

شولتز در حال حاضر مراحل آماده‌سازی کمپین انتخاباتی خود برای ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ آمریکا را طی می‌کند و در آن انتخابات، به احتمال زیاد به‌عنوان نامزد مستقل حضور خواهد داشت. آخرین آمارها، ثروت این کارآفرین بزرگ را ۲.۹ میلیارد دلار بیان می‌کند.


شبکه‌ی بانکی کشور در ۹ ماه منتهی به آذرماه سال ۹۷، مبلغ ۵۱۹۹۴ میلیارد ریال به ۶۲۶ شرکت دانش بنیان تسهیلات پرداخت کرده است.

بانک مرکز اعلام کرده که شبکه‌ی بانکی کشور در ۹ ماه ابتدایی سال ۹۷ به ۶۲۶ شرکت دانش بنیان ۵۱٫۹۹۴ میلیارد ریال تسهیلات ارائه داده که سهم هر شرکت به‌طور متوسط ۸۳ میلیارد ریال برآورد شده است.

در نمودارهای ارائه‌شده از سوی بانک مرکزی سهم بانک‌های دولتی، خصوصی و موسسات اعتباری به تفکیک نشان داده شده است و دراین‌میان بانک‌های ملت و صادرات  به ترتيب با ۹۹۶۰.۴ و ۸۵۶۸.۸ میلیارد ریال بيشترين مبلغ پرداختی به شرکت‌های دانش بنيان را داشته‌اند.

آمار بانک مرکزی

بانک مرکزی همچنین اعلام کرده که مجموع تسهیلات پرداختی از آذرماه سال ۱۳۹۶ تا آذرماه سال ۱۳۹۷ به شرکت‌های دانش بنیان در مجموع ۶۹۸۷۳.۲ میلیارد ریال بوده که ۱۷۴۳۷.۱ میلیارد ریال آن متعلق به بانک‌های دولتی، ۲۷۲۰۱.۶ میلیارد ریال آن متعلق به بانک‌های خصوصی و ۲۵۲۳۴.۵ میلیارد ریال آن به بانک‌های خصوصی و موسسات اعتباری تعلق داشته است.

آمار بانک مرکزی

مانده‌ی کل تسهيلات اعطای به ۱۰۴۰ شرکت دانش بنيان در پايان ماه مذکور معادل ۷۰۱۵۱.۷ ميليارد ريال است که سهم هر شرکت به‌طور میانگین ۶۷.۵ میلیارد ریال برآورد شده است. همچنین بيشترين مانده به بانک‌های ملی (۱۳۴۰۴ ميليارد ريال)، ملت (۹۷۵۲.۳ میلیارد ریال) و پاسارگاد (۶۹۲۹.۳ میلیارد ریال) تعلق دارد.

آمار بانک مرکزی

بر این اساس مانده‌ی مطالبات غیرجاری ۱۳۱۵۱.۴ میلیارد ریال (متعلق به ۱۷۳ شرکت و معادل ۱۸.۷ درصد کل مانده‌ی تسهیلات است. همچنین مانده‌ی مطالبات غير جاری شامل ۴۲۷۷.۸ میلیارد ریال سررسید گذشته (۸۶ شرکت)، ۱۶۹۶.۷ میلیارد ریال معوق (۵۷ شرکت) و ۷۱۷۷ میلیارد ریال مشکوک‌الوصول (۶۰ شرکت) است. 

آمار بانک مرکزی

بانک مرکز در پایان گزارش اضافه کرده که منظور از تعداد شرکت‌ها در گزارش‌های مقاطع قبل، تعداد تسهيلات اعطايی به شرکت‌های دانش بنيان بوده و از اين مقطع تعداد شرکت‌ها فارغ از تعداد تسهيلات پرداختی منظور نظر است.

همچنین به دليل ارزيابی ماهانه‌ی شرکت‌های دانش بنيان توسط کارگروه مربوطه در معاونت علمی و فناوری رياست جمهوری تعدادی از شرکت‌های جديد به فهرست شرکت‌های دانش بنيان افزوده شده و برخی نيز حذف می‌گردند؛ بنابراین بخشی از تغيیرات در مانده‌ی تسهيلات پرداختی به این دليل است.


فناوری تشخیص چهره گلکسی اس ۱۰ سامسونگ از امنیت خوبی برخودار نیست و با نشان دادن عکس یا ویدئو، این سیستم را به‌راحتی فریب داد. 

اول اسفندماه، گلکسی اس ۱۰ و اس ۱۰ پلاس معرفی شدند. درحالی‌که به‌نظر می‌رسد پرچمداران کهکشانی کره‌ای‌ها از هر نظر باید عملکرد فوق‌العاده خوبی از خود نشان دهند؛ اما براساس آخرین اخبار، ظاهرا فناوری تشخیص چهره دستگاه از امنیت خوبی برخوردار نیست. این در حالی است که پیش‌تر گفته شده بود گلکسی اس ۱۰ از تکنولوژی تشخیص چهره پیشرفته تری بهره خواهد برد. 

ظاهرا فناوری تشخیص چهره گلکسی اس 10 با نمایش دادن ویدئو و تصویر از روی گوشی هوشمند دیگری به‌راحتی فریب می‌خورد و قفل دستگاه باز می‌شود. حتی در بررسی انجام‌شده مشخص شد گلکسی اس ۱۰ تفاوت چهره‌ی اعضای خانواده که شباهت‌هایی با یکدیگر دارند را به‌خوبی تشخیص نمی‌دهد و فریب می‌خورد. 

مقاله‌های مرتبط:

وب‌سایت ورج و Lewis Hilsenteger (مجری اصلی برنامه‌ی یوتیوبی Unbox Therapy) هر دو موفق شدند فناوری تشخیص چهره‌ی گلکسی S10 را فریب دهند. هنگامی که ویدئویا تصویری از صاحب گوشی ازطریق گوشی هوشمند دیگری مقابل گلکسی اس ۱۰ نمایش داده شود، فناوری تشخیص چهره به‌راحتی قفل گوشی را باز می‌کند. Lewis Hilsenteger توانست قفل گوشی پرچم‌دار سامسونگ را ازطریق نشان دادن عکس صاحب دستگاه باز کند. وقتی روی حسگر اثر انگشت گرد و غبار گرفته باشد، با نشان دادن تصویری از صاحب گوشی در چند سانتی‌متری دستگاه، قفل گوشی باز شد.

فناوری تشخیص چهره‌ی گلکسی اس ۱۰ باید به موارد مختلفی از جمله فاصله‌ی فوکوس، رزولوشن کافی برای بررسی جزئیات پیکسل و ویژگی‌های استاتیکی پوشش حسگر توجه می‌کرد، ولی ظاهرا به هیچ‌کدام از این موارد توجهی نشان نداده است.

رسانه‌ی ایتالیایی SmartWorld که در حوزه‌ی فناوری فعالیت می‌کند نیز با نشان دادن یک تصویر ثابت و غیر متحرک در مقابل گلکسی اس ۱۰ توانست دستگاه را فریب دهد و قفل دستگاه باز شد. ویدئویی از فریب خوردن فناوری تشخیص چهره گلکسی اس ۱۰ در صفحه‌ی اینستاگرام SmartWorld به‌اشتراک گذاشته شده است. چو جین-وونگ معتقد است کاربران می‌توانند با یک عکس یا ویدئو، فناوری تشخیص چهره گلکسی اس ۱۰ را فریب دهند. جین وونگ، هنرپیشه‌ی اهل کره‌جنوبی توانست گوشی هوشمند گلکسی اس ۱۰ برادرش را که به‌تازگی خریداری کرده است، فریب دهد. ظاهرا شباهت‌های ظاهری اعضای خانواده، فناوری تشخیص چهره پرچم‌دار کره‌ای‌ها را به اشتباه می‌اندازد.


از دوران باستان تا فقط چند سال پیش، دورهمی و مهمانی‌های دوستانه و خویشاوندی اتفاقی بود که تکرار ادواری آن بسیار بیشتر از امروز محقق می‌شد.

سلب‌ مسئولیت: تحریریه‌ی زومیت در تهیه‌ این محتوای تبلیغاتی نقش نداشته و مسئولیتی در قبال صحت آن ندارد.

درواقع ارتباطات انسانی اگرچه امروزه به‌واسطه رشد شبکه‌های مجازی طوری می‌کند که نسبت به گذشته فزونی یافته، اما حقیقت آن است که این ارتباطات از بعد فیزیکی کاهش ملموسی نسبت به قبل داشته که واکاوی آن بررسی علل متعددی را می‌طلبد.

افزایش هزینه‌های برگزاری یک مراسم، عدم اعتماد بابت کیفیت محصولات از سوی فروشندگان مختلف، تأمین طیف وسیعی از محصولات موردنیاز از قبیل مزه، فینگر فود، پنیر، تنقلات، خشکبار، نوشیدنی، ظرف یک‌بارمصرف و … که تأمین نسخه مطلوب هر یک با درنظرگرفتن عواملی نظیر ترافیک شهری، هزینه‌های بالا، کیفیت پر نوسان از سوی تأمین‌کنندگان و درنهایت زمان پخت‌وپز و چیدمان، خود به‌تنهایی برای صرف‌نظر کردن از انجام آن، دلایلی مکفی می‌نمایند.

به‌طورکلی، برگزاری مراسمی امروزی و لوکس نیازمند شرایطی است که تأمین حتی بخشی از آن از حوصله بسیاری افراد خارج است.

ازجمله تحولات ملموسی که در یک دورهمی چند نفرِ تا مهمانی و عروسی‌های چند صد نفرِ مشهود است، نوع غذاهای موردنیاز جهت پذیرایی است.

فینگر فود، عنوان غذای رایجی است که طی سال‌های اخیر مکرراً نام آن را شنیده‌ایم و برای مراسم مختلفی به‌دنبال آن بوده‌ایم: فینگر فود برای تولد، فینگر فود سرد برای مهمانی، فینگر فود گیاهی و …

اما سؤالی که در ابتدا پیش می‌آید آن است که به‌طور کلی فینگر فود چیست و به چه غذاهایی اطلاق می‌شود؟ فینگر فود نوعی غذا است که فقط با استفاده از دست‌ خورده می‌شود. این تعریف از فینگر فود در مقابل باور نادرست بسیاری که فینگر فود را به‌خاطر اندازه کوچک آن می‌دانند قرار دارد.

مزبار

به‌طورکلی فینگر فودها به خاطر ظاهر زیبا و تنوع بیشتری که در مهمانی‌ها دارند، اغلب دارای جذابیت و طرفداران بیشتری نسبت به سایر غذاها هستند. اما به‌واقع از چه زمانی خوردن چیدن میز مزه و فینگر فود در مهمانی‌ها باب شد و چرا به این سرعت فراگیر شد؟

شاید پاسخ کمی عجیب باشد اگر بدانیم که از دوران سلاطین باستان، خوردن غذاهای فینگر فودی میان حکام باب بوده تا آن‌ها بتوانند یک‌لقمه غذای کامل را یک‌جا در دهان خود جای دهند. به‌مرورزمان و با کمرنگ شدن برخی از خطوط فاصله طبقاتی ، فینگر فودها جای خود را بر میز پذیرایی بسیاری از افراد باز کردند.

به‌طورکلی، در دنیای مدرن امروز، دورهمی بدون مزه‌های خاص و فینگر فود چندان پذیرفتنی نیست. اما به‌طور کلی انواع فینگر فود کدام است؟

می‌توان به‌طور خلاصه فینگر فودها را به فینگر فودهای سبز (میوه یا سبزی‌های پخته و کبابی) نظیر تست سبزیجات، فینگر فود نشاسته‌ای (ساندویچ‌ها، لقمه‌ها و پیتزاهای کوچک) نظیر تاکو، فینگر فود پروتئینی (غذاهای گوشتی، مرغ یا ماهی) نظیر سوشی، فینگر فود تنقلاتی (انواع چیپس و آجیل) نظیر پاپ‌کورن و در آخر فینگر فود همراه‌با دیپ نظیر حمص تقسیم‌بندی کرد.

بسیاری از این موارد، مزه‌ها و غذاهایی بودند که پیش‌تر در قالب بشقابی سرو و خورده می‌شده اما در دوران کنونی بسیاری از آن‌ها قالب فینگر فود را نیز به خود گرفته‌اند. از غذاهای کهن و جهان‌شمولی همچون حمص، بابا غنوش و مطبل گرفته تا حتی نسخه‌های وطنی آن‌ها نظیر میرزاقاسمی، ته‌چین زرشک‌پلو با مرغ و  کشک‌بادمجان.

البته خوردن فینگر فود در این روزها، تنها به مهمانی‌ها و دورهمی‌ها محدود نمی‌شود و بسیاری از مردم تمایل دارند این غذاها را حتی در وعده‌های غذایی روزانه خود میل نمایند. به‌عنوان‌مثال تنها در مکزیک سالانه بیش از ۵۰ میلیارد عدد تاکو مصرف می‌شود یا تنها در ژاپن و امریکا بیش از ۴۸ هزار رستوران برای سرو سوشی وجود دارد.

اما آنچه مصرف اقدام به سفارش فینگر فود را در مهمانی‌ها جذاب‌تر می‌کند، امکان خوردن تعداد بیشتر و متنوع‌تری از فینگر فودها به‌صورت هم‌زمان است.

براساس پیشنهادهایی که بسیاری از سرآشپزان حرفه‌ای در امریکا ارائه کرده‌اند، به‌طور میانگین برای دورهمی های ۱۰-۱۲ نفر حداقل ۵ مدل فینگر فود، برای مهمانی‌های ۲۵ نفره ۹ مدل و برای مهمانی‌های بیشتر از این تعداد حداقل ۱۳ مدل فینگر فود برای یک پذیرایی کامل موردنیاز است.

این میزان تنوع در ارائه فینگر فود قطعاً برای هر مهمانی تجربه‌ای خاص بوده و از جذابیت بالایی برخوردار است.

اگرچه درکنار تهیه (خرید یا پخت) این فینگر فودها، نیاز به تهیه سایر اقلام پذیرایی نیز مشاهده می‌شود که بعضاً تهیه همه آن‌ها بسیار زمان‌بر و شاید هزینه‌بر باشد. مضافاً آنکه حصول اطمینان از بابت هر قلم کالا و مقایسه هزینه‌ای آن کار راحتی نیست.

مزبار

مزبار، سامانه آنلاین فروش مزه، فینگر فود و نیازهای دورهمی؛ با ارائه محصولات و خدمات خود در بستر وب‌سایت و اپلیکیشن؛ سعی در تسهیل، ترفیع و تسریع این مسئله داشته و در تلاش است تا با ارائه طیف وسیعی از سالاد، مزه، فینگر فود، سینی مزه و فینگر فود، ظرف یک‌بار مصرف، پنیر، خشکبار، تنقلات و نوشیدنی، باکیفیتی عالی، تنوعی بالا و قیمت‌گذاری مناسب ارائه کرده و سفارش عزیزان را طی مدت‌زمان تنها ۴ ساعت به دست مشتریان خود برساند.

همچنین سفارش‌ها در قالب ظروف پذیرایی زیبا و جذاب یک بار مصرف برای مشتریان ارسال می‌شود که نیازی به تعویض ظروف جهت چیدمان نداشته باشند.

مزبار به‌منظور بهینه‌سازی مستمر فرآیندهای کیفی و نیز گسترش بازار فعالیت خود، علاوه‌بر دریافت نظرات روزانه مشتریان و ارائه هدایا در قالب شارژ کیف پول مزبار برای معرفان این برند، همواره تمایل داشته تا طی تعامل و همکاری با سایر عزیزان حوزه‌های استارت آپی دیگر، به موفقیت دوسویه با سایر شرکت‌ها حرکت کرده و نیز دست تمامی جوانان خوش‌فکر و خلاق در حوزه برنامه‌نویسی، بازاریابی دیجیتال و لجستیک را فشرده و آماده دریافت رزومه‌های گران‌قدر آنان جهت همکاری با این عزیزان است.

صفحه اصلی


برخی از تراشه‌های کوالکام می‌توانند از دوربین‌هایی با کیفیت ۱۹۲ مگاپیکسل نیز پشتیبانی کنند. 

با موج جدیدی از گوشی‌های هوشمند با دوربین ۴۸ مگاپیکسلی در بازار مواجه هستیم. ردمی نوت ۷ پرو با دوربین ۴۸ مگاپیکسلی معرفی شد. همچنین، گلکسی A90، با دوربین ۴۸ مگاپیکسلی تنها در چین عرضه می‌شود.

درکنار موج معرفی و عرضه‌ی گوشی‌های هوشمند با دوربین‌های ۴۸ مگاپیکسلی، شاهد معرفی گوشی‌هایی با تعداد دوربین بیشتر در بازار هستیم. نوکیا ۹ PureView با دوربین پنج گانه با رزولوشن ۱۲ مگاپیکسلی درکنار یک حسگر ToF معرفی شد. کاملا واضح است که در صنعت موبایل شاهد نوآوری‌های جدیدی در حوزه‌ی دوربین هستیم. 

مقاله‌های مرتبط:

باتوجه‌به ترند بازار موبایل، کوالکام تصمیم گرفت دقت نظر بیشتری روی مشخصات پردازنده‌ی تصویر تراشه‌های خود یا همان ISP داشته باشد. حال توسعه‌دهندگان XDA به تغییرات و توسعه‌های اعمال‌شده پی برده‌اند. توسعه‌دهندگان و طراحانی که در پروژه‌هایی مانند پورت‌های اپلیکیشن Google Camera و فناوری دستگاه‌های غیر پیکسل مشغول به کار هستند، به مشخصات دقیق ISP علاقه‌مند شدند.

در نسخه‌ی جدید مشخصات فنی پردازنده‌ی تصویر تراشه‌های کوالکام، قابلیت دوربین‌های تکی و دوربین‌های دوگانه به‌صورت کامل تفکیک شده‌‌اند و ویژگی‌هایی همچون محدودیت ضبط در حالت اسلوموشن و ویژگی‌هایی مانند Hybrid Autofocus نیز به‌صورت کامل فهرست شده‌اند. در میان جزئیات مطرح‌‌شده، نکات قابل‌توجهی هم دیده می‌شود. ظاهرا برخی از آخرین مدل‌های تراشه‌های کوالکام می‌توانند دوربین‌ با رزولوشن ۱۹۲ مگاپیکسلی را پشتیبانی کنند. تراشه‌هایی مورد نظر تراشه‌های اسنپدراگون ۸۵۵، اسنپدارگون ۸۴۵، اسنپدراگون ۷۱۰ و اسنپدراگون ۶۷۵ هستند.

وقتی به جزئیات توجه بیشتری می‌کنیم، نکات جدید و متفاوتی از آن استخراج می‌شود. درنظر داشته باشید که از نظر تئوری محدودیت‌هایی در برگه‌های فنی درج شده است. برهمین اساس، اگر یک حسگر ۱۹۲ مگاپیکسلی به تراشه متصل شود، تراشه می‌تواند تنها از آن دوربین پشتیبانی کند، ولی نباید حسگر دیگری به گوشی اضافه شود. حتی دوربین سلفی نیز در چنین شرایطی پشتیبانی نخواهد شد. 

همچنین، برای آنکه بتوانیم با چنین کیفیت بالایی تصویربرداری کنیم، باید برخی از ویژگی‌های پیشرفته غیرفعال شوند. یکی از مهم‌ترین این ویژگی‌ها، کاهش نویز در حالت مالتی فریم یا MFNR است که باید غیرفعال شود. در این فرایند، همزمان چندین عکس گرفته می‌شود و سپس تصویری با نویز کمتر از برآیند تصاویرگرفته‌شده، به دست خواهد آمد. یکی دیگر از ویژگی‌هایی که باید غیرفعال شود، لگ شاتر است. بدون درنظرگرفتن جزئیات بیشتری بای تصویربرداری، لگ شاتر اجازه می‌دهد تا چندین عکس (معمولا حدود ۳۰ عکس) درست زمانی‌که اپلیکیشن دوربین راه‌اندازی شود، گرفته خواهد شد. درنتیجه وقتی شاتر زده می‌شود، زمان تصویربرداری کاهش خواهد یافت.


وب‌سایت رند به‌عنوان مرجعی برای خرید و فروش شماره‌های رند اعلام کرد که تعداد آگهی‌های این وب‌سایت از مرز دو میلیون عبور کرده که یک رکورد جدید در ۱۰ سالگی فعالیت این وب‌سایت است.

از اولین روزی که شبکه‌ی تلفن همراه در ایران راه‌اندازی شد، یک بازار جانبی درکنار بازار رسمی فروش سیم‌کارت ایجاد شد که محلی برای خرید و فروش شماره‌های رند بود. هرچند شماری معتقدند که با وجود گوشی‌ها و حافظه برای ذخیره کردن شماره‌های موبایل، داشتن شماره‌ی رند چندان اهمیتی ندارد، اما نمی‌توان کتمان کرد که داشتن شماره‌ای رند همچون داشتن خودرویی لوکس یا استفاده از ابزارهای لوکس است و می‌تواند به همان اندازه در تعاملات تأثیرگذار باشد. در یک دهه‌ی اول گسترش شبکه‌ی تلفن‌ همراه در ایران و باتوجه‌به اینکه تنها یک اپراتور در کشور فعال بود، شماره‌های رند نیز محدود بودند، حال آنکه با وجود محدودیت در تعداد شماره‌های رند، علاقمندان به خرید شماره‌های رند زیاد بوده و بسیاری از طرق مختلف در پی یافتن شماره‌ی رند مدنظر خود بودند تا اینکه وب‌سایت رند در سال ۱۳۷۸ آغاز به کار کرد.

وب‌سایت رند با شناسایی ظرفیت بالا در این بازار پس از ورود اپراتور‌های دیگر و بزرگ شدن بازار شماره‌های رند، تأسیس شد. رند وب‌سایتی است که خریداران و فروشندگان شماره‌های رند می‌توانند برای درج آگهی یا خرید از میان گزینه‌های موجود به آن مراجعه کرده و گزینه‌ی مدنظر خود را در این وب‌سایت پیدا کنند. حال پس از گذشت ۱۰ سال از زمان فعالیت این وب‌سایت، تعداد آگهی‌ها از مرز دو میلیون گذشته که دستاورد بزرگی برای این وب‌سایت رند است.

وب‌سایت رند جز ارائه‌ی هشدارهایی برای دقت در خرید و فروش، در جزئیات معاملات دخالتی نمی‌کند، به‌گونه‌ای که رند حتی کمیسیونی را نیز از بابت معامله دریافت نمی‌کند. کاربران به‌راحتی‌ می‌توانند آگهی خود را برای فروش درج کرده یا در صورت انتخاب شماره‌ی مدنظر خود با آگهی‌دهنده تماس گرفته و بدون درگیر شدن رند اقدام به خرید کنند. رند در از دور روش درآمدزایی می‌کند:

  • سرویس‌های ارزش افزوده برای آگهی‌دهندگان
  • آگهی در وب‌سایت رند

هرچند ثبت آگهی در رند رایگان است، اما آگهی‌دهندگان در صورتی که به‌دنبال دیده شدن هرچه بیشتر تبلیغات خود باشند، می‌توانند از بسته‌های پیشنهادی این وب‌سایت به منظور بهتر دیده شدن آگهی استفاده کنند. همچنین باید به امکان ثبت آگهی بنری در وب‌سایت رند نیز اشاره کرد.

شاید در نگاه اول این‌گونه به نظر رسد که رند بستری برای قیمت‌گذاری گزاف روی شماری از سیم‌کارت‌ها است، حال آنکه در اصل کارکرد این وب‌سایت برخلاف چنین برداشتی است. رند با تعریف انواع شماره‌های رند نظیر رند آینه‌ای، پله‌ای از اول یا آخر، رند ترازویی، تاریخ تولدی و … به‌نوعی انواع شماره‌های رند را تفکیک و رده‌بندی کرده است. همچنین وجود رند به‌نوعی باعث ایجاد رقابتی بین فروشندگان شده تا برای درآمدزایی، قیمت‌های واقعی‌تری را پیشنهاد کرده و در نتیجه بازاری منطقی را در این حوزه پدید آورند.

البته باید به این نکته اشاره کرد که با گسترش نفوذ اینترنت در کشور و پررنگ شدن بهره‌گیری از یک دامنه‌ی خوب برای کسب‌وکارها، رند به این حوزه نیز ورود پیدا کرده و امکان خرید و فروش دامنه را نیز فراهم آورده است.

براساس آمارهای ارائه‌شده توسط رند، بیشترین آگهی در رند متعلق به شماره‌‌های موبایل بوده و در این بین همراه اول با اختصاص دادن یک سوم از آگهی‌های شماره رند به خود رتبه‌ی اول را به خود اختصاص داده است.

دوستان

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها