نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


دولت از دی‌ماه کارت سوخت را اجرایی می‌کند. هیچ محدودیتی برای عرضه سوخت در جایگاه‌ها وجود ندارد و قیمت سوخت افزایش نمی‌یابد.

علی بختیار در گفتگو با خبرنگاران، با اشاره به ثبت‌نام کارت سوخت طی هفته‌های اخیر گفت:

مجلس و دولت درباره گزینه‌های سهمیه‌بندی، دونرخی‌کردن و گرانی قیمت بنزین تصمیم نگرفته‌اند و از سوی دیگر، سخت با موضوع قاچاق مواجه هستیم که باید برای آن چاره‌ای اندیشیده شود. راهکاری که دولت اندیشیده و مجلس با آن با مخالفتی نداشته، این بوده که از طریق احیای سامانه کارت هوشمند سوخت مردم بتوانند بدون سهمیه‌بندی، از کارت برای تامین سوخت استفاده کنند.

 

مجلس شورای اسلامی

عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ثبت‌نام افرادی که کارت سوخت ندارند، طی هفته‌های اخیر انجام شد؛ اضافه کرد:

باید مهلت ثبت‌نام کارت سوخت تمدید شود تا افرادی که در زمان قانونی نتوانستند ثبت‌نام کنند، برای دریافت کارت سوخت اقدام کنند.

نماینده مردم گلپایگان و خوانسار در مجلس شورای اسلامی، با تاکید بر اینکه هیچ محدودیتی برای عرضه سوخت در جایگاه ها وجود ندارد و قیمت سوخت افزایش نمی‌یابد؛ اظهار کرد:

پس از اجرای سامانه کارت سوخت می توان ارزیابی کرد که آیا با استفاده از کارت سوخت، قاچاق سوخت کاهش یافته و آیا راهکاری برای جلوگیری از قاچاق سوخت است یا خیر؟

شیوه ی استفاده از کارت سوخت که دولت در شرایط کنونی آن را مدنظر قرار داده، در گذشته وجود داشته و تجربه استفاده از آن نیز در کشور وجود دارد که بر این اساس اوضاع سوخت ساماندهی می‌یابد.

کارت سوخت بنزین

عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، با تاکید بر این موضوع که میزان ساماندهی سوخت با احیای کارت چه میزان است به زمان نیاز دارد؛ تصریح کرد:

چند طرح دیگر برای بررسی و ساماندهی سوخت در دستورکار بررسی کمیسیون انرژی است.

دانلود آهنگ مسیح یک عشق نصفی

  • دسته‌بندی نشده
  • دسامبر 17, 2018
بدون دیدگاه

این مطلب از وب سایت دان موزیک • دانلود آهنگ. انتشار گردید.

دانلود آهنگ مسیح یک عشق و نصفی

در این پست می توانید آهنگ مسیح یک عشق و نصفی را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ مسیح یک عشق و نصفی

download song | Singer: Masih | Song name: A Love And A Half  | With the text song Share To Masih-A Love And A Half on your social network

خواننده نام آهنگ تنطیم دسته بندی
مسیح یک عشق و نصفی یاسین ترکی آهنگ انگلیسی

 

تکس موزیک مسیح یک عشق و نصفی

 

——-| ♫ 🎵 ♬ |——

🎵Tonight can’t come too soon🎵

🎵tomorrow can’t be late🎵

🎵Just because lately I’ve been high on you🎵

🎵and it’ll never fade cause every time🎵

🎵You’re comin’, comin’🎵

🎵comin’ in that door🎵

🎵I’m fallin’ fallin’ fallin’ like never before🎵

🎵So deep and deep and deeper🎵

🎵than I’ve ever been🎵

🎵And they you leave and make me fall in deeper again🎵

🎵again again again again🎵

🎵again again again again🎵

🎵And ooh baby you strike my heart🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——

🎵coming in, and you leave with a🎵

🎵parting shot🎵

🎵I love you just like that🎵

🎵what we have is a love and a half🎵

🎵You’re comin’, comin’, comin’ in that door🎵

🎵I’m fallin’ fallin’ fallin’🎵

🎵like never before🎵

🎵So deep and deep and🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——

🎵deeper than I’ve ever been🎵

🎵And they you leave and make me fall in deeper again🎵

🎵You’re comin’, comin’🎵

🎵comin’ in that door🎵

🎵I’m fallin’ fallin’ fallin’🎵

🎵like never before🎵

🎵So deep and deep and deeper than I’ve ever been🎵

🎵And they you leave and make me fall in deeper again🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——

🎵again again again again🎵

🎵again again again again🎵

🎵I’m fallin’ fallin’ fallin🎵

🎵I’m fallin’ fallin’ fallin🎵

🎵I’m fallin’ fallin’ fallin’ just like that ooh oh🎵

🎵I’m fallin’ fallin’ fallin🎵

🎵I’m fallin’ fallin’ fallin🎵

🎵I’m fallin’ fallin’ fallin’ just like that ooh oh🎵

——-| ♫ 🎵 ♬ |——

دانلود آهنگ مسیح یک عشق نصفی


طبق اطلاعیه‌ی جدید سامانه‌ی همتا تنها گوشی‌های مسافری مورد تأیید گمرک در این سامانه ثبت خواهد شد و دیگر نیازی به مراجعه‌ی فرد متقاضی به سامانه‌ی همتا نیست.

گمرک جمهوری اسلامی ایران، چند روز گذشته با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد درگاه ثبت اطلاعات مسافری سامانه‌ی همتا به حالت تعلیق درآمده است و متقاضیان باید اطلاعات کالای خود را در سامانه‌ی گمرک ثبت کنند. سپس این اطلاعات هر سه روز یک بار و بعد از تأیید گمرک به سامانه‌ی همتا فرستاده شده و گوشی‌ها رجیستر خواهند شد. همچنین اعلام شده بود در این شرایط دیگر نیازی به ثبت اطلاعات گوشی از سوی کاربران در سامانه‌ی همتا نیست.

سامانه‌ی همتا اطلاعیه‌ای را در این خصوص منتشر کرده و نوشته است: «به اطلاع می‌رساند مطابق تصمیم اخیر کمیته‌ی راهبری طرح رجیستری، از تاریخ ۱۹ آذر ۹۷ درخواست ثبت گوشی‌های مسافری در سامانه‌ی همتا متوقف گردیده است.

مقاله‌ی مرتبط:

در حال حاضر پس از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی تلفن همراه توسط شخص متقاضی، گمرک طبق قوانین و مقررات مربوطه، صحت اطلاعات ورودی و شرایط لازم برای ثبت دستگاه به صورت مسافری را بررسی می‌نماید. در نهایت اطلاعات دستگاه‌های واجد شرایط ثبت مسافری در فواصل زمانی مشخص (بنا بر اطلاعیه گمرک هر سه روز یکبار) توسط گمرک در قالب یک فایل برای سامانه‌ی همتا ارسال می‌گردد.

لازم به توضیح است این امکان وجود دارد که شخص متقاضی نسبت به پرداخت حقوق و عوارض گمرکی اقدام نماید، اما گمرک ج.ا.ا با توجه به قوانین و مقررات مربوطه، دستگاه را فاقد شرایط ثبت مسافری تشخیص داده و اطلاعات آن را به سامانه‌ی همتا ارسال نکند. بنابراین پرداخت موفق در سامانه‌ی گمرک لزوما موجب ارسال اطلاعات توسط گمرک برای سامانه‌ی همتا نمی‌گردد.

سامانه‌ی همتا پس از دریافت فایل ارسالی گمرک، ابتدا صحت ظاهری و کامل بودن اطلاعات دریافتی (از جمله صحیح بودن فرمت شناسه‌ی IMEI، موجود بودن هر دو شناسه‌ی گوشی‌های دو سیم‌کارت، موجود بودن شماره‌ی سیم‌کارت جهت ارسال کد فعال‌سازی و… را بررسی و پس از اطمینان از صحت اطلاعات، نسبت به رجیسترکردن دستگاه و ارسال کد فعال‌سازی برای فرد متقاضی اقدام می‌نماید.

ذکر این نکته ضروری است که از این پس در هیچ‌کدام از مراحل ثبت گوشی مسافری نیازی به مراجعه‌ی فرد متقاضی به سامانه‌ی همتا نیست و فرد متقاضی صرفا باید به سامانه‌ی اظهارنامه گمرکی مراجعه و حقوق و عوارض گمرکی تلفن همراه را پرداخت نماید.

متقاضیانی که از پرداخت حقوق گمرکی توسط ایشان مدت زمان زیادی گذشته است، می‌توانند جهت اطلاع از آخرین وضعیت درخواست خود از گمرک پیگیری نمایند.»


بن بلوم، پژوهشگر و نویسنده‌، در یادداشتی که در شبکه اجتماعی مدیوم منتشر کرده، آزمایش زندان استنفورد را ساختگی دانسته است. بلوم می‌گوید، شرکت‌کنندگان این آزمایش که دانشجو بودند، در یک سیر طبیعی تبدیل به نگهبانانی بی‌رحم و خشن نشدند. بلوم می‌گوید، با توجه به نوار صوتی که به‌تازگی از آرشیو دانشگاه استنفورد به دست آورده، خود فیلیپ زیمباردو که این آزمایش را اداره می‌کرد و اکنون استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد است، نگهبانان را تشویق به خشونت و قساوت بر علیه زندانیان کرده است.

علاوه بر این، بلوم دریافته که برخی از عکس‌العمل‌های زندانیان این آزمایش، به دلیل ضرب و شتم و رفتارهای خشن نبود، بلکه یکی از زندانیان آزمایش به نام داگلاس کورپی، به بلوم گفت که او به این دلیل خیلی زود خودش را از آزمایش مرخص کرد تا به امتحان فارغ‌التحصیلی دانشگاه برسد.

کورپی به بلوم گفت:

 هر کسی که پزشک باشد، به‌خوبی می‌داند که من نقش بازی می‌کردم. خودم اینطور فکر می‌کنم که در نقش بازی کردن خوب نیستم. ولی فکر می‌کنم، آن موقع کارم را درست انجام دادم.

اما با وجود اشتباهات آشکار زیمباردو در طراحی آزمایش زندان استنفورد، از آن زمان تاکنون؛ نتایج آن برای نشان دادن تاثیر موقعیت‌های منحصر به فرد و نقش‌های اجتماعی به کار رفته است. حتی بسیاری از روانشناسان از آن برای اثبات فرضیاتی استفاده کردند که پیشنهاد می‌کنند، موقعیت بیش از شخصیت و ماهیت انسان در رفتار او اهمیت دارد. در واقع، گفته می‌شود که نقش‌های اجتماعی، قدرت و اختیارات می‌تواند حتی انسان‌های پاک و منزه (چنانچه داوطلبان آزمایش بودند) را به افراد قسی‌القلب و بی‌رحم بدل کند که از انجام هیچ‌گونه اعمال وحشیانه و خشنی در راه میل به اهداف خود فروگذاری نمی‌کنند.

نگهبانان در آزمایش زندان استنفورد در سال ۱۹۷۱نگهبانان در آزمایش زندان استنفورد در سال ۱۹۷۱

روانشناسان و مورخان هم که دهه‌هاست در تلاش‌اند، ماهیت رفتارهای وحشیانه‌ انسان در رویدادهای مختلفی از کشتارهای اردوگاه کار اجباری آشویتس تا شکنجه‌ها و آزار و اذیت‌های زندان ابوغریب را کشف کنند، ارجاعات زیادی به این آزمایش مشهور داشته‌اند. اما با انتشار فایل صوتی جدید، به‌نظر همه‌چیز تغییر کرده است.

شروع آزمایش زندان استنفورد

صبح روز ۱۷ اوت ۱۹۷۱، ماموران پلیس محلی، سر زده از ۹ مرد جوان در منطقه پالو آلتو، کالیفرنیا بازدید کردند. در حالی که همسایگانشان نظاره‌گر بودند، این ۹ نفر به دلیل ارتکاب به جرایم کدهای ۲۱۱ و ۴۵۹ (دستبرد و سرقت مسلحانه) دستگیر شدند. به تمامی متهمان دستبند زده شد و پس از بازرسی بدنی، به عقب ماشین‌های پلیس منتقل شدند. این ماشین‌ها آن‌ها را به مرکز پلیس پالو آلتو بردند، جایی که اطلاعاتشان ثبت می‌شد، انگشت‌نگاری می‌شدند و پس از اینکه به آن‌ها چشم‌بند زده شد، به یک سلول موقت منتقل شدند. سرانجام، آن‌ها به زندان بخش استنفورد منتقل شدند که بیش‌تر به اسم ساختمان روانشناسی دانشگاه استنفورد شناخته می‌شود.

قدرت و اختیارات می‌تواند انسان‌های خوب را به افراد قسی‌القلب بدل کند

این ۹ نفر خود داوطلبانه در آزمایش زندان استنفورد، یکی از بحث‌برانگیز آزمایش‌های تاریخ روانشناسی اجتماعی شرکت کرده بودند. این شرکت‌کنندگان، دانشجویانی از طبقه متوسطه، به لحاظ جسمی کاملا سالم و تندرست و بدون سوابق کیفری، روانی و حتی مشکلات خانوادگی بودند. زیمباردو و همکارانش، با پرتاب سکه نقش زندانی و نگهبان را به داوطلبان دادند. آن‌طور که مشهور است، نگهبانان با وجود آموزش کم، به‌سرعت و در همان ۲۴ ساعت آغازین آزمایش، شروع به تحقیر و آزار و اذیت زندانیان کردند.

مورگان وودوارد در نقش رئیس گادفری مورگان وودوارد در نقش رئیس گادفری ملقب به «مرد بدون چشم» در فیلم سینمایی لوک خوش‌دست (۱۹۶۷)

زندانیان در ابتدا، مطیع و منفعلانه عمل کردند و اعتراض چندانی نمی‌کردند. اما با شدت گرفتن رفتارهای خشن نگهبانان، رفتارهای سرکشانه زندانیان هم شروع شد تا آزمایشی که برای دو هفته برنامه‌ریزی شده بود، بعد از ۶ روز خاتمه یابد. کم‌تر از یک دهه قبل، نتایج هولناک آزمایش میلگرم نشان داده بود، در صورتی که شخص مقتدری از شرکت‌کنندگان در آزمایش بخواهد، آن‌ها مایل‌اند، به انسانی دیگر (با توجیهی مناسب) آسیب وارد کنند. به عقیده بسیاری، آزمایش زندان استنفورد، یافته‌های آزمایش استنلی میلگرام و همکارانش را تایید می‌کرد که نشان داد، اگر به افراد عادی قدرت بیش از حدی داده شود، قادر به بدل شدن به ستمگرانی بی‌رحم هستند. حال، بیش از چهل و هفت سال بعد، آزمایش زندان استنفورد به عنوان شاهدی از خصلت‌های نهانی انسان در نظر گرفته می‌شود که در همه ما وجود دارد و نشان می‌دهد، همه‌ی ما با یک تلنگر کوچک می‌توانیم به افرادی ستمگر و بی‌رحم بدل شویم.

زیمباردو که در آزمایش نقش سرپرست زندان را بازی می‌کرد، مرتبا دستورالعمل‌های لازم را به نگهبانان گوشزد می‌کر‌د. زیمباردو مدت کوتاهی پس از نتیجه‌گیری آزمایش مشهور خود، طی سخنرانی در دانشگاه استنفورد، روش‌های مربوط به ورود هر زندانی را حضار شرح داد: تمامی زندانی‌ها کاملا برهنه شده و بازرسی بدنی می‌شدند، سپس ماده ضد شپش به آن‌ها پاشیده می‌شد. بعد از آن به همه لباس متحدال‌شکل داده می‌شد، زنجیر سنگینی هم به مچ پایشان بسته می‌شد، صندل‌های لاستیکی و یک کلاه (ساخته شده از نایلون جوراب زنانه) هم به آن‌ها داده می‌شد.

 زیمباردو در ادامه به حضار توضیح داد:

اما زندانیان واقعی، لباس یک‌دست (چیزی شبیه لباس‌خواب) نمی‌پوشند، اما آن‌طور که می‌دانیم، زندانیان واقعی، احساس تحقیر و ناتوانی می‌کنند، و ما فکر ‌کردیم که می‌توانیم همان اثرات را به‌سرعت با پوشاندن لباس متحد الشکل بدون هیچ‌گونه لباس زیر به وجود بیاوریم. و کلاه‌های ساخته شده از جوراب زنانه هم برای این بود که از تراشیدن سر زندانیان صرف‌نظر کنیم.

نگهبانان لباس‌های خاكی پوشیدند و به آن‌ها، باتوم، سوت و عینك آفتابی آینه‌ای داده شد تا هیچ‌گونه تماس چشمی با زندانیان نداشته باشند. عینک‌هایی که از نگهبان مشهور فیلم سینمایی لوک خوش‌دست، رئیس گادفری الهام گرفته شده بودند. زندانیان باید برای دو هفته در این زندان شبیه‌سازی شده نگهداری می‌شدند و نگهبانان نیز در شیفت‌های هشت ساعته عوض می‌شدند. بنابراین حداقل ۳ نفر از نگهبانان در همه‌حال در زندان حضور داشتند. برای این کار، به داوطلبان روزانه ۱۵ دلار داده می‌شد که در سال ۱۹۷۱، برای یک دانشجو مبلغ بسیار خوبی بود.

زندانیان آزمایش استنفورد با شنا رفتن تنبیه می‌شدندزندانیان آزمایش استنفورد با شنا رفتن تنبیه می‌شدند

نتایج آزمایش به‌طور خلاصه، این بود که نگهبانان بر علیه زندانیان رفتارهای خصمانه، بی‌رحمانه‌ و غیر انسانی در پیش گرفتند. زندانیان متناوبا در واکنش‌ها به این رفتارها، به شیوه اغتشاش و سرکشی یا انفعال و انقیاد عکس‌العمل نشان دادند. در روز دوم، زندانیان لباس و شماره‌های شناسایی خود را پاره کردند و شروع به فحاشی به نگهبانان کردند. بعدا پنج زندانی چنان واکنش‌های شدیدی (هیستریک-روان‌پریشانه‌ای) از خود شان دادند که زیمباردو و همکارانش مجبور شدند، مرخصشان کنند. در پایان روز ششم، رفتار نگهبانان و زندانیان به حدی غیر قابل کنترل شد که زیمباردو تصمیم به پایان دادن به آزمایش گرفت.

آن‌ها داوطلبانه در یکی از بحث‌برانگیز آزمایش‌های تاریخ شرکت کرده بودند

به‌طور خلاصه تفسیر آزمایش زندان استانفورد این است: در شرایط زندان، یک گروه دارای قدرت بیش از دیگری است و گروهی دیگر هم فاقد هرگونه قدرتی است. اعضای این گروه مقهور، از هویت فردی خود جدا می‌شوند، واکنش افراطی و ناسازگارانه‌ای پیش می‌گیرند که مشخصه همان واکنش‌هایی است که اغلب در زندان‌های واقعی دیده می‌شود. کسانی که در موضع قدرت هستند، از اختیارات خود سوءاستفاده می‌کنند و کسانی که فاقد آن هستند، یا نقش قربانی را مطیعانه می‌پذیرند یا سرکشی می‌کنند. اما این اثرات ناشی از تفاوت در شخصیت اصلی (Original Personality) فرد نبود (در این آزمایش نقش‌ها به صورت تصادفی به این افراد داده شدند)، اما نتیجه وضعیتی بود که فرد در آن به سر می‌برد. زیمباردو در مقاله اصلی و در نوشته‌های بعدی، بارها بر روی دیدگاه خود تاکید کرده که آنچه این آزمایش نشان می‌دهد، برای درک آنچه در زندان‌های واقعی رخ می‌دهد اهمیت قابل‌توجهی دارد.

آیا زیمباردو و همکارانش نتایج آزمایش را دستکاری کردند؟

تصور کنید، از شما خواسته می‌شود، در آزمایشی مربوط به زندگی زندان شرکت کنید یا پس از مشاهده آگهی، داوطلبانه در آن شرکت می‌کنید. در سال ۱۹۷۱ هم همین اتفاق افتاد. از ۲۱ فرد جوان خواسته ‌شد که به‌صورت تصادفی، نقش زندانی و زندانبان را ایفا کنند. در سال‌های اخیر گزارش‌های خبری بسیاری درباره شورش‌ زندانیان و خشونت نگهبانان زندان منتشر شده است و لازم به گفتن هم نیست که بسیاری از ما، فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی مانند لوک خوش‌دست و فرار از زندان را تماشا کرده‌ایم و قطعا دانشجویان آزمایش زیمباردو هم چنین فیلم‌هایی را تماشا کرده بودند. بنابراین، کسانی که جذب چنین آگهی ‌شدند، احتمالا کنجکاوی خاصی به این موضوعات داشتند. اما در این بازی-آزمایش، این جوانان قرار بود چه کاری انجام دهند؟ آیا آن‌ها تصور می‌کردند، باید خیلی دوستانه با یکدیگر بنشینند و در مورد تیم‌های مورد علاقه‌ ورزشی یا فیلم و خاطرات زندگیشان صحبت کنند؟

آزمایش زندان استنفورد فیلم‌برداریبخش زیادی از آزمایش زندان استنفورد فیلم‌برداری شد که بعدها در مستند ۱۹۹۲ مورد استفاده قرار گرفت

البته که خیر. آزمایشی که آن‌ها در آن شرکت می‌کردند، پژوهشی درباره وضعیت زندانیان و نگهبانان بود. به همین جهت، وظیفه‌شان واضحا این بود که به مانند زندانیان و نگهبانان واقعی عمل کند یا دقیق‌تر، درست به مانند دیدگاه کلیشه‌ای که از زندانیان و نگهبانان سراغ داریم رفتار کنند. مطمئنا پروفسور زیمباردو که در آن موقع داوطلبان آزمایش را (به عنوان سرپرست زندان) تماشا می‌کرد، اگر می‌دید، شرکت‌کنندگان خیلی دوستانه در کنار هم نشستند، گپ می‌زنند و چای می‌نوشند، کاملا سرخورده و ناامید می‌شد!

ما قدرت کامل داریم و آن‌ها هیچ‌اند

در واقع، پژوهش‌های زیادی نشان داده که شرکت‌کنندگان در آزمایش‌های روانشناسی، انگیزه زیادی دارند تا آنچه معتقدند، پژوهشگران (آزمایشگران) از آن‌ها می‌خواهند را انجام دهند. ویژگی که در آزمایش‌های روانشناسی به آن مشخصه‌های مورد تقاضا (Demand Characteristics) گفته می‌شود. در آزمایش‌های روانشناسی، شرکت‌کنندگان به‌صورت پیش‌فرض، تفسیری از هدف آزمایش در ذهن خود دارند و ناخودآگاه رفتار خود را برای متناسب بودن با این تفسیر (که تصور می‌کنند، آزمایشگران از آن‌ها انتظار دارند یا می‌خواهند) تغییر می‌دهند. اما در هر آزمایش معتبر ضروری است که مشخصه‌های مورد تقاضا را کاملا حذف کرد یا اینکه به حداقل رساند. اما به نظر می‌رسد که در آزمایش زندان استنفورد، مشخصه‌های مورد تقاضا در همه‌جای آزمایش حضور داشتند.

فیلیپ زیمباردو پرفسور فیلیپ زیمباردو 

سیامک موحدی و علی بانوعزیزی روانشناسان گروه روانشناسی دانشکده بوستون، ماساچوست در پژوهش سال ۱۹۷۵ خود، این موضوع را ارزیابی کردند تا بفهمند، شرکت‌کنندگان چنین آزمایشی، تا چه حدی خواسته‌های آزمایشگران را حدس می‌زنند. آن‌ها جزئیات این آزمایش را برای گروه بزرگی از دانشجویان که از آزمایش اصلی استنفورد چیزی نمی‌دانستند شرح دادند. سپس از آن‌ها خواستند آنچه را که فکر می‌کنند، پژوهشگران می‌خواهند اثبات کنند و انتظار آن‌ها از نحوه رفتار زندانیان و نگهبانان را شرح دهند.

اغلب روانشناسان در تحقیقات خود واقعیت را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند

 اکثر شرکت‌کنندگان، نتایج آزمایش زیمباردو و همکارانش را حدس زدند. شرکت‌کنندگان به‌ طرق مختلف ‌گفتند، هدف آزمایش این است که ثابت کند؛ افراد عادی که در جایگاه زندانی و نگهبان قرار می‌گیرند، مانند زندانیان و نگهبانان واقعی رفتار می‌کنند و پیش‌بینی کردند که نگهبانان رفتارهای خصمانه، خشن و مقتدرانه‌ای پیش می‌گیرند و زندانیان هم به صورت بی‌اعتنایی یا سرکشی واکنش نشان می‌دهند.

نوار صوتی که به تازگی منتشر شده، نشان می‌دهد که نگهبانان حتی لازم نبود حدس بزنند چگونه رفتار کنند. بلکه عمدتا به همه‌ی آن‌ها توسط زیمباردو و همکارانش گفته می‌شد چگونه رفتار کنند. پرفسور زیمباردو در کتاب سال ۲۰۰۷ خود، «اثر شیطان (The Lucifer Effect)» با عنوان فرعی: «درک چگونگی بدل شدن افراد خوب به شیطان»، شرح می‌دهد که در ابتدای پژوهش خود به زندانبانان آزمایش چه گفته است:

به آن‌ها گفتم، ما نمی‌توانیم به لحاظ فیزیکی آزارشان دهیم یا شکنجه‌شان کنیم. ما می‌توانیم کاری کنیم که (زندانیان) احساس خستگی کرده و ترس به دلشان بیافتد. ما می‌توانیم حس ناامیدی را به آن‌ها القا کنیم. ما می‌توانیم فضایی به‌وجود بیاوریم که زندانیان احساس کنند که زندگی آن‌ها کاملا تحت تسلط ماست و رفتار و زندگی‌شان تحت کنترل نظام زندان، من و شما است. ما باید شخصیت و هؤیت فردی آن‌ها را ازشان بگیریم. آن‌ها هیچ حریم خصوصی ندارند، نظارت دائمی وجود خواهد داشت، هیچ‌کاری بدون نظارت باقی نخواهد ماند، آن‌ها هیچ آزادی عملی ندارند. آن‌ها قادر به انجام هیچ کاری نیستند و نمی‌توانند چیزی را که ما اجازه نمی‌دهیم بگویند. ما قصد داریم به طرق مختلف فردیت آن‌ها را بگیریم. آن‌ها لباس متحد الشکل خواهند پوشید، هیچ‌وقت هیچکس حق ندارد که نام آن‌ها را صدا بزند، آن‌ها شماره‌گذاری می‌شوند و تنها با این شماره‌ها صدا زده می‌شوند. به‌طور کلی، آنچه همه‌ی اینها باید به وجود بیاورد، یک احساس ناتوانی (در زندانیان) است. ما در این وضعیت قدرت کامل را در اختیار داریم و آن‌ها هیچ‌اند.

آیا این آشکارا دعوت به آزار و اذیت به همه‌ی انواع روش‌های روانشناسی نیست؟ و هنگامی که نگهبانان به این شیوه رفتار می‌کردند و از این حد هم فراتر می‌رفتند، زیمباردو هم آن‌ها را تماشا می‌کرد و ظاهرا با سکوت خود عملشان را تایید می‌کرد، آیا در ذهن‌ شرکت‌کنندگان این تایید ضمنی از نوع رفتاری که باید انجام می‌دادند نبود؟ آن‌ها طی یک آزمایش و برای مقاصد علمی، این کار را انجام می‌دادند، و وقتی تلویحا چراغ سبز آزمایشگران را دریافت کردند، متوجه شدند که ظاهرا تابه‌حال کار درستی انجام داده‌اند، پس ادامه دادند و حتی اعمال شنیع‌تری نیز انجام دادند تا بالاخره آزمایش متوقف شد.

کارلو پرسکات کارلو پرسکات در جلسه توجیهی آزمایش زندان استنفورد

شرکت‌کنندگان همچنین ممکن است از همان اشتیاق ایدئولوژیکی انگیزه گرفته باشند که زیمباردو در ابتدا برای همان آزمایش را شروع کرده بود، برای اثبات این موضوع که نگهبانان زندان به خاطر وضعیتی که در آن قرار گرفتند، چنین سوءاستفاده‌گر و بی‌رحم هستند یا ثابت کنند که زندانیان با چنین اذیت و آزارهایی مواجه‌اند.

همه ما ظرفیت ذاتی برای استبداد یا قربانی شدن را نداریم

اگر زیمباردو در ابتدا به نگهبانان گفته بود، هدف آزمایش این است که ثابت کند ممکن است، نگهبانان و زندانیان، انسان‌های شایسته‌ای باشند یا به نوعی تلویحا اشاره می‌کرد که هدف آزمایش این است که ثابت کند، نگهبانان می‌توانند افرادی رئوف و مهربان باشند. نیازی به گفتن نیست که نتایج آن کاملا متفاوت می‌بود. در واقع، وضعیت همانی که می‌دانیم بود، اما مشخصه مورد تقاضا فرق می‌کرد و قطعا نتایج هم تغییر می‌کرد.

آزمایش میلگرامدر آزمایش میلگرام، از سوی یک آزمایشگر مقتدر از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شد، به فردی در اتاق مجاور شوک الکتریکی وارد کنند، شوک‌هایی که از درجه بی‌ضرر ۱۵ ولت تا درجه کُشنده ۴۵۰ ولتی متغییر بودند

زیمباردو و همکارانش پیش از شروع آزمایش، از یک محکوم سابق به نام کارلو پرسکات مشورت گرفتند. پرسکات یک آمریکایی آفریقایی بود که به اتهام اقدام به قتل ۱۷ سال را در زندان سن‌کوانتین به سر برده بود و در آن زمان به‌تازگی، در کنگره در مورد اعمال اصلاحات در زندان شهادت داده بود. اما پرسکات سال‌ها پس از آزمایش، بعد از اینکه متوجه شد زیمباردو و همکارانش از توضیحات او در مورد قساوت و بی‌رحمی زندان‌های واقعی سوءاستفاده کرده‌اند، مقاله‌ای را تحت عنوان «دروغ آزمایش زندان استنفورد» در روزنامه استنفورد دیلی منتشر کرد.

پرسکات در این مقاله که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، پشیمانی خود را نسبت به دخالتش در این آزمایش ابراز کرد و گفت که نه نگهبانان زندان ساختگی، بلکه خود او فریب خورده است. چرا که او بود که روش‌های تحقیر روانی و آزار و اذیت زندانیان را به زیمباردو و همکارانش یاد داده بود.

در بخشی از یادداشت پرسکات می‌خوانیم:

روش‌هایی مانند کشیدن کیسه‌های مقوایی به سر زندانیان، غل و زنجیر کردن زندانی‌ها به‌هم و استفاده از سطل به‌جای توالت در سلول‌ها؛ همه تجارب من در بخش قدیمی به نام «زندان اسپانیایی» در زندان سن‌کوانتین بود كه من ماه‌ها قبل از شروع آزمايش زندان استنفورد بر حسب وظیفه‌ام، به مغزهای متفکران این آزمایش گفته بودم. واضح است که انتخاب همه‌ی نگهبانان از نژاد سفید، سلامتی روحی روانی، جسمی و برگزیدن آن‌ها از طبقه متوسط، چیزی نبود که به تنهایی تصمیم گرفته باشند انجام بدهند. زیمباردو چگونه می‌تواند، از رفتار زندانبانان به وحشت بیافتند، وقتی که آن‌ها صرفا کاری را انجام می‌دادند که خودش و همکارانش و به شخصه خودم، تشویق به انجام دادنشان کرده بودیم. در آن زمان، امیدوار بودم که بتوانم یک ادعانامه معتبر، قاطعانه و صادقانه بر علیه نظام زندان تنظیم کنم. اما در نهایت، ناموفق بودم. من غیرعامدانه همدست یک نمایش تئاتر شده بودم.

باید اضافه کنیم که زیمباردو و همکاران در مقاله اصلی خود، در مورد نقش احتمالی مشخصه‌های مورد تقاضا در رفتار اولیه شرکت‌کنندگان زندان شبیه‌سازی‌شده بحث کردند، اما ادعا کردند که وضعیت به‌سرعت به واقعیت جدیدی برای شرکت‌کنندگان تبدیل شد و آن‌ها به وضعیت جدید واکنش نشان دادند. ممکن است بخشی از این ادعا حقیقت داشته باشد، اما این ادعا تا چه حد می‌تواند درست باشد، مسئله‌ی بحث‌برانگیز دیگری است.

زندانیان به مرکز پلیس پالو آلتو برده شدند، جایی که آنجا اطلاعاتشان ثبت شد، انگشت‌نگاری شدندزندانیان به مرکز پلیس پالو آلتو برده شدند، جایی که آنجا اطلاعاتشان ثبت شد، انگشت‌نگاری شدند

جان مارک، یکی از دانشجویانی بود که نقش نگهبان را در آزمایش زندان استنفورد ایفا کرده بود. او در مصاحبه‌ای که در شماره ماه ژوئیه/ اوت سال ۲۰۱۱ مجله فارغ‌التحصیلان دانشگاه استنفورد چاپ شد، گفته بود:

در طول شیفت روز، زمانی که انجام وظیفه می‌کردم، هیچکس کاری فراتر از انتظار را انجام نمی‌داد. اما خود زیمباردو، تنش‌ لازم را به‌وجود می‌آورد. چیزهایی مانند بی‌خوابی دادن به زندانیان و کشیدن پاکت مقوایی روی سرشان. من اصلا از اذیت کردن مداوم و صدا زدن شماره زندانیان خوشم نمی‌آمد. و قطعا اصلا خوشم نمی‌آمد، کسی را داخل یک سلول انفرادی زندانی کنم. در آن دوره از زندگی‌ام، تمام روز و هر روز، تحت تاثیر مواد مخدر (ماری‌جوانا) بودم. قبل از اینکه به آزمایش بروم مصرف می‌کردم، در طول زمان‌های استراحت و ناهار هم همین‌طور. بعدهم همین‌طور. وقتی به آزمایش استنفورد می‌رفتم، با خودم جوینت می‌بردم و هر روز می‌خواستم به زندانیان هم تعارف کنم. وقتی به چهره‌هایشان نگاه می‌کردم و می‌دیدم که چطور تحقیر شدند، برای آن‌ها احساس تاسف می‌کردم. فکر می‌کنم هرگز قرار نبود، آزمایش برای دو هفته کامل پی گرفته شود. فکر می‌کنم زیمباردو می‌خواست یک نقطه اوج مناسب برای نمایشش ترتیب بدهد و در سریع‌ترین زمان ممکن هم به این (نقطه اوج) برسد. احساس می‌کنم که او در طول آزمایش دقیقا می‌دانست که چه می‌خواهد و پس از آن سعی کرد تا آزمایش را به‌نحوی شکل بدهد که با نتیجه‌ای که قبلا به آن رسیده بود متناسب باشد. او می‌خواست بداند که دانشجویان، افرادی با پس‌زمینه طبقه متوسط و سالم و تندرست، می‌توانند با توجه به نقش و قدرتی که به آن‌ها داده می‌شود، تغییر شخصیت بدهند.

حدس زده می‌شود که رفتار نگهبانان، اگر نه کاملا (آن‌طور که مارک و بقیه ادعا می‌کنند) اما تا حد زیادی نتیجه آنچه که به آن‌ها گفته شده یا آنچه تصور می‌کردند که باید انجام دهند بود. رفتار زندانیان در روز اول یا دوم، زمانی که آن‌ها تظاهر به شورش و کشیدن نقشه فرار می‌کردند، احتمالا ایفای نقش کلیشه‌ای از آنچه که زندانیان واقعی انجام می‌دهند بود. اما آنچه بعد از آن اتفاق افتاد، ظاهرا تمایل واقعی برای خروج از زندان بود، ممکن است واکنش طبیعی به آنچه نگهبانان انجام می‌دادند بوده باشد. فقط بی‌خوابی زندانیان را در نظر بگیرید، نگهبانان به‌صورت شیفتی انجام وظیفه می‌کردند، اما زندانی‌ها ۲۴ ساعته زندانی بودند و در تمام این مدت هم مورد اذیت و آزار بودند.

من غیرعامدانه همدست یک نمایش تئاتر شده بودم

از این دیدگاه، هیچ نتیجه‌ای از آزمایش استنفورد نمی‌تواند متعجبمان کند. هنگامی که گفته می‌شود، نگهبانان زندانیان را تحقیر و سرکوب کردند، این رفتار قابل تصور است. چرا که به آن‌ها گفته شده بود، این کارها را به دلایل علمی انجام می‌دهند. و هنگامی که گفته می‌شود، زندانیان ابتدا شورش کردند، نیازی به گفتن نیست که آن‌ها هم احساس می‌کردند که این چیزی است باید انجام می‌دادند. اما وقتی اوضاع به ادعای زیمباردو و همکارانش غیرقابل کنترل شد و زندانیان برای خروج از زندان تلاش ‌کردند، بازهم واکنش طبیعی به تحقیر و سرکوب‌های شدید نگهبانان بود.

 شرکت‌کنندگان آزمایش زندان استنفورد پلیس محلی در حال دستگیری یکی از شرکت‌کنندگان آزمایش زندان استنفورد

حالا چه مسئله‌ای در این بین وجود داشت که ما را شگفت‌زده کند؟ زیمباردو و همکارانش واقعا باید این آزمایش را انجام می‌دادند تا چنین نتیجه آشکاری را اثبات کنند؟ این آزمایش در مورد رفتار نگهبانان و زندانیان واقعی چه چیزی به ما می‌گوید؟ زندانیانی که برای یک آزمایش دو هفته‌ای آن‌هم برای مقاصد علمی در زندان نیستند، بلکه به این دلیل که جرمی مرتکب شده‌اند مجازات می‌شوند. واضح است که هیچ راهی برای شبیه‌سازی تجربیات واقعی نگهبان یا زندانی بودن وجود ندارد. مورد دیگر اینکه، اغلب روانشناسان در آزمایشگاه‌های تحقیقاتی خود واقعیت را کم اهمیت جلوه می‌دهند، و آزمایش زندان زیمبادو، نمونه خوبی از این دست است.

نتایج بازسازی آزمایش زندان استنفورد

اغلب گفته می‌شود که شرکت‌کنندگان در این آزمایش، افراد معمولی بودند و در واقع با اتکا به بررسی‌هایی که زیمباردو و همکارانش انجام دادند، طبیعی و سالم تشخیص داده شدند. اما آن‌ها، خودشان پس از دیدن آگهی روزنامه، به‌صورت داوطلبانه خواسته بودند در چنین آزمایشی شرکت کنند. در سال ۲۰۰۷، روانشناسان توماس کارناهان و سم مک‌فارلند این پرسش را مطرح کردند که آیا خود آگهی با عبارت«برای آزمایش روانشناسی زندگی زندان» ممکن است موجب جذب افرادی خاصی شده باشد؟

مقاله‌های مرتبط:

به این ترتیب، پژوهشگران آگهی اصلی را بازسازی کردند و پس از آن یک آگهی جداگانه را نیز منتشر کردند و عبارت «زندگی زندان» را از روی آن برداشتند. پژوهشگران دریافتند، افرادی که به دو آگهی مختلف پاسخ دادند، بر اساس مجموعه‌ای از آزمون‌های روانشناختی کاملا با یکدیگر متفاوت بودند. کسانی که تصور می‌کردند که در یک آزمایش زندگی زندان شرکت می‌کنند، سطوح پرخاشگری، اقتدارگرایی، ماکیاولیسم، خودشیفتگی و تسلط اجتماعی به میزان قابل‌ملاحظه‌ای بالا داشتند و به طبع، از همدلی و نوع‌دوستی کم‌تری برخوردار بودند.

رژه معترضان علیه شکنجه در زندان ابوغریبرژه معترضان علیه شکنجه در زندان ابوغریب

اما اگر آزمایش زندان استنفورد، در یک محیط امن‌تر شبیه سازی شود، آیا زندانیان و نگهبانان رفتار متفاوتی خواهند داشت؟ در دسامبر سال ۲۰۰۱، دو روانشناس، استیون رایچر و الکساندر هاسلام، سعی داشتند به‌همین سوال پاسخ دهند. آن‌ها در پژوهش خود که به عنوان بخشی از مستند ويژه بی‌بی‌سی انجام می‌شد، سعی داشتند، طی یک آزمایش هشت روزه، بخشی از تجربیات آزمایش زندان زیمباردو را بازسازی کنند.

نگهبانان این آزمایش نیز لباس متحد الشکل پوشیدند و دقیقا مشابه زندان استنفورد به آن‌ها پاداش داده می‌شد یا تنبیه می‌شدند. تفاوت اصلی این بود که انتظارات از پیش تعیین شده در این آزمایش وجود نداشت. از نگهبانان خواسته شد که قوانینی را برای زندانیان وضع کنند و زندان را متناسب با آن اداره کنند. پژوهش زندان بی‌بی‌سی (The BBC Prison Study) آن‌طورکه حالا به این نام خوانده می‌شود، از چند جهت دیگر نیز متفاوت بود. در ابتدا به زندانیان گفته شد که در صورت رفتار مناسب، نقششان عوض می‌شود و به نگهبان بدل می‌شوند. و در روز سوم، این پیشنهاد لغو شد و نقش‌ها دائمی شدند. در چند روز اول پژوهش زندان بی‌بی‌سی، روشن شد که نگهبانان به عنوان یک گروه چندان با هم هماهنگ نیستند.

پژوهشگران نوشتند:

 نگهبانان چندان مراقب اعمال و به کار بردن اقتدار خود نبودند.

از سوی دیگر، زندانیان، به یک هویت جمعی دست پیدا کردند. بر خلاف آزمایش زندان استنفورد، روانشناسان از هر شرکت‌کننده خواستند تا روزانه به سوالات پرسش‌نامه‌ای جواب دهند تا میزان همبستگی آن‌ها با گروهشان را اندازه‌گیری کنند. این پرسش‌نامه‌ها نشان می‌دهد که نگهبانان به‌مرور بیش‌تر از هم دور می‌شدند و زندانیان بیش‌تر به هم نزدیک می‌شدند. در روز چهارم چند زندانی هم سلولی تصمیم گرفتند که شانس خود را آزمایش کنند. در وقت ناهار، یکی از آن‌ها بشقاب غذای خود را پرت کرد و تقاضای غذا بهتری کرد، و دیگری تقاضای سیگار کرد. زندانی دیگری هم درخواست کرد که پزشک زندان باید فورا به تاول روی پا او رسیدگی کند.

تصویری از آزمایش زندان بی‌بی‌سیتصویری از آزمایش زندان بی‌بی‌سی

نگهبانان ناهماهنگ بودند، حتی یکی از نگهبانان به زندانی سیگار داد. هاسلام و رایچر گزارش دادند که پس از اینکه زندانیان به سلول‌های خود بازگشتند، واقعا داشتند از شادی می‌رقصیدند. حتی شنیده می‌شود که یکی از زندانیان می‌گوید، واقعا عالی بود. به زودی زندانیان بیش‌تری به نگهبانان پرخاش کردند. آن‌ها در وقت ناهار از غذا شکایت کرده و با نگهبانان جر و بحث کردند. در پایان روز ششم، سه هم سلولی سرکش از سلول خود فرار کردند و جای نگهبانان را اشغال کردند.

پژوهشگران نوشتند:

 در این لحظه، نظام نگهبانان به نظر کارایی نداشت و به پایان کار خود رسید.

در کنار هم قرار دادن این دو آزمایش نشان می‌دهد که همه ما ظرفیت ذاتی برای استبداد یا قربانی شدن نداریم. در عوض، این پژوهش‌ها نشان می‌دهند که رفتار ما عمدتا با انتظارات پیش‌بینی شده ما مطابقت دارد. ما جوری رفتار می‌کنیم که فکر می‌کنیم از ما انتظار دارند، خصوصا اینکه این انتظارات از بالا (در مورد آزمایش میلگرام، یک شخص مقتدر) باشد. در مورد آزمایش زندان استنفورد، ما می‌خواهیم به‌شیوه کلیشه‌ای خشن و محکم باشیم و تلاش می‌کنیم تا این نقش را به خوبی ایفا کنیم.

نوارهای صوتی چه چیزی را نشان می‌دهد؟

زیمبارودو زمانی درباره آزمایش زندان استنفورد، گفته بود:

 فقط در عرض چند روز، نگهبانان به افرادی سادیست بدل شدند، زندانیان هم افسرده شدند و علائم استرس شدیدی را نشان دادند.

اما نوار صوتی که به‌تازگی کشف شده و در وب‌سایت دانشگاه استنفورد هم منتشر شده، شک و تردید زیادی در مورد صحت آزمایش و همچنین پیامدهای وسیع آن در روانشناسی و رفتارهای انسانی درپی داشته است. کارشناسان می‌گویند، شواهد جدید قویا اشتباهات آزمایش را نشان می‌دهند. در بخشی از این نوار ضبط شده، صدای زیمباردو را می‌شنویم که صریحا به یکی از نگهبانان می‌گوید، نسبت به زندانیان خشونت بیش‌تری به خرج بدهند.

هاسلام می‌گوید:

این مدرک همه‌چیز را تغییر می‌دهد. تصور می‌کنم، باید در تمامی کتاب‌های درسی حوزه روانشناسی اجتماعی به‌طور عمده‌ای تجدید نظر شود.

پروفسور جی وان باول، استاد روانشناسی دانشگاه نیویورک که او هم به نوارهای آزمایش استنفورد گوش داده، می‌گوید، قصد دارد تا در نحوه ارائه این آزمایش در دوره‌های روانشناسی خود تجدید نظر کند. وان باول می‌گوید:

از لحاظ علمی، ما همیشه می‌دانستیم که ضعف‌های بسیاری در طراحی این آزمایش وجود دارد. اما بسیاری از ما نمی‌دانستیم وضعیت تا چه حدی وخیم است.

صدای دیوید جافی، یکی از همکاران زیمباردو در این نوار شنیده می‌شود که به یک نگهبان می‌گوید:

ما واقعا می‌خواهیم فعال و درگیر باشی.

سلول انفرادی برخی زندانیان برای تنبیه درون سلول انفرادی زندانی می‌شدند

جافی بخشی از تیم زیمباردو بود و در طول آزمایش به عنوان ناظر زندان ایفای نقش می‌کرد. در ادامه این نوار می‌شنویم:

 ما واقعا می‌خواهیم فعال و درگیر باشی، باید بدانی که هر نگهبان باید چیزی باشد که ما به آن «نگهبان خشن» می‌گویم.

نگهبان در جواب جافی می‌گوید:

من خیلی خشن نیستم.

جافی می‌گوید:

باید هرطوری هست تلاش کنی (خشونت) را در خودت احیا کنی.

وان باول می‌گوید که از شنیدن صدای اعضای تیم زیمباردو که در کار سوژه‌های آزمایش خود دخالت داشتند تا بر رفتار آن‌ها تاثیر بگذارند، شوکه شده است.

او می‌گوید:

آن‌ها بارها و بارها به او فشار آوردند تا آنچه دقیقا می‌خواستند را انجام دهد که در یک آزمایش روانشناسی کاملا بی‌سابقه است.

هاسلام می‌گوید:

او (زیمباردو) به‌گونه‌ای نشان می‌داد که نگهبانان بخشی از تیم آزمایشی او هستند، به این ترتیب، نگهبانان و آزمایشگران برای به دست آوردن یک نتیجه واحد با هم همکاری می‌کردند.

هاسلم می‌گوید، این مدرک جدید، شاهد قطعی است که او طی ۱۵ گذشته پس از بازسازی آزمایش استنفورد و رسیدن به نتایجی متفاوت به دنبالش بوده است. در پژوهش خود او، زندان بی‌بی‌سی، نگهبانان هیچ تمایلی به سلطه‌گری یا خشونت نداشتند.

هاسلم گفت:

ما به نتایج اصلی آزمایش نرسیدیم.

هاسلم و همکارش، استیون رایچر، همواره نسبت به دخالت پژوهشگران در آزمایش اصلی زندان استنفورد مظنون بودند، اما تا قبل از انتشار نوار صوتی، برای اثبات ادعای خود شواهد محکمی نداشتند.

هاسلم می‌گوید:

 این (گفته‌های ضبط شده در نوار) کاملا با آنچه زیمباردو و همکارانش گفته‌اند تضاد دارد.

این نوار توسط فیلمساز فرانسوی، تیبو لی تکسیر کشف شد که ماه آوریل متن آن را منتشر کرد. وب‌سایت آزمایش استنفورد نیز از همان زمان فایل‌ها صوتی و متن آن را به‌صورت آنلاین منتشر کرده است.

هرگز قرار نبود، آزمایش برای دو هفته کامل پی گرفته شود

هاسلام تحلیل خود از این نوار را تابستان امسال برای چندین استاد روانشناسی در دانشگاه نیویورک ارائه کرد، جایی که این برنامه باعث شد که چندین نفر از حضا هم نظرات خود را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذراند. دیوید آمودیو، استاد روانشناسی از دانشگاه نیویورک که در میان حاضران در این رویداد بود، اشاره کرد که این آزمایش هیچ‌وقت در یک نشریه علمی معتبر منتشر نشده است.

او در توییتر خود نوشت:

فکر نمی‌کنم این (آزمایش) تقلب علمی به معنای معمول آن باشد. اما آزمايش زندان استنفورد، هيچگاه علمي نبود. این آزمایش در بسیاری از کلاس‌ها به عنوان اثبات (یک فرض) و نه به عنوان یک آزمایش (علمی) معرفی می‌شد. همچنین هیچ‌وقت هم از آن برای اثبات خشونت اخلاقی بهره نبرده‌اند.

همچنین چندین نفر از دانشجویان آزمایش به بن بلوم گفته‌اند که آن‌ها برای این آزمایش نقش بازی می‌کردند. بلوم اظهارنظرهای آن‌ها را در یادداشت خود در شبکه اجتماعی مدیوم منتشر کرده است. داگلاس کورپی، همان زندانی بود که در طول زندان، از درون اتاقک تنگ و تاریکِ زندان استنفورد موسوم به سوراخ (The Hole)، فریاد زده بود:

از درونم سوختم!

کورپی به بلوم گفت که برای پژوهشگران نقش بازی می‌کرده است. کورپی گفت، به دلیل دستمزد خوبی که پرداخت می‌شد، موافقت کرد در این پژوهش شرکت کند. و تصور می‌کرد، این آزمایش، وقت خالی کافی در اختیارش قرار می‌دهد تا برای امتحان فارغ‌التحصیلی (GRE) خود مطالعه کند. کورپی وضعیت آزمایش زندان استنفورد را بسیار امن توصیف می‌کند و می‌گوید، او تنها زمانی ناراحت شد که نگهبانان بارها و بارها از دادن جزوه‌ها و کتاب‌های درسیش خودداری کردند.

زندانی با چشم‌بند در آزمایش زندان استنفورد دو نگهبان در کنار زندانی با چشم‌بند در آزمایش زندان استنفورد در سال ۱۹۷۱

دیو اشلمن، دانشجویی که در مقاله اصلی آزمایش زندان استنفورد، از او به عنوان بی‌رحم‌ترین نگهبان یاد می‌شود، می‌گوید که موقعیتش را همچون یک نقش‌آفرینی پذیرفته بود. اشلمن می‌گوید که برای این نقش از یک لهجه جنوبی (مشابه شخصیت فیلم‌های وسترن) تقلید کرده و در طول آزمایش هم به خودش اسم مستعار جان وین داده است.

پرفسور زیمباردو در سال ۱۹۷۱ نوشته بود:

جان وین ما از کجا یاد گرفته بود، تبدیل به این چنین نگهبانی شود؟ چگونه او و دیگران می‌توانند به این سادگی به درون نقش خود فرو بروند؟

وان باول می‌گوید وسوسه شده است که آزمایش استنفورد را کاملا از کتاب‌هایی که تألیف می‌کند کنار بگذارد، اما هیچ راهی برای حذف قطعی آن وجود ندارد، چرا که در کتاب‌های درسی بی‌شماری ذکر شده و چندین فیلم نیز از آن الهام گرفته‌اند.

وان باول می‌گوید:

نسل‌هایی از دانش‌پژوهشان و پژوهشگران هستند، افرادی که برای ۴۵ سال از این آزمایش یاد گرفته‌اند و با این دانش به امور خود ‌پردازند و (یافته‌های آن) تماما در کتاب‌های ما حضور دارد.

او در ادامه از پرفسور زیمباردو، به عنوان یک رهبر بسیار قوی یاد می‌کند و می‌گوید که او و همکارانش در صدد این بودند که نگهبانان را برای رسیدن به مقاصد مورد بحثشان با خود همدست کنند. هاسلم این آزمایش را به عنوان نمونه‌ای کامل از آنچه در رژیم‌های استبدادی اتفاق می‌افتد توصیف می‌کند. او می‌گوید، در یک نظام استبدادی، رهبر زیردستانش را متقاعد می‌کند که آن‌ها بخشی از گروه خودی (In-Group) هستند و نیاز دارند گاهی اوقات اقدامات وحشتناکی را برای محافظت از هدف پسندیده خود انجام دهند.

هاسالم می‌گوید، در آزمایش زندان استنفورد، به نگهبانان این حس القا شد که بخشی از یک آزمایش ارزشمند هستند و به آن‌ها گفته شد که به دلایل علمی باید با زندانیان بد رفتاری کنند.  

او می‌گوید:

او (زیمباردو) به آن‌ها می‌گفت که این عمل واقعا ارزشمند است، ما باید این کار را برای محافظت از گروه خودی و پیشبرد منافع خود انجام دهیم. بنابراین آنچه شما ترجیح می‌دهید انجام ندهید، در واقع، برای این پروژه شرافتمندانه که ما در آن مشغول به کاریم، ضروری است.

وان باول اشاره می‌کند که او به دفعات شنیده که جافی با عبارت «ما» نگهبانان را مخاطب قرار داده است، تلاشی واضح برای اینکه به آن‌ها حس تعلق به گروه خودی را منتقل کند.

وان باول می‌گوید:

 من هرگز چنین مسئله‌ی مشکوکی را در یک آزمایش علمی ندیده‌ام.

آزمایش زندان استنفورد هرگز به عنوان یک پژوهش بازنگری‌شده (Peer Review) در یک نشریه علمی منتشر نشد، اما مورد توجه عموم و رسانه‌های جمعی قرار گرفت، چرا که زیمباردو می‌دانست چطور آن را به رسانه‌ها بفروشد. این شامل دستگیری ساختگی شرکت‌کنندگان برای استفاده دوربین‌های تلویزیونی و گزارش ويژه نیویورک تایمز از این آزمایش در سال ۱۹۷۳ بود. زیمباردو همچنین بخش زیادی از آزمایش را ضبط کرد که بعدها یک مستند (در سال ۱۹۹۲) و یک فیلم هالیوودی (در سال ۲۰۱۵) از روی این فیلم‌های خام ساخته شدند.

وان باول می‌گوید:

او محصولی را به خوبی فروخت که شالوده بسیار سستی داشت، به مانند فروش یک روغن مار!

زیمباردو آزمایش استنفورد را به شهرت عظیمی در جامعه روانشناسی رساند. او چندین کتاب نوشته، چندین سخنرانی در کنفرانس TED داشته و جوایز متعددی را برای کار خود در زمینه روانشناسی به دست آورده است. وان باول می‌گوید، زیمباردو ۸۵ ساله امروزه بیش‌تر به عنوان یک کاسب شناخته می‌شود تا اینکه دانشمندی در جامعه علمی، اما بسیار دشوار است که یک سابقه تاریخی را به راحتی تصحیح کرد.

او گفت:

نتایج یافته‌های او به عنوان یک فرضیه اصلی در مورد سرشت انسان وارد ذهن مردم شده است. آزمایش او داستان عالی است. اما حس می‌کنم که در نهایت، به تابوت میخ می‌شود.

شاید نتایج آزمایش استنفورد نشان دهد که انسان طبیعتا به خشونت و سبعت تمایل دارد. اما این آزمایش نشان می‌دهد که رفتارهای شدید به نهادهای افراطی که تشویقشان می‌کنند تعلق دارند. نگهبان‌ها خودشان شغل خود را انتخاب می‌کنند، همان‌طور که دانشجویان آزمایش زیمباردو آگهی زندگی زندان را خودشان انتخاب کردند. نگهبانان واقعی هم مانند شرکت‌کنندگان آزمایش زیمباردو، با انتظاراتی از هنجارها و الگوهای رفتاری از پیش تعیین شده بمباران می‌شوند. به‌همین جهت، این‌طور نیست که هر انسانی تصادفا می‌تواند بدل به یک فرد سادیست و استبدادگر شود. بلکه چنین رفتاری توسط نهادها و محیط‌های خاصی تقاضا می‌شود.

شما چه فکر می‌کنید؟ آیا هنوز در آزمایش معروف زندان استنفورد ارزش‌هایی وجود دارد؟ اگر چنین است این ارزش چیست؟ آیا ما انسان‌ها با تنها تعویض نقش‌ و قرار گرفتن در موضع قدرت، خوی استبدادگری پیدا می‌کنیم و می‌توانیم انسان‌های دیگر را تا سرحد مرگ آزار دهیم؟


با انتشار متن پیش‌‌نویس جدید، ناظران از تغییرات موازنه‌ی اقلیمی جهان بین اروپا و کشورهای فقیر از یک سو و عربستان و آمریکا در سوی دیگر می‌گویند.

کارشناسان می‌گویند با انتشار پیش‌‌نویس جدید اجلاس، امیدها برای دستیابی به توافق در مذاکرات اقلیمی جهان در لهستان افزایش ‌یافته است.

برنامه‌‌ی اصلی این نشست، ایجاد یک دستورالعمل اقلیمی برای تمام کشورها با حفظ انعطاف‌پذیری برای حمایت از کشورهای فقیرتر است. همچنین قرار است از همه‌‌ی کشورها درخواست شود تا تعهدات بیشتری را برای کاهش انتشار کربن تا سال ۲۰۲۰ از خود نشان دهند.

اما بسیاری از مسائل هنوز حل‌‌و‌‌فصل نشده‌‌اند و مذاکره‌‌کنندگان تلاش‌‌های خود را افزایش داده‌‌اند تا پیش از پایان رسمی اجلاس COP24 در عصر جمعه‌‌ بتوانند به نتیجه‌‌ی مطلوب برسند. اکثر وزیران حاضر در اجلاس بر این باورند که نقاط ضعف و قدرت روند دستیابی به توافق در موضعی متوازن قرار گرفته‌اند.

یکی از کلیدی‌‌ترین مسائل حل‌‌نشده، مسئله‌‌ی آسیب‌‌ها و خسارات است. این موضوع روند نتیجه‌‌گیری در مذاکرات اقلیمی را برای سال‌ها طلسم کرده است؛ چراکه کشورهای در حال توسعه هنوز درصدد به رسمیت شناختن و جبران خسارات ناشی از گرمایش جهانی هستند.

پذیرفتن مسئولیت قانونی تغییرات اقلیمی موضوعی است که کشورهای ثروتمند برای مدت‌‌های مدیدی از آن سرباز زده‌‌اند؛ چراکه از ابعاد هزینه‌‌های احتمالی آن در آینده واهمه دارند.

در جریان این گفتگوها، مسئله‌‌ی آسیب‌‌ها و خسارات تنها به‌‌عنوان یک پاورقی در متن فعلی آمده و این موضوعی بوده که خشم کشورهای در حال توسعه را برانگیخته است.

اما بسیاری از ناظران بر این باورند که به‌‌طور کلی روند فعلی رو به پیشرفت است. آلدن مایر از اتحادیه‌‌ی UCS می‌‌گوید:

تا زمانی که آمریکا نقش ترمز را در این مذاکرات ایفا می‌‌کند، انتظار نمی‌‌رود بتوانیم به عالی‌‌ترین نتیجه‌‌ی ممکن دست یابیم؛ اما من فکر می‌کنم که اگر در مسیر درستی قرار بگیریم، همچنان می‌توان به یک نتیجه‌‌ی مناسب دست یافت.

پیش‌‌تر رئیس‌جمهور سابق مالدیو و هم‌‌اکنون محمد نشید، مذاکره‌کننده‌‌ی اصلی آن‌ها در اجلاس خواستار اقدامی فوری در زمینه‌‌ی کاهش انتشار کربن شدند. او در روز پنج‌‌شنبه طی یک نشست مطبوعاتی گفت:

این جنون‌‌آمیز است اگر اجازه دهیم که سطح جهانی دی‌‌اکسید کربن (در اتمسفر) از ۴۵۰ واحد در میلیون تجاوز کند و دما بیش از ۱/۵ درجه افزایش یابد. هنوز هم می‌توان از این روند جلوگیری کرد. اگر ما بر سر اضطرار وضع موجود به درک مشترکی برسیم، از پس این مشکل بر خواهیم آمد. عدم موفقیت ما موجب خشم و نارضایتی تمامی اعضای این اجلاس خواهد شد.

اجلاس اقلیمی COP24

محمد نشید، یکی از شخصیت‌‌های تأثیرگذار در فرآیند مذاکرات اقلیمی سازمان ملل

نمایندگان اجلاس چه تصمیمی دارند؟

نمایندگان ۱۹۶ کشور در لهستان در تلاش هستند تا برخی از پیچیده‌‌ترین مسائل مربوط به دستورالعمل توافق پاریس را که قرار است در سال ۲۰۲۰ اجرایی شود، حل‌‌و‌‌فصل کنند.

این دستورالعمل شامل مقرراتی خواهد بود که بر سازوکار کاهش انتشار کربن از سوی کشورها نظارت خواهد کرد. همچنین کمکهای مالی مورد نیاز کشورهای فقیرتر را تأمین کرده و تضمین خواهد کرد که تمامی کشورها وظایف محول‌‌شده را به‌‌درستی انجام خواهند داد.

هدف اجلاس، دستورالعمل کاهش انتشار کربن برای کشورها و تعیین روش کمک مالی به کشورهای فقیرتر است

شاید در نگاه کلی آسان به‌نظر بیاید؛ اما موضوع درواقع بسیار تکنیکی است. در حال حاضر، هر کدام از کشورها تعاریف و جداول زمانی متفاوتی برای  کاهش انتشار کربن خود در نظر گرفته‌‌اند. با این حال همچنان پیشرفت‌‌هایی در شکل‌‌گیری این دستورالعمل به چشم می‌‌خورد. یکی از مذاکره‌‌کنندگان ارشد می‌‌گوید:

برخی از متون مهم این دستورالعمل شامل شفافیت در گزارش‌‌ اقدامات کشورها بسیار مستحکم هستند. این پیشرفت خوبی نسبت به هفته‌‌ی پیش محسوب می‌‌شود.

اما موانع قابل‌توجهی هم در پیش روست. کشورهای فقیرتر خواهان انعطاف‌پذیری بیشتری در قوانین هستند تا این کشورها اسیر در قوانینی دست‌‌وپاگیر و خارج از ظرفیت اجرایی خود نشوند.

جنیفر مورگان از سازمان Greenpeace می‌‌گوید:

دستورالعمل در حال حاضر در وضعیتی متعادل است؛ ما نیاز داریم که همه‌‌ی کشورها به این حرکت ملحق شوند؛ به همین دلیل باید از کشورهای در حال توسعه حمایت به عمل آورد. عبارت «انعطاف‌پذیری» می‌تواند معانی زیادی داشته باشد و من فکر می‌کنم برخی کشورها از این عبارت با هدف به تأخیر انداختن اجرای دستورالعمل استفاده می‌کنند و برخی دیگر نیز گمان‌‌ می‌‌کنند که واقعاً ظرفیت پیاده‌‌سازی این قوانین را ندارند. تا زمانی که یک اراده‌‌ی واقعی از سوی کشورهای توسعه‌یافته برای حمایت از این قوانین دیده نشود، احساس عدم اطمینان همچنان پابرجا خواهد بود.

اجلاس اقلیمی COP24

غیر از دستورالعمل اقلیمی، چه تصمیمات دیگری باید اتخاذ شود؟

فشارهای زیادی برای به رسمیت شناختن گزارش مجمع بین‌‌المللی تغییرات اقلیمی دیده می‌‌شود؛ گزارشی که کمی قبل‌‌تر به‌‌شکلی انتقادآمیز در مورد اثرات جهانی افزایش ۱/۵ درجه‌‌ای دما تا سال ۲۱۰۰ هشدار داده بود.

تصمیم برای استقبال از این گزارش در بحبوحه‌‌ی منازعات روزهای اول این کنفرانس و به‌‌علت اعتراض کشورهایی نظیر عربستان ‌سعودی، ایالات‌ متحده، کویت و روسیه لغو شد.

در نتیجه به‌‌خاطر عدم اجماع طرفین، گزارش مجمع در میان ناباوری اغلب کشورها کنار گذاشته شد؛ با این حال همچنان عزم راسخی وجود دارد که تا پایان اجلاس جاری، گزارش اقلیمی IPCC به رسمیت شناخته شود. نشید می‌‌گوید:

ما در سازمان ملل ۱۹۶ کشور داریم که از میان آن‌‌ها ۱۹۲ کشور با این گزارش موافق‌‌اند. ما تنها با چهار کشور مخالف مواجه هستیم و این چهار کشور ما را زیر فشار گذاشته‌‌اند.

سرنوشت کاهش انتشار کربن چه خواهد بود؟

فشار زیادی روی کشورها وجود دارد تا با افزایش سطح توقعات فعلی، سیاست کاهش انتشار کربن را با جدیت و شدت بیشتری دنبال کنند. با توجه به گزارش مجمع، بسیاری از نمایندگان می‌‌خواهند کشورها تلاش خود را تا قبل از سال ۲۰۲۰ افزایش دهند تا همچنان شانس حفظ افزایش دمای جهان به زیر ۱/۵ درجه‌‌ی سانتی‌‌گراد را داشته باشیم.

مقاله‌های مرتبط:

در حال حاضر، طرح‌هایی که کشورها به‌‌عنوان بخشی از سیاست‌‌های توافق‌‌نامه پاریس ارائه کرده‌اند، بسیار دور از چشم‌‌انداز ۱/۵ درجه‌‌ای قرار گرفته و به گفته‌ی یکی از نمایندگان این طرح‌‌ها، «به‌‌شدت ناکافی» توصیف شده‌‌اند.

مذاکره‌‌کنندگان و وزرا تنها گروه‌هایی نیستند که می‌خواهند شاهد پیشرفت در موضوع کاهش انتشار کربن باشند؛ کسب‌وکارها نیز به دنبال خروجی از این اجلاس هستند تا درمورد سیاست‌‌های آینده‌‌ی خود تصمیم‌گیری کنند. کارلوس سالی، به نمایندگی از یک شرکت‌‌های بزرگ انرژی اسپانیا با نام ایبردرول می‌گوید:

شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری و بانک‌ها برای تأمین مالی آماده هستند. بنابراین ما به هدفی بلندپروازانه در سیاست نیاز داریم تا کسب‌‌وکارها بتوانند بیشتر و سریع‌‌تر اقدام کنند.

اجلاس اقلیمی COP24

مسئولیت این مذاکرات به عهده‌‌ی کیست؟

ریاست‌ اجلاس COP24 را لهستان به عهده دارد؛ اما نمایندگان همچنان نگران‌‌اند که شرکت‌‌کنندگان فاقد یک درک کلی از خروجی نهایی این اجلاس باشند. مردم جهان خواهان وضع یک دستورالعمل مستحکم و تعهد کشورها برای افزایش اراده‌‌ی خود در کاهش انتشار کربن تا پیش از سال ۲۰۲۰ هستند. آن‌‌ها همچنین می‌‌خواهند شفافیت بیشتری را در تخصیص بودجه به کشورهای فقیرتر و زمان اجرایی شدن آن ببینند.

در حالی که برخی از مذاکره‌‌کنندگان می‌گویند مقامات لهستان در شرایط دشوار، معمولاً عملکرد خوبی از خود به نمایش می‌‌گذارند؛ اما بسیاری از افراد این انتقاد را وارد می‌‌کنند که این مقامات بیشتر به خواسته‌‌های اقشار ثروتمند توجه دارند تا اقشار ضعیف. جنیفر مورگان گفت:

من فکر می‌کنم که طرز تفکر ریاست‌جمهوری فعلی لهستان تا حد زیادی با سیاست‌‌های کشورهای آلاینده هم‌راستا است و این امر ممکن است منجر به دستیابی به یک نتیجه‌‌ی ضعیف در اجلاس شود. معمولاً در مذاکراتی با این سطح پیچیدگی که از رهبری مشخصی نیز برخوردار نیست، زمینه برای ورود و کارشکنی کشورهایی نظیر عربستان سعودی فراهم می‌‌شود؛ به همین دلیل است که ما به مداخله‌‌ی وزرا از اتحادیه‌‌ی اروپا نیاز داریم تا با همکاری کشورهای فقیرتر، توطئه‌‌ی کشورهایی نظیر عربستان و لهستان را خنثی کنیم.

پایان کار اجلاس چه زمانی خواهد بود؟

بیش از ۲۰ هزار نفر در این مذاکرات شرکت خواهند داشت. اکثر آن‌ها حدود دو هفته است که اینجا حضور داشته‌‌اند. تاریخ رسمی پایان مذاکرات عصر جمعه‌‌ی آینده (۲۱ دسامبر) تعیین شده است؛ ولی امید می‌‌رود مذاکرات حداقل تا روز شنبه نیز به درازا بکشد.

برخی نگران این هستند که اجلاس ممکن است به روز یکشنبه نیز کشیده شود؛ اما با توجه به احتمال بازگشت بسیاری از نمایندگان در این روز، فشارها برای جمع‌‌بندی پیش از موعد مذاکرات بیشتر خواهد شد.


مذاکرات COP24 در مورد تغییرات اقلیمی ماه جاری در شهر کاتوویتس لهستان به منظور یافتن راهکارهای فوری برای بحران افزایش دمای جهانی برگزار شد.

مذاکرات موسوم  به بزرگ‌ترین تغییر اقلیمی جهانی یا COP24 (از زمان توافق ۲۰۱۵ پاریس) همین ماه در شهر کاتوویتس لهستان برگزار شد. گزارش اخیر IPCC SR15 در رابطه با گرمایش جهانی به  ۱.۵ درجه‌ای ثابت کرد برای اجتناب از پیامدهای فاجعه‌بار تغییرات اقلیمی نیاز به اقدامات فوری و تهاجمی است. از آنجا که حل این تهدید زیست‌محیطی مستلزم مشارکت جهانی است، رسیدن به توافق بر سر قانون‌گذاری توافق پاریس در اولویت است. به‌طورکلی می‌توان ۱۰ درس مهم از این رویداد گرفت.

فعالان محیط‌زیست به اعتراضات گرمایش جهانی در کاتوویتس لهستان پیوستند. روز شنبه ۸ دسامبر ۲۰۱۸، کنفرانس تغییرات اقلیمی COP24 در این شهر برگزار شد.

۱. زغال‌سنگ در مقابل COP

با وجود نیاز فزاینده به اقدامات فوری در زمینه‌ی تغییرات اقلیمی، بعضی ملت‌ها و دولت‌ها تمایلی به حذف سوخت‌های فسیلی (عوامل اصلی تغییرات اقلیمی) نشان نمی‌دهند. متأسفانه این بی‌میلی را می‌توان در کشور میزبان COP24 یعنی لهستان هم مشاهده کرد. با وجود اعلام آمادگی دولت لهستان نسبت به سرمایه‌گذاری بر حمل‌ونقل الکتریکی، تمرکز این دولت بر زغال‌سنگ همچنان ادامه دارد؛ به‌طوری‌ که در این نشست به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم بارها به آن اشاره کرده است.

نشست تغییرات اقلیمی

سابقه‌ی لهستان در به‌کارگیری زغال‌ سنگ زیاد است. طلای سیاه لهستان چه به‌صورت یک سنت ملی و چه در نقش یک سوخت فسیلی، به‌شدت به فرهنگ و درک امنیت و خودمختاری اقتصادی این کشور وابسته است. زغال‌ سنگ در لهستان به‌عنوان نماد فرهنگی و نیروی لابی‌گری قدرتمند شناخته می‌شود که تحت حمایت جوامع معدنی و اتحادیه‌های بازرگانی قرار دارد. لهستان با وجود تأکید بر انرژی‌های تجدیدپذیر، در COP24 به‌صورت مستقیم به عدم تمایل حذف زغال‌سنگ اشاره کرد.

۲.  سخنرانی‌های مدنی

مقام‌های لهستانی از ورود بعضی اعضای گروه‌های اجتماعی به کنفرانس جلوگیری کردند. شرکت فعالان و شهروندان معمولی بخش مهمی از این رویداد و پاسخگویی رهبران جهان در مورد تغییرات اقلیمی است. بسیاری از شرکت‌کنندگان کشورهای درحال‌توسعه هم مشکل ویزا داشتند و موفق به شرکت در کنفرانس COP24 نشدند.

مقاله‌های مرتبط:

طی این رویداد، معترضان و حامیان محیط‌زیست با واکنش پلیس روبه‌رو شدند. پلیس مجهز به گاز اشک‌آور و تجهیزات ضدشورش از جمله تانک‌های آب بود. رژه‌ی زیست‌محیطی سال گذشته در بُن آرام‌تر بود و با موسیقی و شرکت خانواده‌ها همراه بود؛ اما با حضور پلیس مسلح در کاتوویتس، تنش‌ها بالا رفت.

۳. میراث گفتگوی تالانوآ

با اینکه پیغام و نحوه‌ی برگزاری COP24 توسط کشور میزبان، تفاوت زیادی با COP23 داشت اما روحیه‌ی همکاری و ارتباط گفتگوی تالانوآ (گفتگویی که سال گذشته توسط فیجی اجرا شد) هنوز وجود داشت. تلاش جمعی این گفتمان، فرصتی برای گردهمایی اعضای سازمان ملل فراهم آورد تا بتوانند معیارهای محدودکننده‌ی افزایش دمای جهانی را مورد ارزیابی قرار دهند.

گفتگوی تعاملی، افراد را تشویق می‌کند تا در یک چارچوب مشترک به بررسی ایده‌های جدید بپردازند. معمولا گفتگوهای چندجانبه بر تفاوت دیدگاه‌ها و اولویت‌ها متمرکز هستند اما گفتگو تالانوا متمرکز بر ویژگی‌های مشترک بود.

۴. تطبیق و انتقال

دو معیار ضروری برای موفقیت در اهداف جمعی، درنظر گرفتن زمینه‌های مشترک و تأثیر کاربردی کاهش تغییرات اقلیمی است. فناوری‌های پایدار و انرژی تجدیدپذیر، فرصت رشد شغلی را فراهم می‌کنند. مهارت‌های شغلی لازم در این زمینه‌ها منطبق با مهارت‌های شغلی کار در زمینه‌ی سوخت‌های فسیلی نیست. به همین دلیل، کارگران از بیکاری واهمه دارند. بااین‌حال بر اساس بسیاری از پژوهش‌ها، انرژی تجدیدپذیر می‌تواند پتانسیل شغل بالا با دستمزد و امنیت شغلی بیشتر را فراهم کند.

بیانیه‌ای موسوم به سیلسیا طی COP24 برای اثبات تعهد به امنیت اقتصادی و اجتماعی نیروی کار تصویب شد. این تعهد باعث می‌شود کارگران به بخشی از فرآیند کاهش نشر کربنی تبدیل شوند و راه‌حلی پایدار برای حل نگرانی‌های انسانی حال و آینده ارائه می‌دهد. هر کشور باید اقتصاد خود را با انرژی پاک تطبیق دهد، اما نباید قشر کارگر را نادیده گرفت.

۵. ضروری، نه صرفا خوشایند

با اینکه بیانیه‌ی سیلسیا طی COP24 تنظیم شد، اما گزارش اخیر IPCC آن را پوشش نداد. این گزارش که توسط سیاستگذاران در COP21 تنظیم شد، نشان می‌دهد دمای جهان تا پایان قرن، ۳ درجه‌ی سانتی‌گراد افزایش خواهد یافت. این گزارش، جامعه را به پیاده‌سازی تغییرات سریع در تمام ابعاد تشویق می‌کند تا به این صورت از افزایش دمای جهانی حداقل تا سقف ۱.۵ درجه جلوگیری کند. یکی از مقیاس‌های کلیدی در رسیدن به این هدف، کاهش ۴۵ درصدی نشر گازهای جهان تا سال ۲۰۳۰ است.

فعالان محیط زیست

کویت، روسیه، عربستان سعودی و ایالات‌ متحده، بعضی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت دنیا از این سند استقبال نکردند. این عدم استقبال با واکنش‌های مختلف از جمله ابراز خشم و شرمساری افکار عمومی روبه‌رو شدند و این به معنی فراخوان بیداری و نیاز به اقدامات فوری در زمینه‌ی تغییرات اقلیمی است.

۶. چالش‌های روابط بین‌المللی

یکی از درس‌های کلیدی COP24 این بود که روابط بین‌المللی و چندجانبه، پیچیده است. تمام کشورها اهداف و جایگاه، ایدئولوژی و نگرانی‌های خود را در مورد اقتصاد و شهروندان خود دارند. تقریبا با ۲۰۰ شرکت‌کننده، تنوع اهداف و تفکرات منزوی قابل پیش‌بینی است؛ به همین دلیل به‌سختی می‌توان بر نگرانی‌های مشترک تأکید کرد.

آثار مخرب افزایش دمای جهانی ادامه دارد. با اینکه بعضی کشورها و مناطق، آثار این فجایع را بیشتر احساس می‌کنند اما آثار این فجایع به‌مرور زمان به کل سیاره‌ی زمین خواهد رسید و به دلیل تأثیر فراگیر تغییرات اقلیمی، هر نوع فاصله (واقعی یا مصنوعی) بین کشورهای جهان می‌تواند مانع یافتن و پیاده‌سازی راه‌حل‌های سودمند شود.

دمای زمین تا پایان قرن ۲۱، به میزان ۳ درجه سانتی‌گراد افزایش پیدا می‌کند

فرآیند پیچیده‌ی مذاکرات چندجانبه، همواره چالش‌ها و فرصت‌هایی را به‌دنبال داشته است. احزاب مختلف به‌سختی به دیدگاه‌ها و نگرانی‌های مشترک می‌رسند. این چالش با تلاش‌های مشارکتی در مقیاس‌های چندفرهنگی و بین‌المللی به وجود می‌آید.

بااین‌حال، این چالش همواره با فرصت‌هایی همراه است. گردهمایی افراد مختلف برای گفتگو و مذاکره، تفاوت‌ها و نقاط اشتراک را نشان می‌دهد. ملیت، فرهنگ و وضعیت اقتصادی اجتماعی در درجه‌ی دوم قرار می‌گیرند. از طرفی، جمع شدن افراد با فرهنگ‌های مختلف (کشورهای گوناگون مانند ماداگاسکار، برزیل، قزاقستان، گینه‌ی نو و سوئد) در کنار یکدیگر و صحبت در مورد نقاط مشترک، الهام‌بخش است. یک راه‌حل جهانی همیشه مستلزم مشارکت جهانی است.

۷. بازیگران یکسان، تئوری یکسان

وقتی هشدارهای ترسناک در مورد افزایش دمای جهان را در کنار نزاع‌ها و جدل‌های ایدئولوژیک و ملی قرار دهید، این سؤال مطرح می‌شود که آیا از زمان اولین COP در ۱۹۹۵ پیشرفتی صورت گرفته است یا خیر. پس از ۲۴ سال، تقریبا بحث بر سر مسائل، به‌نحوی یکسان ادامه دارد.

با اینکه وجود اختلاف مستمر در اقدامات چندجانبه دور از انتظار نیست و در بعضی مسائل بین‌المللی پایدار می‌ماند، اما این نوع ناسازگاری نشان می‌دهد گویا هیچ‌کس نمی‌تواند از عهده‌ی تغییرات اقلیمی برآید. نگه‌داشتن زمان روی این موضوع و تلاش‌های مشارکتی نامطلوب بوده‌اند اما باز هم یک ضرورت هستند.

حتی پس از سال‌ها، همان بازیگران یک داستان تکراری می‌گویند و این باعث نگرانی است؛ ازاین‌رو شاید نتوان انتظار داشت طرفینی که مرتب در حل این مشکل شکست‌ خورده‌اند، به نتایج خوبی برسند.

۸. نسل جدید، دیدگاه‌ها و ایده‌های جدید

نسل جدید، پتانسیل بالایی در ارائه‌ی دیدگاه و راه‌حل‌های عملی برای مشکلات اقلیمی دارد. برای مثال می‌توان به نوجوان سوئدی گریتا تونبرگ اشاره کرد. این نوجوان ۱۵ ساله، در مبارزه‌ی خود علیه‌ معیارهای نامناسب رهبران محلی برای کاهش نشر کربنی به شهرت جهانی رسید. بیش از ۲۰ هزار دانش‌آموز به اعتراض او پیوستند. این نشان می‌دهد نسل جوان بیکار ننشسته‌اند؛ زیرا آینده‌ی آن‌ها در معرض تهدید قرار دارد.

گرتا در COP24 حضور یافت و در مورد شرایط نشست‌های بین‌المللی و ناامیدی مردم از آن‌ها صحبت کرد و گفت:

این یک فرصت خارق‌العاده است اما اگر به این‌صورت ادامه پیدا کند، هرگز نمی‌توانیم به هدف برسیم.

به‌عنوان یک مثال دیگر می‌توان به سیشل اشاره کرد. جزیره‌ی کوچکی که خط مقدم تغییرات اقلیمی است و از یک تیم نماینده‌ی جوان برای مذاکرات خود استفاده می‌کند. تیم حمایتی سیشل (SST) کمک‌های قابل‌توجه به نماینده‌ی سیشل فرصت تجربه‌ی مشارکت در اقدامات تغییرات اقلیمی را برای نسل جوان فراهم می‌کند.

۹. جایگاه مردم (People’s seat)

پس از شکست کنفرانس‌ها و گفتگوهای متعدد در حل بحران زیست‌محیطی، نیاز به دیدگاه‌ها و ایده‌های تازه بیش‌ازپیش اهمیت پیدا کرد. استفاده از نسل جدید می‌تواند به حل این مشکل قدیمی کمک کند.

آب و هوا

بحث رسمی مبارزه با تغییرات اقلیمی در چارچوب بازیگران بزرگ سیاسی مثل دولت‌ها و سازمان‌ها تعیین می‌شوند. با این حال هنوز هم افراد و انجمن‌های کوچک به‌دنبال مبارزه با گرمایش جهانی هستند. البته تعداد انجمن‌ها زیاد نیست و افراد زیادی نمی‌توانند صدای خود را به بقیه برسانند؛ اما انجمن‌ها و نوآوری‌هایی مانند people’s seat یا جایگاه مردم، اقدامات ارزشمندی را برای تقویت روحیه‌ی انعطاف و همکاری انجام می‌دهند.

این برنامه‌ها به موفقیت مذاکره‌های سطح بالا برای حل جزئیات توافق پاریس و شرایط فرعی آن وابسته هستند. گفتگوها بیشتر پشت درهای بسته و بدون دخالت و شفافیت کامل اعضا در نتیجه‌ی نهایی انجام می‌شوند. تصمیم‌گیرندگان باید نسبت به تصمیم‌های خود پاسخگو باشند و به این صورت یک شهروند عادی می‌تواند امیدوار باشد که این مذاکرات به سود و حافظ منافع او است.

۱۰. مقصد کجاست؟

در ابتدا قرار بود برزیل میزبان COP25 باشد؛ اما به‌دلیل محدودیت بودجه، این پیشنهاد رد شد. یکی از دلایل این اتفاق، تغییر رییس جمهور بود. رئیس‌جمهور جدید برزیل، ژایر بولسانارو یکی از انکارکنندگان و شک‌گرایان معروف تغییرات آب‌وهوایی است و هنوز مشخص نیست برزیل در توافق پاریس باقی بماند.

میزبان سال آینده از آمریکای لاتین یا کارائیب انتخاب می‌شود؛ به همین دلیل کشمکش بالایی بر سر انتخاب میزبان وجود دارد. کاندیدهای برتر کاستاریکا و شیلی هستند و احتمالا رویداد سال آینده در یک فضای دوستانه‌تر برگزار شود.

 


دل (Dell) یک شرکت آمریکایی با بازار بین‌المللی مستقر در راند راک تگزاس است. این شرکت درحال حاضر در زمینه‌های توسعه، فروش، تعمیر و پشتیبانی سیستم‌های کامپیوتری و خدمات مشابه آن‌ها فعالیت می‌کند. برند دل از نام بنیان‌گذار آن یعنی مایکل دل الهام گرفته شده است و امروز، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیای فناوری شناخته می‌شود.

شرکت دل محصولات متنوعی از جمله کامپیوترهای شخصی، سرور، تجهیزات سخت‌افزاری، سوئیچ‌های شبکه، نر‌م‌افزار، لوازم جانبی کامپیوتر، تلویزیون‌های HD، دوربین، پرینتر، پخش‌کننده‌ی موسیقی و بسیاری محصولات الکترونیکی متنوع ساخته‌شده توسط شرکت‌های دیگر را به‌فروش می‌رساند. درواقع دل، بیش از طراحی و تولید محصولات، به‌خاطر نوآوری در سیستم‌های مدیریت زنجیره‌ی تأمین شهرت دارد و یکی از نام‌های ماندگار در تجارت الکترونیک محسوب می‌شود.

مقاله‌های مرتبط:

یکی از نقاط قابل‌توجه در تاریخ نوآوری‌های Dell در فروش کامپیوترهای شخصی، آماده‌سازی آن‌ها طبق سفارش مشتری است. این سبک از فروش، تا سال‌ها دل را به‌عنوان بهترین فروشنده‌ی PC در جهان شناساند. آن‌ها تا سال ۲۰۰۹ تنها به فروش سخت‌افزار می‌پرداختند تا اینکه با خرید Perot Systems به عرضه‌ی خدمات IT نیز وارد شدند. بزرگ‌ترین فرایند خرید و ادغام دل نیز در سال ۲۰۱۶ و با خرید غول دنیای فناوری یعنی EMC انجام شد. هولدینگ جدید شامل این دو شرکت بزرگ است و Dell Technologies نام دارد.

دل / Dell

مرکز مدیریت دل در راند راک تگزاس

تاریخچه‌ی تأسیس

مایکل دل، دانشجوی دانشگاه آستین در تگزاس بود. او در دوران دانشجویی در دهه‌ی ۱۹۸۰، قطعات سخت‌افزاری کامپیوتر را از عمده‌فروشی‌ها خریداری می‌کرد و کامپیوترهای شخصی مشابه IBM مونتاژ می‌کرد. روند فروش کامپیوترهای مایکل، به‌صورت فروش پستی و مستقیم به خریداران بود. مشتریان او نیز از قیمت پایین‌تر محصولات نسبت به فروشگاه‌های کامپیوتری عادی، راضی بودند. سرمایه‌ی اولیه‌ی مایکل برای شروع کسب‌وکارش، حدود هزار دلار بود.

کسب‌وکار شخصی مایکل دل که از اتاقش در خوابگاه دانشگاه اداره می‌شد، درآمدی مناسب را برای او به‌همراه داشت. او در سال ۱۹۸۴ و زمانی‌ که درآمد ماهانه‌ی ۸۰ هزار دلار در ماه داشت، از دانشگاه انصراف داد. دل، ابتدا شرکت خود را با نام PC’s Limited ثبت کرد که بعدا به Dell Computer Corporation تغییر نام داد.

دل کار خود را با مونتاژ کامپیوترهای شخصی کلون شده IBM شروع کرد

در دهه‌‌های پایانی قرن بیستم، بازار کامپیوتر تحت سلطه‌ی غول‌هایی همچون IBM بود. در‌ این‌ میان شرکت‌های کوچک، کامپیوترهایی مشابه آی‌بی‌ام تولید می‌کردند و با تخفیف، به‌صورت پستی می‌فروختند. دل، بااستفاده از بازاریابی مستقیم، مشتریان خود را پیدا می‌کرد و کامپیوترهای باکیفیت را ارزان‌تر از رقبای بزرگ خود می‌فروخت. او در مجله‌های کامپیوتری تبلیغ می‌کرد و مشتریان راضی‌اش نیز بخش دیگری از تبلیغات بودند. خریداران با تماس با یک شماره‌ی رایگان، کامپیوتر موردنظر خود را از دل سفارش می‌دادند. این اقدامات، به‌سرعت شرکت مایکل دل را به بزرگ‌ترین فروشنده‌ی مستقیم کامپیوتر شخصی در بازار تبدیل کرد.

دل / Dell

تبلیغات اولیه‌ی PC’s Limited

درآمد دل در سال اول فعالیت رسمی، رقم خارق‌العاده‌ی ۶ میلیون دلار بود. او در سال بعد به رکورد ۴۰ میلیون دلار رسید و برای مدیریت شرکت رو‌به‌رشدش، یک سرمایه‌گذار و بانکدار باسابقه به‌ نام ای. لی واکر (E. Lee Walker) استخدام کرد. اگرچه در آن سال‌ها، شرکت آن‌ها سلطه‌ی کاملی بر فروش پستی و مستقیم کامپیوتر داشت؛ اما تغییر و توسعه‌ی حوزه‌ی فعالیت مسیر برای افزایش رشد، اجتناب‌ناپذیر بود.

دل برای گسترش کسب‌وکار خود، نیاز به تغییرات اساسی در بخش مدیریت داشت. او گروهی از مدیران باسابقه‌ی بازاریابی را از یکی از شرکت‌های فروشنده‌ی کامپیوتر شخصی ارزان به‌ نام Tandy استخدام کرد. گروه جدید توانست مأموران فروشی حرفه‌ای برای مذاکره با شرکت‌های بزرگ تربیت کند. به‌علاوه، آن‌ها شبکه‌ای از واسطه‌های فروش ایجاد کردند که کامپیوترها را برای مقاصد و بازارهای خاص، مونتاژ می‌کردند.

رشد سریع سال‌های ابتدایی دل، منجر به تغییر سیاست‌های قیمت‌گذاری توسط آن‌ها نیز شد. پس از پیوستن تیم جدید مدیریت به شرکت، سود خالص از ۲۳ درصد به ۳۱ درصد رسید. از آن زمان، قیمت محصولات نه‌براساس رقابت قیمتی با دیگر شرکت‌ها بلکه براساس هزینه‌های دل تنظیم می‌شد.

دل / Dell

تبلیغات اولیه‌ی مایکل دل برای شرکت

مشکلات داخلی در بخش مدیریت بازاریابی و فروش دل، بسیار زود خود را نشان داد. تیم شرکت تندی با مایکل دل بر سر استراتژی‌های بازاریابی و فروش اختلاف نظر پیدا کردند. دل اعتقاد داشت که این گروه درکی از سیاست فروش مستقیم نداشته و قصد دارد استراتژی سنتی را در این شرکت هم پیاده کند. از طرفی، تیم تندی هم دل را متهم به عجول بودن می‌کرد که صبر لازم برای نتیجه‌گیری از نیروهای فروش جدید را ندارد. درنهایت تا سال ۱۹۸۸ اکثر تیم بازاریابی تندی یا از شرکت استعفا دادند یا اخراج شدند.

فروش مستقیم و پستی، استراتژی موفق سال‌های ابتدایی بود

باوجود مشکلات پیش‌آمده در بخش بازاریابی، رشد دل ادامه داشت. آن‌ها در سال ۱۹۸۸ دفتری در لندن تأسیس کردند که تنها در عرض یک ماه، نزدیک به ۴‌ میلیون دلار فروش داشت. دفتر خارجی بعدی، در کانادا تأسیس شد. در همان ماه‌های ابتدایی سال ۱۹۸۸، بخش‌های متعددی در شرکت ایجاد شدند که با تمرکز روی مشتریان شرکتی، دولتی و آموزشی کار می‌کردند. در ماه ژوئن سال ۱۹۸۸ و پس از گزارش درآمدی ۱۵۹ میلیون دلاری، سهام دل به‌صورت عمومی عرضه شد. این IPO با عرضه‌ی ۳.۵ میلیون سهم هرکدام به ارزش ۸.۵ دلار به‌پایان رسید.

دل / Dell

مایکل دل در اولین دفتر شرکت Dell

افزایش رقابت و حضور جدی در بازار

سال‌های پایانی دهه‌ی ۱۹۸۰ با چالش‌های متعددی برای شرکت دل همراه بود. آن‌ها ابتدا کپی یکی از کامپیوترهای IBM با نام PS/2 را پیش از آماده شدن محصول نهایی رونمایی کردند. این کار، باعث عدم توانایی در اجرای همه‌ی جنبه‌های کامپیوتر IBM شد و درنهایت، دل محصول خود را با تأخیر عرضه کرد.

یکی از چالش‌های مهم دل در سال‌های پایانی ۱۹۸۰، رقابت از سوی ژاپنی‌ها بود. تولیدکنندگان این کشور، کامپیوترهای IBM را با قیمت‌های پایین‌تر عرضه می‌کردند. شرکت آمریکایی مجبور شد تا سرمایه‌ی زیادی را برای افزایش ظرفیت و انبارداری خود هزینه کند که نقدینگی را به‌مقدر قابل‌توجهی کاهش داد. مشکل بزرگ، در زمان تخمین اشتباه خرید در سال ۱۹۸۸ ایجاد شد که نقدینگی شرکت را تقریبا صفر و انبارها را پر از محصولات فروش‌نرفته کرد.

به‌هرحال شرکت دل از رقابت ایجادشده از سوی آسیایی‌ها سرخورده نشد. آن‌ها بهبود فنی محصولات را در اولویت کاری خود قرار دادند و به‌این‌ترتیب، کامپیوترهایی با قوی‌ترین پردازنده‌ی آن زمان بازار یعنی Intel 80386 عرضه کردند. کامپیوترهای سرور نیز با سیستم‌عامل جدید و تکامل‌یافته‌ی یونیکس عرضه شدند.

دل / Dell

مایکل دل در تیلبغات اولین کامپیوتر شخصی PC’s Limited

گلن هنری یکی از متخصصانی بود که پیوستنش به دل، نقطه‌ی عطفی را در تاریخ شرکت ایجاد کرد. او ابتدا برای ساخت کامپیوترهای PS/2 آی‌بی‌ام از همین شرکت به استخدام دل درآمد. در اقدام بعدی، برنامه‌های او برای ایجاد تیم تحقیق و توسعه به استخدام نهایی ۱۵۰ مهندس انجامید. یکی از برنامه‌های اصلی تیم تحقیق و توسعه دل، ترکیب کارایی چندین تراشه در یک تراشه‌ی متمرکز بود.

اینتل در سال ۱۹۸۹ زیرپردازنده‌ی مشهور خود یعنی ۴۸۶ را معرفی کرد. دل به‌سرعت کامیوترهایی را به بازار عرضه کرد که قابلیت استفاده از این پردازنده را داشتند. یکی دیگر از اهداف مایکل، گرافیک بالاتر در کامپیوترها بود که نیاز به نمایشگرهای قوی‌تر و بوردهایی با مدارهای خاص داشت. به‌هرحال تلاش‌های اولیه‌ی دل در بازار گرافیک جواب داد و نمونه‌هایی از محصولات آن‌ها با هدف کامپیوترهای حرفه‌ای عرضه شدند.

بودجه‌ی تحقیق و توسعه نسبت به غول‌های بازار بسیار کمتر بود

دل باوجود پیشرفت‌های متعدد در بازار و خصوصا بخش تحقیق و توسعه، هنوز بودجه‌ی کمی در حدود ۷ میلیون دلار به آن اختصاص می‌داد. این بودجه در مقایسه با بودجه‌های چندصد میلیون‌دلاری رقبایی همچون IBM، یک شوخی به‌نظر می‌رسید. سهم آن‌ها در بازار نیز تنها ۱.۸ درصد بود که البته با رشد سریعی افزایش می‌یافت. تا پایان سال ۱۹۸۹ فروش شرکت در آمریکا به ۲۵۷.۸ میلیون دلار رسید. فروش واحد بریتانیا از مرز ۴۰ میلیون دلار گذشت و واحد آلمان غربی نیز سوددهی اولیه را تجربه کرد.

دل / Dell

کیبورد قدیمی دل

شرکت دل همیشه خود را شرکتی بازاریابی و سخت‌افزاری دانسته است. نیروهای فروش این شرکت نقش مهمی در موفقیت آن داشته‌اند. آن‌ها پیش از عضویت نهایی در دل، ۶ هفته دوره‌ی آموزشی می‌گذارندند. نیروهای فروش در کنار مدیران ارشد در جلسات شرکت می‌کردند و انتقادها و شکایت‌های مشتریان را به گوش آن‌ها می‌رساندند.

نیروهای فروش شرکت دل علاوه‌بر فروش محصولات و نظرسنجی از مشتریان، وظیفه‌ی تبلیغ محصولات دیگر شرکت را نیز برعهده داشتند. آن‌ها به مشتریان کمک می‌کردند تا سفارش‌های خود را به‌صورت شخصی‌سازی‌شده‌تری انجام دهند. به‌عنوان مثال در آن سال‌ها پیشنهاد مودم داخلی یا حافظه‌‌ی رم بیشتر به مشتریان، همیشه کارساز بود.

دل / Dell

اولین لوگوی شرکت دل

سفارش مشتریان دل از سمت مأموران فروش به کارخانه‌های مونتاژ ارسال شده و محصول نهایی، ظرف ۵ روز آماده می‌شد. بازاریابی تلفنی و مستقیم شرکت دل، علاوه‌بر کسب موفقیت در فروش، مجموعه‌ای از اطلاعات مشتریان را نیز در اختیار آن‌ها قرار می‌داد. اطلاعات جمع‌آوری‌شده، تشخیص فرصت‌ها و چالش‌های فعالیت را برای دل، آسان‌تر و سریع‌تر می‌کرد.

گسترش فعالیت‌های بین‌المللی دل در دهه‌ی پایانی قرن ۲۰ با قدرت ادامه پیدا کرد. آن‌ها زیرمجموعه‌هایی را در کشورهای ایتالیا و فرانسه و همچنین یک مرکز تولیدی را در لیمریک ایرلند تأسیس کردند. هدف از این اقدامات، تسهیل خدمت‌رسانی و فروش به مشتریان در اروپا، غرب آسیا و آفریقا بود. به‌علاوه، بخشی از محصولات دل نیز در فروشگاه‌های بزرگ کامپیوتری عرضه شد. فروشگاه‌هایی که با حجم فروش بالا و حاشیه‌ی سود پایین، با فعالیت‌های دل هم‌خوانی داشتند.

هدف‌گذاری بازارهای تجاری توسط دل، در دهه‌ی ۱۹۹۰ با جدیت دنبال شد. آن‌ها سیستم‌های پردازش کلاینت/سرور را با همکاری بزرگانی همچون Andersen Consulting توسعه می‌دادند و در سرورهای خود نیز همچنان از سیستم‌عامل قوی یونیکس استفاده می‌کردند. درنتیجه‌ی این اقدامات، ۴۰درصد از درآمد ۵۴۶میلیون دلاری دل در سال ۱۹۹۰، از بخش تجاری و شرکتی کسب شد. این آمار در سال ۱۹۸۷، نزدیک به ۱۵ درصد بود.

دل / Dell

امضای مایکل دل روی یکی از اولین محصولات شرکت

آمارهای رشد دل در دهه‌ی ۱۹۹۰، نوید ظهور یک شرکت بزرگ و موفق دیگر کامپیوتری را در آمریکا می‌داد. آن‌ها ششمین تولیدکننده‌ی کامپیوتر در آمریکا بودند که پیشرفت قابل‌توجهی نسبت به رتبه‌ی ۲۲ سال ۱۹۸۹ کسب کردند. به‌علاوه، تعداد کارمندان به ۲۱۰۰ نفر رسیده بود و بررسی رضایت مشتری‌ها هم خبرهای خوبی را برای شرکت به‌همراه داشت. البته باوجود افزایش فروش، به‌خاطر خرید حجم زیادی حافظ‌ی کامپیوتری و توقف یکی از خط‌ها برای تولید ورک‌استیشن، سود شرکت افت ۶۵ درصدی را در سال ۱۹۹۰ تجربه کرد.

شرکت دل در سال ۱۹۹۲ وارد فهرست ۵۰۰ شرکت برتر فورچن شد. مایکل دل با این موفقیت به‌عنوان جوان‌ترین مدیرعامل فهرست شناخته می‌شد.

چالش‌های جدید و جنگ قیمت‌ها

بازار سنتی کامپیوترهای شخصی در دهه‌ی ۱۹۹۰ افت فروش محسوسی را تجربه کرد. تولیدکنندگان نیز برای کسب سهم هرچه بیشتر، وارد جنگ قیمتی شدند که سود خالص را در کل بازار کاهش داد. شرکت‌های Compaq، IBM و اپل همگی کاهش سود را تجربه کردند یا مجبور به تعدیل نیرو شدند. شرکت کامپک نیز در آن زمان شکایتی علیه تبلیغات دل تنظیم کرد که درنهایت برنده شد.

دل در جنگ قیمت‌گذاری PC، توانست بازار را از رقبا بگیرد

به‌هرحال، رکود اقتصادی در آن زمان، به سود دل تمام شد. کاربران پول کمتری داشتند اما هنوز کامپیوتری شخصی جزو نیازهایشان بود. به‌همین دلیل، آن‌ها محصولات باکیفیت اما ارزان‌قیمت دل را می‌خریدند. به‌خاطر همین افزایش فروش در سال‌های بحران دیگر شرکت‌ها، آمار فروش دل به یک میلیارد دلار رسید.

دل / Dell

نمونه‌ای از اولین کامپیوترهای شخصی Dell

لپ‌تاپ‌ها در دهه‌ی ۱۹۹۰ به‌مرور به محصول اصلی بازار کامپیوتر تبدیل شدند. دل که ظرفیت‌های این بازار را به‌سرعت درک کرده بود، اولین محصول خود را در این بخش در سال ۱۹۹۱ به بازار عرضه کرد. در سال بعد، اولین لپ‌تاپ کاملا رنگی دل به بازار عرضه شد و در کنار آن، بازاریابی برای فروش محصولات با پردازنده‌ی ۴۸۶ اینتل نیز قوت گرفت.

با افزایش نبرد تولیدکنندگان کامپیوتر شخصی، کامپک تصمیم گرفت تا به بازار هدف دل یعنی کامپیوترهای ارزان‌قیمت وارد شود. آن‌ها کامپیوتری پایین‌رده با قیمت ۸۹۹ دلار عرضه کرده و بخش پشتیبانی فروش خود را نیز تقویت کردند. رقابت جدید، دل را مجبور به کاهش سود محصولات کرد. آن‌ها قیمت کامپیوترهای خود را تا حداکثر ۱۴۰۰ دلار کاهش دادند تا سهم خود را از بازار حفظ کنند. دل توانایی چنین کاهش قیمتی را داشت؛ چرا که هزینه‌ی فرایندهای آن تنها ۱۸درصد از قیمت محصول بود و در مقابل، ۳۶درصد از قیمت محصولات کامپک، هزینه‌های عملیاتی بود.

رقابت بر سر قیمت در دهه‌ی ۱۹۹۰، دل را مجبور کرد تا تمرکز کمتری روی بخش مهندسی خود داشته باشد. مدیران شرکت در آن زمان به کامپیوترها به چشم لوازم خانگی نگاه می‌کردند  واهمیت تکنولوژی را کمتر از قبل ار تصمیم‌های خود لحاظ می‌کردند. به‌هرحال، تمرکز روی بازاریابی و فروش باعث شد تا دل علاوه‌بر کامیپوترهای شخصی و لپ‌تاپ، به فروش لوازم جانبی و نرم‌افزارهای تولیدشده توسط دیگر شرکت‌ها نیز روی بیاورد.

دل / Dell

کامپیوتر شخصی قدیمی دل

ورود دل به بازار نرم‌افزار و لوازم جانبی، به‌خاطر دیتابیس غنی آن‌ها متشکل از ۷۵۰ هزار مشتری، موفقیت‌آمیز بود. محصولاتی همچون دیسک‌های فشرده و دستگاه فکس نیز به‌سرعت به سبد دل اضافه شدند.

چالش‌های فنی، دل را نیز مانند اکثر شرکت‌های دنیای فناوری تحت تأثیر قرار داده است. آن‌ها در سال ۱۹۹۲ چند مشکل فنی را در محصولات خود خصوصا در بخش رایانه‌های همراه تجربه کردند. مشکلات پیش‌آمده باعث تأخیر در عرضه یا لغو تعدادی از محصولات شرکت شد که درنهایت، خسارت ۲۰ میلیون دلاری را به بخش فروش وارد کرد.

برند Dimension با تمرکز بر بازار کامپیوترهای ارزان‌قیمت معرفی شد

چشم‌انداز دل برای بازار کامپیوترهای شخصی، حفظ ۳.۵ درصد از سهم آن بود. منتهی رقیبی قدرتمند به‌ نام Digital Equipment Corporation در بازار حضور داشت که با تمرکز روی مینی‌کامپیوترها، سهم قابل‌توجهی را به‌خود اختصاص داده بود. درواقع DEC به بزرگ‌ترین فروشنده‌ی کامپیوتر ازطریق سرویس پست تبدیل شده بود. از طرف دیگر نیز کامپیوترهای ارزان‌قیمت کامپک، دل را تهدید می‌کرد. شرکت برای پاسخ به رقابت‌های مذکور، خط تولید کامپیوترهای ارزان خود را با نام Dimensions راه‌اندازی کرد. تا پایان سال ۱۹۹۳، رکورد فروش شرکت به ۲ میلیارد دلار رسید.

دل / Dell

لوگوی دل تا سال ۲۰۱۰

بازار خرده‌فروشی، مقصد بعدی دل بود که در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۱۹۹۰ برای آن برنامه‌ریزی کرد. آن‌ها در سال ۱۹۹۰ محصولات خود را در فروشگاه‌های Soft Warehouse Superstores عرضه کرده و در سال ۱۹۹۱ با فروشگاه‌های تخفیفی Staples همکاری کردند. دل با فروشگاه‌ها توافق کرد تا محصولات را با قیمت فروش پستی به مشتریان عرضه کنند.

ورود به بازار خرده‌فروشی، عاقبت آن‌چنان خوشی برای دل نداشت. باعرضه‌ی محصولات جدید توسط شرکت، ارزش کامپیوترهای موجود در فروشگاه‌ها کاهش پیدا کرده و آن‌ها باید خسارت فروشگاه‌داران را جبران می‌کردند. استراتژی قبلی به‌خاطر تولید دستگاه بسته به نیاز مشتری، هیچ‌گاه محصولات فروخته‌نشده را در انبار دل بر جای نمی‌گذاشت. به‌همین دلیل مدیران تصمیم گرفتند تا در سال ۱۹۹۳، استراتژی خرده‌فروشی مستقیم را متوقف کنند.

نبرد قیمت‌ها، مشکلات فنی و چالش‌های متعدد، در سال ۱۹۹۳ خسارت‌های بزرگی به دل زد. بدین‌ترتیب آن‌ها در این سال برای اولین‌بار ضرر را در گزارش‌های مالی خود ثبت کردند. اولین خسارت مالی سه‌ماهه‌ای دل با رقم ۷۵میلیون دلار ثبت شد. مدیران شرکت، مشکلات و زیرساخت داخلی را یکی از دلایل اصلی شکست‌های پیش‌آمده می‌دانستند و به‌همین دلیل، استراتژی خود را به‌سمت لپ‌تاپ و زیرمجموعه‌های عملیاتی اروپا، تغییر دادند.

دل / Dell

اولین لپتاپ برند Dell

به‌هرحال، ثبات بازار در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۱۹۹۰، همه‌ی شرکت‌های کامپیوتری را تحت تأثیر قرار داد. دل هم از این قائده مستثنی نبود اما برنامه‌های جدی برای کسب سهم بازار شرکت‌هایی داشت که از رقابت خارج شدند. به‌علاوه آن‌ها بازارهای جدید همچون آمریکای جنوبی (با همکاری زیراکس) و آسیا و اقیانوسیه را نیز هدف قرار دادند.

توسعه در سال‌های پایانی قرن بیستم

سال ۱۹۹۴، با ضرردهی مجدد دل همراه بود. آن‌ها گزارش ضرر ۳۶ میلیون دلاری را در این سال ثبت کردند اما در سال بعد، با سوددهی ۱۴۹ میلیون دلاری، با قدرت به بازار بازگشتند. در آن سال، لپ‌تاپ‌های مشهور این شرکت مجهز به پردازنده‌های پنتیوم و همچنین کامپیوترهایی با پردازنده‌‌ی دوهسته‌ای، معرفی شدند. آن سال با رشد ۵۰ درصدی دل، افزایش سهم بازار به ۴درصد و تبدیل شدن به یکی از ۵ شرکت برتر فروشنده‌ی کامپیوتر در دنیا، به پایان رسید.

با ظهور لپتاپ‌ها، دل نیز با قدرت به این بازار وارد شد

توسعه‌ی فعالیت‌ها در سال ۱۹۹۶ در زمینه‌های متعددی انجام شد. دل مجموعه‌ای از سرورهای شبکه را به بازار معرفی کرد و خود را به‌عنوان سریع‌ترین شرکت از لحاظ رشد و توسعه به بازار نشان داد. به‌علاوه، یک مرکز تولیدی در پنانگ مالزی در تأسیس شد. البته، بزرگ‌ترین پیشرفت دل در آن سال، عرضه‌ی مستقیم محصولات ازطریق اینترنت به مشتریان بود.

در مدت ۳ سال پس از شروع عرضه‌ی محصولات دل در اینترنت، شرکت به آمار فروش ۳۰ میلیون دلار در روز رسیده بود که ۴۰ درصد از سهم درآمد شرکت را به خود اختصاص داد. وب‌سایت دل در آن زمان علاوه‌بر فروش محصولات طبق نیاز مشتری،‌ پشتیبانی فنی را نیز به آن‌ها ارائه می‌کرد تا سفارش‌های خود را در تمامی مراحل تولید تا تحویل، پیگیری کنند.

دل / Dell

رشدنمایی دل در سال‌های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ ادامه داشت. تا پایان سال ۱۹۹۸، سود عملیاتی شرکت به ۹۴۴ میلیون دلار رسید. محصولات جدیدی در این سال‌ها شامل چند نوع ورک‌استیشن، سبک جدیدی از فروش به مصرف‌کننده‌‌ی نهایی و محصولات ذخیره‌سازی تحت برند PowerVault عرضه شدند. مراکز تولیدی نیز در آمریکا و اروپا توسعه یافتند.

در سال ۱۹۹۸، با افتتاح مرکز تولید و خدمات مشتریان در ژیامن چین، مراکز تولیدی دل به ۳ عدد رسید. در سال ۱۹۹۷ دل با فاصله‌ای نزدیک پس از آی‌بی‌ام، اچ‌پی و کامپک در صنعت کامپیوتر قرار داشت. یک سال بعد، این شرکت به ۹ درصد از سهم بازار دست‌یافت و تا رتبه‌ی دوم، پیش رفت.

دل یکی از اولین فروشگاه‌های آنلاین محصولات الکترونیکی را راه‌اندازی کرد

برند دل از اولین تجربه‌ی فروش آنلاین کامپیوتر درس‌های زیادی آموخت و موفقیت‌های آن باعث شد تا فروشگاهی بزرگ‌تر و جامع‌تر تأسیس کندو دامنه‌ی Gigabuys.com در سال ۱۹۹۹ به‌ نام این شرکت ثبت شد تا سخت‌افزار، نرم‌افزار و لوازم جانبی کامپیوتری شرکت‌های دیگر را با قیمت پایین‌تر به کاربران عرضه کند. البته، فروش محصولات اختصاصی شرکت در همان دامنه‌ی dell.com به‌فروش می‌رسید.

فعالیت‌های برند دل در دنیای آنلاین در زمینه‌های مختلفی گسترش یافت. علاوه‌بر فروش محصولات، خدمات مشتریان نیز در سرویس Dellnet به خریداران محصولات شرکت عرضه می‌شد.

دل / Dell

انبار Dell در هند

قرن ۲۱ و رکود بازار کامپیوترهای شخصی

شرکت دل در ماه‌های پایانی منتهی به سال ۲۰۰۰ چند مرکز تولیدی جدید را به مجموعه‌ی خود اضافه کرد و در تا ژانویه‌ی سال ۲۰۰۰، درآمد خالص شرکت به ۱.۸۶ میلیارد دلار رسید که مجموع درآمدهای کل سال‌های فعالیت دل را به ۲۵.۲۶ میلیارد دلار رساند.

با شروع رکود در بازار کامپیوترهای شخصی در سال ۲۰۰۰، دل رقابتی شدید را بر سر قیمت شروع کرد که رقبا، سرعت لازم برای رسیدن به آن را نداشتند. درنهایت، در سال ۲۰۰۱ برای اولین‌بار در تاریخ، دل به رتبه‌ی اول فروش کامپیوتر در جهان رسید. در آن سال، سهم شرکت آمریکایی از کل بازار جهان به ۱۳ درصد رسیده بود.

رکود ایجادشده در بازار کامپیوترهای شخصی، منجر به فرایندهای خرید و ادغام متعدد در این بازار نیز شد. در نمونه‌ای از این ادغام‌ها، اچ‌پی شرکت بزرگ کامپک را به زیرمجموعه‌ی خود اضافه کرد. ازطرفی، دل برای جبرات کاهش فروش PC، به بازار پرسود سرورهای اینترنتی وارد شد. دل در بازار جدید نیز با رقابت قیمتی وارد شد و باوجود از دست دادن بخشی از سود، سهم مناسبی را از بازار کسب کرد.

دل / Dell

کارخانه‌ی مونتاژ محصولات دل در هند

بخش سرورهای حرفه‌ای اینترنتی نیز با شروع قرن ۲۱ شاهد حضور شرکت Dell بود. آن‌ها برای عرضه‌ی هرچه بهتر خدمات ذخیره‌ساز در سرورها نیز با EMC وارد همکاری شدند. حوزه‌ی دیگری که دل به آن وارد شد، تجهیزات ارزان‌قیمت شبکه برای کسب‌وکارهای کوچک بود که با رونمایی از برند PowerConnect سوئیچ‌های شبکه، اجرایی شد.

در سال ۲۰۰۲ یکی از بزرگ‌ترین تعدیل نیروهای تاریخ دل رخ داد. آن‌ها ۵۷۰۰ را اخراج کرده و به‌عنوان جریمه‌ی اقدامات تغییر زیرساختی، هزینه‌ی ۶۰۰ میلیون دلاری متحمل شدند. هرچند جریمه‌ها سود شرکت را کاهش داد اما در سال ۲۰۰۲، سود ۱.۷۸ میلیارد دلاری از ۳۱.۱۷ میلیارد دلار فروش، برای برند آمریکایی ثبت شد.

رکود بازار کامپیوترهای شخصی و ظهور دستگاه‌های قابل حمل، دل را تهدید کرد

مایکل دل، درطول تاریخ شرکتش همیشه نقش مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره را برعهده داشته است. البته، شخص دیگری در وظایف مدیریتی به‌عنوان مشاور و نیروی اجرایی در این شرکت فعالیت می‌کند که نقش مهمی در انسجام و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت آن‌ها داشت. کوین بی. رولینز ابتدا به‌عنوان مشاور شرکت پیمانکاری Bain & Company با دل همکاری می‌کرد و در سال ۱۹۹۶ به‌عنوان معاون در آنجا استخدام شد.

دل / Dell

کوین رولینز در کنار مایکل دل

رولینز در سال‌های فعالیت نقشی اساسی در پیروزی‌های دل بر رقبا داشت. او در سال ۱۹۹۷ به مقام معاونت رئیس هیئت مدیره رسید و در سال ۲۰۰۱، مدیر ارشد عملیات دل شد. انجام عملیات اجرایی توسط رولینز، این فرصت را به مایکل دل داد تا سیاست‌های بلندمدت خود را با آسودگی بیشتری برنامه‌ریزی کند.

دل در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۲۰۰۰ برنامه‌ای برای سال ۲۰۰۷ خود تدوین کرد تا درآمد شرکت به ۶۰ میلیارد دلار برسد. برای رسیدن به این اهداف و در جهت پیشرفت‌های همیشگی، آن‌ها زمینه‌های جدیدی را در بازار کامپیوتر امتحان کردند. یکی از این زمینه‌ها، کامپیوترهای جیبی یا PDA بود که در سال ۲۰۰۲ و باعرضه‌ی برند Axim شاهد حضور دل شد.

برند آمریکایی دل با هدف نفوذ به بازارهای پردرآمد و پرکاربرد دنیای کامپیوتر، انواع محصولات و تجهیزات این حوزه را به سبد خود اضافه می‌کرد. آن‌ها در سال ۲۰۰۳ خط اختصاصی پرینترهای خود را با هدف‌گیری مشتری‌های سازمانی و شخصی معرفی کردند. کمی بعد، تلویزیون‌های تخت LCD نیز به سبد دل اضافه شد. پخش‌کننده‌ی موسیقی دیجیتال و سرویس موسیقی آنلاین هم در همان سال‌ها توسط دل معرفی شدند. 

دل / Dell

کامپیوتر جیبی PDA شرکت دل

دل در سال‌های ابتدایی قرن ۲۱، هنوز تمرکز خود را بر بازار کامپیوترهای شخصی حفظ می‌کرد. با وجود آنکه خرید این محصولات از سمت کسب‌وکارها کاهش پیدا کرده بود، آن‌ها تمرکز بالایی روی مصرف‌کننده‌های نهایی معطوف کردند. یکی از برنامه‌ها جهت حفظ این بازار، ارائه‌ی کیوسک‌ها تست و بررسی کامپیوتر دل در فروشگاه‌ها بود. مشتریان در این مکان‌های مخصوص، پیش از سفارش دادن محصولات شرکت، آن‌ها را بررسی می‌کردند.

مایکل دل در سال ۲۰۰۴ به‌صورت رسمی سمت مدیرعاملی را به رولینز منتقل کرد. دل پس از آن به‌عنوان رئیس هیئت مدیره و به‌نوعی همکار مدیرعامل به کار خود ادامه داد. تحت مدیریت رولینز، یکی از مهم‌ترین خرید‌های دل یعنی شرکت Alienware انجام شد که تولیدکننده‌ی کامپیوترهای شخصی باکیفیت و با تمرکز روی بازار گیمینگ بود.

ایلین ور ام 15 / Alienware m15

سال‌های اخیر و وضعیت کنونی برند دل

مقاله‌های مرتبط:

دل با وجود کسب موفقیت در سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی ۲۰۰۰، در میانه‌ی این دهه با مشکلات متعددی مواجه شد. برنامه‌ریزی پایین در بخش تحقیق و توسعه و افت خدمات‌رسانی به مشتریان، از دلایلی بودند که برند دل را به‌مرور به سمت زیان‌دهی سوق می‌دادند. به‌علاوه، تمرکز آن‌ها روی فروش مستقیم و اینترنتی، باعث حضور پررنگ‌تر رقبا در بازارهای خرده‌فروشی و فیزیکی شد.

ضعف‌های خدمات مشتریان دل از سال ۲۰۰۲ هدف انتقادات شدیدی در سرتاسر وب قرار گرفت. شرکت تا پیش از قرن ۲۱ کامپیوترها را با قیمت‌های چند هزار دلاری به فروش می‌رساند و طبیعتا پشتیبانی مناسبی هم داشت. در این دهه و با کاهش قیمت کامپیوتر، خدمات مشتریان آن‌ها نیز ضعیف‌تر شد. تعدادی تغییرات مدیریتی برای بهبود این وضعیت انجام شد اما به‌هرحال آینده‌ی خوبی در انتظار دل نبود.

دل / Dell

کیوسک بررسی محصولات دل

مایکل دل در سال‌های پایانی دهه‌ی ۲۰۰۰ بار دیگر به سمت مدیرعاملی بازگشت و تغییراتی اساسی را با نام Dell 2.0 در شرکت ایجاد کرد. هدف اصلی از این برنامه، کاهش نسبی نیروی انسانی، کاهش لایه‌های مدیریتی و همچنین به حداقل رساندن بروکراسی اداری بود. تعدادی از مراکز تولیدی و مونتاژ شرکت نیز در آن سال‌ها به‌خاطر کاهش سفارش از سمت مشتری‌ها تعطیل شدند.

با شروع دهه‌ی ۲۰۱۰ و تمرکز مشتریان روی محصولات همراه دنیای کامپیوتر، کسب‌وکار و دل و بسیاری از تولیدکنندگان دیگر کامپیوترهای شخصی با خطرهای جدی مواجه شد. عرضه‌ی آیپد اپل ضربه‌ی محکم‌تری به این شرکت وارد کرد و تلاش‌ها برای ورود به این بازار جدید نیز موفقیت‌آمیز نبود. دل محصولات معدودی در حوزه‌ی گوشی هوشمند و تبلت عرضه کرد اما هیچ‌کدام نتوانستند موفقیت سال‌های اوج کامیپوترهای شخصی را تکرار کنند.

Dell Venue 8 7000 Series

از نمونه‌های ناموفق گوشی هوشمند دل

کاهش سودآوری و بازار رو به سقوط اپل، یکی از دلایلی بود که آن‌ها را در سال ۲۰۱۳ به بازخرید سهام و تبدیل شدن به شرکت خصوصی مجبور کرد. این فرایند باهزینه‌ی ۲۴.۴ میلیارد دلاری از سمت مدیران انجام گرفت که رکورد گران‌قیمت‌ترین بازخرید سهام از زمان بحران سال ۲۰۰۷ را به خود اختصاص داد. خرید سهام دل از سهام‌داران عمومی توسط مایکل دل و شرکت خصوصی silver Lake انجام شد.

در سال ۲۰۱۵، دل اعلام کرد که قصد خرید شرکت EMC فعال در بازار ذخیره‌سازی را دارد. این پیشنهاد ۶۷ میلیارد دلاری برای خرید یک شرکت، بزرگ‌ترین خرید تاریخ فناوری نام‌ گرفت. به‌هرحال در ۷ سپتامبر سال ۲۰۱۶، خرید EMC نهایی شده و پس از خرید، شرکت مادری با نام Dell Technologies تأسیس شد. در حال‌ حاضر این شرکت سه زیرمجموعه‌ی عملیاتی اصلی با نام‌های Dell Cielnt Solutions، Dell EMC و vmware دارد که بخش آخر، پیش از خرید EMC زیرمجموعه‌ی آن شرکت بود.

دل / Dell

تجهیزات ذخیره‌سازی سرور برند Dell EMC

برندهای محصولات

دل در تاریخ فعالیت خود، دسته‌بندی‌های متنوع محصولات را با برندهای مختلف عرضه کرده است. برخی از برندهای محصولات دل را در بخش‌های قبلی مقاله معرفی کردیم و در این بخش، توضیحاتی درباره‌ی دیگر برندها خواهیم داشت:

  • OptiPlex: کامپیوترهای دسکتاپ اداری
  • Vostro: لپ‌تاپ و کامپیوترهای اداری و عموما سبک
  • n Series: لپ‌تاپ و کامپیوترهای مجهز به سیستم‌عامل لینوکس یا فری‌داس
  • Latitude: لپ‌تاپ‌های با کلاس تجاری
  • Precision: ورک‌استیشن‌ها و لپ‌تاپ‌های حرفه‌ای
  • PowerEdge: سرورهای تجاری
  • PowerVault: سیستم‌های ذخیره‌سازی سرور
  • Force10: سوئیچ شبکه
  • Dell Compellent: شبکه‌های ذخیره‌سازی
  • Dell EMR: پرونده الکترونیک برای بیماران
  • برندهای Inspiron و XPS به‌ترتیب شامل کامپیوترهای اقتصادی و حرفه‌ای و همچنین لپ‌تاپ‌ها
  • Venue: تبلت‌های ویندوزی و اندرویدی

دل / Dell

لوگوی هولدینگ Dell Technologies

در آخرین آمار ارائه‌شده در ارتباط با هولدینگ دل، درآمد آن‌ها در سال ۲۰۱۸ نزدیک به ۷۸ میلیارد دلار اعلام شد که البته ضرر ۳.۷ میلیارد دلاری را به‌همراه داشت. تعداد کارمندان این شرکت هم‌اکنون نزدیک به ۱۳۸ هزار نفر عنوان می‌شود. مایکل دل اکنون به‌عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره مشغول به کار است و برند Dell در رتبه‌ی ۹۹ باارزش‌ترین برندهای رسانه‌ی فوربز قرار دارد. فهرست فورچن ۵۰۰ از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی از لحاظ درآمد نیز دل را در رتبه‌ی ۳۵ قرار می‌دهد.


اپرا نسخه‌ی جدیدی از مرورگر اندرویدی خود را با محوریت ارز رمزپایه و وب غیرمتمرکز منتشر کرده است.

اپرا (Opera) درنهایت نسخه‌ی جدید مرورگر خود را با محوریت فناوری بلاکچین معرفی کرد. این مرورگر به‌گونه‌ای طراحی شده تا برای مرور و تعامل با وب غیرمتمرکز (وب ۳.۰) مناسب باشد. طی کنفرانس غیرمتمرکزسازی Hard Fork که در لندن برگزار شده‌بود، اپرا از مرورگر خود با ویژگی کیف‌پول یکپارچه برای ارز رمزنگاری‌شده پرده‌برداری کرد. این مسئله اپرا را به اولین مرورگر رایج تبدیل می‌کند که به‌طور پایه از ارزهای رمزنگاری‌شده و فناوری بلاکچین پشتیبانی می‌کند.

علاوه‌بر این، آخرین نسخه از اپرا به کاربران اجازه می‌دهد تا با اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز (dApps) به تعامل بپردازند، شناسه‌ی دیجیتالی خود را مدیریت کنند و تراکنش‌های خود را به‌انجام برسانند. علاوه‌بر ارائه‌ی آسان و سریع خدمات مبتنی بر بلاکچین به کاربران، اپرا امیدوار است تا عرضه‌ی این امکانات به افزایش استفاده از ارزهای رمزنگاری‌شده در میان تمامی کاربران کمک کند.

کریستین کولوندرا، معاون اجرایی اپرا در این رابطه می‌گوید:

امیدواریم که این قدم باعث شود تا ارزهای رمزنگاری صرفا یک گزینه‌ی احتمالی یا نوعی سرمایه‌گذاری نباشند و به‌عنوان ابزاری برای تراکنش‌های مالی و پرداخت‌های واقعی در زندگی روزمره‌ی کاربران ما تبدیل شوند.

اپرا / Opera

نگاهی عمیق‌تر به مرورگر جدید اپرا

در ماه ژوئیه سال جاری میلادی، اپرا اعلام کرد که در حال توسعه‌ی نسخه‌ای از مرورگر خود برای اندروید است که با یک کیف‌پول اختصاصی همراه خواهد بود. این شرکت بعد از آن هم اعلام کرد که مشغول توسعه‌ی ویژگی همگام‌سازی کیف‌پول ازطریق رایانه‌های رومیزی است.

مقاله‌ی مرتبط:

پس از آن، اپرا این مرورگر را در ماه سپتامبر در اختیار گروه محدودی از کاربران قرارداد تا آن را مورد آزمایش قرار دهند. از آن موقع تاکنون، اپرا در حال رفع مشکلات این مرورگر بوده است. برنامه‌ی بعدی هم شامل انتشار نسخه‌هایی از این مرورگر برای ویندوز، مک و لینوکس می‌شود. هرچند هنوز زمان معرفی رسمی مرورگر اپرا با پشتیبانی از ارز رمزنگاری‌شده برای رایانه‌های شخصی هنوز اعلام نشده است؛ اما نسخه‌ی آزمایشی آن در دسترس است.

در ابتدای کار، مرورگر اندرویدی به‌روزرسانی‌شده‌ی اپرا صرفا از شبکه‌ی Ethereum پشتیبانی خواهد کرد و این مسئله در رابطه با کیف پول اختصاصی اپرا نیز صدق می‌کند.

چارلز همل که مدیریت پروژه‌ی مرورگر جدید اپرا را برعهده داشته در این رابطه می‌گوید:

ما تصمیم گرفته‌ایم تا از اتریوم پشتیبانی کنیم، چرا که بزرگ‌ترین جامعه‌ی توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز را به‌خود اختصاص داده و از ظرفیت بالایی برخوردار است.

بنابراین، اگرچه می‌توانید توکن‌های اتریوم (یا دیگر ارزهای رمزنگاری‌شده‌ی مبتنی بر استاندارد ERC20 را در کیف پول اپرا ذخیره کنید؛ اما برای ذخیره‌سازی بیت‌کوین و دیگر ارزهایی که از استاندارد ERC20 استفاده نمی‌کنند باید به‌دنبال راهکار دیگری باشد.

اتریوم / ethereum

البته یک نکته‌ی مثبت این است که امروزه اغلب ارزهای دیجیتال برپایه‌ی اتریوم بنا شده‌اند. براساس گفته‌های دست‌اندرکاران اپرا، آن‌ها به‌دنبال افزودن پشتیبانی از ارزهای دیگری هستند که براساس پروتکول‌های دیگری ایجاد شده‌اند، اما درحال حاضر نمی‌توانند به‌طور قطعی در این زمینه اظهارنظر کنند. درکنار ویژگی کیف‌پول، اپرا در نظر دارد تا مشاهده‌ی اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز در شبکه‌ی اتریوم را  هم برای کاربران آسان سازد. قطعا اپرا به‌دنبال ایجاد رشد در بازار اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز است، یعنی همان بخشی که در گذشته در زمینه‌ی جذب کاربر با مشکل روبه‌رو شده‌بود.

به‌گفته‌ی همل:

یکی از موانع اصلی این است که حتی برای دیدن اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز هم به یک مرورگر خاص یا یک افزونه‌ی اختصاصی براری مرورگر خود نیاز دارید. پس از آن نیز کاربران با حجم زیادی از کلمات تخصصی روبه‌رو می‌شوند که گاهی برایشان گیج‌کننده هستند. به همین دلیل ما مرورگر خود را طوری ساخته‌ایم که کاملا برای کاربران مناسب باشد.

او در ادامه اظهار داشت:

استفاده از اپلیکیشن‌های وب غیرمتمرکز در اپرا اکنون به‌آسانیِ سر زدن به وبسایت‌هایی همچون گوگل و فیسبوک است. این وضعیت بسیار ساده‌تر و سریع‌تر از چیزی است که در گذشته وجود داشت.

اپرا / Opera

ساخت مرورگری برای فناوری بلاکچین و ارز رمزپایه

هرچند ۲۰ سال از ورود اپرا به بازی مرورگرها می‌گذرد؛ اما آن‌ها اذعان دارند که ساختن نرم‌افزاری برای بلاکچین یک تلاش بزرگ است. همل در این رابطه می‌گوید:

ما باید با فناوری‌های جدید و متعددی آشنا می‌شدیم و لازم بود تا توانایی‌ خود در زمینه‌ی بلاک‌چین، ارز رمزنگاری‌شده و شبکه‌های نامتمرکز را گسترش دهیم تا بتوانیم کیف‌پول اختصاصی خود را بسازیم.

یکی از دیگر موانع، پیدا کردن راهی برای یکپارچه‌سازی بی‌نقص مرورگر و کیف پول بود. این ویژگی باید همچون یک ویژگی واقعی عمل می‌کرد؛ نه‌صرفا یک اپلیکیشن که ازطریق مرورگر اجرا می‌شود. البته کار کردن با فناوری‌های جدیدی همچون بلاکچین با مشکلاتی همراه است که در دیگر موارد با آن‌ها مواجه نخواهید شد. به‌گفته‌ی همل:

یک چالش فنی دیگر مربوط‌به سازگاری با سایت‌ها بود. در روزهای اولیه‌ی نسخه‌ی سنتی وب، توسعه‌دهندگان پیش‌فرض‌های متفاوتی در ارتباط با کدهای خود داشتند. این مسئله باعث می‌شد تا کدهای آن‌ها در مرورگرهای مختلف رفتار متفاوتی از خود نشان‌دهند. پدیده‌ی مشابهی نیز در وب ۳.۰ (یا همان وب غیرمتمرکز) وجود دارد؛ اما از هم‌اکنون در حال مشاهده‌ی نشانه‌های امیدوارکننده‌ای از پیشرفت در این حوزه هستیم.

وب ۳.۰ / Web 3.0

نگرانی دیگر مسئله‌ی امنیت است؛ درحالی که در اغلب موارد توصیه می‌شود تا مقادیر زیاد ارز رمزپایه در کیف‌پول‌های سخت‌افزاری نگه‌داری شوند؛ تحقیقات نشان می‌دهند که گوشی‌های همراه نیز گزینه‌ی مناسبی برای ذخیره‌ی روزانه‌ی این ارزها هستند. خوشبختانه اپرا تمام قدم‌های لازم برای اطمینان از امنیت اپلیکیش خود را برداشته است.

همل در ادامه می‌افزاید:

از زمان شروع حیات این محصول، امنیت به‌عنوان کانون تمرکز تیم [ما] بوده است. ما از ابتدا تصمیم گرفته‌ایم تا از ذخیره‌سازی امن کلیدها در اندروید (به‌همراه پشتیبانی سخت‌افزاری) استفاده کنیم و از کلیدهای کیف‌پول با استفاده از صفحه‌ی قفل دستگاه محافظت کنیم.

این کار دو مزیت دارد: اول از همه، کاربران نیازی ندارند تا یک رمز اضافه را به‌خاطر بسپارند. علاوه‌بر این، ما از حداکثر امنیت فراهم‌شده توسط اندروید بهره خواهیم برد.

ما این ویژگی را در نسخه‌ی ویژه‌ی رایانه‌های رومیزی هم حفظ کرده‌ایم. [در این مرورگر] ضمن حفظ امنیت، ازطریق سیستم همگام‌سازی ما امکان دسترسی به کیف‌پول وجود خواهد داشت؛ اما کلیدها همواره در سیستم ذخیره‌سازی کلیدهای اندروید باقی می‌مانند.

اپرا / Opera

اپرا و بلاکچین

اپرا پیش از این از قصد خود برای ادامه‌ی کار روی وب غیرمتمرکز صحبت کرده‌بود. احتمالا این تصمیم اپرا تلاشی است برای مواجهه با حاکمیت گوگل کروم بر بازار مرورگرها. همل می‌گوید:

ما معتقد هستیم که درنهایت تمام مرورگرها نوعی کیف‌پول را در خود جای خواهند داد و این کار منجر به شکل‌گیری الگوی تجاری جدیدی در وب خواهدشد. ما خوشحالیم که نسخه‌ی جدید اپرا همگام‌شدن با ارزهای دیجیتال را ساده می‌کند و دسترسی به وب غیرمتمرکز را به‌اندازه‌ی دسترسی به نسخه‌ی سنتی وب ساده می‌کند.

البته علاقه‌مندان فناوری بلاکچین توجه خاصی به اقدامات جدید اپرا دارند. جوزف لوبین، که یکی از موسسان اتریوم و شرکت ConsenSys (شرکتی فعال در زمینه‌ی بلاک‌چین) است می‌گوید:

این قدمی بزرگ برای یکی از برترین مرورگرها است تا کیف‌پول مبتنی بر اتریوم و برنامه‌ای برای مشاهده‌ی اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز را به مجموعه‌ی امکانات خود اضافه کند. این اقدامات نشان‌دهنده‌ی ریشه‌های نوآورانه‌ی اپرا است و تعهد آن‌ها به پشتیبانی از نسل بعدی فناوری را نشان می‌دهد. این لحظه، زمانی مهم برای آسان‌سازی دسترسی به اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز است؛ زمانی‌که وب ۳.۰ در دسترس عموم کاربران قرار می‌گیرد و توسعه‌دهندگان نیز تشویق می‌شوند تا برنامه‌های خود را برپایه‌ی اتریوم بنا کنند.

Blockchain & Marketing

اپرا نیز مصمم است تا در آینده به کار در زمینه‌ی فناوری بلاکچین ادامه دهد و ویژگی‌های مرتبط با وب ۳.۰ را بهبود می‌بخشد. همل اضافه می‌کند:

نکته‌ی کلیدی در به‌کارگیری اپلیکیشن‌های وب ۳.۰ این است که کاربران باید مرورگر فوق‌العاده‌ای در اختیار داشته‌باشند که به کاربران اجازه‌دهد تا به‌همان شکلی که با آن آشنایی دارند از وب استفاده‌کنند و از وب غیرمتمرکز هم استفاده کنند.

با تمام این حرف‌ها، هنوز هم حوزه‌های جذابی برای بهبود وب غیرمتمرکز در آینده وجود دارد و هدف ما این است که در خط مقدم این بهبودها باشیم.

نسخه‌ی جدید اپرا با تمرکز بر فناوری بلاکچین از هم‌اکنون در دسترس است و کاربران اندروید می‌توانند آن را از پلی‌استور دریافت کنند.


نتفلیکس برای پخش محتوای سرگرم‌کننده برای کاربران، زیرساخت‌های پیچیده‌ای دارد. در این مطلب فرایندی را بررسی می‌کنیم که منجر به پخش محتوا در نتفلیکس می‌شود.

تماشاگران افراطی سریال‌های نتفلیکس چندی پیش فصل آخر سریال خانه‌ی پوشالی را دریافت کردند و انتظار بلندمدت آن‌ها برای شروع ماراتن رقابتی مشاهده‌ی سریال، به پایان رسید. برای این علاقه‌مندان به سریال درام پیرامون تلاش‌های یک آمریکایی برای رسیدن به مقام ریاست‌جمهوری آمریکا، شروع ماراتن به آسانی دسترسی به دستگاه شخصی یا ریموت کنترل و اجرای اپلیکیشن نتفلیکس بود. فراینده ساده، سریع و لذت‌بخش که قطعا، زیرساختی پیچیده در آن نهفته است.

آن‌چه که در پشت فرایند پخش محتوا در نتفلیکس اتفاق می‌افتد، قطعا ساده نیست. این سرویس روزانه ۲۵۰ میلیون ساعت ویدئو را برای ۹۸ میلیون کاربر در ۱۹۰ کشور جهان پخش می‌کند. در ابعادی چنین بزرگ، ارائه‌ی محتوای باکیفیت در عرض چند ثانیه به تمام کاربران حاضر در سرویس، واقعا فرایندی جدی محسوب می‌شود.

مقاله‌های مرتبط:

پیاده‌سازی فرایند پخش محتوا در نتفلیکس، علاوه‌بر زیرساختی عظیم و بی‌سابقه درمیان ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت، نیازمند مذاکرات متعدد با طرف‌های درگیر در مراحل مختلف خواهد بود. از میان بازیگران این فرایند پیچیده می‌توان به شرکت‌های تولیدکننده‌ی محتوا و ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت اشاره کرد. در ادامه‌ی این مطلب زومیت، با بیانی ساده، روند ارائه‌ی محتوای فیلم و سریال در سرویس نتفلیکس را بررسی می‌کنیم.

صدها مایکروسرویس،‌ یک سرویس عظیم

برای شروع توضیح فرایند کاری نتفلیکس، ابتدا زیرساخت‌های بخش فنی آن را با مثالی ساده توضیح می‌دهیم. تصور کنید اپلیکیشن نقشه‌ی گوشی هوشمند شما، اطلاعات پیچیده‌ای را درباره‌ی تمام مکان‌هایی که می‌روید و مسیرهای شما در فایلی به‌نام locations.txt ذخیره می‌کند. حال شما اپلیکیشنی بانام LocoList طراحی می‌کنید که درصورت وجود اپلیکیشن Maps، اطلاعات را از فایل مذکور می‌خواند و تمام مکان‌های ذخیره‌شده را در یک فهرست ساده نمایش می‌دهد.

روش کار نتفلیکس / Netflix

پس از مدتی، سازندگان اپلیکیشن Maps تصمیم می‌گیرند اطلاعات را به‌نحوی دیگر ذخیره کنند و پس از به‌روزرسانی جدید،‌ دیگر فایل قبلی اطلاعاتی را ذخیره نخواهد کرد. درنتیجه، اپلیکیشن LocoList فایل مورد نظر را برای خواندن اطلاعات مورد نیازش پیدا نمی‌کند. هیچ راه دیگری برای استخراج اطلاعات از اپلیکیشن نقشه نیز وجود ندارد و درنهایت، اپلیکیشن شما بلااستفاده خواهد شد.

البته، از کار افتادن اپلیکیشن مثال بالا، مشکل بزرگی محسوب نمی‌شود. اما وقتی در ابعاد سرویسی همچون نتفلیکس صحبت کنیم و از کار افتادن یک بخش، باعث ایجاد مشکل در بخش‌های دیگر یا کل سیستم بشود، قطعا تأثیرات منفی روی تجربه‌ی کاربران خواهد داشت. به‌همین دلیل، نتفلیکس نمی‌تواند از چنین رویکردی در سرویس خود استفاده کند. چنین سرویسی بانام معماری یکپارچه شناخته می‌شود.

مایکروسرویس‌های نتفلیکس به‌صورت مستقل فعالیت می‌کنند

نتفلیکس حدود یک دهه‌ی پیش، انقلابی در زیرساخت خود ایجاد کرد و اپلیکیشن ارائه‌کننده‌ی خدمات خود را به معماری مایکروسرویس مجهز کرد. در این سرویس، کد یا منابع هر اپلیکیشن و مایکروسرویس، مختص خود آن است. درواقع، هیچ سرویس یا اپلیکیشنی، کد یا منابع خود را در اختیار دیگری قرار نمی‌دهد. وقتی که دو اپلیکیشن نیاز به برقراری ارتباط داشته باشند نیز از رابط API استفاده می‌کنند. API مجموعه‌ای از قوانین سخت‌گیرانه است که هر دو اپلیکیشن توانایی اجرای آن‌ها را دارند.

در سیستم‌های مایکروسرویس، توسعه‌دهندگان به‌راحتی تغییرات متعدد را در اپلیکیشن‌ها ایجاد می‌کنند. آن‌ها تنها باید مطمئن باشند که تغییرات، با API مورد استفاده برای هماهنگی، سازگار باشد. از آنجایی که همه‌ی اپلیکیشن‌ها، API یکدیگر را می‌شناسند، هیج تغییری منجر به ازکارافتادن سرویس یا تبادل اطلاعات نمی‌شود.

نتفلیکس

نتفلیکس ادعا می‌کند که برای اجرای تمامی قابلیت‌ها و فرایندهای سرویس اصلی، از ۷۰۰ مایکروسرویس مجزا استفاده می‌کند. یکی از این خدمات تمامی محتوای تماشا شده توسط کاربر را ذخیره می‌کند. یک سرویس دیگر، هزینه‌ی اشتراک ماهانه را از کارت اعتباری کاربر کسر می‌کند. سرویس دیگر، فرمت مناسب برای پخش در دستگاه کاربر را به او عرضه می‌کند.

مقاله‌های مرتبط:

یکی از مایکروسرویس‌های نتفلیکس، تاریخچه‌ی تماشای محتوای کاربر را ذخیره می‌کند تا بااستفاده از الگوریتم‌های متنوع، علایق او را شناسایی کرده و فهرستی از فیام‌های و سریال‌های دلخواه را پیشنهاد دهد. سرویس دیگر، اطلاعات سریال‌ها مانند نام و توضیحات را در منوی کاربر نمایش می‌دهد. سرویس‌های گفته‌شده، تنها بخش کوچکی از چندصد مایکروسرویس نتفلیکس هستند.

سرویس‌ها کجا اجرا می‌شوند؟

برای اجرای حجم عظیمی از سرویس‌ها، نیاز به شبکه‌ای پیچیده از کامپیوترها احساس می‌شود. نتفلیکس زمانی شبکه‌ و مراکز داده‌ی اختصاصی داشت. آن‌ها پس‌ از مدتی متوجه شدند که برای حفظ سرعت رشد خود، باید هزینه کردن در بخش سیستم‌های کامپیوتری و بهینه‌سازی آن‌ها برای نیازهای خود را پایان دهند. درنهایت نتفلیکس تصمیم گرفت تا خود را از هزینه‌های مذکور رها کرده و سرویس‌ها را در محیط ابری AWS شرکت آمازون اجرا کند. 

روش کار نتفلیکس / Netflix

نکته‌ی جالب‌توجه آن است که نتفلیکس، برای خدمات ابری خود شرکتی را انتخاب کرده است که با سرویس Prime video به‌عنوان رقیب اصلی محسوب می‌شود. اما در دنیای فناوری، همکاری شرکت‌ها با یکدیگر در یک حوزه و رقابت در حوزه‌ای دیگر، طبیعی است. به‌عنوان مثال می‌توان سامسونگ و اپل را نام برد که باوجود رقابت شدید در بازار گوشی‌های هوشمند، اکثر قطعات محصولات اپل توسط سامسونگ ساخته می‌شود. هرچند نتفلیکس پیش از رونمایی از سرویس ویدیوی آمازون، مشتری خدمات ابری آن‌ها شد، اما به‌هرحال سرویس جدید منجر به رفتارهای مخرب دو شرکت نسبت به هم نشد.

رقابت آمازون و نتفلیکس، مانع از همکاری در حوزه‌ی خدمات ابری نمی‌شود

شواهد حاکی از آن است که همکاری نتفلیکس و آمازون به سود هر دو شرکت تمام می‌شود. درواقع، نتفلیکس حرفه‌ای‌ترین مشتری AWS محسوب می‌شود که از تمامی ظرفیت‌های خدمات آن‌ها به حد اعلا استفاده می‌کند. به‌علاوه، آن‌ها انواع کاربردها را از سرورهای متنوع آمازون استخراج کرده‌اند که از این میان می‌توان به اجرای مایکروسرویس‌ها، ذخیره‌سازی فیلم‌ها و کنترل ترافیک اینترنت اشاره کرد.

آمازون در جواب به حرکت نتفلیکس در بهره‌برداری هرچه بیشتر از سرورهای شرکت، خدمات متنوعی را به آن‌ها ارائه کرد. یکی از خدمات، بهینه‌سازی سرورهای برای تحمل حجم بالای فشار از سوی نتفلیکس بود. به‌علاوه، آمازون از تجربه‌ی ایجادشده برای خدمت‌رسانی هرچه بهتر به مشتریان دیگر بهره می‌برد.

درنهایت، بخش سرویس وب آمازون (Amazon Web Services – AWS) نتفلیکس را باافتخار به‌عنوان بزرگ‌ترین مشتری خود معرفی کرده و نتفلیکس نیز با تکیه بر خدمات این شرکت، سرویس‌های خود را به بهترین نحو به کاربرانت عرضه می‌کند. درنتیجه، رقابت شدید نتفلیکس و سرویس پرایم ویدئو، هیچ‌گاه مانعی بر سر همکاری دو شرکت اصلی نخواهد بود.

netflix

مسیر طولانی از تولید تا پخش

برای یک پخش‌کننده‌ی فیلم و سریال، هیچ چیز بدتر از موجود نبودن محتوای مناسب مخصوص مصرف‌کننده نیست. برای نتفلیکس، فراهم کردن فیلم و سریال از تولیدکننده و رساندن آن به کاربران، مسیری دشوار و طولانی است:

  • اگر یک فیلم یا سریال، محصول خود نتفلیکس نباشد، آن‌ها باید با شرکت‌های فعال در حوزه‌ی توزیع محتوای ویدئویی مذاکره کرده و حق پخش را از آن‌ها دریافت کنند. فرایند اخذ مجوز به‌معنای هزینه‌های بالا برای کسب حقوق لازم به‌منظور پخش فیلم یا سریال در نقاط مختلف جهان خواهد بود. در برخی مواقع، قراردادهای پخش در نقاط مختلف جهان، تفاوت‌هایی دارند. به‌عنوان مثال سریال خانه‌ی پوشالی با تأخیری یک ماهه برای مشتریان نتفلیکس در غرب آسیا پخش شد.
  • مرحله‌ی بعدی پس از اخذ مجوزهای لازم، ذخیره‌‌ی فیلم یا سریال مورد‌نظر در سرورهای AWS خواهد بود. فایل‌های اصلی ویدئویی عموما کیفیت و حجم بالایی دارند و نتفلیکس برای ذخیره و پخش آن‌ها باید مراحل پردازش و تغییر فرمت را انجام دهد.
  • سرویس نتفلیکس روی هزاران نوع دستگاه اجرا می‌شود و هریک از آن‌ها فرمت مخصوص خود را برای پشتیبانی از صوت و تصویر دارند. یکی دیگر از سرورهای AWS، فیلم‌های اصلی را دریافت می‌کند و آن‌ها را به صدها نوع فیلم و صدای دیگر با قابلیت پخش در دستگاه‌های مختلف، تبدیل می‌کند. فرمت‌های جدید در ابعاد صفحه‌نمایش متفاوت با کیفیت‌های گوناگون ایجاد می‌شوند. پروسه‌ی تبدیل ویدیویی اصلی به فرمت‌های قابل پشتیبانی در دستگاه‌های مختلف بانام Transcoding شناخته می‌شود. به‌علاوه همه‌ی فایل‌ها، کدی حاوی قوانین کپی‌رایت را در خود خواهند داشت.
  • درنهایت، اپلیکیشن یا وبسایت نتفلیکس، دستگاه مورد استفاده‌ی کاربر را تشخیص داده و فایل مناسب آن را بسته به دستگاه و سرعت اینترنت از سرورهای اصلی دریافت می‌کند.

روش کار نتفلیکس / Netflix

مرحله‌ی آخر که مربوط‌به دریافت و ارسال فایل نهایی می‌شود، مهم‌ترین مرحله برای شرکت در جهت جذب و حفظ کاربر خواهد بود. در این مرحله، شبکه‌ی اینترنت، محتوا را از سرورهای AWS به دست مشتری می‌رساند. اگر سرعت و کیفیت اینترنت مناسب نباشد، تمام تلاش‌های نتفلیکس تا پیش از مرحله‌ی آخر، به باد خواهد رفت. به‌بیان دیگر، اینترنت را می‌توان بند ناف تغذیه‌ی کاربران توسط نتفلیکس خواند که حیات شرکت به آن وابسته است.

رقابت با زمان بافر

تمام جزییات به‌کار گرفته شده توسط نتفلیکس، درصورت ناپایدار یا بی‌کیفیت بودن اینترنت کاربر، بی‌معنی خواهد شد. به‌بیان دیگر تمامی بخش‌های نرم‌افزار، محتوا و تکنولوژی‌های مورد استفاده، به سرعت اینترنت کاربر نهایی وابسته هستند. در اینجا برای درک بهتر چگونگی رفع چالش‌های احتمالی توسط شرکت،‌ باید مفاهیم اولیه‌ی کارکرد اینترنت را متوجه شویم.

مهم‌ترین بخش تأمین محتوا،‌ ارائه‌ی آن با بالاترین سرعت به مخاطب است

زمانی‌که کاربر فعالیتی نیازمند به ارتباط اینترنتی انجام می‌دهد، یک درخواست (Request) به‌سمت ارائه‌دهنده‌ی سرویس اینترنت یا همان ISP ارسال می‌شود. اپراتور اینترنت، درخواست را به سرور وبسایت موردنظر ارسال می‌کند. سرور نیز یک پاسخ (Response) برای شما ارسال می‌کند که نتیجه را شکل خواهد داد. برای نتفلیکس و دیگر سرویس‌های بزرگ اینترنتی که میلیون‌ها ساعت ویدئو را را از سرورهای خود به‌سمت کاربران می‌فرستند، شبکه‌ای از سرورها مورد نیاز است که در اصطلاح فنی به‌نام CDN شناخته می‌شوند.

روش کار نتفلیکس / Netflix

مقاله‌ی مرتبط:

CDN به‌بیان ساده، محتوای وبسایت اصلی را به‌صورت کامل دریافت کرده و آن را در شبکه‌ای از سرورهای خود در سرتاسر جهان پخش می‌کند. درتعریف ساده وقتی شما از غرب آسیا به نتفلیکس متصل می‌شوید، به‌جای سرور اصلی شرکت در آمریکا، با نزدیک‌ترین سرور CDN به کشور ارتباط خواهید داشت. درنهایت، استفاده از CDN، زمان بافر (زمان مورد نیاز برای ارسال درخواست و دریافت پاسخ از سرور) را بسیار کاهش می‌دهد. درواقع CDN ابزاری است که باعث می‌شود وبسایت‌های بزرگ همچون گوگل،‌ فیسبوک و یوتیوب نیز در هرنقطه از جهان با هر سرعت اینترنت، با سرعتی مناسب بارگذاری شوند.

نتفلیکس برای ارائه‌ی خدمات از چندین شبکه‌ی تحویل محتوا یا CDN استفاده می‌کرد. این شبکه‌ها توسط غول‌های بازار همچون Akamai، Level 3 و Limelight عرضه مشد. البته، افزایش کاربران، نیاز به ارائه‌ی هرچه بهتر محتوا با هزینه‌ی پایین‌تر را طلب می‌کرد و به‌همین دلیل، نتفلیکس شبکه‌ی خود را با نام Open Connect توسعه داد.

در بخش ارائه‌ی محتوا،‌ نتفلیکس به‌جای تکیه بر سرورهای AWS،‌ سرورهای خود را پیاده‌سازی می‌کند. البته در این حوزه،‌ سرورها تنها وظیفه‌ی ذخیره‌سازی و ارائه‌ی محتوا را دارند. شرکت برای پیاده‌سازی سرویس‌های مذکور، با ارائه‌دهندگان اینترنت در مناطق مختلف جهان مذاکره می‌کند و سخت‌افزاری بانام اوپن کانکت به‌شکل یک جعبه‌ی قرمز به‌صورت رایگان در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد.

روش کار نتفلیکس / Netflix

اپراتورهای اینترنت در نقاط مختلف، جعبه‌های معروف نتفلیکس را درکنار سرورها نصب می‌کنند. این دستگاه‌های اوپن کانکت، محتوای نتفلیکس را از سرورهای اصلی در آمریکا دانلود می‌کنند. به‌علاوه چند عدد از آن‌ها در سرورها استفاده می‌شود تا محتوای مناسب هر منطقه را بسته به نیاز و علاقه‌ی کاربران، در اولویت بالاتری دانلود کند. درنتیجه، فیلمی که طرفدار کمتری دارد با سرعت پایین‌تری نسبت به سریال پرطرفداری همچون Stranger Things بارگذاری خواهد شد. درنهایت، وقتی برای مشاهده‌ی فیلمی به نتفلیکس مراجعه می‌کنیم، به‌جای اتصال به سرور آمریکا، به نزدیک‌ترین دستگاه اوپن کانکت متصل خواهیم شد.

دستگاه‌های اوپن کانکت نتفلیکس به‌نوعی درایو‌های ذخیره‌سازی فیلم محسوب می‌شوند که در سرتاسر جهان، پخش شده‌اند. هرچه این دستگاه‌ها به کاربر نزدیک‌تر باشند، سرعت بارگذاری محتوا نیز بیشتر خواهد شد. البته، فرایند کمی پیچیده‌تر است. نتفلیکس پس از صدور دستور پخش سریال توسط کابر، ابتدا به ۱۰ دستگاه اوپن کانکت در نزدیکی او متصل می‌شود و سپس از بین آن‌ها، نزدیک‌ترین را با بهترین سرعت، انتخاب می‌کند.

روش کار نتفلیکس / Netflix

خلاصه فرایند پخش محتوا در نتفلیکس

زمانی‌که کاربر از سرویس نتفلیکس استفاده می‌کند، به‌ترتیب این اتفاقات رخ خواهد داد:

  • صدها مایکروسرویس یا به‌بیان بهتر برنامه‌های مستقل، با یکدیگر همکاری می‌کنند تا یک سرویس بزرگ نتفلیکس اجرا شد.
  • محتوایی که به‌صورت قانونی خریداری شده است، به فرمت و ابعادی تبدیل می‌شود که با صفحه‌ی نمایش و دستگاه کاربر هم‌خوانی داشته باشد.
  • سرورها در سرتاسر جهان یک کپی از فیلم موردنظر را ذخیره می‌کنند تا نزدیک‌ترینِ آن‌ها به کاربر، محتوا را با سرعت بالا به او عرضه کند.
  • وقتی کاربر دستور پخش را به اپلیکیشن می‌دهد، نزدیک‌ترین سرور انتخاب شده و فرمت مناسب پخش می‌شود.


هواپیمای فضایی ویرجین گلکتیک روز پنجشنبه در جریان انجام پرواز آزمایشی، با صعود به ارتفاع ۸۰ کیلومتری از سطح زمین برای نخستین بار به فضا رسید.

سرانجام پس از مدت‌ها، شرکت گردشگری فضایی ویرجین گلکتیک، موفق شد هواپیمایی فضایی را به درون فضا بفرستد. اوایل صبح پنجشنبه، هواپیمای فضایی مسافربری این شرکت به نام وی‌اس‌اس یونیتی (VSS Unity) موتور راکت خود را برای مدتی طولانی‌تر از همیشه بر فراز بیابان موهاوی روشن کرد و موفق به صعود تا ارتفاع بالاتر از ۸۰ کیلومتر شد؛ مرزی که نیروی هوایی آمریکا آن را به عنوان آغاز فضا تعریف می‌کند. این نخستین بار است که ویرجین گلکتیک در طول تاریخ ۱۴ ساله‌اش، با عبور از مرز یادشده، تجربه‌ی پرواز فضایی را برای مشتریانش امکان‌پذیر می‌کند.

ویرجین گلکتیک از زمان نخستین آغاز به‌کار وی‌اس‌اس یونیتی در سال ۲۰۱۶، در حال آمادگی برای این لحظه بوده است. این شرکت از طریق برنامه‌ی پرواز آزمایشی وسیله‌ی نقلیه‌اش به آرامی پیشرفت کرد؛ بدین صورت که نخست پروازهای بدون نیروی موتور را با هواپیمای فضایی‌اش انجام داد و سپس با احتراق موتور راکت وی‌اس‌اس یونیتی، اقدام به انجام پروازهای کوتاه با نیروی پیشرانش کرد. پیش از انجام پرواز روز پنجشنبه، رکورد وی‌اس‌اس یونیتی صعود تا ارتفاع تنها ۵۲ کیلومتری از سطح زمین بود؛ اما صبح دیروز، این هواپیما با رسیدن به حداکثر سرعت ۲.۹ ماخ یا ۲.۹ برابر سرعت صوت، تا ارتفاع ۸۲.۷ کیلومتر پرواز کرد. ویرجین گلکتیک ادعا می‌کند که هواپیمایش می‌تواند تا ارتفاع به‌مراتب بالاتر از این نیز پرواز کند. هواپیما برای رسیدن به ارتفاع یادشده در پرواز روز پنجشنبه، موتور خود را در مجموع به مدت ۶۰ ثانیه روشن کرد؛ اما از قرار معلوم احتراق به مراتب طولانی‌مدت‌تر نیز امکان‌پذیر است.

Virgin Galactic’s spaceplane

تمام آزمایش‌های گسترده‌ی یادشده کمک کردند تا از ایمنی وی‌اس‌اس یونیتی برای حمل مسافران اطمینان حاصل شود. هدف نهایی ویرجین گلکتیک استفاده از هواپیمای فضایی‌اش برای ارسال افراد علاقه‌مند به لبه‌ی فضا است؛ جایی که بتوانند برای چند دقیقه بی‌وزنی را تجربه کنند. برخلاف دیگر فضاپیماها که از روی زمین پرتاب می‌شوند، وی‌اس‌اس یونیتی از روش منحصر‌به‌فردی برای رسیدن به فضا استفاده می‌کند. این هواپیما توسط هواگرد دو کابینه‌ی بزرگتری به نام وایت‌نایت‌تو (WhiteKnightTwo) به ارتفاع تقریبا ۱۳.۷ کیلومتری حمل می‌شود. وی‌اس‌اس یونیتی سپس از آنجا رها می‌شود و به‌منظور پرواز تا حداکثر ارتفاع، موتور خود را روشن می‌کند در نهایت، موتور خاموش خواهد شد و مسافران پیش از آنکه هواپیما برای انجام فرود در باند به زمین بازگردد، فضا را تجربه خواهند کرد.

ویرجین گلکتیک ادعا می‌کند که هم‌اکنون صدها بلیت را برای تجربه‌ی ۲۵۰ هزار دلاری حضور در فضا به فروش رسانده است. بسیاری از افراد مشهور از جمله اشتون کوچر و تام هنکس گفته‌اند برای پرواز با هواپیمای این شرکت صندلی رزرو کرده‌اند. مشتریان ویرجین گلکتیک برای تجربه‌ی پرواز فضایی از مدت‌ها پیش در انتظار بوده‌اند.

ریچارد برانسون،‌ بنیانگذار ویرجین در ابتدا ادعا کرده بود که این شرکت با استفاده از وی‌اس‌اس انترپرایز، نخستین هواپیمای فضایی خود تا اوایل ۲۰۰۹ به فضا خواهد رسید. این هواپیما هرگز موفق به رسیدن به مرز فضا نشد و فقط تا ارتفاع نزدیک به ۲۲ کیلومتری از سطح زمین بالا رفت. در سال ۲۰۱۴، وی‌اس‌اس انترپرایز در میانه‌ی یک پرواز آزمایشی با نیروی موتور در حادثه‌ای دلخراش که منجر به کشته شدن یکی از دو خلبان هواپیما شد، از بین رفت.

Virgin Galactic’s spaceplane

ویرجین گلکتیک با پرواز آزمایشی اخیر سرانجام به‌خوبی به وعده‌اش مبنی بر رسیدن به فضا عمل کرده است. با این حال، اینکه آیا وی‌اس‌اس یونیتی موفق به حضور در فضا شده است یا خیر، بستگی به این دارد که کدام نقطه را مرز فضا در نظربگیرید. هرچند ناسا و نیروی هوایی ایالات متحده به هر آن کس که از ارتفاع ۸۰ کیلومتر فراتر برود، لفظ فضانورد را اطلاق می‌کنند؛ اما دیگر سازمان‌ها نظیر فدراسیون بین‌المللی هوانوردی (FAI) میزان ۱۰۰ کیلومتر را ارتفاعی می‌دانند که فضا از آنجا آغاز می‌شود. با این حال، FAI می‌گوید براساس پژوهش جدید ارائه‌شده توسط پژوهشگرانی نظیر جاناتان مک‌دوئیل، اخترشناس مرکز هاروارد، در اندیشه‌ی تغییر تعریف یادشده است.

از دیدگاه آن دسته از کسانی که پرواز روز پنجشنبه را پروازی فضایی می‌دانند، این دستاورد تازه نقطه‌ی عطف بزرگی برای ایالات متحده محسوب می‌شود. آخرین بار که کسی از خاک آمریکا به فضا پرتاب شد، با آخرین پرواز شاتل فضایی ناسا بود. از آن زمان تاکنون، هیچ پرتاب سرنشین‌داری از آمریکا انجام نشده است و فضانوردان ناسا همگی با استفاده از موشک‌های روسی سایوز از قراقستان به فضا پرتاب شده‌اند. اما مارک فورجر استاکی و سی‌جِی استرکو، دو خلبان وی‌اس‌اس یونیتی اکنون به‌صورت آزمایشی این طلسم طولانی‌مدت را شکسته‌اند. با این حال، پس از بازنشستگی شاتل، ، هنوز هیچ پرتاب سرنشین‌داری از خاک آمریکا برای رساندن انسان به مدار انجام نشده است و از آنجایی که وی‌اس‌اس یونیتی صرفا یک وسیله‌ی نقلیه‌ی زیرمداری محسوب می‌شود، دو خلبان نام‌برده موفق به رسیدن به مدار نشدند.

Virgin Galactic’s spaceplane

علاوه بر خدمه‌ی پرواز اخیر، دو محموله‌ی آزمایشی متعلق به ناسا نیز در هواپیما وجود داشت. سازمان فضایی آمریکا برای انجام پژوهش به عنوان بخشی از برنامه‌ی فرصت‌های پرواز ناسا، ویرجین گلکتیک را انتخاب کرد. شرکت‌های تجاری از طریق این برنامه و با استفاده از وسایل نقلیه‌ی زیرمداری در انجام پژوهش به ناسا یاری می‌رسانند. ویرجین گلکتیک همچنین اشاره کرد که محموله‌ها با کمک به توزیع وزن در وی‌اس‌اس یونیتی، شبیه‌سازی حضور مسافران و تاثیر آن‌ها بر هواپیما را امکان‌پذیر کردند.

هرچند حضور در فضا از مدت‌ها پیش هدف ویرجین گلکتیک بوده است؛ اما این شرکت همچنان قصد دارد پیش از آنکه مشتریان پرواز با وی‌اس‌اس یونیتی را تجربه کنند، آزمایش‌های بیشتری با این هواپیما انجام دهد. در حال حاضر، پرواز‌های با نیروی موتور به عنوان بخشی از مرحله‌ی اولیه‌ی آزمایش برنامه‌ریزی شده‌اند که محل انجام آن‌ها، تاسیسات ویرجین گلکتیک در فرودگاه هوایی و فضایی موهاوی خواهد بود. به محض آنکه این آزمایش‌ها انجام شوند، ویرجین گلکتیک وارد مرحله‌ی بعدی به نام «آزمایش کابین» خواهد شد. در آن زمان، کارکنان شرکت رویه‌هایی معمولی را که در جریان پرواز‌های تجاری طی خواهند شد، نظیر چگونگی سوار کردن مسافران و نشاندن آن‌ها روی صندلی‌هایشان، آزمایش خواهند کرد. در نهایت، وی‌اس‌اس یونیتی به خانه‌ی جدیدش در فرودگاه اسپیس‌پورت در نیومکزیکو منتقل خواهد شد تا پرواز‌های آزمایشی‌اش را از آنجا انجام دهد.

هنوز معلوم نیست جدول زمانی ویرجین گلکتیک دقیقا چگونه به پایان خواهد رسید؛ اما با پرواز اخیر به‌نظر می‌رسد که مرحله‌ی نخست آزمایشی این شرکت طبق برنامه‌ریزی پیش‌رفته است.

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها