رنو مگان RS و فولکس واگن گلف GTI دو هاچ بک اسپرت باسابقه‌ی بازار هستند که حالا رقیبی جدیدی و درعین‌حال قدرتمند به‌نام هیوندای i30 N را دربرابر خود می‌بینند.

رنو و فولکس واگن را باید دو خودروسازی دانست که ید طولایی در ساخت خودروهای هاچ‌بک اسپرت دارند و اگر بخواهیم دقیق باشیم، از دهه‌ها قبل رنو با مدل رنو ۵ آلپاین و فولکس واگن با مدل گلف GTI بخش اعظم بازار هاچ‌بک‌های اسپرت را دراختیار دارند. باوجوداین، باید اذعان کرد رنو همواره در سایه‌ی فولکس واگن قرار داشته و هرگاه نام هاچ‌بک‌های جذاب به‌میان می‌آید، نخست فولکس واگن گلف GTI است که به ذهن خطور می‌کند. رنو البته در سال‌های اخیر پیشرفت زیادی کرده و مدل جدید مگان RS درکنار مدل فیس لیفت ۲۰۱۹ گلف GTI در بازارهای بزرگی چون استرالیا، رقابت جدی در بازار فروش دارند و هر دو نیز خودروهای موفقی هستند.

Hyundai i30 N/Renault Megane RS/Volkswagen Golf GTI

دراین‌بین، رقیب جدیدی از قاره‌ی آسیا وارد میدان شده و آن خودرویی نیست جز هیوندای i30 N. گرچه این خودرو فعلا چندان شناخته‌شده نیست، قرار است هیوندای را هم وارد این بخش از بازار کند و شروعی برای این شرکت محسوب می‌شود. نباید این‌طور فکر کرد که قدمت و سابقه در این بخش از بازار حرف نخست را می‌زند؛ چون هیوندای خودرویی بسیار توانا است و رقیبی جدی و سرسخت برای امثال گلف GTI به‌حساب می‌آید. فولکس واگن نیز بنا ندارد بازی را به‌راحتی به رقیب تازه‌وارد واگذار کند؛ به‌همین‌دلیل، در فیس‌لیفت ۲۰۱۹ بهینه‌سازی‌هایی روی گلف GTI انجام داده و ضمنا برخی از عناصر مهم نسل قبلی همانند کیت GTI Performance را حفظ کرده است.

Hyundai i30 N/Renault Megane RS/Volkswagen Golf GTI

مقاله‌های مرتبط:

بدترین خبر برای فولکس سواران را باید حذف جعبه دنده‌ی دستی برای مدل ۲۰۱۹ دانست و این خودرو تنها با جعبه دنده‌ی دوکلاچه قابل خرید است. در سمت دیگر رنو پیشرفت زیادی کرده، در نسل قبلی مگان RS عملکرد بسیار بالایی را ارائه می‌داد و به عنوان معیار سنجشی در این کلاس شناخته می‌شد. در نسل جدید هم مدل RS هم با جعبه دنده‌ی دستی قابل انتخاب بوده و هم سیستم تعلیق آن خیلی اسپرت است و گویی برای پیست مسابقه ساخته شده و همین موارد سبب می‌شوند مگان RS جدید بیش از هر مگان دیگری بتواند گلف GTI را تهدید کند.

هدف ما در این مطلب، یافتن بهترین خودرو هاچ‌بک اسپرت با قیمت کمتر از ۲۸هزار دلار است. حتما نام هوندا سیویک Type-R هم به ذهنتان خطور کرده؛ اما به‌دلیل قیمت بیشتر در این فهرست قرار نمی‌گیرد.

قیمت و امکانات

Volkswagen Golf GTI

فولکس واگن گلف GTI جدید دیگر قیمتی کمتر از ۲۸هزار دلار ندارد و ارزان‌ترین مدل آن ۳۱هزار و ۸۴۳ دلار قیمت دارد. اگر بخواهید با مبلغی کمتر فولکس واگنی با کد GTI داشته باشید، به‌سراغ مدل پولو GTI باید بروید که قیمتش ۲۱هزار و ۷۰۰ دلار است. با‌توجه‌به اینکه دیگر جعبه‌دنده‌ی دستی هم برای GTI دردسترس نیست؛ درنتیجه قیمت مدل پنج این خودرو درمقایسه‌با مدل سال قبل ۲هزار و ۸۰۰ دلار افزایش پیدا کرده است.

هیوندای با اختلاف کمی قیمت ارزان‌تری از فولکس واگن دارد و قیمت پایه‌ی آن از ۲۷هزار و ۳۰۰ دلار آغاز می‌شود و در گران‌ترین مدل به ۲۹هزار و ۴۰۰ دلار می‌رسد. هیوندای i30 N درحالی‌که قیمت ارزان‌تری دارد، امکاناتش در دیگر رقبا وجود ندارند. برخی از امکانات این خودرو عبارت‌اند از: سیستم شارژر بی‌سیم تلفن‌همراه، صندلی‌های جلو با تنظیم برقی، گرم‌کن صندلی‌های جلو و گرم‌کن فرمان. تجهیزات هیوندای به همین موارد ختم نمی‌شود و این خودرو در کلاس خود، تنها خودرو مجهز به رادیو دیجیتال به‌شمار می‌رود. همچنین تمامی مدل‌های هیوندای i30 N به سیستم ترمز خودکار اضطراری و رادار بین خطوط مجهز هستند که هر دو از امکانات بسیار کاربردی و مناسبی برای راننده محسوب می‌شوند.

Volkswagen Golf GTI

گلف GTI در بخش امکانات به‌صورت استاندارد به کروزکنترل هوشمند و سیستم پارک خودکار و سیستم هشدار نقطه‌ی کور مجهز است. رنو مگان فرانسوی در مدل دنده‌دستی ۳۰هزار و ۸۰۰ دلار و در مدل دوکلاچه ۳۲هزار و ۹۰۰ دلار قیمت دارد که مدل آزمایش‌شده از مدل اخیر است. قیمت مدل دوکلاچه‌ی رنو ۱۴۰۰ دلار از GTI گران‌تر است؛ ولی درعوض، همانند هیوندای از رینگ‌های بزرگ‌تر نوزده‌اینچی و رنگ‌آمیزی ویژه برای بدنه برخوردار است. در بخش ظاهری، گلف GTI را از روی سپرهای اسپرت جلو و عقب و خطوط افقی متفاوت در جلوپنجره می‌توان شناسایی کرد. هیوندای i30 N نه‌تنها از سپرهای اسپرت برخوردار است؛ بلکه گِل‌گیرهای آن نیز پهن‌تر از i30 استاندارد است و ارتفاع از سطح زمین کمتری نیز دارد.

در آخر هم رنو مگان RS با کیت بدنه‌ی منحصربه‌فردش قرار دارد که فقط درهای آن با رنو مگان GT مشترک است. کیت بدنه‌ی مگان RS شامل سپرهای اسپرت دیفیوزردار است. به این نکته نیز اشاره کنیم که مهندسان بخش F1 رنو در طراحی و ساخت سرسیلندر مدل RS مشارکت کرده‌اند.

درنهایت، تیم آزمایش CarAdvice در این بخش بیشترین امتیاز را به رنو دادند.

عملکرد

Hyundai i30 N

امسال وارد بیستمین سالی می‌شویم که گلف GTI به توربوشارژر مجهز شده است. اولین نسل GTI که توربوشارژر داشت، مدل سال ۱۹۹۸ بود که پیشرانه‌ی ۱.۸لیتری آن می‌توانست ۱۴۷ اسب‌بخار قدرت تولید کند و در ۷.۹ ثانیه به شتاب صفر تا صد کیلومتر برسد.

هفتمین نسل گلف حالا با قدرت ۲۴۱اسب‌بخاری پیش روی ماست و شتاب صفر تا صد کیلومتر را در زمانی بین ۶.۲ تا ۶.۴ ثانیه ثبت می‌کند. علاوه‌براین، گلف GTI، تنها خودرو این رقابت با قدرت کمتر از ۲۶۸ اسب‌بخار است. هیوندای i30 N از پیشرانه‌ی چهارسیلندر دولیتری توربو خود می‌تواند ۲۷۰ اسب‌بخار بیرون بکشد و درنهایت، رنو مگان RS با وجود برخورداری از پیشرانه‌ی کوچک‌تر ۱.۸لیتری، به‌دلیل قدرت ۲۷۴اسب‌بخاری پیشرانه‌‌اش قوی‌ترین خودرو در این جمع است.

مگان RS با شتاب ۵.۸ثانیه‌ای خود که با مدل RS275 تروفی نسل قبل برابری می‌کند، سریع‌ترین خودرو این رقابت است و پس‌ازآن، هیوندای دنده‌دستی با شتاب ۶.۲ثانیه‌ای و سپس، گلف GTI قرار دارند. دراین‌میان، گلف GTI، تنها خودرو فاقد سیستم لانچ‌کنترل گروه است.

در بحث گشتاور تولیدی پیشرانه، هیوندای با گشتاور ۳۵۳نیوتون‌متری کمترین گشتاور را در بین اعضای گروه دارد؛ ولی درعوض، گشتاور خود را در پایین‌ترین دور ممکن، یعنی بازه‌ی ۱۴۵۰ تا ۴۷۰۰ دوربردقیقه، دراختیار راننده قرار می‌دهد و در حالت تخت‌گاز نیز سامانه‌ی Overboost اجازه‌ی افزایش گشتاور تا ۳۷۸ نیوتون‌متر را می‌دهد.

Hyundai i30 N

گلف GTI با گشتاور ۳۷۰ نیوتون‌متر در دور موتور ۱۵۰۰ تا ۴۳۰۰ دوربردقیقه در میانه‌ی گروه قرار دارد. مگان RS هم با گشتاور ۳۹۰نیوتون‌متری در جایگاه نخست قرار دارد؛ اما خیلی هم نباید فریب اعداد و ارقام را خورد؛ چون گشتاور رنو در دور موتور کمتر از ۲۴۰۰ دوربردقیقه به‌دست نمی‌آید. هریک از این هاچ‌بک‌های اسپرت عملکردی متفاوت دارند. تأخیر توربو در هیوندای از بقیه بیشتر و محسوس‌تر است. صدای جذابی هم که در نسل قبلی گلف GTI هنگام افزایش دنده شنیده می‌شد، در مدل ۲۰۱۹ وجود ندارد. هیوندای i30 N صدای اگزوز بسیار جذابی دارد؛ به‌طوری‌که اگر چشمانتان را ببندید و درون هیوندای بنشینید احساس حضور در خودرو رالی به شما دست می‌دهد.

هیوندای i30 N و رنو مگان برای تولید صدای جذاب از روشی مشابه استفاده می‌کنند. برای این کار هیوندای از سیستمی با نام اکتیو اگزوز استفاده کرده که صدای پیشرانه را به‌صورت مصنوعی تولید می‌کند. رنو نیز وقتی حالت رانندگی را در حالت اسپرت یا مسابقه (Race) قرار دهید، صدای اگزوز از بلندگوها پخش می‌شود. تفاوت در اینجاست که صدای پخش‌شده در کابین رنو صدای واقعی پیشرانه است؛ ولی در هیوندای این‌گونه نیست. وقتی در رنو پای خود را از روی پدال گاز برمی‌دارید، صدای جذابی تولید می‌شود.

مگان RS پیشرفت رنو در ساخت گیربکس‌های دوکلاچه را نشان می‌دهد. جعبه‌دنده‌ی EDC این خودرو نسخه‌ای بهینه‌سازی‌شده و ارتقایافته از جعبه‌دنده‌ی رنو کلیو RS است که آن را پس از جعبه‌دنده‌ی PDK پورشه، می‌توان بهترین جعبه‌دنده‌ی دوکلاچه ازنظر عملکرد دانست. در‌حالی‌که فولکس واگن نیز از جعبه‌دنده‌ی DSG استفاده می‌کند، در عملکرد آن نارسایی‌هایی به‌چشم می‌خورد. این درحالی است که جعبه‌دنده‌ی رنو عملکردی بسیار خوب و هوشمندانه دارد. هیوندای نیز جعبه‌دنده‌ای دوکلاچه را برای i30 N دردست توسعه دارد؛ ولی تا اواخر سال ۲۰۱۹ به بازار نخواهد آمد. جعبه‌دنده‌ی شش‌سرعته‌ی دستی هیوندای به سیستم همخوان‌سازی با دور موتور مجهز است.

در بحث مصرف سوخت، هیوندای پرمصرف‌ترین عضو گروه است و در حالت ترکیبی، هشت لیتر بنزین را در هر صد کیلومتر مصرف می‌کند. در مقابل، رنو مگان فقط ۷.۵ لیتر و فولکس واگن نیز ۶.۵ لیتر بنزین را در هر صد کیلومتر می‌سوزانند. در شرایط آزمایش واقعی، مصرف سوخت افزایش پیدا می‌کند. برای مثال، مصرف ترکیبی مگان تا ۱۵.۸ لیتر و هیوندای تا ۱۳.۲ لیتر و گلف تا ۱۲ لیتر در هر صد کیلومتر افزایش پیدا کردند. دراین‌میان، مگان RS بیشترین هزینه‌ی سوخت را دارد؛ چون پیشرانه‌ی آن به بنزین اکتان ۹۸ نیاز دارد؛ ولی دو خودرو دیگر با بنزین اکتان ۹۵ نیز همخوانی دارند.

سواری و هندلینگ

Renault Megane RS

رنو مگان RS به بسته‌ی ۱۰۵۰دلاری Cup مجهز است که کالیپرهای ترمز برمبو و لنت‌های ترمز قوی‌تر و دیفرانسیل اسپرت لغزش محدود را شامل می‌شود؛ اما این بسته را فقط در مدل دنده‌دستی می‌توان انتخاب کرد. جالب اینجا است مگان با اینکه اسپرت‌ترین خودرو در بین این سه خودرو محسوب می‌شود، بهترین سواری را هم دارد و خشک‌ترین سواری متعلق به هیوندای است.

در یک مسیر کوهستانی ۳ کیلومتری عملکرد مگان بسیار خوب و پایدار است، البته با توجه به فرمان پذیر بودن چرخ‌های عقب در این خودرو چنین چیزی طبیعی است. سیستم چهارچرخ فرمان پذیر در سرعت زیر۶۰ کیلومتر بر ساعت چرخهای عقب را خلاف جهت چرخ‌های جلو زاویه می‌دهد و با افزایش سرعت، چرخ‌های عقب موازی با چرخ‌های جلو زاویه می‌‌گیرند.هیوندای اما بیشتر حس یک خودروی قدیمی‌تر را داشته و در عوض لذت خالص دنده دستی را با خود به همراه دارد.تنها خودرویی کره‌ای که می‌توان عملکرد فرمان بهتری از هیوندای i30 N دارد کیا استینگر است. هر سه خودروی این تست به سیستم تقسیم گشتاور در محور جلو مجهزاند ولی در هیوندای این قضیه به شکل مکانیکی انجام می‌شود و به پیچیدگی رقبای اروپایی نیست. عملکرد سیستم کنترل کشش رنو هم بسیار خوب است و با استفاده از ترمزها می‌تواند نیروی هر چرخ را کنترل کند. فولکس واگن GTI نسل قبلی از هرزگردی زیاد چرخ‌های جلو در نسل قبلی رنج می‌برد بنابراین سازنده تصمیم گرفت تا در فیس لیفت مدل ۲۰۱۹ با استفاده از قفل دیفرانسیل کلاچ دار این مشکل را حل کند.

Renault Megane RS

درکل، عملکرد هر سه خودرو درخورتوجه است و از انحراف فرمان‌گیری گشتاوری خبری نیست. فولکس واگن در مدل ۲۰۱۹ ترمزهای گلف GTI را ارتقا داده؛ ولی همچنان ترمزگیری دو رقیب دیگر حس بهتری منتقل می‌کند. درباره‌ی کیفیت سواری نیز هیوندای خشک‌ترین سیستم تعلیق را دارد و در مسافت طولانی ممکن است آزاردهنده باشد. پس‌از‌آن، فولکس GTI قرار دارد و رنو مگان RS بهترین سواری را ارائه می‌دهد و اصلا دست‌اندازها را در این خودرو حس نمی‌کنید. افزون‌براین، در جاده می‌توانید از کروزکنترل هوشمند مگان و گلف لذت ببرید و این  قابلیتی است که در i30 N وجود ندارد.

کابین

کابین مگان هنوز به‌طور گسترده از پلاستیک استفاده کرده؛ اما درمقایسه‌با نسل قبلی RS بسیار بهتر است و امکان سفارش تودوزی چرم آلکانترا با قیمت ۸۳۳ دلار نیز در آن وجود دارد. فرمان مگان هم از روکش چرمی بهره‌مند است و به‌سیاق خودروهای مسابقه‌ای نوار قرمزرنگی در بخش بالایی آن نصب شده است.

Renault Megane RS

رنو سعی کرده داشبورد را تاحدامکان خلوت کند؛ به‌همین‌دلیل، از نمایشگر ۸.۷اینچی به‌شکل عمودی استفاده شده که بیشتر کارها از داخل آن انجام می‌شوند. این کار رنو به‌نوعی پیروی از ولوو و تسلا محسوب می‌شود. دقت صفحه‌ی لمسی زیاد است؛ ولی بالاآمدن صفحات گاهی به‌کُندی انجام می‌شود. رنو سیستم صوتی حرفه‌ای Bose را نیز به قیمت ۳۵۰ دلار عرضه می‌کند. با واردشدن به هیوندای متوجه کابینی ارزان‌تر خواهید شد و به‌نظر می‌رسد این شرکت بیشتر انرژی‌اش را روی بخش فنی i30 N گذاشته است. هیوندای صندلی و فرمان اسپرتی دارد. کلیدهای تغییر حالت رانندگی به رنگ آبی روی فرمان قرار دارد که با دیدن آن‌ها متوجه می‌شوید با نسخه‌ی i30 معمولی طرف نیستید. هیوندای همچنین تنها خودرو این جمع است که آمپرهای آنالوگ دارد.

Hyundai i30 N

گلف GTI از مدل فیس‌لیفت به‌صورت استاندارد از پشت آمپرهای دیجیتال بهره‌مند است. عملکرد سیستم مالتی‌مدیای این خودرو نیز بهترین در این کلاس است و می‌توان با پرداخت ۱۶۱۰ دلار از سیستم صوتی ۴۰۰واتی با نمایشگر ۹.۲اینچی نیز بهره‌مند شد. با سفارش بسته‌ی لاکچری ۲۷۳۰دلاری برای گلف GTI امکانات دیگری همانند سقف پانوراما، صندلی های چرمی، کنترل برقی صندلی راننده و گرم‌کن صندلی‌های جلو را دریافت خواهید کرد.

با اینکه کابین گلف در بین لوکس‌ترین رقبا است؛ اما به‌نظر می‌رسد همانند هیوندای در گلف نیز می‌توانستیم طراحی اسپرت‌تری را شاهد باشیم. ازنظر فضاسازی نیز گلف بهترین است؛ به‌طوری‌که با وجود اینکه کوتاه‌ترین خودروست؛ اما فضای داخلی آن با بزرگ‌ترین عضو گروه، یعنی رنو مگان RS مقایسه‌کردنی است. هیوندای با اینکه کوچک‌ترین فضای عقب را دارد،  خودرو چندان نامطلوبی نیست و تنها افراد قدبلند در آن احساس ناراحتی خواهند کرد.

Volkswagen Golf GTI

هر سه خودرو ازنظر فضای سر نزدیک به‌هم هستند؛ اما فقط هیوندای است که دریچه‌های تهویه برای سرنشینان عقب ندارد. در زمینه‌ی فضای صندوق هم هر سه خودرو قابلیت تاکردن صندلی‌های عقب برای افزایش فضای صندوق را دارند. مگان به‌دلیل پهنای بیشتر صندوق بزرگ ۴۳۴لیتری دارد و فضای صندوق هیوندای و گلف GTI به‌ترتیب ۳۸۱ و ۳۸۰ لیتر است.

هزینه‌ی نهایی

Volkswagen Golf GTI/Hyundai i30 N/Renault Megane RS

همان‌طورکه قبلا اشاره کردیم، رنو مگان با‌ توجه‌ به نیاز به سوخت باکیفیت، بیشترین هزینه‌ی سوخت را دارد. خبر بد دیگر هم این است که مگان دیگر با گارانتی پنج‌ساله برای مدل‌های RS عرضه نمی‌شود. درعوض، هیوندای و فولکس هر دو گارانتی مناسب پنج‌ساله دارند. هزینه‌ی نگه‌داری هیوندای در هر دوره‌ سرویس دَه‌هزار کیلومتر یا دوازده‌ماهه ۲۰۹ دلار است. برای فولکس واگن سرویس پانزده‌هزار کیلومتر ۲۶۳ دلار و سرویس پنج‌ساله نیز ۵۵۳ دلار هزینه دارد. سرویس‌های رنو هم هر بیست‌هزار کیلومتر یا یک سال هستند و با قیمت ۲۷۹ دلار انجام می‌شوند.

نتیجه‌گیری

Volkswagen Golf GTI/Hyundai i30 N/Renault Megane RS

گلف GTI را به‌عنوان بنیان‌گذار این کلاس خودرو، باید بسیار مناسب دانست؛ چراکه خریدارانش را به‌خوبی راضی نگه می‌دارد. گرچه نبود گیربکس دنده‌ای در این خودرو بسیاری را دلتنگ می‌کند، همچنان گلف انتخاب خوبی است. هیوندای i30 N نیز تازه‌وارد این کلاس است؛ ولی رانندگی بسیار اسپرتی را ارائه می‌کند و توانایی‌های زیادی دارد و بیشتر به درد افراد عاشق رانندگی می‌خورد.

مگان RS خودرو گرانی است؛ اما ازنظر فناوری نیز برتری‌هایی همانند جعبه‌دنده‌ی EDC (با عملکردی بهتر از جعبه‌دنده‌ی DSG فولکس واگن) و کمک فنرهای دوتایی و سیستم فرمان‌پذیری چرخ‌های عقبی دارد. البته اگر مگان جذاب بخواهید، بهتر است مدل دنده‌دستی این خودرو را با بسته‌ی Cup سفارش دهید که هم توانایی‌های بیشتری دارد و هم راحتی بهتری ارائه می‌کند. در کل برنده‌ی این رقابت CarAdvice، رنو مگان RS انتخاب شده است.


شاید با خود فکر کنید که پارکینگ خودروها نمی‌توانند چندان هم جذاب به‌نظر بیاید، اما تعداد زیادی پارکینگ در سراسر جهان وجود دارد که با معماری فوق‌العاده و غیرعادی خود توجه هر رهگذری را به خود جلب می‌کنند.

برخی از پارکینگ‌ها دارای معماری منحصربه‌فردی هستند که می‌توانند توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب کنند. این پارکینگ‌ها ممکن است در زیر زمین یا تا چندین طبقه روی زمین ساخته شوند. خودروها ممکن است توسط خود راننده پارک شوند یا هر خودرو توسط بازوهای مکانیکی در جای پارک خود قرار گیرند. در این مقاله به معرفی چند نمونه از پارکینگ‌هایی با معماری جالب و شگفت‌انگیز  می‌پردازیم.

با حرکت در میامی‌بیچ در ایالت فلوریدا، می‌توانید پارکینگی را ببینید که غیرممکن است با نورپردازی خارق‌العاده‌اش که طراحی فضای باز آن را به خوبی به نمایش می‌گذارد، دیده نشود. در آمستردام، دو سازه مارپیچی شکل به ارتفاع ۱۰۰ متر وجود دارد که به منظور هدایت خودروها به پارکینگ اصلی مرکز کنفرانس RAI، ساخته شده‌اند. اما یکی از عجیب‌ترین پارکینگ‌ها، در استان هلند جنوبی قرار دارد. ساختمان این پارکینگ در زیر تپه‌های شن و ماسه قرار دارد. این بنا مانند دیواره‌ای، از شهر کوچکی که در نزدیکی ساحل قرار دارد، در برابر وقوع سیل حفاظت می‌کند. بنابراین همین جا پارک کنید و به پایین صفحه بروید تا جالب‌ترین و مدرن‌ترین پارکینگ‌های سراسر جهان را ببینید.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

این پارکینگ شگفت‌انگیز، در جاده ۱۱۱۱ لینکلن در میامی‌بیچ در فلوریدا قرار دارد و توسط شرکت سوئیسی هرتزوگ‌و‌دمورن، طراحی شده است. طراحی غیرمعمول این پارکینگ، به کمک ترکیبی از نورپردازی بسیار زیبای آن، در شب نمایان‌تر می‌شود.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

یک جفت ساختمان مارپیچی حلزونی شکل به ارتفاع ۱۰۰ متر، دسترسی به یک پارکینگ خودرو در آمستردام را فراهم می‌کند. این ساختمان‌ها، به‌منظور دسترسی به محوطه پارکینگ اصلی مرکز کنفرانس RAI ساخته شده‌اند.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

پارکینگ تپه‌ای شکل ساخته شده توسط شرکت Royal HaskoningDHV در استان هلند جنوبی مانند یک دیوار دفاعی، از ساحل کوچکی که در نزدیکی آن قرار دارد، مراقبت می کند. این یک پارکینگ زیرزمینی است و جایزه بهترین ساختمان ب سبک معماری هلندی در سال ۲۰۱۶ را به خود اختصاص داده است.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

این پارکینگ چند طبقه در دموین، آیوا، توسط Substance Architecture برای یک شرکت کسب‌و‌کار ساخته شده است. این پارکینگ می‌تواند ۱۴۱۲ اتومبیل را در خود جای دهد و دارای دو ایستگاه شارژ برای خودروهای الکتریکی است. هدف اصلی در طول فرآیند طراحی، ایجاد ساختمانی بود که جلوی دید دانشگاه را مختل نکند؛ درنتیجه، دو طبقه آن نیز زیر زمین ساخته شده است.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

در واحدهای تولیدی فولکس واگن در وولفسبورگ آلمان، از دو سیلوی عمودی ۱۶ طبقه‌ای به‌عنوان پارکینگ موقت برای خودروها، قبل از تحویل آن به مشتریان استفاده می‌شود. این واحدهای ذخیره سازی توسط HENN طراحی شده و مواد سازنده آن، فولاد گالوانیزه و شیشه است. اتومبیل‌ها به کمک یک سیستم داخلی رباتیک پارک می‌شوند، در واقع خودروها به کمک بازوهای مکانیکی در محل مورد نظر قرار داده می‌شوند. هر سیلو به‌طور همزمان، ۴۰۰ ماشین را در خود جای می‌دهد.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

استودیوی فناوری لمسی لندن یک پارکینگ چند طبقه‌ای را در پارک المپیک لندن ۲۰۱۲ با استفاده از پانل‌های فلزی مثلثی بازسازی کرده است. معماری این بنا به کمک ترکیبی از نور و سایه اشکال سه‌بعدی را که در طول روز تغییر می‌کنند، ایجاد می‌کنند.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

پارکینگ Welbeck در سال ۱۹۷۱ توسط مایکل بلامین و همکاران طراحی شده است. این پارکینگ، در حال حاضر بسته است و شورای وستمینیستر حکم تخریب آن را به‌منظور ساخت یک هتل ۱۰ طبقه‌ای دارای استخر آبگرم، رستوران و بام‌باغ و بهارخواب، تصویب کرده است.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

پارکینگ طبقاتی Gateshead در سال ۱۹۶۷ ساخته شد و یکی از معروف‌ترین فیلم‌های گانگستری بریتانیا، با نام کارتر را بگیرید، در آن فیلم‌برداری شد. این پارکینگ در زمان ساخت خود، یک مدل ایده‌آل آرمانی بود، اما در سال ۲۰۱۰ تخریب شد.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

«انجمن معماران الیوت» (Elliott + Associates Architects)، این پارکینگ را در اکلاهما سیتی، برای شرکت Chesapeake Energy طراحی کرده است. این ساختمان با باله‌های عمودی سفید رنگ پوشانده شده است.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

پارکینگ رنگارنگ سانتو‌مونیکا‌مدرن توسط معماران مور‌روبل‌یودل با در نظر گرفتن محیط زیست طراحی شده است. پانل‌های خورشیدی روی پشت‌بام، به‌عنوان سایه‌بانی برای پارکینگ طبقه بالا و نیز برای ذخیره‌سازی انرژی‌های تجدیدپذیر در محل طراحی شده‌اند. بسیاری از مصالح مورد استفاده در ساخت آن از مواد بازیافت شده می‌باشند و سطوح آن با رنگ‌هایی با کم‌ترین میزان مواد سمی رنگ‌آمیزی شده است.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

پارکینگ زیبای کوردوا در سال ۲۰۰۴ با هزینه ۱ تیلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان، ساخته شد و بخشی از طرح ونکوور برای احیای منطقه مرکزی شهر بود. این پارکینگ توسط معماران Henriquez Partners طراحی شده است.

شگفت انگیزترین پارکینگ های جهان

این پارکینگ طبقاتی توسط (Abscis Architecten) برای بیمارستان (AZ Sint-Lucas) در گنت، بلژیک طراحی شده است. فضای پارکینگ به دو بخش تقسیم شده و هر طبقه با حصار فلزی سوراخ سوراخی پوشانده شده است.

 

 


الگوریتم جدید یادگیری ماشینی، بسیار ساده‌تر از قبل می‌تواند کدهای امنیتی کپچا را حدس بزند. الگوریتم جدید روی ۳۳ وبسایت محبوب با موفقیت آزمایش شده است.

محققانی از انگلیس و چین، موفق به توسعه‌ی الگوریتم جدیدی مبتنی بر یادگیری ماشین شده‌اند که می‌تواند کدهای امنیتی کپچا (CAPTCHA)‌ را بسیار ساده‌تر، سریع‌تر و با دقت بالاتری نسبت‌به تمام روش‌های قبلی حدس بزند.  

الگوریتم جدید مبتنی بر شبکه‌ی رقابتی مولد (GAN)، توسط دانشمندانی از دانشگاه لنکستر انگلیس، دانشگاه نورت وسترن چین و دانشگاه پکینگ چین توسعه یافته است. GAN‌ها، کلاس ویژه‌ای از الگوریتم‌های هوش مصنوعی هستند که برای مواردی که به مقادیر زیادی از داده‌ برای آموزش دادن الگوریتم، دسترسی وجود ندارد، به‌کار برده می‌شوند. معمولا در الگوریتم‌های مبتنی بر یادگیری ماشین، برای آنکه الگوریتم بتواند کار خود را به‌درستی و با دقت بالاتری به‌انجام برساند، نیاز به میلیون‌ها داده برای آموزش الگوریتم وجود دارد.  

مقاله‌های مرتبط:

الگوریتم GAN دارای مزیت‌های قابل‌توجهی است. یکی از مزایای الگوریتم GAN آن است که می‌تواند با استفاده از داده‌های اولیه‌ی بسیار کمتری نسبت به سایر الگوریتم‌ها کار کند. علت آن است که الگوریتم GAN از مولفه‌ی موسوم به «مولد» یا‌ «generative»، برای تولید داده‌‌‌ی شبیه به‌یکدیگر استفاده می‌کند. سپس، داده‌های تولیدشده به الگوریتم «حل‌کننده‌» یا «solver» تغذیه می‌شوند. این الگوریتم تلاش می‌کند تا خروجی را حدس بزند.

وقتی دو عنصر GAN دربرابر یکدیگر قرار می‌گیرند، قسمت solver یا حل‌کننده‌ی الگوریتم، عملکرد بهتری از خودش نشان می‌دهد و شبیه به این است که با میلیون‌ها داده، آموزش دیده باشد. محققان انگلیسی و چینی، از این ایده برای شکستن کد CAPTCHA استفاده کردند. اکثر قریب به اتفاق مطالعات قبلی انجام‌شده در این زمینه، از الگوریتم‌های یادگیری ماشین کلاسیک استفاده می‌کردند که نیاز به مقادیر زیادی از داده‌های اولیه‌ی آموزش‌داده‌شده به سیستم بود. 

محققان معتقدند که در دنیای واقعی، کسی که قصد حمله به یک وبسایت را دارد، نمی‌تواند میلیون‌ها کد کپچا (CAPTCHA)‌ برای وبسایت یا API تولید کند و شناسایی نشود یا آن وبسایت ممنوعیتی برای ورود وی درنظر نگیرد. به‌همین دلیل، محققان در تحقیق خود، تنها از ۵۰۰ کد متنی کپچا از هر یک از ۱۱ سرویس کد متنی CAPTCHA برای ۳۲ وبسایت برتر از نظر الکسا استفاده کردند. محققان معتقدند:

برای جمع‌آوری ۵۰۰ کپچا، کمتر از ۲ ساعت زمان (کمتر از ۳۰ دقیقه برای بیشتر طرح‌ها)، و کمتر از ۲ ساعت برای برچسب‌گذاری آن‌ها برای یک کاربر زمان صرف شد. این بدان معنی است که تلاش و هزینه‌ی کمتری برای شکستن کد کپچا صرف شده است. 

در جدول ذیل، فهرستی از داده‌های آموزشی دیده می‌شود که شامل کد متنی CAPTCHA از سایت‌هایی همچون ویکی‌پدیا، مایکروسافت، eBay، بایدو، گوگل، Alipay، JD، Qihoo360، سینا، ویبو و Sohu است. 
کد کپچامحققان پس از جمع‌آوری و آموزش حل‌کننده‌های GAN با استفاده از ایجاد بیش از  ۲۰۰٫۰۰۰ کد متنی کپچای مصنوعی، توانستند الگوریتم‌های خود را در مقایسه با سایر سیستم‌های کد متنی کپچا که در اینترنت استفاده می‌شوند، مورد آزمایش قرار دهند که پیش از این توسط محققان دانشگاهی دیگری مورد آزمایش قرار گرفته بودند. محققان اعلام کردند: 

جدول، مقایسه‌ی خوبی بین روش‌های حمله قدیمی با روش الگوریتم جدید نشان می‌دهد. در این آزمایش، رویکرد جدید در مقایسه با تمام روش‌های قبلی، عملکرد بهتر و نتایج قابل‌توجه بهتری را نشان می‌دهد. 

کد کپچا

محققان اعلام کردند که روش پیشنهادی آن‌ها می‌تواند با دقت ۱۰۰ درصد،‌ کدمتنی کپچا را در سایت‌هایی مانند Megaupload، Blizzard و .NET حدس بزند. باتوجه به آزمایش‌های انجام‌شده روی ۳۰ سایت دیگر، مشخص شد که روش محققان از دقت بالاتری نسبت به تمام روش‌های قبلی برخوردار است. در این بررسی، سایت‌هایی همچون آمازون، Digg، Slashdot، PayPal، یاهو و QQ مورد بررسی قرار گرفتند. محققان اعلام کردند که الگوریتم جدید آن‌ها علاوه‌بر اینکه از دقت بالاتری نسبت به روش‌های قبلی برخوردار است، کارایی بهتر و قیمت پایین‌تری هم دارد. محققان اعلام کردند:

الگوریتم جدید می‌تواند با استفاده از یک کامپیوتر دسکتاپ، کد متنی کپچا را در کمتر از ۰.۰۵ ثانیه حدس بزند. 

کد کپچا

این بدان معنی است که مهاجمان نیازی به خرید و پرداخت هزینه‌ برای سرورهای رایانه‌ای گران‌قیمت ندارند تا بتوانند کدها‌ی متنی CAPTCHA را بلادرنگ در وبسایت‌های مورد نظرشان حدس بزنند. وقتی مهاجمی، الگوریتم کد متنی کپچا را آموزش داده است، می‌تواند از این الگوریتم روی دسکتاپ یا وب سرور معمولی استفاده کند و حملات DDoS یا حملات اسپم را روی وبسایت‌هایی که از سرویس کد متنی کپچا استفاده می‌کنند، به‌انجام برساند. از آنجایی که آموزش دادن الگوریتم بسیار ساده است، چنین افرادی می‌تونند به‌راحتی الگوریتم را آموزش بدهند. دکتر ژنگ وانگ، مدرس ارشد دانشکده محاسبات و ارتباطات دانشگاه لنکستر و همکارانش در این تحقیق اعلام کردند:

چنین وضعیتی واقعا ترسناک است. این بدان معنی است که اولین سد دفاع امنیتی بسیاری از وبسایت‌ها دیگر قابل اعتماد نیست.

دکتر ژنگ و تیم تحقیقاتی او توصیه می‌کنند که صاحبان وبسایت‌ها اقدامات دیگری را برای تشخیص روبات‌‌ها و ایجاد چندین لایه‌ی امنیتی مورد توجه قرار بدهند؛ مثلا می‌توانند از روش‌هایی نظیر استفاده از الگوها، موقعیت مکانی یا داده‌های بیومتریک استفاده کنند. در اوایل سال جاری میلادی، گوگل چنین سرویسی را تحت عنوان نسخه‌ی ۳ ابزار کپچا معرفی کرد. گوگل اعلام کرد که نسخه‌ی جدید سرویس کپچا با الگوریتم‌های مبتنی بر یادگیری ماشین کار می‌کند تا بتواند روبات‌ها را از کاربران واقعی تشخیص بدهد. 

دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام

  • دسته‌بندی نشده
  • دسامبر 30, 2018
بدون دیدگاه

این مطلب از وب سایت دان موزیک • دانلود آهنگ. انتشار گردید.

دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام

در این پست می توانید آهنگ مجید خراطها چشمام را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام

download song | Singer: Majid Kharatha | Song name: Cheshmam  | With the text song Share To Majid Kharatha-Cheshmam Mo on your social network

خواننده نام آهنگ تنظیم دسته بندی
مجید خراطها چشمام حمید احدی ترانه غمگین

 

تکس موزیک مجید خراطها چشمام

 

🎵 یه وقتایی هرچی صداتو میبری 🎵

🎵 بالاتر کمتر صداتو میشنون 🎵

🎵 اما یه وقتا چشماته که داد میزنه … 🎵

🎵 الان چشمام باهات حرف داره 🎵

🎵 یه دقیقه تو چشام نگاه کن هیچی نگو 🎵

🎵 چشمامو میبینی میبینی داغونم 🎵

🎵 داغونه این خونه خونه دلتنگه 🎵

🎵 خونمون دلتنگه دلتنگ چشماتو چشماتو 🎵

🎵 میبینم میبینم سردی تو چه خونسردی 🎵

🎵 انگار اصلا نمیدونی با خودم گیرم 🎵

🎵 از چی دلگیرم تو خودم میرم 🎵

🎵 ولی چشمات که میدونه تو 🎵

🎵 یه بی اعصاب من یه دیوونه من بی تقصیرم 🎵

🎵 انگار اصلا نمیدونی با خودم گیرم 🎵

🎵 از چی دلگیرم هی تو خودم میرم 🎵

🎵 ولی چشمات که میدونه تو یه 🎵

🎵 بی اعصاب من یه دیوونه من بی تقصیرم 🎵

🎵 چشمامو میبینی میبینی داغونم 🎵

🎵 داغونه این خونه خونه دلتنگه 🎵

🎵 خونمون دلتنگه دلتنگ چشماتو چشماتو میبینم 🎵

🎵 میبینم سردی تو چه خونسردی 🎵

 

 

دانلود آهنگ مجید خراطها چشمام


بی‌ام‌و در حال تولید سیستم محرکه‌ی برقی جدیدی است که علاوه‌بر حجم و وزن پایین، پیچیدگی کمتر و سازگاری بیشتر با محیط زیست دارد.

بی‌ام‌و در آینده‌ی نزدیک از سیستم محرکه جدید نسل پنجم خود برای مدل‌های برقی و پلاگین هیبرید رونمایی خواهد کرد. خودروساز آلمانی معتقد است که تحقیقات این شرکت به نتایج خوبی نزدیک می‌شود و در آینده باید منتظر اخبار خوشی باشیم. این تحقیقات باعث حصول اطمینان از دستیابی به تمام جنبه‌های مورد نیاز خودروهای آینده خواهند شد، هرچند که ممکن است کمی با تأخیر همراه باشد. بااین‌حال چنین فناوری، بی‌ام‌و را قادر می‌سازد که سریع‌تر از سایر شرکت‌های رقیب در زمینه‌ی تولید خودروی الکتریکی (مانند تسلا) به قابلیت سازگاری با تقاضای بازار دست یابد. بنابراین اهمیت نسل پنجم سیستم محرکه‌ی در اینجا مشخص می‌شود که چرا این شرکت روی آن سرمایه‌گذاری می‌کند. 

نسل آینده موتورهای الکتریکی، حجم و وزن کمی دارند

این همان موردی است که اکثر مقامات این شرکت در مصاحبه‌های مختلف به آن اشاره می‌کنند. اخيراً استفان یوراشک، معاون توسعه سیستم محرکه برقی بی‌ام‌و ادعاهای جالبی درباره‌ی واحد تولید قدرت در خودروهايی مانند iX3 و i4 مطرح کرد. به‌گفته‌ی یوراشک، مزیت اساسی در سیستم محرکه‌ی نسل پنجم بی‌ام‌و این است که موتور الکتریکی، جعبه‌دنده و واحد کنترل الکترونیکی هم‌اکنون دستگاهی یکپارچه را تشکیل می‌دهند. این واحد بسیار جمع‌وجور، فضای بسیار کمتری نسبت به سه جزء جداگانه که در نسل‌های گذشته استفاده می‌شود، اشغال می‌کند.

bmw / بی ام و خودروی الکتریکی

مسئله‌ی فضا و وزن در خودروی الکتریکی ممکن است حتی مهم‌تر از مدل‌های معمولی باشد؛ زیرا باتری فضای بسیار زیادی را اشغال می‌کند و بخش عمده‌ای را به خود اختصاص می‌دهد. بی‌ام‌و قصد دارد محصولاتی تولید کند که تاحد ممکن جمع‌وجور و با حجم و وزن کم باشند. باتوجه‌به اینکه هنوز مشخص نیست چه زمانی خودروسازان به نتایج قطعی در این زمینه می‌رسند، آن‌ها فعلاً انعطاف‌پذیر هستند و خودروهای مجهز به پیشرانه‌های احتراق داخلی برای مشتریان تولید می‌کنند. 

بااین‌حال بی‌ام‌و باتوجه‌به سیستم محرکه‌ی برقی جدید خود که مقیاس‌پذیر است، تا حدودی با مشکل اغلب سازندگان درگیر نیست. سیستم جدید به این شرکت اجازه می‌دهد تا آن را طبق فضای نصب و الزامات قدرت خودروی برقی تغییر دهد. تلاش مداومی برای توسعه‌ی باتری در این شرکت انجام می‌شود و نسل پنجم سلول‌های باتری آن ماژولار هستند که به آن‌ها اجازه می‌دهد این باتری‌ها را درنهایت انعطاف‌پذیری روی هر نوع معماری خودرو سوار کنند. این توانایی‌ها را اگر درکنار واحد شارژ مستقیم/متناوب بی‌ام‌و که باعث کاهش زمان شارژ می‌شود، قرار دهیم، دست برتر خودروساز آلمانی را در رقابت برای تولید خودروی الکتریکی در آینده نشان می‌دهد. 

موتورهای الکتریکی بی‌‌ام‌و در مقایسه با رقبا متفاوت هستند

وقتی که قصد داشته باشیم موتورهای الکتریکی را توصیف کنیم، اطلاعات زیادی نمی‌توان ارائه داد. ساختار ساده و پیچیدگی کم آن‌ها باعث می‌شود تا تمام لحظات پشت فرمان خودروی برقی بسیار آرام باشد؛ هرچند که این خودروها گاهی اوقات بسیار سریع عمل می‌کنند و شتاب‌گیری فوق‌العاده‌ای دارند. گشتاور آنی و شتاب‌گیری سریع باعث می‌شود تا نظر بسیاری از افراد درباره‌ی آن‌ها تغییر کند. اما آیا بیشتر افراد تفاوت بین موتور احتراق داخلی و موتور الکتریکی را احساس می‌کنند؟ مطمئناً‌ بی‌ام‌و این موضوع را درک می‌کند و حتی اگر تفاوت کمی نیز وجود داشته باشد، از آن وجه افتراق بسیار خوب بهره می‌برد.

bmw / بی ام و خودروی الکتریکی

پیشرانه‌های احتراق داخلی باتوجه‌به معماری یا سازنده‌ی آن، احساس متفاوتی ایجاد می‌کنند. پیشرانه‌ی خورجینی ۸ سیلندر قطعاً با پیشرانه‌ی ۴ سیلندر متفاوت است؛ هر دو در صدا و احساس رانندگی تفاوت‌هایی دارند. حتی گاهی اوقات پیشرانه‌های ۶ سیلندر احساس بهتری از رانندگی به راننده القا می‌کنند که این تفاوت‌ها بیشتر به‌دلیل نحوه‌ی چیدمان و تعداد سیلندرها است. بی‌ام‌و در دنیای ساخت پیشرانه، خود را از سایر خودروسازان جدا کرده است و به‌عنوان یکی از بهترین سازندگان در دنیا شناخته می‌شود. پیشرانه‌هایی مانند S62 V8 همراه‌با S85 V10 و حتی M88 این تمایز را به خوبی ثابت می‌کنند. بنابراین موضوع سیستم محرکه اهمیت زیادی دارد و بی‌ام‌و به‌عنوان یکی از موفق‌ترین شرکت‌ها، این اهمیت را به خوبی درک می‌کند. 

bmw / بی ام و خودروی الکتریکی

اما اکنون که ما به‌آرامی وارد عصر خودروهای برقی می‌شویم، بحث طراحی و ساخت سیستم محرکه برقی بیشتر خودنمایی می‌کند. یوراشک، در این‌باره می‌گوید:

مشتری ممکن است قادر به شناسایی تمام ویژگی‌های موتور الکتریکی نباشد، اما تفاوت قابل‌توجه در مقایسه‌ی بین صدای آن‌ها را متوجه می‌شود. احتمالا واضح‌ترین موردی که مشتری متوجه خواهد شد این است که سرعت موتور می‌تواند عملکرد آن را حفظ کند. 

bmw / بی ام و خودروی الکتریکی

این مسئله درست است که موتورهای برقی به سرعت بالا در ابتدای حرکت توجه می‌کنند، اما آن‌ها پس از رسیدن به حد مجاز سرعت به منحنی مسطحی می‌رسند؛ یعنی سرعت آن‌ها بیش از آن افزایش نمی‌یابد. بااین‌حال مهندسان زمان زیادی را برای توسعه‌ی این موتورها صرف می‌کنند و سعی دارند که با هوشمند کردن تنظیمات، عملکرد آن‌ها را بهبود بخشند.  علاوه‌بر این در صورتی که عملکرد خودروی برقی در محدوده‌ی مناسب نباشد، شعاع حرکتی آن‌ها نیز به سرعت کاهش می‌یابد. این موضوع باعث می‌شود تا شعاع حرکتی کوتاه‌تر و دفعات شارژ باتری بیشتر شود. هنوز اکثریت قریب به اتفاق مشتریان این اختلافات کوچک را درباره‌ی سیستم محرکه متوجه نخواهند شد، اما برای ما بسیار واضح است که بی‌ام‌و به‌شدت تلاش می‌کند تا در عصر ورود به دنیای جدید خودروهای برقی، اصالت خود را زیر پا نگذارد. 

موتورهای الکتریکی آینده بی‌ام‌و عاری از عناصر کمیاب خاکی خواهند بود 

استدلال بزرگی که بعضی از افراد دربرابر خودروهای برقی مطرح می‌کنند این است که آن‌ها در ساختار خود از عناصر کمیاب خاکی استفاده می‌کنند، بنابراین بیشتر آلودگی ایجاد خواهند کرد. این موردی است که هر سازنده‌ی خودروی برقی برای توسعه نسل آینده باید به آن توجه کند. حذف گازهای خروجی آلاینده و اطمینان حاصل کردن از اینکه خودروهای تولیدی کاملاً دوستدار محیط‌زیست باشند، دو موضوع کاملا متفاوت هستند. به همین دلیل است که بی‌ام‌و تلاش می‌کند تا استفاده از عناصر کمیاب را کاهش دهد.

مقاله‌های مرتبط:

مدتی قبل درباره‌ی پروژه‌ای صحبت کردیم که در آن کبالت مورد نیاز برای باتری خودروهای برقی بی‌ام‌و از منابع پایدار خریداری شده است. این پروژه سعی خواهد کرد تا ببیند که تاثیر افزایش تقاضا برای مواد خام در مناطقی که در آن استخراج انجام می‌شود، چه تاثیری دارد. به‌گفته‌ی استفان یوراشک، به‌طور همزمان محققان در جستجوی روش‌هایی برای کمترین استفاده از این فلز کمیاب هستند.

bmw / بی ام و خودروی الکتریکی

یوراشک در آخرین مصاحبه‌ی خود گفت: «ما تلاش می‌کنیم تا به‌تدریج نسبت مواد اولیه بحرانی مورد استفاده را کاهش دهیم. به‌عنوان مثال یکی از اهداف کلیدی فعالیت‌های تحقیق و توسعه‌ی ما کاهش قابل‌توجه در نسبت کبالت مورد استفاده در سلول‌های باتری است. این خبر خوبی است؛ اما آلمانی‌ها می‌خواهند با سیستم محرکه‌ی برقی نسل پنجم و جدید خود، قدم بزرگ‌تری را دنبال کنند. موتور الکتریکی در نسل پنجم سیستم محرکه‌ی برقی ما تصویری دیگر از این تلاش است، زیرا استفاده از عناصر کمیاب خاکی در آن کاملاً به صفر می‌رسد. این گامی بزرگ برای هدف کلی ایجاد خودروهای سازگار با محیط‌زیست طی نسل جدید است. این موضوع نه‌تنها نشان می‌دهد که بی‌ام‌و نسبت‌به توسعه‌ی پایدار تعهد دارد، بلکه میزان سرمایه‌گذاری در تکنولوژی جدید را نیز که در خودروهایی مانند iX3، i4 و iNext عرضه می‌شود، نشان می‌دهد».


فولکس‌واگن از اولین ایستگاه شارژ سریع سیار برای خودروهای برقی رونمایی کرد که سال آینده راهی شهرهای آلمان خواهد شد.

امروزه اکثر ایستگاه‌های شارژ خودروی برقی پس از نصب ثابت هستند. فولکس‌واگن قصد دارد تا سال آینده به فهرست معدود شرکت‌هایی بپیوندد که مایل به تغییر این رویه هستند. چند روز پیش خودروساز آلمانی از یک ایستگاه شارژ سریع سیار برای خودروهای الکتریکی رونمایی کرد که قصد دارد تا سال ۲۰۱۹ آن را راه‌اندازی کند. این شرکت می‌تواند با سرمایه‌گذاری روی شارژرهای سریع، زمینه را برای ایجاد انقلابی در بخش خودروهای برقی فراهم کند. 

Volkswagen mobile fast-charging station / فولکس واگن

فولکس‌واگن اولین شرکتی نیست که شارژر سریع سیار را توسعه می‌دهد، اما در حقیقت اولین خودروسازی است که وارد این حوزه از فناوری می‌شود. شرکت فری‌وایر تکنالوجیز (Freewire Technologies) که توسط BP پشتیبانی می‌شود، شارژر سریع سیار خود را خودروهای برقی ارائه کرده است. مزایای اصلی موردنظر فولکس‌واگن این است که توانایی شهرها یا شرکت‌ها برای قرار دادن شارژر سریع سیار در هر کجا که می‌خواهند، فراهم شود. این توانایی می‌تواند به تصمیم‌گیرندگان کمک کند که پیش از نصب ایستگاه شارژ دائمی، با رانندگان مشورت کرده و بهترین مکان را انتخاب کنند. فناوری مورد نیاز برای شارژ سریع نیز نسبتاً ساده است.

Volkswagen mobile fast-charging station / فولکس واگن

شارژر سیار بسیار شبیه Power Bank برای گوشی هوشمند است و می‌تواند به هر جا که لازم باشد حرکت کند. ظرفیت این شارژر به ۳۶۰ کیلووات‌ساعت می‌رسد و قادر خواهد بود که به ۱۵ خودروی برقی به‌طور همزمان خدمات ارائه دهد. طبق گفته‌ی فولکس‌واگن، زمان شارژ تقریبا ۱۷ دقیقه در حالت شارژ سریع است.

Volkswagen  / فولکس واگن

مقاله‌های مرتبط:

هنگامی که مقدار انرژی کمتر از ۲۰ درصد باشد، اپراتور می‌تواند به‌راحتی آن را با ایستگاه کاملا شارژ مبادله کند. بااین‌حال ایستگاه شارژ سیار را می‌توان به‌طور دائم به منبع تغذیه تا ۳۰ کیلووات متصل کرد. در این حالت ایستگاه همچنین می‌تواند خود را شارژ کند و به خودروهای برقی نیز خدمات شاژ ارائه دهد. اگر اپراتورها آن را به منبع انرژی تجدیدپذیر متصل کنند، شارژر نیز می‌تواند موقتاً از منابع پاک، انرژی را ذخیره کند تا فرایند تولید دی‌اکسیدکربن را خنثی کند.

اولین ایستگاه شارژ سریع سیار فولکس‌واگن تا سال آینده در ولفسبورگ آلمان مستقر خواهد شد. در سال ۲۰۲۰ این خودروساز قصد دارد شارژر نوآورانه را به سایر شهرها گسترش دهد. حتی سناریوهای دیگری نیز برای آینده پیش‌بینی شده است که در آن می‌توان ایستگاه‌های متعددی را برای رویدادی بزرگ در مقیاس وسیع آماده کرد و پس از پایان آن رویداد، براساس تقاضا برای شارژ آن را به مکان دیگری انتقال داد. 

Volkswagen / فولکس واگن

یکی از اولین خودروهای الکتریکی فولکس‌واگن که از ایستگاه شارژ سریع سیار بهره می‌برد، هاچ‌بک ID Neo مدل ۲۰۲۰ است. اولین خودروی برقی این شرکت تا سال آینده رونمایی خواهد شد و آغاز حرکت فولکس‌واگن را به سمت دنیای محصولات برقی جشن می‌گیرد. انتظار می‌رود که ID Neo با قیمتی حدود بهای فعلی مدل دیزلی فولکس‌واگن به فروش برسد. 


سامسونگ در کنار معرفی مجموعه‌ای کاملاْ جدید از گوشی‌های خود و عرضه‌ی پنج مدل از پرچمداران خود، گوشی‌های میان‌رده‌ی سری A خود را در اوایل سال ۲۰۱۹ ارتقاء و عرضه می‌کند.

گلکسی A50 به عنوان جایگزین گلکسی A8 نسخه ۲۰۱۸ معرفی خواهد شد. اما قطعاْ شاهد ارتقای مشخصات سخت‌افزاری آن خواهیم بود. گلکسی A50 از وجود دوربین چندگانه در پنل پشتی بهره خواهد برد. در حال حاضر تعداد این دوربین‎‌ها و مشخصات آن‌ها مشخص نیست. اما آخرین اطلاعات به ما می‌گوید که دوربین اصلی سنسوری ۲۵ مگاپیکسلی دارد که با گوشی‌های گلکسی A7 و A9 نسخه‌ی ۲۰۱۸ برابر است.

از بحث دوربین که بگذریم، آخرین اطلاعات لو رفته نشان می‌دهد که این دستگاه با پردازنده‌ی اکسینوس ۹۶۱۰ همراه خواهد شد. این پردازنده در ماه مارس سال جاری معرفی شد و همانطور که می‌دانید واحدی جداگانه برای اجرای کدهای هوش مصنوعی دارد. همچنین قادر است ویدیوهایی اسلوموشن و با نرخ ۴۸۰ فریم بر ثانیه ضبط کند.از دیگر مشخصات فنی این گوشی‌هوشمند باید به حافظه‌ی رم ۴ گیگابایتی اشاره کرد که با حافظه‌ی داخلی ۶۴ یا ۱۲۸ گیگابایتی همراه خواهد شد. علاوه بر این دستگاه همراه با اندروید ۹ (Pie) و رابط کاربری One UI عرضه می‌شود. نکته‌ی قابل توجه این گوشی باتری ۴٫۰۰۰ میلی‌آمپری آن است که تاکنون در هیچ یک از دستگاه‌های سری A دیده نشده و حتی حجم آن از باتری گلکسی S10 تجاوز می‌کند.

انتظار می‌رود که گلکسی A50 در اواخر فوریه ۲۰۱۹ در رویداد MWC و پس از گلکسی اس ۱۰ رونمایی شود. فروش به فاصله‌ای کمی از معرفی یعنی در نیمه‌ی اول ماه مارس شروع خواهد شد.


ورایزن (Verizon Communications) شرکتی آمریکایی با گستره‌ی خدمات بین‌المللی است که در حوزه‌ی مخابرات فعالیت می‌کند. مرکز مدیریت این شرکت در منهتن نیویورک قرار دارد و به‌نوعی دومین برند بزرگ خدمات مخابراتی در جهان محسوب می‌شود.

ورایزن حاصل ادغام برندهای قدیمی صنعت مخابرات و شرکت‌هایی است که در سال ۱۹۸۴ بنا به دستور وزارت دادگستری آمریکا، از AT&T جدا شدند. طبق حکم ابلاغ شده در آن سال، AT&T مجبور شد که شرکت Bell Systems را از زیرمجموعه‌ی خود خارج کند. پس از اجرای حکم،‌ هفت شرکت مستقل از بل سیستمز ایجاد شده و با نام Baby Bells مشهور شدند. یکی از آن شرکت‌ها، بعدا با ادغام شرکت‌های دیگر به ورایزن تبدیل شد.

خدمات ورایزن در حوزه‌ی وایرلس، در زیرمجموعه‌ای با نام ورایزن وایرلس عرضه می‌شود که به‌نوعی بزرگ‌ترین سرویس‌دهنده‌ی ارتباطات وایرلس در آمریکا است. ورایزن در سال ۲۰۱۵، با خرید شرکت‌های بزرگی همچون یاهو و AOL، قصد خود را برای توسعه‌ی هرچه بیشتر دامنه‌ی خدمات، عملی کرد. دو شرکت جدید، بعدا در زیرمجموعه‌ای مستقل به‌نام Oath به کار خود ادامه دادند.

ورایزن / Verizon

مرکز مدیریت ورایزن در نیویورک

تاریخچه‌ی تأسیس

برند کنونی ورایزن از ادغام دو شرکت Bell Atlantic، یکی از شرکت‌های بیبی بل و GTE در سال ۲۰۰۰ ایجاد شد. برای بررسی تاریخچه‌ی این برند، باید نگاهی به تاریخ شرکت‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن داشته باشیم که خود، حاصل ادغام یا جداسازی از بازیگران بزرگ صنعت مخابرات بودند. درواقع، تاریخچه‌ی اصلی ورایزن، به اختراع تلفن توسط الکساندر گراهام بل و اولین شرکت این حوزه به نام بل سیستمز باز می‌گردد.

مقاله‌های مرتبط:

وزرارت دادگستری آمریکا، در سال ۱۹۸۲، پس از ۱۳ سال دعاوی حقوقی با بزرگ‌ترین شرکت جهان یعنی شرکت تلگراف و تلفن آمریکا یا AT&T، حکم تجزیه را به آن شرکت ابلاغ کرد. AT&T با پذیرفتن حکم، ۲۲ شرکت محلی را زیرمجموعه‌ی خود خارج کرد و تنها بخش‌های تولید، تحقیق و ارتباطات از راه دور خود را حفظ کرد. ۲۲ شرکت مذکور، درنهایت به هفت هولدینگ منطقه‌ای تبدیل شدند.

تاریخچه‌ی بل آتلانتیک

بل آتلانتیک، یکی از هفت شرکتی بود که از تجزیه‌ی AT&T ایجاد شد. این شرکت به ایالت‌های شمال اقیانوس اطلس در آمریکا خدمت‌رسانی می‌کرد و هفت، زیرمجموعه‌ی خدمات تلفن داشت. از همان سال‌های ابتدایی فعالیت، AT&T خود را به‌عنوان رقیب اصلی و جدی بل آتلانتیک نشان داد.

در سال ۱۹۸۴، زیرمجموعه‌ی تجهیزات و سیستم بل آتلانتیک با نام Bell Atlanticom Systems شروع به کار کرد. زیرمجموعه‌ی جدید، در حوزه‌ی فروش تلفن‌های قدیمی، بی‌سیم و دکوری، تجهیزات سیم‌کشی و سیستم‌های امنیت و سلامت فعالیت می‌کرد. Bell Atlantic Mobile بخش دیگری بود که در همان روزهای ابتدایی، فعالیت جدی خود را در حوزه‌ی خدمات موبایل شروع کرد.

bell atlantic

لوگوی قدیمی بل آتلانتیک

زیرمجموعه‌ی موبایل بل آتلانتیک، متشکل از خدمات متنوع بازار جدید مخابرات بود. آن‌ها در ماه مارس سال ۱۹۸۴ سرویسی به‌نام Alex معرفی کردند که خدمات موبایل و سیم‌کارت را عرضه می‌کرد و پس از یک ماه، حوزه‌ی فعالیت خود را تا واشنگتن، بالتیمور و مریلند توسعه داد. سرمایه‌گذاری این شرکت نوظهور در بازار موبایل، ۱۵.۱ میلیون دلار بود.

بل آتلانتیک در همان ابتدای فعالیت با مشکلات متعدد از سوی مقامات قانون‌گذار آمریکایی روبه‌رو بود. دعواهای حقوقی متعدد پیرامون عرضه‌ی خدمات و نحوه‌ی دریافت هزینه از مشتریان، روند ابتدایی شرکت را تاحدودی با چالش روبه‌رو کرد اما آن‌ها درنهایت، فعال‌ترین شرکت در میان همکاران خود یا همان بیبی بل بودند.

پس از جدا شدن بل سیستم از AT&T، شرکت‌های مستقل به‌نام بیبی بل شناخته شدند

چالش‌های حقوقی و جریمه‌های متعدد، بل آتلانتیک را از توسعه باز نداشت و آن‌ها بیش از نیمی از بودجه‌ی خود را به بهبود شبکه اختصاص دادند. توسعه‌ی شبکه باعث شد تا بل آتلانتیک اولین شرکت در میان همکاران خود باشد که سیستم‌های دیجیتالی را پیاده‌سازی می‌کند. سیستم دیجیتالی آن‌ها، یک فناوری مایکروویو برای توزیع پیام‌های الکترونیکی در کل شبکه بود. توسعه‌ی خطوط فیبر نوری نیز از برنامه‌های شرکت بود و در یک سال اول فعالیت، حدود هشتاد هزار کیلومتر از این نوع شبکه، پیاده‌سازی کرد.

بل آتلانتیک، در همان سال اول فعالیت، شرکت‌های زیادی را با خرید و ادغام، به زیرمجموعه‌ی خود اضافه کرد. شرکت Telecommunication Specialists در هیوستون با تمرکز بر اتصالات شبکه، Tri-Continental Leasing Corporation در نیوجرسی با تمرکز بر حوزه‌ی تجهیزات کامپوتری و مخابراتی و شرکت خدمات کامپیوتری Sorbus، به مجموعه‌ی بل آتلانتیک پیوستند.

bell atlantic

بل آتلانتیک، بیش از تمامی بیبی‌ بل‌ها، به توسعه‌ی خدمات در حوزه‌ی صنعت رو به‌رشد و پرسود مخابرات و کامپیوتر می‌اندیشید. تلاش برای فروش و ارائه‌ی خدمات به مشتریان بزرگ، چالش‌های خاص خود را داشت و به‌علاوه، آن‌ها ظرفیت پیاده‌سازی مستقل شبکه‌های متعدد را داشتند. به‌همین دلیل، بل آتلانتیک تمرکز خود را به مشتری‌های کوچک‌تر و متوسط معطوف کرده و انواع خدمات از تجهیزات اطلاعاتی تا پردازش داده و تعمیر و نگه‌داری کامپیوتر را به آن‌ها عرضه می‌کرد.

هولدینگ‌های تجزیه شده از AT&T، درکنار بل آتلانتیک، در دهه‌ی ۱۹۸۰، اعتراض‌ها و درخواست‌های متعددی را به وزارت دادگستری آمریکا ارسال می‌کردند تا موقعیت رقابتی را برای آن‌ها فراهم کند. آن‌ها اعتقاد داشتند قوانین موجود در صنعت جدید مخابرات و کامپیوتر، بیشتر به‌سود بزرگانی همچون AT&T و IBM است و عدم اجازه برای ادغام این شرکت‌ها، مانع از رقابت سالم خواهد شد.

درخواست‌های متعدد برای ادغام مجدد بیبی بل‌ها، از طرف قانون‌گذاران رد شد

به‌هرحال با تمام درخواست‌های هولدینگ‌های منطقه‌ای، ادغام آن‌ها امکان‌پذیر نبود و دراین‌میان، بل آتلانتیک با خرید شرکت‌های جدید و توسعه‌ی خدمات خود،‌ درحال تبدیل شدن به رقیبی جدی برای بازیگران بزرگ صنعت بود. آن‌ها در پایان سال ۱۹۸۹ با ارائه‌ی خدمات در مناطق دیگر جهان از جمله اروپا و شوروی، ظرفیت‌های خود برای توسعه‌ی بین‌المللی را نشان دادند.

توسعه‌ی خدمات بین‌المللی و داخلی

با شروع دهه‌ی ۱۹۹۰، توسعه‌ی بین‌المللی خدمات بل آتلانتیک با سرعت بیشتری ادامه پیدا کرد. آن‌ها قراردادی را با مقامات کره‌ای در حوزه‌ی بازاریابی، تحقیقات و تبادل اطلاعات امضا کردند. به‌علاوه، قراردادهایی برای حضور در صنعت مخابرات چک‌اسلواکی هم امضا شده و در یک همکاری با Ameritech و چند شرکت نیوزیلندی، یکی از شرکت‌های بزرگ آن کشور در حوزه‌ی مخابرات، خریداری شد.

yellow pages

دفاتر راهنمای مشهور در آمریکا به‌نام Yellow Pages

توسعه‌ی خدمات در داخل ایالات متحده‌ی آمریکا، برای بل آتلانتیک ادامه داشت. آن‌ها با خرید Metro Mobile، دومین شرکت بزرگ و مستقل ارائه‌دهنده‌ی ارتباطات شبکه‌ی سلولی آمریکا در سال ۱۹۹۲، حوزه‌ی خدمات موبایلی خود را در ساحل شرقی آمریکا بیش‌ازپیش گسترش دادند. به‌علاوه، یک قرارداد همکاری با NYNEX و GTE هم امضا شد که با ترکیب شبکه‌های موبایلی، پوشش خدمات را به کل آمریکا گسترش داد.

در سال ۱۹۹۵، یک قاضی فدرال پس از سال‌ها بررسی درخواست‌های شرکت‌های بیبی بل، اجازه‌ی ارائه‌ی خدمات راه دور را برای آن‌ها صادر کرد. بل آتلانتیک به‌عنوان بزرگ‌ترین شرکت این گروه، به‌سرعت وارد بازار جدید شد و خدمات خود را تا فلوریدا، ایلی‌نویز، کارولینای شمالی و جنوبی و تگزاس، توسعه داد.

NYNEX یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های مخابراتی بود که به بل آتلانتیک ملحق شد

یکی دیگر از اتفاقات مهم در تاریخ بل آتلانتیک، ادغام با NYNEX در سال ۱۹۹۶ بود که آن‌ها را به دومین شرکت بزرگ خدمات تلفن در آمریکا تبدیل کرد. این ادغام با واکنش‌های گوناگونی در صنعت پررقابت مخابرات آمریکا رو‌به‌رو شد، اما به‌هرحال یکی از شرکت‌های بیبی بل، در حال تبدیل شدن به رقیبی جدی برای شرکت مادر یعنی AT&T بود. شرکت جدید، بیست‌وپنج درصد از بازار آمریکا را در سیزده ایالت در اختیار داشت.

کمی پس از ادغام فوق، زیرمجموعه‌ای از بل آتلانتیک با تمرکز جدی روی خدمات اینترنتی ظهور پیدا کرد که محصولات خدمات را از واشنگتن تا فیلادلفیا و نیوجرسی، به شرکت‌ها و اشخاص،‌ عرضه می‌کرد.

خدمات بل آتلانتیک پس از ادغام با NYNEX، حدود یک سوم از شرکت‌های حاضر در فهرست فورچن ۵۰۰ را شامل می‌شد و از آن مهم‌تر، منطقه‌ی مرکزی فعالیت دولتی آمریکا نیز تحت خدمات آن‌ها قرار داشت. در همین زمان، توسعه‌ی خدمات به آمریکای جنوبی هم با جدیت پیگیری می‌شد و سهام کنترلی یکی از شرکت‌های بزرگ مکزیک با نام Grupo Iusacell خریداری شد.

NYNEX

در سال‌های پایانی قرن بیستم، بل آتلانتیک ۳۹.۷ میلیون خط ارتباطی در آمریکا، ۵.۴ میلیون مشترک خدمات بی‌سیم در آمریکا و ۶.۳ میلیون مشتری خدمات بی‌سیم در جهان داشت و در ۲۱ کشور، فعالیت می‌کرد. یکی از بزرگ‌ترین زمینه‌های فعالیت شرکت تا آن سال نیز، انتشار و توزیع کتاب‌های راهنما یا دایرکتوری در جهان بود که در آمریکا با نام Yellow Pages هم شناخته می‌شدند.

تاریخچه‌ی GTE

در سال ۱۹۹۰، دو رقیب بزرگ مخابراتی در آمریکا، تصمیم به ادغام گرفتند که بزرگ‌ترین ادغام صنعت را در کشور ایجاد کرد. GTE Corporation و Contel Corporation در آن سال با هم ادغام شدند و شرکت GTE را تشکیل دادند. ارزش بازار GTE در زمان تأسیس، ۲۸ میلیارد دلار بود که آن را در فهرست برترین شرکت‌های مخابراتی قرار می‌داد. هدف از ادغام فوق، بهره‌مندی از مزایای هر دو شرکت در زمینه‌های فعالیت بود. با تشکیل شرکت جدید، دو حوزه‌ از سه حوزه‌ی بزرگ عملیات در آن سال‌ها یعنی خدمات تلفن و محصولات مخابراتی، محل فعالیت جدی GTE شدند.

GTE

تاریخچه‌ی GTE به ابتدای قرن بیستم و سال ۱۹۱۸ باز می‌گردد. جان اف. اوکانل، سیگورد ال. اودگارد و جان ای. پرات با مجموع سرمایه‌ی ۳۳۵۰۰ دلار، شرکت تلفن Richard Center را با ۱۴۶۶ مشتری در جنوب ویسکانزین خریداری کردند. تا سال ۱۹۳۵ چند شرکت دیگر در حوزه‌ی مخابرات خریداری شدند و نام شرکت جدید، General Telephone Corporation انتخاب شد. جان وین، یکی از مدیران سابق بل سیستم، به‌عنوان مدیر شرکت جدید انتخاب شد.

در جریان جنگ جهانی دوم و پس از آن، گستره‌ی خدمات شرکت جنرال تلفن، افزایش زیادی داشت. آن‌ها ابتدا در زمان جنگ مجبور به ارائه‌ی خدمات به ارتش شدند و پس از آن، با خرید هزاران خط ارتباطی و پس از آن، شرکت تولید تجهیزات مخابراتی، فعالیت خود را در صنعت بیشتر کردند.

در سال ۱۹۵۹، شرکت Sylvania Electric Products توسط جنرال تلفن خریداری شد و نام شرکت جدید، General Telephone & Electronics یا GT&E انتخاب شد. خرید شرکت سیلوانیا، فعال در حوزه‌ی روشنایی، تلویزیون و رادیو، سرمایه‌ی مورد نیاز این شرکت را برای توسعه، فراهم کرد. برای جنرال تلفن نیز، اضافه کردن سیلوانیا به‌معنای دسترسی به منابع تحقیق و توسعه‌ی شرکت در حوزه‌ی الکترونیک بود.

GT&E در همکاری با AT&T، وارد پروژه‌های ماهواره‌ای شد

در سال‌های میانی قرن بیستم، خرید شرکت‌های متعدد مخابراتی و تولیدکننده‌های محصولات الکترونیکی، قدرت GT&E را در بازار روزبه‌روز افزایش می‌داد. آن‌ها در همکاری‌هایی با AT&T نیز وارد صنعت ماهواره شدند و دستاوردهایی در آن سال‌ها داشتند. در سال ۱۹۷۶، پنج حوزه به‌عنوان زمینه‌های اصلی فعالیت GT&E مشخص شدند. ارتباطات، روشنایی، محصولات الکترونیکی مخصوص مصرف‌کننده، مواد دقیق و تجهیزات برقی، زمینه‌های فعالیت GT&E در آن سال‌ها بود.

گسترش خدمات و افزایش خرید و ادغام‌ها

در سال ۱۹۷۶، واحد داخلی و بین‌المللی GT&E ادغام شدند و شرکت با نام GTE Products با تمرکز در هر دو حوزه‌ی داخلی و خارجی به فعالیت‌های بازاریابی و تولید ادامه داد. در همان زمان، GTE Communications برای نظارت بر عملکرد زیرمجموعه‌هایی همچون Automatic Electric، Lankurt، Sylvania و GTE Information Systems تشکیل شد.

در سال‌های بعد، تغییرات ساختاری متعددی در GTE انجام شد و آن‌ها در سال ۱۹۸۰ و پس از کاهش فروش محصولات مخصوص مصرف‌کننده، به‌علت ظهور رقبای جدید، این بخش را فروختند. در بخش محصولات مصرف‌کننده، برندهای همچون Philco و Sylvania حضور داشتند. با اعلام AT&T مبنی بر مستقل کردن بیست‌ودو زیرمجموعه‌ی عملیاتی، GTE نیز تغییراتی را در زیرساخت‌های خود ایجاد کرد.

Philco

یکی از محصولات قدیمی برند Philco از زیرمجموعه‌های سابق GTE

ورود به بازار موبایل، در سال ۱۹۸۲ و با شکل‌گیری شرکت GTE Mobilnet Incorporated انجام شد. یک سال بعد، GTE با خرید شرکت Southern Pacific Communications به سومین شرکت بزرگ خدمات مخابراتی راه دور در آمریکا تبدیل شده بود.

در سال ۱۹۸۴ و پس از تصمیم‌گیری مدیران بر تمرکز در سه حوزه‌ی مخابرات، روشنایی و مواد دقیق،‌ اولین ماهواره‌ی GTE به فضا پرتاب شد و خدمات شبکه‌ی سلولی، کار خود را به‌صورت رسمی شروع کرد. با شروع خدمات جدید، برای اولین‌بار، درآمد شرکت از یک میلیارد دلار بیشتر شد.

یکی از بزرگ‌ترین فرایندهای خرید و ادغام GTE در سال ۱۹۹۱ و با ادغام شرکت Contel صورت گرفت. کانتل یکی از بزرگ‌ترین بازیگران صنعت موبایل و خدمات شبکه‌ی سلولی در آمریکا بود که ساختاری شبیه به GTE داشت اما بسیاری از زیرمجموعه‌های خود را فروخته بود.

قانون سال ۱۹۹۶ مخابرات آمریکا

سال ۱۹۹۶ مانند ۱۹۸۴، تاریخ مهمی در تاریخ مخابرات آمریکا بود. در آن سال قانونی با عنوان Telecommunication Act، با هدف درنظرگرفتن نیازهای صنعت مخابرات در عصر جدید، تصویب شد. پیش از تصویب این قانون، فعالیت‌ شرکت‌ها در حوزه‌های مختلف ارتباطاتی، محدود بود. از آن زمان به بعد، همه‌ی بازیگران صنعت مخابرات، اجازه‌ی رقابت در همه‌ی حوزه‌ها از تلفن و موبایل تا تلویزیون و ماهواره را داشتند.

مفهوم و هدف قانون مذکور، افزایش رقابت در صنعت مخابرات بود. درواقع با این قانون، ورود تجهیزات حرفه‌ای مخابراتی به بازار آمریکا امکان‌پذیر شد و شرکت‌ها، نه‌تنها مجوز ارتباط و ادغام بیشتر را پیدا کردند، بلکه به‌نوعی مجبور به افزایش ارتباطات شدند.

قانون ۱۹۹۶ مخابرات

مراسم امضای قانون ۱۹۹۶ مخابرات آمریکا

ادغام بازیگران بزرگ و تشکیل ورایزن

قانون تصویب‌شده در سال ۱۹۹۶، فناوری و آزادی مورد نیاز برای عرضه‌ی خدمات بیشتر را فراهم کرد. شرکت‌های صنعت تلفن، با استفاده از این آزادی‌ها، توسعه‌ی زیرساخت‌ها و خرید و ادغام‌های خود را افزایش دادند. ۴ شرکت از ۷ شرکت منطقه‌ای بل، به‌سرعت و پس از ابلاغ قانون، از بین رفتند. درمقابل، بل آتلانتیک با خرید بزرگانی همچون NYNEX، Vodafone AirTouch و GTE، فعالیت‌های خود را بیش‌ازپیش توسعه داد. درنهایت، ترکیب شرکت‌های فوق با برند جدید Verizon در آوریل ۲۰۰۰ شروع به کار کرد.

قانون سال ۱۹۹۶ آمریکا، همکاری بین شرکت‌های صنعت را آسان‌تر کرد

نام ورایزن از ترکیب کلمه‌ی لاتین Veritas و کلمه‌ی انگلیسی Horizon تشکیل شد. شرکت جدید، خدمات مخصوص مصرف‌کننده و کسب‌وکارها را به‌صورت مشترک ارائه می‌کرد و کسب‌وکاری ۵۸ میلیارد دلاری شد. بخش خدمات بی‌سیم با نام ورایزن وایرلس از همان ماه‌های ابتدایی به‌عنوان زیرمجموعه‌ای مستقل کار خود را ادامه داد.

در ماه ژوئن سال ۲۰۰۰، ادغام شرکت‌های فوق از طرف سازمان‌های قانونی آمریکا تأیید شد؛ اما ورایزن، در شروع کار، با چالش‌های متعددی روبه‌رو بود. یک طوفان ۱۸ روزه، ورایزن را با ۲۸۰ هزار تقاضای تعمیرات روبه‌رو کرد. به‌علاوه فروش اینترنت با سرویس‌های DSL با تأخیر مواجه شده بود و ارائه‌ی خدمات راه دور در ۱۲ ایالت از ۱۳ ایالت محل فعالیت، ممنوع اعلام شد.

ورایزن / Verizon

ورایزن، مشتریان و کشورها محل فعالیت دو شرکت بزرگ مخابراتی را با هم ترکیب کرده بود. آن‌ها در سال ۲۰۰۱ بیش از ۲۸ میلیون مشتری، ۶۳ میلیون خط تلفن و پوشش خدمات در ۶۷ کشور جهان را در رزومه‌ی خود داشتند. 

مدیران شرکت‌های بل آتلانتیک و GTE، با ادغام و تشکیل شرکت جدید یعنی ورایزن، مدیریت را بین خود تقسیم کردند. رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل سابق GTE یعنی آر. لی و مدیرعامل سابق بل آتلانتیک یعنی ایوان سیدنبرگ به‌صورت مشترک به‌عنوان مدیرعامل ورایزن شروع به کار کردند. لی در سال ۲۰۰۲ از ورایزن بازنشست شد.

ورایزن در سال ۲۰۰۴ به شاخص بورس داو جونز وارد شد. خدمات شرکت در آن سال‌ها به‌صورت خدمات ارتباطی سیمی به‌صورت منطقه‌ای و خدمانت بی‌سیم و موبایل به‌صورت کشوری عرضه می‌شد.

در سال ۲۰۰۶، شرکت MCI به زیرمجموعه‌ی ورایزن اضافه شدن و آن‌ها را به یکی از پیش‌گامان عرضه‌ی خدمات ارتباطی پیشرفته و راهکاری فناوری اطلاعات تبدیل کرد. مشتریان شرکتی بزرگ و دولت‌های بسیار نیز در فهرست مشتریان این غول جدید مخابرات، قرار دارند.

سال‌های اخیر و وضعیت کنونی برند ورایزن

یکی از خریدهای مهم ورایزن در سال‌های پایانی دهه‌ی ۲۰۰۰، شرکت خدمات بی‌سیم Altel بود که با رقم ۲۸.۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ به آن‌ها پیوست. ادغام شرکت جدید، ۱۳ میلیون مشتری را به شبکه‌ی ورایزن افزود و برای اولین‌بار آن‌ها را بالاتر از AT&T قرار داد. شبکه‌ی مخابراتی نسل چهارم، در سال ۲۰۱۰ و در ۳۸ بازار، توسط ورایزن معرفی شد. 

ورایزن / Verizon

ورایزن برای تمرکز بیشتر روی خدمات بی‌سیم و سرویس‌هایی همچون Fios، خدمات تلفن سیمی خود را به‌مرور در مناطق مختلف آمریکا کاهش داد. آن‌ها بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰، تعداد زیادی از خطوط خدماتی خود را به رقبا فروختند. در سال ۲۰۰۵، حدود ۷۰۰ هزار خط تلفن در هاوایی فروخته شد. در سال ۲۰۰۷، بسیاری از خطوط خدماتی در مناطق ماین، نیوهمپشایر و ورمونت به فروش رفتند که درآمد ۲.۲۷ میلیارد دلاری را برای ورایزن به همراه داشت. به‌علاوه، کسب‌وکار دایرکتوری‌ها نیز در سال ۲۰۰۶ فروخته شد. 

تمرکز بر خدمات وایرلس، موجب فروش بسیاری از خطوط تلفن ثابت شد

در ماه می سال ۲۰۰۹، کسب‌وکار خطوط تلفن ورایزن در آریزونا، آیداهو، ایلی‌نویز، ایندیانا، میشیگان، نوادا، کارولینای شمالی، اوهایو، اورگان، کارولینای جنوبی، واشنگتن، وست ویرجینیا و ویسکانزین به فروش رفت. مجموع درآمد از فروش این خدمات، حدود ۸.۶ میلیارد دلار بود. آخرین فروش خطوط تلفن ورایزن نیز در سال ۲۰۱۶ و با واگذاری خدمات در مناطق تگزاس، فلوریدا و کالیفرنیا انجام شد. شرکت Frontier Communications، خریدار اکثر خطوط خدماتی ورایزن بود.

با شروع دهه‌ی ۲۰۱۰، افزایش خدمات در حوزه‌های دیگر، خصوصا فناوری اطلاعات، هدف اصلی شرکت شد. آن‌ها شرکت خدماتی Terremark را در سال ۲۰۱۱ خریداری کردند. در همان سال، سیدنبرگ از مقام مدیریت عامل ورایزن استعفا داد و لاول مک‌آدام جایگزین او شد.

تمرکز بر خدمات ارتباطی بی‌سیم، در سال‌های اخیر جای مهمی در برنامه‌های ورایزن داشته است. درواقع، اکثر خریدها و ادغام‌های شرکتی نیز با هدف توسعه‌ی خدمات در این حوزه انجام شد. به‌عنوان مثال، در سال ۲۰۱۲،‌شرکت Hughes Telematics، عرضه‌کننده‌ی خدمات بی‌سیم برای خودروها، با قراردادی ۶۱۲ میلیون دلاری به زیرمجموعه‌ی ورایزن اضافه شد.

ورایزن / Verizon

خرید شرکت Advanced Wireless Services از کنسرسیوم شرکت‌های کابلی همچون کام‌کست، تایم‌وارنر و برایت هاوس، قدم بعدی ورایزن در سلطه بر بازار خدمات موبایلی و بی‌سیم بود. این خرید با تأیید وزارت دادگستری آمریکا با قیمت ۳.۹ میلیارد دلار انجام شد.

شرکت وودافون از زمان تشکیل ورایزن وایرلس، ۴۵ درصد از سهام آن را در اختیار داشت. در سال ۲۰۱۳، ورایزن این سهام را به قیمت ۱۳۰ دلار خریداری و سومین قرارداد فروش بزرگ تاریخ را به نام خود ثبت کرد.

یکی از تلاش‌های اخیر ورایزن در ورود به بازار محتوا، تأسیس وبسایت اخبار فناوری با نام SugarString در سال ۲۰۱۴ بود. پس از مدتی، انتقادات شدیدی به این سرویس خبری شد و آن‌ها متهم به عدم پرداختن به اخبار و موضوعات پیرامون نظارت داخلی دولت آمریکا و بی‌طرفی شبکه شدند. هرچند ورایزن هیچ‌گاه اتهامات را نپذیرفت، اما فعالیت سرویس خبری در همان سال متوقف شد.

ورایزن / Verizon

چالش‌های اخیر

ورایزن هم مانند بسیاری از شرکت‌های بزرگ جهان خصوصا فعالان صنعت فناوری، در طول تاریخ فعالیت‌های خود با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است. یکی از مهم‌ترین چالش‌های غول مخابراتی آمریکا، درخواست‌های رسمی و غیررسمی متعدد دولت مبنی برا ارائه‌ی اطلاعات مشتریان بود که در گزارشی از وال استریس ژورنال، تعداد آن‌ها تنها در یک سال، بیش از هزار عدد گفته شد.

در چالشی دیگر در سال ۲۰۱۶، اتحادیه‌ی کارگران صنعت ارتباطات در آمریکا، از ورایزن به خاطر شرایط نامناسب کاری و پشتیبانی از مشتریان خطوط تلفن، در یکی از مراکز خدماتی، شکایت کرد. هرچند شرکت اتهامات را نپذیرفت، اما ادعا می‌شد آن‌ها از تعمیرات صحیح خطوط تلفن مسی سر باز می‌زنند. درواقع ورایزن تلاش می‌کرد تا مشتریان قدیمی را (به اجبار) به سرویس‌های جدید خود منتقل کند.

ورایزن / Verizon

مقامات شهر نیویورک، در سال ۲۰۱۷ شکایتی را علیه ورایزن تنظیم کردند. طی آن شکایت، ورایزن به عدم اجرای صحیح خطوط فیبر نوری در نیویورک محکوم شد. قرارداد بر این اساس بود که خطوط، برای همه‌ی خانه‌ها اجرا شود، اما ورایزن ادعا می‌کرد برخی شهروندان، اجازه‌ی اجرای فیبر نوری را به آن‌ها نمی‌دادند.

طبق آخرین بیانیه‌های اعلام شده از سوی ورایزن، این شرکت تا میانه‌های سال ۲۰۱۹ حدود ۱۰۴۰۰ نیروی کاری خود را اخراج خواهد کرد. دلیل این تعدیل نیرو، کاهش هزینه‌ها عنوان شد. مدیران اعلام کردند کارمندان و کارگران اخراج شده، مزایا و حقوق تا ۶۰ هفته و براساس به موقعیت و سابقه‌ی شغلی خود، دریافت خواهند کرد.

خرید AOL و یاهو

برنامه‌ریزی ورایزن برای ورود به تمامی حوزه‌های خدمات ارتباطی و مخابراتی، منجر به خرید دو بازیگر بزرگ دنیای فناوری در سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ شد. در سال ۲۰۱۵، خبر خرید AOL با قیمت پنجاه دلار برای هر سهم و مجموع ۴.۴ میلیارد دلار، رسانه‌ای شد. یک سال بعد، کسب‌وکار اصلی یاهو در بخش اینترنت با قیمت ۴.۸۳ میلیارد دلار خریداری شد. البته، سهام یاهو در علی‌بابا و شعبه‌ی ژاپن این غول قدیمی اینترنتی، به فروش نرفت.

ورایزن / Verizon

پس از اتمام فرایندهای قانونی خرید AOL و یاهو، ورایزن زیرمجموعه‌ای با نام Oath ایجاد کرد تا دو برند جدید تحت مدیریت آن به فعالیت ادامه دهند. در سال ۲۰۱۷، ورایزن اعلام کرد که فعالیت سرویس ایمیل خود را متوقف خواهد کرد و مشتریان، از آن به‌بعد باید از سرویس‌ ای‌میل AOL استفاده کنند.

یاهو و AOL با هدف افزایش خدمات حوزه‌ی محتوا خریداری شدند

مجموعه‌ی یاهو و AOL، قدم‌های جدی ورایزن برای تولید و توسعه‌ی محتوا را پیش می‌برد. مدیرعامل وقت ورایزن در سال ۲۰۱۷ یعنی لاول مک‌آدام (رئیس کنونی هیئت‌مدیره) خبر اجرای سرویس پخش تلویزیون را رسانه‌ای کرد.

سرمایه‌گذاری‌های دیگر

ورایزن نیز مانند دیگر فعالان بزرگ دنیای فناوری، سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌ها و خرید آن‌ها را نیز جزو برنامه‌های اصلی خود قرار داده است. به‌عنوان مثال آن‌ها در سال ۲۰۱۵ سرویسی را با نام Hum به‌عنوان محصولی از تحقیق و توسعه‌ی خود به بازار عرضه کردند. Hum، با تمرکز بر شناسایی ایرادات وسایل نقلیه و ابزارهای نظارتی برای آن‌ها، فعالیت می‌کند.

ورایزن / Verizon

پوشش شبکه‌ی 4G ورایزن در آمریکا

در سال ۲۰۱۶، یک شرکت با سابقه و یک استارتاپ به زیرمجموعه‌ی ورایزن اضافه شدند. شرکت Fleetmatics فعال در بازار ارتباطات لجستیکی به قیمت ۲.۴ میلیارد دلار در دوبلین ایرلند و استارتاپ Sensity با زمینه‌ی فعالیت تولید سنسورهای LED توسط ورایزن خریداری شدند. 

استارتاپ SocialRadar در سال ۲۰۱۶، خرید بعدی ورابزن بود که در حوزه‌ی مکان‌یابی فعالیت می‌کرد. محصولات و خدمات این استارتاپ، در سرویس MapQuest شرکت ادغام شدند. در همین مسیر، استارتاپی دیگر و این بار در حوزه‌ی خودروهای خودران، با نام Renovo Auto، مقصد سرمایه‌گذاری غول مخابراتی آمریکا شد. استارتاپ رنوو در سال ۲۰۱۷، ده میلیون دلار سرمایه از ورایزن دریافت کرد.

شرکت ورایزن هم‌اکنون حدود ۱۵۲ هزار نیروی کاری مستقیم در سرتاسر جهان دارد. لاول آدام، رئیس هیئت‌مدیره و هانس واستبرگ، مدیرعامل این شرکت هستند. برند ورایزن، اکنون پس از AT&T باارزش‌ترین برند خدمات مخابراتی جهان است. در فهرست فوربز، این برند در رتبه‌ی نوزده قرار دارد.


اگر ستاره‌ها به شکل گویی از گاز هستند، پس چرا ما آن‌ها را به شکل اجسامی نوک تیز می‌کشیم؟

نماد ستاره‌ها همه جا هست؛ این شکل در فرهنگ‌ و زمینه‌های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است و در اغلب اوقات ستاره‌ها دارای گوشه‌هایی تیز هستند. ستاره‌های پنج‌پر روی کوزه‌های مصری که قدمت آن‌ها به ۳۱۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد و نیز روی لوح‌ها و گلدان‌ها‌ی کشف شده در منطقه‌ی بین‌النهرین دیده می‌شود.

این اشکال در نامه‌های پیروان فیثاغورس به‌عنوان نمادی از گروه آن‌ها دیده شده است. ستاره‌های شش‌پر و هفت‌پر هم در طول تاریخ به‌عنوان نمادی از مذهب (مانند ستاره‌ی داوود) یا نمادی از میهن‌پرستی استفاده شده است. در دنیای امروز ستاره‌ها به‌عنوان نمادی از شهرت (مانند پیاده‌روی مشاهیر هالیوود)، سابقه (ژنرال‌های پنج ستاره) یا کیفیت (هتل‌های پنج ستاره) مورد استفاده قرار می‌گیرند. آن‌ها روی درخت‌های کریسمس و نیز روی پرچم‌ها یا لوگوی شرکت‌ها دیده می‌شوند. اما به‌راستی چرا ما ستاره‌ها را به‌صورت اجسام گوشه‌داری می‌کشیم در حالیکه آن‌ها در واقع اجسام گرد و متقارنی در آسمان هستند؟

ستاره‌ها در اثر پدیده تفرق نور  گوشه‌دار به‌نظر می‌رسند

مقاله‌های مرتبط:

از آن‌جایی که ستاره‌ها گوی‌های عظیمی از گاز و بسیار بزرگ‌تر از سیاره‌ی ما هستند، ما می‌توانیم انتظار داشته باشیم از نقطه‌ای که ما از روی زمین آن‌ها را تماشا می‌کنیم، به‌صورت دیسک‌های همواری در آسمان دیده شوند.

در واقع فضا بسیار پهناور است و ستاره‌ها بسیار دورتر از چشم‌های ما هستند به‌طوری که چشم‌ ما قادر نیست آن‌ها را به‌طور مشخص ببیند. ما اغلب ستاره‌ها را به‌جای صفحات بزرگ، شبیه نقاط نورانی می‌بینیم اما این نقاط نورانی معمولا دارای تشکیلاتی هم هستند.

دفعه‌ی بعد که به آسمان شب نگاه می‌کنید، نگاهی به ستاره‌های بالا بیندازید و متوجه خواهید شد آن‌ها بیشتر شبیه نقاط نورانی به چشم می‌خورند که گوشه‌های تیزی از آن‌ها خارج شده است. اگر ستاره‌ها را در دید محیطی خود قرار دهید (نه در مرکز بینایی) و از گوشه‌ی چشم به آن‌ها نگاه کنید، این گوشه‌ها را بیشتر خواهید دید. دلیل مشاهده‌ی این گوشه‌های نورانی پدیده‌ای است که با عنوان تفرق نور (پراش نور) شناخته می‌شود.

برای درک پدیده‌ی تفرق نور باید به‌خاطر بیاوریم که نور گاهی مانند یک ذره (که فوتون نامیده می‌شود) و گاهی مانند موج رفتار می‌کند. این شخصیت تقسیم شده گاهی به‌عنوان دوگانگی موج‌ذره شناخته می‌شود. تفرق نور یکی از مثال‌های آشکار درمورد رفتار موج‌مانند نور است. هنگامی که یک پرتوی نور از یک منفذ باریک یا اطراف لبه‌های تیزی عبور کند، دچار تفرق می‌شود یا به صورت الگویی پراکنده می‌شود که به آن الگوی تفرق (پراش) می‌گویند.

در آزمایش معروف دو شکافِ یانگ، آزمایش‌کنندگان پرتو نوری را که ابتدا از یک روزنه و سپس از دو روزنه گذشته است، روی یک پرده می‌اندازند. در حالی‌که یک ذره از نور به‌سادگی از شکاف عبور کرده یا ناپدید می‌شود و ممکن است منعکس شود، موج نوری که از شکاف عبور می‌کند در لبه‌های شکاف دارای خمیدگی شده و یک الگوی مشخص را روی پرده ایجاد می‌کند.

بهترین تفسیر ما از گوشه‌دار بودن ستاره‌ها از درک ما از فضای بیرون نمی‌آید بلکه مربوط به آناتومی چشم انسان است. نوری که از فاصله‌ی دوری از آسمان می‌آید، باید از عدسی‌های چشم ما که خودش یک روزن کوچک است، بگذرد. عدسی‌های چشم‌های ما نیز دارای شکاف‌های ریزی به‌نام خطوط بخیه (Sature Lines) هستند که موجب ایجاد درزهای ریزی برای عبور نور می‌شوند و این باید منجر به یک الگوی تفرق نور در چشم شود (شکل زیر را ببینید). از آن‌جایی که چشم هر فردی منحصر‌به‌فرد است (حتی چشم چپ در برابر چشم راست)، این بدان معنا است که دو فرد یک ستاره را به یک شکل نمی‌بینند.

خطوط بخیه در عدسی چشم انسان

حتی تلسکوپ هم چیزی که ما آن را پراش‌های اطرف ستاره می‌خوانیم، را می‌بیند. از آن‌جایی که معمولا یک مسیر مشخص برای رسیدن نور ستاره به لنزها یا آینه‌های تلسکوپ وجود ندارد. چیزی باید لنزها یا آینه‌های تلسکوپ را در جای خود نگه دارد. در مورد تلسکوپ فضایی هابل چهار میله‌ی فلزی یا ستون، آینه را نگه می‌دارند و بنابراین روشن‌ترین ستاره‌ها در تصاویر هابل چهار گوشه‌ی روشن را که از آن‌ها نور از کنار محافظ‌ها عبور کرده است، نشان می‌دهد. تعداد این نوع موانع در تلسکوپ فضایی جیمز وب سه عدد است.

شکست نور

چرا به نظر می‌رسد که ستاره‌ها چشمک می‌زنند؟

در حالی‌که دلیل اینکه چرا ستاره‌ها به چشم ما اشیایی گوشه‌دار می‌آیند، بیشتر مربوط به زمین است، ولی علت چشمک زدن ستاره‌ها مربوط به اتمسفر است. وقتی که نور ستاره از یک اتمسفر آشفته عبور می‌کند، نور از مسیر مستقیم بین ما و ستاره طی پدیده‌ای به نام شکست نور منحرف می‌شود. زمانی که نور ستاره‌ها وارد اتمسفر می‌شود، توسط بادهای موجود در اتمسفر و مناطق دارای اتمسفر و تراکم مختلف تحت تاثیر قرار می‌گیرد. این موضوع موجب می‌شود که از سطح زمین این‌طور به‌نظر برسد که آن‌ها در حال چشمک زدن هستند.


مایکروسافت بالاتر از اپل و آمازون و بدون اینکه هیچگاه به ارزشی بالغ بر یک تریلیون دلار رسیده باشد، به‌عنوان باارزش‌ترین شرکت سهامی عام آمریکایی، سال میلادی را به پایان می‌برد.

هرچند به اعتقاد کارشناسان این رتبه موقتی خواهد بود، لیکن اکنون مایکروسافت سرخوش از این موفقیت و بازپس‌گرفتن جایگاه پیشین خود است. درحقیقت غول فناوری ردموند، رقابت تبدیل شدن به شرکتی با ارزش یک تریلیون دلار را به اپل و آمازون باخت و حتی در فصل پایانی سال میلادی کل ارزش بازار آن بیش از یکصد میلیارد دلار کاهش یافت. اما دراصل میزان کاهش ارزش سهام مایکروسافت در این دوره از سایر پیشتازان فناوری کم‌تر بود.

البته ارزش کلی بازار سهام آمریکا پس از یک دهه رشد مطلوب، اکنون در حال گذار از یک مرحله اصلاح است و سهام مایکروسافت هم هم‌راستا با بازار، کاهش را تجربه کرده است. این رخداد برای فیسبوک، اپل، آمازون، نتفلیکس و گوگل هم پیش آمده است.

MSFT AAPL

خط قرمز نشان‌گر روند سهم اپل و رنگ آبی نشان‌گر روند سهم مایکروسافت است. چارت از هم سرویس Yahoo Finance به‌دست آمده است.

جیم کرامر (Jim Cramer)، مجری برنامه‌ی تلویزیونی Mad Money در سال ۲۰۱۳ سهام پنج شرکت مذکور را به‌عنوان پنج سهمی که به سرعت درحال رشد هستند، برشمرد و آن‌ها را به اختصار FAANG (برگرفته از حروف اول نام این شرکت‌ها) نامید. اما مایکروسافت در این جمع نبود، چراکه طی دهه‌ی گذشته، روند معنی داری برای ارزش سهمش وجود نداشت؛ حتی بعد از سال ۲۰۰۰ و در دوره‌ی روی کار آمدن استیو بالمر که درآمدهای شرکت سه برابر شد و سود ویژه هم افزایش دو برابری یافت، بازهم برخی کارشناسان وضعیت سهام مایکروسافت را مشابه سهام گروه شرکت‌های FAANG نمی‌دانستند.

مقاله‌هاي مرتبط:

در همان مقطع، گروه FAANG در بازار مورد توجه قرار گرفت و با افزایش میزان خرید و مبادلات سهام این گروه، ارزش آن روز‌به‌روز بیشتر شد. لیکن در چند دوره اخیر، زمانی‌که سهام‌داران کم‌کم تصمیم به تثبیت درآمد و سود حاصل از معاملات خود گرفتند و فروش را آغاز کردند، مجدداً ارزش FAANG کاهش یافت.

البته دلایل مهمتری برای این تغییر وضعیت وجود دارد. از یک سو فیسبوک بیش از یک سال است که به‌دلیل بحث‌های نقض حریم خصوصی کاربران تحت فشار است و همچنین مشکلاتی نظیر بات‌های روسی و سایر اخبار جعلی به این موضوع دامن زده است. از سوی دیگر گوگل هم با مسائلی نظیر تظاهرات کارکنانش علیه فعالیت در زمینه پروژه‌های نظامی و احتمال تبدیل شدن چین به‌عنوان قطبی برای موتورهای جست‌وجو، مواجه بود. اپل هم در این دوره چندین اقدام انقباضی داشت. برای مثال، اپل اخیراْ اعلام کرده بود که احتمالاً دیگر آمار میزان فروش محصولات اصلی خود را منتشر نخواهد کرد. تحلیلگران هم به‌دنبال شکسته شدن رکورد فروش آیفون، آیپد و کامپیوترهای مک، پیش‌بینی تغییر این روند و کاهش میزان فروش را می‌کردند. این وضعیت با اخبار و شایعاتی نظیر کاهش میزان تولید توسط تأمین‌‌کنندگان اپل و پیش‌بینی کارشناسان برای فروش کمتر اپل در سال‌های آتی، شدت می‌گرفت و ناپایدارتر می‌شد. ارزش سهام اپل حتی متاثر از جنگ افتصادی آمریکا و چین به‌عنوان کشور محل تولید محصولات اپل، بود.

سهام مایکروسافت اما به دو دلیل پایستگی بیشتری داشت. یکی موفقیت سرویس محاسبات ابری آژور بود که طبق برآوردها تا مدت‌ها برای مایکروسافت منشاء سودآوری خواهد بود؛ و دیگری هم اعتماد عمومی به ساتیا نادلا به‌عنوان مدیرعاملی که شرکت را دگرگون کرده و دوران مدیریت او با ثبات خواهد بود. این نکته که مایکروسافت طی ۴۳ سال گذشته تنها سه مدیرعامل داشته است(گیتس، بالمر و نادلا)، بیانگر ثبات بالای مدیریتی در این شرکت است.

GATES BALLMER NADELLA

به‌هرحال قمیت سهم‌ها گویای همه چیز است. اکنون قیمت هر سهم مایکروسافت پس از ۵۲ هفته قرار گرفتن بالای عدد ۱۱۶ دلار، در آستانه‌ی سال نوی میلادی با کاهش ۱۸ تا ۹۸ دلاری مواجه بوده است، اما این میزان کاهش در دوره مشابه برای اپل ۸۱ تا ۱۵۲ دلار، گوگل ۲۸۳ تا ۱۰۰۹ دلار، و آمازون هم ۶۴۰ تا ۱۴۱۱ دلار است. مشخصاً مایکروسافت تنها ۱۵ درصد کاهش و سایرین بیش از ۳۰ درصد کاهش را تجربه کرده‌اند.

مقاله‌های مرتبط:

در نتیجه کل ارزش سهام مایکروسافت در بازار، اکنون بالغ بر ۷۵۲ میلیارد دلار است که تا رسیدن به ۱۰۰۰ میلیارد دلار، فاصله‌ی معنی‌داری باقی مانده است. به‌دنبال آن و با اختلاف کم به ترتیب ارزش کل سهام اپل در بازار برابر با ۷۲۰ میلیارد دلار، آلفابت/گوگل برابر با ۷۰۶ میلیارد دلار و در آخر هم آمازون برابر با ۶۹۰ میلیارد دلار است.

فیسبوک ۳۷۸ میلیارد دلاری و نتفلیکس ۱۰۶ میلیارد دلاری هم با این رقابت فاصله‌زیادی دارند.

از منظر شاخص درآمد سالیانه، هم اپل و هم آمازون از مایکروسافت بالاترند و اپل تقریباً سه برابر پول‌سازتر از مایکروسافت بوده است. از آنجا که ارزش سهم بازار یک شرکت در یک مقطع تاحدی بیانگر سود تعدیل شده‌ی آتی آن شرکت است، می‌توان انتظار داشت که کل ارزش بازار اپل برای یک دوره طولانی رشد را تجربه کند؛ اما این موضوع اصلاً قطعی نبوده و یک منطق محاسباتی نیست و تنها یک پیش‌بینی محتمل است.

شرکت میزان درآمد سود ارزش بازار
مایکروسافت ۱۱۵ ۱۸.۸ ۷۵۲
اپل ۲۶۶ ۵۹.۵ ۷۲۰
گوگل ۱۳۰ ۱۸.۸ ۷۰۶
آمازون ۲۲۱ ۸.۹ ۶۹۰
فیسبوک ۵۲ ۱۹.۵ ۳۷۸
نتفلیکس ۱۵ ۱.۳ ۱۰۶
آی‌بی‌ام ۸۰ ۵.۷ ۱۰۱

کلیه ارقام به میلیارد دلار بوده و شاخص درآمد و سود مربوط به مقطع زمانی ۱۲ ماهه‌ی گذشته (سال غیرمالی) می‌باشد. منظور از سود مجموع میزان پرداختی به سهامداران پس از کسر مالیات و سایر کسورات قانونی می‌باشد. منبع آمار پایگاه Yahoo Finance است.

جان مینارد کینز اقتصاددان بریتانیایی جمله‌ی کنایه آمیزی درخصوص این‌گونه پیش‌بینی‌ها برای دراز مدت دارد:

در طولانی مدت همه خواهیم مرد.

حال باید دید در آینده و بعد از تعطیلات سال نوی میلادی چه رخ خواهد داد.

دوستان

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها